Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801226-54543S1

Date of Document: 2002-03-17

نوروز آئين عشق، بخشش و شكرگزاري گفت وگو با ميترا بصيري; پژوهشگر * رسومات سال نو به نوعي مي خواهند بگويند كه به درون خود برگرديم و غبار ذهني و قلبي را از وجودمان بزداييم * ناآگاهي جوانان از علل و ريشه هاي سنت هاي ملي و احيانا تقليد از اعمال و رفتار غربي ها مي تواند براي فرهنگ ما مضر باشد آيين هاي نوروزي به عنوان ميراثي از تمدن و نياكان ما، حامل پيام ها و مفاهيم ارزشمند انساني و معنوي هستند كه در قالب رسم ها، اعمال و رفتارهاي مختلف تجلي يافته اند. بررسي ريشه هاي مراسم سال نو نشان دهنده اعتقادات، باورها و جايگاه فراروانشناسي يا متافيزيك نزد ملل آريايي است كه با ستايش، عشق و شكرگزاري ايزد منان درآميخته شده و بخشي از فرهنگ و هويت مردم ايران زمين را تشكيل داده است. براي آشنايي با فلسفه و نمادهاي نوروزي با ميترا بصيري، كارشناس ارشد فرهنگ و زبان هاي باستاني و مولف كتاب اديان ايران پيش از مسيحيت گفت وگويي انجام داده ايم كه در پي مي آيد: * ابتدا درباره مراسم نوروزي و جايگاه باورها و موضوعات متافيزيك در آن توضيحاتي؟ بفرماييد - نوروز يكي از سنت هاي كهن و بسيار پيچيده است. نخست بايد گفت، در همه اديان و كتابهاي آسماني از جمله تورات و قرآن، اعتقاد بر اين است كه خداوند در شش روز جهان را در آفريد اوستا نيز آمده كه خداوند جهان را در شش روز طي يكسال و در فصل هاي مختلف خلق كرده است. ايرانيان باستان به اين شش روز گهنبار يا گاهنبار مي گفتند. در گهنبار اول يا مديوزرم 15 11 تا ارديبهشت خداوند آسمان را آفريد. گهنبار دوم يا مديوشم تا 11 تير 15 زمان آفرينش آب گهنبار سوم يا پتيه سهيم تا 26 شهريور 30 آفرينش زمين گهنبار چهارم يا اياتريم تا 26 مهر 30 آفرينش گهنبار گياهان پنجم يا مدياريم تا 15 دي 20 آفرينش حيوانات و گهنبار ششم يا همستمدم روز 5 مانده به آغاز بهار مربوط به آفرينش انسان است. از طرفي طبق آيين هاي كهن ما، انسان از پنج نيرو يعني جسم، جان، وجدان، روان و فروهر ساخته شده است. فروهر يك بهره ايزدي است كه در هر مخلوقي از جمله انسان وجود دارد و پس از مرگ نزد خدا بازمي گردد. اين فروهر همان چيزي است كه بعدها مبناي كار افلاطون در مثل افلاطوني و مبناي كار عرفان اسلامي شد، زيرا بر اين اساس، وجودي كه از خداوند در ما است، همواره نيازمند بازگشت به اصل خويش است و آن وجود، عشق الهي را در فرد ايجاد مي كند. بدين سان خداوند ابتدا جهان فروهرها را آفريد. يعني نخست مثل يا صورت متعال هر چيز را كاملا پاك و منزه از ماده به وجود آورد. همچنين ايرانيان باستان معتقد بودند كه جهان در 3 تا سه هزاره سال آفريده شده است. در سه هزاره اول، جهان حالت مينوي و آسماني داشته و فروهرها در حالت سكون و مينوي مي زيستند و در جهان واپسين، اهريمن شرارت مي كرده است. در سه هزاره دوم خداوند به فروهرها مي گويد، آيا شما دوست داريد براي جنگ با اهريمن به زمين و عالم مادي برويد تا جهان از شرارت پاك شود و فروهرها قبول مي كنند. در سه هزاره سوم، فروهرها با اهريمن مي جنگند و پيروز مي شوند و دوباره به عالم بالا بازمي گردند. از آنجايي كه فروهرها مي پذيرند كه به زمين و عالم ماده هبوط كنند، انسان آفريده مي شود و گهنبار ششم مربوط به آن است. به همين خاطر آيين هاي نوروزي از همان پنج روز آخر سال گهنبار ششم شروع مي شود. * پس در واقع آيين هاي نوروز براي احترام و تكريم فروهرها يا همان بهره ايزدي بوده و به نوعي با اعتقادات مذهبي آميخته شده؟ است - بله و اساسا نام فروردين هم از فروهرها گرفته شده است. بر پايه اعتقادات ايرانيان باستان، فروهر افراد فوت شده، از پنج روز مانده به آغاز بهار به مدت 10 روز براي سركشي خانواده هايشان به زمين مي آيند تا ببينند آنها چگونه زندگي مي كنند. بنابراين تمام رسم هاي خانه تكاني، نظافت، خريد لباس نو، تهيه غذاهاي خوب و آجيل شيرين به نام لورك مراسم، چهارشنبه سوري، چيدن سفره هفت سين، حالت تقدس و تبرك داشته و حتي در دوران باستان، مردم آجيل را بر بام ها مي گذاشتند تا به اصطلاح فروهرها به آن نظركنند و متبرك شوند. همچنين رسم هاي نوروزي، جنبه خيرات و مبرات داشته و مردم آجيل و خيلي چيزهاي ديگر نذر مي كردند. از طرفي ايرانيان، نخستين روز از نوروز را بر مزار مردگان مي رفتند و اكنون زرتشتي ها اين كار را انجام مي دهند. اين چيزي است كه در مراسم اسلامي هم وجود دارد و اكثر مردم پنج شنبه آخر سال سر خاك رفتگانشان مي روند و سبزه مي گذارند. * آيا در خلال اين رسم و رسومات، ايرانيان به نيروهاي مابعدالطبيعه متوسل؟ مي شدند - به طور كلي انسان در يك دوران از تاريخ زندگي از نظر روان شناسي قومي و مذهبي، نياكان پرست بوده است. يعني آنان معتقد بودند، روح مردگان شان داراي قدرت فوق العاده اي است و هميشه به آنها متوسل ما مي شدند جا پاي اين عقايد را نه به صورت بدوي و ابتدايي، بلكه به صورت تكامل يافته و آميخته با فرهنگ غني، معنوي، رشد يافته و با وحدانيت وجود مي بينيم. وحدانيت خدايي كه فروهرها را آفريد و اين فروهرها در جهان مادي فعال و منشا خير هستند. زيرا يكي از وظايف فروهرها مبارزه با بدي است و آنها همراه با بازمانده نيكوكارشان مي جنگند. در واقع يكي از اهداف جشن هاي سال نو، جلب نظر و به كمك طلبيدن آنها بوده است. * لطفا از سفره هفت سين و دليل انتخاب هفت عنصري كه با حرف سين شروع مي شود، برايمان؟ بگوييد - در قديم سفره هاي عيد به شكل هاي گوناگون تزيين مي شد كه به آن هفت چين مي گفتند، زيرا در آن هفت سيني يا مجمع به ياد اهورامزدا و شش امشاسپند يعني، فرشتگان مقرب خدا به نام هاي ارديبهشت، خرداد، امرداد، شهريور، بهمن و اسپندارمز مي گذاشتند. در هر مجمع خوراكي ها و چيزهاي مختلفي مي چيدند كه الزاما با حرف سين آغاز نمي شد. هر كدام از خوراكي ها و عناصر سفره، سمبل نيروي مقدس و حياتي به شمار از مي رفت جمله: آب، آيينه و شمع نشانه روشنايي; تخم مرغ، سيب، سير، سكه، شير مخلوط با فشرده هوم و شيريني به ترتيب نماد تولد، زايش، تندرستي، ثروت، بركت و روزي و شادي بودند. سمنو از جوانه هاي گندم تهيه مي شد و نشانه رويش بود، زيرا به باور ايرانيان، فروهرها در رويش گياهان نقش مهمي داشتند و آنها را بارور مي كردند. ماهي يكي از نمادهاي آناهيتا، فرشته آب و باروري به شمار مي رفت. ايرانيان همچنين بر