Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801228-54578S5

Date of Document: 2002-03-19

نفت و دموكراسي در ايران محمد صادق جنان صفت وجود ذخاير غني نفت در سرزمين ايران و درآمدهاي حاصل از صادرات آن درصدسال گذشته، به تدريج به يك عنصر پرقدرت در شكل دهي و ماهيت بخشي تاريخ ايران و رفتار ايرانيان تبديل شد. در سالهايي كه سوداگران فرآورده هاي نفتي در غرب بازاري پررونق و بالنده در آينده را تخمين زدند، پيدا كردن منابع جديد عرضه و توليد آن، نگاهها را به آسيا برگرداند. وجودذخاير غني نفت در ايران، موجب شد تا سوداگران نفت آرام آرام و در طي يك فرايند زماني پا به اين مرز و بوم بگذارند. از سال 1900 ميلادي تا زمان ملي شدن نفت در سال 1329 صاحبان و مديران شركتهاي بزرگ نفتي با پشتيباني دولتهاي خود، در سياست داخلي و خارجي ايران سهم و نقش چشمگير و پررنگي داشتند. انديشمندان علوم سياسي و اقتصادي مي گويند وجود ذخاير نفت و درآمدهاي حاصل از صادرات آن يكي از دلايل ديرپايي حكومت هاي خودكامه در ايران تا انقلاب 1357 است. به اين معني كه شركتهاي بزرگ نفتي، ترجيح مي دادند در عقد قراردادهاي خود با ايران، يك حكومت مقتدر و خودكامه كه توانايي سركوب انتقادها واعتراض هاي مردمي را داشته باشد را با خود شريك كنند. وجوددموكراسي در ايران مي توانست فضاي باز سياسي ايجاد كند و در اين فضا كه نقد قدرت در آن ممكن است، نهادهاي مدني توانايي بررسي مضار و مزاياي قراردادهاي نفتي را كه عموما به نفع شركتهاي نفتي بود اجتناب ناپذير مي كرد. به همين دليل شركتهاي نفتي كه در رقابتي كشنده با يكديگر نيز قرار داشتند، به تاخير درايجاد دموكراسي در ايران كمك مي كردند.. نفع برندگان اصلي از قراردادهاي نفتي با ايران تا پيش از تدوين قانون نفت در ايران در 1336 به شكل هاي مختلف راه وزيدن نسيم دموكراسي در ايران را سد مي كردند. بررسي ها نشان مي دهد درآمدهاي حاصل از صادرات نفت در دهه 1340 به مرور روندي فزاينده پيدا مي كرد وانحصار آن توسط حكومت نيز نقش مهمي در پديدار نشدن دموكراسي در ايران بازي مي كرد. افزايش درآمدهاي حاصل از صادرات به مرور اتكاي دولت به گروههاي مختلف اجتماعي در ايران را كاهش داد. دريافت و پرداخت ماليات كه عنصر مادي پيوستگي دولت و ملت در هر جامعه اي است به مرور به جرياني ضعيف در كشور تبديل دولت هاي شد وقت با استفاده از درآمدهاي نفت به مرور ملت را ناديده گرفته و خود را موظف به پاسخگويي اين نمي ديدند جريان نيز موجب تاخير در ايجاد و توسعه دموكراسي در ايران شد. انحصار درآمدهاي حاصل از صادرات نفت توسط دولت ها - تا پيش از انقلاب اسلامي - ابزارهاي لازم براي حكومت كردن بر مردم را از طريق سياست چماق و حلوا فراهم دولت كرد با اتكا به درآمدهاي نفت توانست فضايي مناسب براي جذب گروه هاي مختلف اجتماعي و حتي برخي روشنفكران ايجاد كند تا آنها از حجم انتقادها و اعتراض هاي خود نسبت به شيوه زمامداري رژيم بكاهند. ايجاد دولت رفاهي براي جامعه ايراني و سرمايه گذاري دولتي در بخش هاي مختلف اقتصادي و رشد سريع درآمد ملي در ايران به ويژه درسال 20 منتهي به سرپوشي 1357 براي ضعف هاي حكومت بود و مردم را ساكت نگه مي داشت. ايجاد فرهنگ تسامح و تساهل با افزايش توليدات به اصطلاح روشنفكري از سوي رژيم گذشته و ايجاد فضايي خاص مانع از گسترده تر شدن دامنه انتقادها و اعتراض هاي مردمي شده و گروه هاي مبارز عليه رژيم نيز در چنين فضايي توانايي جذب هوادار و عضو را از دست مي دادند. علاوه بر اين، فقدان دموكراسي در ايران و نقش برتر قدرت حاصل از درآمدهاي نفت در يك تعامل فزاينده موجب پديدار شدن گروه هاي رانت خوار وابسته به قدرت را فراهم كرد كه توسعه منافع خود را در حفظ شرايط موجود مي ديدند. گروه هاي قدرت كه در دربار، دولت، ارتش، مجلس شورا و مجلس سنا گرد آمده بودند راه را براي ثروتمندتر شدن هموار مي ديدند و در كنار خود گروهي از بازرگانان، صاحبان صنعت، بانكدارها و.. را ايجاد كردند كه اين گروه ها نيز حفظ وضعيت موجود را مناسب مي ديدند و مانع از پيدايش دموكراسي مي شدند. در شرايطي كه قدرت سياسي با استفاده از درآمدهاي نفت به تمركز بيشتر گرايش داشت، نهادهاي مردمي كه در تشكل هاي خاص خود گردآمده باشند نيز معنا نداشت و حتي در بهترين شرايط به تشكل هايي فاقد قدرت تبديل مي شدند. در چنين وضعيتي حكومت استبدادي در ايران تا پيروزي انقلاب اسلامي تداوم پيدا كرد.