Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801227-54559S1

Date of Document: 2002-03-18

گزارش بررسي و شناسايي آثار فرهنگي - تاريخي كرج: كرج، شهرك جديدي در حاشيه تهران يا تمدني؟ كهن پل شاه عباسي كاخ سليمانيه برج ميدانك اشاره; اداره كل ميراث فرهنگي استان تهران درادامه اجراي طرح بررسي و شناسايي آثار فرهنگي اين تابستان 80 استان موفق به بررسي آثار فرهنگي شهرستان كرج شد كه طي آن دست كم هفت اثر ارزشمند تاريخي و فرهنگي شامل پل، تپه، امامزاده، كاروانسرا، قلعه و كاخ تاريخي مطالعه و دقيقا شناسايي شد. آنچه در پي مي آيد گزارشي است از اين اقدام پژوهشي. پل شاه عباسي (پل قديمي ) پل شاه عباسي در مدخل ورودي شهر بر روي رودخانه كرج ساخته شده است. جاده كرج به چالوس در ضلع شرقي پل واقع گرديده و پل جديد ساخته شده در مدخل شهر در ضلع جنوبي آن قرار دارد. پل قديمي كرج در گذشته ارتباط ميان ري و تهران را با قزوين و غرب كشورميسرمي ساخته و در سفرنامه ها و اسناد تاريخي بسياري از آن سخن به ميان رفته است. ازجمله قديمي ترين اسنادي كه در مورد اين پل وجود دارد، ذكري است كه حمدالله مستوفي از آن نموده است. طول /61 20پل متر و عرض /8 80آن متر است. پل از ابتداي ساخت مورد بهره برداري بوده ولي در سال 1330 كه خسارت زيادي در اثر عبور و مرور وسائط نقليه به پل وارد شده و همچنين با وجود ساخته شدن پل جديدي در كنار آن عبور و مروراز روي پل قطع شده و پس از اين دوره و تاكنون با نظارت و اعمال نظر كارشناسان آثار تاريخي، پل تاريخي كرج حفظ و به طور مستمرمرمت گرديده است. براساس اسناد موجود، قدمت پل به دوره سلجوقي مي رسد ودر دوره هاي بعد نهايتا تعميرات و دخل و تصرفاتي در آن ايجاد شده است. تپه هاي باستاني و بناي امامزاده احمد و محمود در حوزه ماهدشت ودر ميان زمينهاي متعلق به آقاي محمدعلي گروسي، به آدرس جاده خدايارخان، اولين خيابان سمت چپ، خياباني خاكي وجود دارد كه به تپه اي باستاني و بناي آرامگاهي خشتي منتهي مي شود. در نزد اهالي، اين بناي آرامگاهي به امامزاده احمد و محمود معروف امامزاده احمد است و محمود بر تپه اي با ارتفاع حدود سه متر بنا شده و از فاصله دور در ميان دشت مسطح نمايان است. مصالح ساختماني به كار رفته در اين بنا، فقط خشت و گل است كه به صورت پلان چند ضلعي و گنبد ضربي برپا شده متاسفانه است بناي امامزاده احمد و محمود به شدت در حال تخريب است و يابندگان گنج نيزاز هيچ گونه كندوكاوي در آن دريغ نكرده اند. چنين به نظر مي رسد كه بناي امامزاده دو طبقه است كه طبقه هم كف آرامگاه و طبقه زيرين احتمالابه صورت سردابه بوده است. سبك معماري بنا از دوره صفوي تبعيت مي كند و مي توان قدمت آن را نيزتا اين دوره به عقب برد. اطراف امامزاده چندين قبر كه بسيار جديدتراز بناي آرامگاه هستند ايجاد شده كه احتمالااين محل زماني قبرستان آبادي بوده است. آقاي گروسي اعلام كردند كه يك هكتاراز زمينهاي اطراف امامزاده وقف بنا شده و مي توان هزينه هاي تعمير و نگهداري آن را از اين زمينها تامين كرد. در جوار امامزاده دو تپه باستاني وجود دارد كه تنوع و فراواني سفالهاي پراكنده روي آنها حكايت از اهميت آنها دارد. سفالهاي جمع آوري شده از سطح اين تپه ها قدمت آنها را به دوره اسلامي بخصوص سده هاي 7 9 8 و مي رساند. با كمي فاصله از امامزاده احمد و محمود، تپه هاي چله تپه وتپه سليمان و تپه خاتون قرار دارند. آهنين راه و پل سنگي گچسر اگر حدود 2 كيلومتر از گچسر در جاده