سر سفره ها آتشدان مي گذاشتند و روي آن اسپند و عود مي ريختند تا باعث جذب فروهرها و دفع اهريمن شود. ماه روي و برسم نيز در سفره چيده مي شد. ماه روي، ظرفي به شكل حلال ماه و برسم، يك نوع گياه مقدس بود. خانواده ها گاه شاخه هاي انار، بيد، انجير يا زيتون به درازاي سه بند و به تعداد 3 12 7 يا 21 در برسمدان قرار مي دادند و همه اينها جنبه بركت داشت. كتاب مقدس زرتشتي ها به سفره تقدس مي بخشيد و امروزه ما كتاب مقدس قرآن را مي گذاريم. ديگر آن كه در زمان ساسانيان نان هاي كوچك به نام درون به نشانه بركت و تقدس در سفره ها جاي مي دادند و هر خانواده ايراني معمولا سه ظرف گندم، جو، ارزن به نيت انديشه نيك، گفتار نيك و كردارنيك سبز مي كردند. * نكته قابل توجه در اينجا اين است كه اغلب خوراكي هايي كه نام برديد، گياهي بودند و خوراك گوشتي در سفره مورد استفاده قرار نمي گرفت. آيا اين امر مي تواند نشان دهنده علاقه ايرانيان باستان به گياهخواري؟ باشد -به موضوع جالبي اشاره كرديد. به طور كلي آريايي ها با گوشتخواري زياد موافق نبودند. حتي آن گروه از آريايي ها كه به هند كوچ كردند، در فلسفه شان از آهيم سا به معناي عدم آزار موجودات سخن مي گويند. زرتشت نيز در اهونودگات - يسناهات 32 بند 8 گفته است: از اين گناهكاران شناخته شده، جمشيد ويونگهان، كسي كه از براي خشنود ساختن مردم ما پاره گوشت خوردن آموخت. يا در اهونودگات - يسنا 32 بند 12 آمده است: با اين آموزش ها آنان مردم را از كردارنيك بازدارند و حيوانات رابا فرياد شادي قرباني كنند و با گفتار گمراه كننده، مردم را بفريبند... البته احتمالا جمشيد هم به خاطر دوره يخبندان به مردم گوشتخواري آموخت، اما به هر حال يكي از دلايل عدم استفاده از خوراك گوشتي در سفره هفت سين، پرهيز از آزار و كشتن موجودات زنده و احتمالا گرايش به گياهخواري بوده است. * مي دانيم يكي از سنت هاي سال نو، عيدي دادن است، اصولا چرا مردم به يكديگر عيدي؟ مي دادند - عيدي دادن نمايانگر نوعي تعاون و همكاري بوده و باعث شادي دوستان و آشنايان مي شده است، زيرا ايرانيان معتقد بودند كه هنگام نوروز، همه بايد با هم آشتي كنند، يكديگر را ببخشند، بدي ها را فراموش كنند، به ديد و بازديد هم بروند و بذل و بخشش كنند. نوروز در واقع رستاخيز عشق و محبت است. * بنابراين مي توان گفت يكي از اهداف برپايي آيين هاي نوروز، ضرورت پالايش روحي و فكري بوده؟ است - البته، چون برگزاري سنت چهارشنبه سوري و پريدن از آتش پيش از سال نو، يك نوع رسم تطهير محسوب مي شد و از همان آغاز، مردم سال گذشته را پاك مي كردند و با بذل و بخشش و دستگيري از فقرا در واقع باطن شان را تصفيه مي كردند. اين سنت ها به نوعي مي خواهد بگويد به درون خود برگرديم و غبار ذهني و قلبي را از وجودمان بزداييم و همانند طبيعت احيا شويم. آيين هاي نوروزي در واقع نمادي از فرشك به معني نوشدن و رستاخيز يعني است ما همه چيز از روح، انديشه و ماديات را نو كنيم و دوباره متولد شويم. * آيا نياكان ما مراسم نوروز را در 13 روز برگزار ؟ مي كردند - آنان مراسم نوروز را روز 30طي برپا مي كردند و هر روز مراسم خاصي از داشتند جمله روز سيزدهم از خانه خارج مي شدند و اوقات خود را با شادي سپري مي كردند. يا اين كه روز نوزدهم دوباره به قبرستان ها به مي رفتند طور كلي ايرانيان عيد نوروز را مفصل و طولاني برگزار مي كردند. اما امروزه به خاطر مشغله زياد و تغيير در شكل و شيوه زندگي، سنت هاي ما خلاصه تر شده اند. هر چند به طور عملي مي بينيم مردم بعد از 13 روز بازهم به اصطلاح عيد ديدني مي روند. * به نظر مي رسد كه ايرانيان باستان با انجام برخي اعمال سعي داشتند با روح طبيعت يا همان شعوري كه از جانب خدا در هر ذره نهفته شده، ارتباط برقرار كنند و در هماهنگي با آن قرار؟ گيرند - همين طور است. نياكان ما در گذشته به طبيعت و عناصر چهارگانه آب، خاك، باد و آتش احترام زيادي مي گذاشتند و آنها را آلوده نمي كردند. هرودوت نيز گفته است: ايرانيان هيچ وقت درآب، آب دهان نمي ريختند يا درآن ادرار نمي كردند. آنها حتي به خاطر آلودگي هوا در آتش چيزي نمي ريختند كه دود كند. بايد گفت انسان از ديرباز، زبان رفتار با محيط زيست خود را مي فهميد و مي دانست طبيعت به آنچه انجام مي دهد، واكنش مي كند. به همين خاطر ايرانيان براي موكلان طبيعت اسپندارمز مانند فرشته نگهبان زمين يا وايوا فرشته نگهبان باد، مراسم خاصي برگزار مي كردند. امروزه در عصر تكنولوژي نيز، گاهي مي شنويم در كشور ما يا ديگرنقاط دنيا، هنگام خشكسالي، عده اي دور هم جمع مي شوند و به نماز و دعا مي پردازند. اين گونه آئين ها يا مراسم، ارتباط متافيزيكي انسان ها را بيان مي كند. * به نظر شما چه چيزهايي ممكن است براي حفظ آئين هاي فرهنگي ما مضر باشد و در اين زمينه چه كارهايي بايد صورت ؟ گيرد - ناآگاهي جوانان از علل و ريشه هاي سنت هاي ملي و احيانا تقليد از اعمال و رفتار غربي ها مي تواند براي فرهنگ ما مضر باشد. بهترين راه اين است كه مردم از ريشه هاي فرهنگي كشور خودآگاه و مطلع شوند. به همين منظور تمام رسانه ها، نهادهاي اطلاع رساني و فرهنگي لازم است در اين راه بكوشند و اين گونه مراسم را به طور رايگان در مكان هاي عمومي مانند پارك ها، فرهنگسراها و خيابان ها با اجراي برنامه هاي مختلف و نمايشنامه هاي ملي برگزار كنند، تا همه به شيوه اي صحيح در برپايي و حفاظت از آئين هاي فرهنگي مشاركت اكنون كنند به نظر مي رسد رسم و رسومات عيد نوروز بيشتر با تلاش خود مردم انجام مي گيرد. در حالي كه دولت همين مراسم چهارشنبه سوري و سفره هفت سين را مي تواند با تمام جزئيات وشرح فلسفه آن از طريق برنامه ريزي هاي دقيق به زيباترين و باشكوه ترين مراسم جهاني تبديل كند. به طوري كه توريست ها شيفته آن شوند ودر اين روزها به ايران مسافرت كنند و ايراني را همان طور كه هست بشناسند، نه آن طور كه برخي اشخاص ناآگاه از خود توصيف مي كنند و ايراني را قومي غيرمتمدن اين مي خوانند افراد كه تاريخ شان مملو ازخونريزي و جنايت است حداقل مي توانندبراي شناخت تاريخ و فرهنگ ايراني به سازمان ملل و به اولين اعلاميه حقوق بشر كورش و شعر سعدي مراجعه كنند. به طوركلي آئين ها، جشن ها و حتي سوگواري هاي كشور ما ارزش سرمايه گذاري دارد و به طور حتم سرمايه گذاري در اين زمينه براي كشورمان بازگشت و بهره خواهد داشت و اين چيزي است كه نياز به يك عزم ملي دارد. گفت وگو از: فرحناز هاشمي