Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801227-54554S3

Date of Document: 2002-03-18

شاعر موظف است از زبان شعر حمايت كند نگاهي به نقد مقاله شعر يك معيار ندارد چاپ مقاله اي با تكرار عنوان در شعر (م مهاب ) كه به نقد يكي از شعرهاي شاملو پرداخته بود، بازتابهاي متفاوتي به همراه داشت. چندي پيش نقدي بر، اين نوشته با عنوان نقد شعر يك معيار ندارد (م. آشنا ) به چاپ رسيد كه آقاي غلامرضا احمدي بر اين مقاله، نقدي نوشته اند كه به چاپ مي رسد. اميد است چاپ اينگونه مطالب بتواند فضاي نقد در جامعه ما را جدي تر از آنچه هست بنمايد. مقاله هاي تكرار در شعر و نقدشعر يك معيار ندارد شماره هاي 2641 و 2666 صفحه شعر روزنامه همشهري هر كدام واكنشهاي خاص خود را داشت. با نگاهي دقيق تر درمي يابيم كه بعد از جريان شعر نيمايي كه اين سبك هم بنيانگذار واقعي اش، نيما نيست، عرصه شعر جايگاهي براي تاخت و تاز و گاهي هم هنرنمايي هنرمندان شد. از اين همه كه بگذريم صحبت از شاملو و شعر اوست، نويسنده مقاله نقد شعر يك معيار ندارد در پاسخ به تكرار مقاله در شعر به اين نكته بسيار مهم توجه ندارد كه وظيفه يك شاعر به عنوان يك هنرمند چيست، بي شك همه آناني كه دستي در ادبيات دارند مي دانند كه وظيفه شاعر چيست. مگر نه اين است كه شاعر نگاهي ديگر دارد يا به قول سهراب: جور ديگر بايد ديد، شاعر پديده هاي آشنا را ويران مي كند و با نگاهي ديگربازسازي در حقيقت وظيفه اصلي او متوسع كردن زبان به عنوان يك هنرمند است وگرنه امروز هيچ كس علاقه اي به خواندن شعر حافظ يا مولانا نخواهد داشت. زبان امروزي، زباني است كه مربوط به اين دهه است. شاملو در دهه چهل هم موظف بود از زبان شعر حمايت كند نه اينكه با تكرار كلمات نابجا يا حتي بجا مانع تحول زباني شعر شود. بيان تركيبات تازه، تصاوير، استعارات و.. هر كدام از اجزاي متشكله شعر هستند، بايد با زباني بيان شوند كه مخاطب راآزار ندهد و به نوعي مخاطب پسند باشند. شعري كه شرايط و امكانات و موقعيتهاي مختلف زبان آن را دچار تزلزل كند مطمئنا در آينده جايگاهي در عرصه شعر نخواهد داشت، شاعري كه در عرصه شعري و هنري خود به زبان مستقل دست نيافته خود به خود قابل نقد است و بايد پذيرفت كه انتقاد از اين وضعيت بجا و قابل پذيرش است. اگر به شاعري كه زبان خود را نيافته انتقاد نشود و شاعري كه زبان خود را يافته انتقاد نشود پس نقد براي؟ چيست نويسنده نقد مقاله شعر يك معيار ندارد معتقد است كه همه آثار بايد يكجا نقد گردد (كليت كار نقد گردد ) با گفتن همين نكته مي توان به واقعيت دست يافت كه خود نويسنده در جمله پنهان كرده است و آن اينكه نقد همه آثار هنرمند زماني ميسر است كه هنرمند در قيد حيات نباشد و ديگر اينكه اين كار كاري نيست كه در صفحه ادبي يك روزنامه بگنجد و به جرات مي توان گفت دست منتقد را براي نقد در مي بندد حالت كنوني منتقدي كه قصد نقد اثريك هنرمند را دارد بايد صبر كند تا همه اثراتش را از گذشته تا حال ببيند. اگر از جزئيات و خرده گيريهاي روزمره بگذريم در مي يابيم كه دليل همه اين دلمشغوليهاي جامعه ادبي چيزي جز سردرگمي خود اين جامعه نيست. به هرحال زبان مهمترين عامل است و وظيفه شاعر متوسع كردن آن، نمي خواهم در مقام نقد شعر يا اثري برآيم چون ازعهده من خارج است ولي به عنوان يك شاعركوچك و گمنام در عرصه ادبيات اين مرز و بوم مي دانم كه هر اثر قابل نقد است و ترازوي نقد اگر منصفانه باشد و معيارهاي واقعي نقد را در نظر بگيرد علاوه بر آنكه هيچ ضرري ندارد، بلكه موجبات تعالي اثر هنري را فراهم خواهد آورد. به اين اميد كه فاصله مخاطبو هنرمند روزبه روز كمتر شده و انتقادي منصف و هنرمنداني نقدپذير داشته باشيم. غلامرضا احمدي