اصلي به طرف تونل كندوان حركت كنيم و از زير آخرين بهمن گير جاده به ته دره نظر بيفكنيم، در جوار رودخانه آثاري از يك پل سنگي قابل مشاهده است. با نزديك شدن به اين اثر راهي قديمي به عرض 160 سانتي متركه در دل صخره كنده شده نظر ما را به خود جلب كه مي كند در موقعيت 51 درجه و 19 دقيقه طول و 36 درجه و 07 دقيقه عرض جغرافيايي قرار گرفته است. با كمي دقت و توجه بيشتر مي توان آثار ديلم و كلنگ سازندگان آن را در جاي جاي سنگ ها ديد. مردم محلي و ريش سفيدان ده، آن را راه آهنين مي دانند، ولي هيچ كدام دليل اين نامگذاري را نمي دانند. مي توان تصور كرد كه چون راه توسط ابزار آهني، همچون ديلم و كلنگ ايجاد شده، به اين نام خوانده مي شود و يا استحكام زياد و رنگ صخره كه شباهت زيادي به آهن دارد، دليل اين نامگذاري است. در ادامه و متصل به اين راه يك چشمه از پلي سنگي به عرض سانتي متروجود 330 داردكه گذر ايام و يا طغيان رودخانه در تخريبو فرسودگي آن نقش بسزايي داشته است. اما خوشبختانه در پناه دره و كوههاي اطراف، هنوز پايه و سقف يكي از چشمه هاي پل پابرجاست. مصالح ساختماني به كار رفته در قلوه سنگهايي است پل، از جنس سنگهاي آهنين راه كه با ملاط ساروج به هم متصل شده اند. متاسفانه هيچ گونه نشانه و مدركي كه ما را به سوي تاريخ ساخت اين پل و يا اطلاعات جامع تري رهنمون كند، ديده نمي شود. برج ميدانك ميدانك آبادي كوچكي است در 53 كيلومتري شمال كرج و يك كيلومتري شمال تونل تنگ گسيل. در ضلع شرقي جاده چالوس، در آبادي ميدانك، بناي آرامگاهي زيبا ديده مي شود كه به قصر ميدانك يا برج سنگي گچسر يا برج تهمينه و يا برج ميدانك معروف است. برج ميدانك تشكيل شده از يك بناي بلند هشت ضلعي است كه در ورودي آن رو به غرب ( جاده ) است و ايواني جلو در ورودي آن ايجاد شده است. بنا از بيرون داراي تزئينات محراب مانندي است كه بالاي آن تزئينات گوشواره مانند ايجاد شده است. داخل آرامگاه نيز تزئينات محراب مانندي وجود دارد كه در بالا و نزديك سقف، با كاربندي هشت ضلعي تبديل به دايره و در نهايت سقف مدور آن شده است. بناي برج ميدانك با سنگ و ساروج ساخته شده و به تازگي توسط ميراث فرهنگي استان تهران مرمت شده است. برج ميدانك شبيه بناهاي مغولي است و قدمت آن به حدود قرن _ه. ق 7 بر مي گردد. اين بنا با /3 1596شماره به ثبت آثار تاريخي رسيده است. كاروانسراي كندوان در فاصله 5 كيلومتري شمال گچسر مكاني كه جاده به تونل كندوان ختم مي شود، دره اي نسبتا عميق در غرب جاده هويداست. اگر از حاشيه جاده به اين دره نظر بيفكنيم در دامنه شمالي جاده، پستي و بلنديهاي منظمي قابل رويت است. با نزديك شدن به اين مجموعه به آثار بنايي سنگي مي رسيم كه قسمتي از سقف يكي از اتاقهاي آن هنوز پابرجاست. ولي بقيه اتاقها تخريب شده است. با كمي دقت در پايه ديوارها مشخص مي شود كه بنا حالت كاروانسرا دارد. عده اي از اهالي گچسر اين خرابه ها را مربوط به كاروانسرايي سنگي از دوره صفوي و عده اي آن را ناصرالدين شاهي مي دانند. اين كاروانسرا در موقعيت 51 درجه و 18 دقيقه طول و 36 درجه و 08 دقيقه عرض جغرافيايي قرار دارد. در نزديكي كاروانسرا آثاري از يك بناي قديمي كه كاملا از بين رفته، به صورت تپه اي باستاني به چشم مي خورد. در اين محوطه سفالهاي قرمز رنگ و نخودي به فراواني وجود سفالهاي دارد ياد شده شباهت زيادي به سفالهاي دوران اسلامي بخصوص قرون 9 و 10 _ه. ق دارد. همچنين سنگهايي ديده مي شود كه در آنها دخل و تصرف شده و شكل سنگ هاي ساب يا هاون را به خود گرفته است. بقاياي بناي كاروانسرا و اين تپه از نظر مكاني به هم نزديك هستند، اما شدت تخريب آثار اين تپه و بررسي سفالهاي پراكنده روي آن، فاصله زماني آنها را يادآور مي شود. بررسي هاي وسيع تر قدمت، كاربري و ارتباط بناها را با يكديگر مشخص مي كند. احتمالا آثار تپه مربوط به كاروانسرايي از عهد صفوي و بقاياي كاروانسراي سنگي مربوط به دوره قاجاريه است. كاخ سليمانيه در داخل محوطه وسيع و زيباي دانشكده كشاورزي كرج، بنايي قديمي از دوره قاجار قرار دارد كه باقيمانده يكي از كاخهاي مجلل و زيباي دوره فتحعليشاه به شمار مي رود. اين بنا كه در سال 1348 توسط سازمان حفاظت آثار باستاني مرمت شده، قسمتي از مجموعه كاخ سليمانيه است كه به علت دارا بودن تزئينات داخلي، بخصوص دو تابلوي نقاشي رنگ و روغن بر روي ديوارهاي شرقي و غربي آن، حائز كمال اهميت است. اين بنا به دستور سليمان ميرزا فرزند فتحعليشاه و توسط صدر اصفهاني، معمار سرشناس اين دوره ساخته شده است. از اين دوره به بعد، جهانگردان زيادي از اين كاخ بازديد كرده و يا در سفرنامه هاي خود از آن ياد كرده اند. آنچه هم اكنون از مجموعه كاخ سليمانيه باقي مانده، عبارت است از: يك كوشك يا بناي مستطيل شكل كه بر روي ستونها و جرزهاي آجري ساخته شده و از سطح زمين /2 5حدود متر ارتفاع دارد. بناي مزبور شامل يك تالار اصلي و مستطيل شكل در وسط و دو راهرو در سمت غرب و شرق آن است كه از جانب شمال و جنوب دو پلكان به هر يك از راهروهاي مزبور راه مي يابد. بناي كنوني كاخ سليمانيه، جزء كوچكي از مجموعه بناهاي مفصل قلعه و قصر سليمانيه شامل: عمارت گلشن، ساختمان كلاه فرنگي، بيروني و حرمسراي فتحعليشاه، ساختمان اندروني، برج بلند فراش آباد، عمارت در قرمز (باغ انگوري ) باغ، فراش آباد، باغ شاه اول، باغ شاه دوم و باغ فردوس است. بنابراين، اطراف بناي فعلي ساختمانها و برجهاي زيادي وجود داشته كه كلا تخريب شده است. كاخ سليمانيه در /12/1327 2تاريخ با شماره 370 به ثبت آثار ملي رسيده است. قلعه تنگ گسيل گسيل يكي از آباديهاي دهستان نساء است كه در جنوب آن و در سه كيلومتري شرق جاده اصلي كرج - چالوس واقع شده است. در اين قسمت از جاده يعني در 52 كيلومتري شمال كرج تنگه اي وجود دارد كه به تنگ گسيل معروف چند است سالي است به دليل صعبالعبور بودن اين تنگه، جاده اصلي از ميان تونلي كه كنار تنگه ايجاد شده مي گذرد. بالاي اين تونل و در نوك قله كوه آثار قلعه اي بر جاي مانده كه به دختر قلعه تنگ گسيل معروف است. اين قلعه به شدت رو به ويراني رفته و فقط قسمتهاي بسيار محدودي از ديوارهاي آن به صورت جسته و گريخته و دور از هم باقي مانده است و بقاياي آجرها و سنگهاي شكسته شده و ملاط ساروج حاصل از حفاريهاي غيرمجاز در مساحتي حدود هزارمترمربع پراكنده است. حفاران قسمتهاي زيادي از كف، پاي ديوارها و پي بنا را تخريب كرده اند. در اين قسمتها، پايه ديوارها و كف بعضي از اتاقها نمايان شده و گوياي آن است كه شالوده بنا در دل صخره ايجاد شده و فعلا زير آوار و خاك سالم تر مانده است. مصالح به كار رفته در اين بنا، سنگ و ساروج است، ولي وجود آجرهاي پراكنده در بالاي قله دليلي است كه آجر نيز در بناي قلعه به كار رفته سفالهاي است موجود در اين محوطه از نوع سفالهاي قرمز و نخودي بدون لعاب دوران اسلامي است و در بين آنها دو قطعه سفال بسيار ريز لعابدار نيز پيدا شد كه مجموعا شباهت آنها به سفالهاي دوران سلجوقي و ايلخاني زياد بود.