Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801225-54531S1

Date of Document: 2002-03-16

از غدير تا عاشورا فرمود نبي كاين حكم از عالم بالاست امروز چو در رتبه علي از همه اعلي است درملك ولي ولايت، و والي و والاست هرگونه تصرف كند او از همه است اولي بايست بداند كه علي سيد و مولاست آن كس كه مرا مولي مي داند و سالار الحمدالله الذي جعلنا من المتمسكين بولايه اميرالمومنين و الائمه المعصومين عليهم السلام سخن از چشمه ساران است كه همين سان مي جوشند و در مهتاب شبان ميان سبزه زارها فرو مي روند. سخن از اصالت روشنايي است واصالت جوشش و زندگي و اصالت روز و آفتاب. سخن اين نيست كه فقط بحثي كنيم درباره غدير و حديثي و. و همين. سخن اين است كه چه بوده؟ است چه شده؟ است و چگونه بايسته كه؟ باشد سخن از واقعه اي است كه از مسلم ترين مسائل تاريخ اسلام است. سخن از زنده ترين سند تاريخي است. سخن از مهم ترين و رسمي ترين سخنراني رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در سراسر دوران بعثت است. سخن از معرفي يك مقام است: مقامي مقام والا، خلافت و امامت. سخن از علي و فضائل او اوست، كه افتخار عصاره غدير، غديرو سبب جاودانگي غدير است. سخن از بيعت با قلبها و زبان ها است. سخن از يك پيام است: پيام غدير كه تعيين كننده صراط مستقيم تا آخرين روز دنيا است. آري، غدير: عنوان عقيده ما و اساس دين اسلام و ثمره نبوت پيامبر است. غدير، آبروي ابدي اسلام است. غدير، معجزه اي است كه به امضاي الهي رسيده است غدير، باور رد بساط غاصبان خلافت است. غدير، سه روزه ممتاز تاريخ ايام الولايه است. غدير، استمرار خط رسالت پيامبر خاتم است. غدير، به تصوير كشيدن يك اصل است. اصلي كه با تشريفاتي ترين صورت و در رسمي ترين شكل توسط پيشواي بزرگ مسلمانان حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه وآله وسلم در صحنه اي باشكوه در تاريخ ظهور كرد. و اما صحنه، صحنه اي كه به فرمان ويژه خداوندي انتخاب شد. در مكاني چون غدير خم در ميان راه مكه و مدينه كمي قبل از جحفه، كه به خاطرآب و چند درخت كهنسال محل استراحت در كاروانيان بود هوايي به شدت گرم با آفتابي سوزان و در زميني داغ. در زماني مقارن با آخرين سفر حج پيامبر (ص ). و در حضور بيش از يكصد و بيست هزارنفرانبوه حج گزارنده كه در تمام ايام حج همراه پيامبر ( ص ) بوده و اعمال و مناسك حج را از خود پيامبرآموخته و به ايشان اقتدا كرده بودند. و اينك، قبل از جدا شدن گروه هاي مختلف و رفتن آنها به سرزمين هايشان پيامبر (ص ) فرمان ايست مي دهند. توقف فرمان و آنها بازگشت كه جلو رفته و نگاه داشتن آنان كه از عقب مي رسند و اين در حالي است كه پيامبر (ص ) براي سومين بار توسط فرشته وحي، جبرئيل، به ابلاغ پيام الهي مامور مي شوند: يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس اي پيامبر آنچه از پروردگارت به تو نازل شده است تبليغ كن كه اگر ابلاغ نكني رسالت خداوندي را به انجام نرسانده اي و (در اين كار از كسي پروا مكن كه ) خدا تو را از مردم حفظ مي كند. اكنون، زمان ابلاغ فرا رسيده است: به فرمان پيامبر، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير درختان كهنسال را آماده مي كنند تا محل براي برنامه سه روزه اي كه پيامبر در نظر داشتند مساعد شود ودرمكان مرتفعي روي تخته سنگها با استفاده از جهاز شتران منبري براي ايشان مي سازند تا همه بتوانند آن حضرت را ببينند و نداي آسماني اش را پس بشنوند از اقامه نماز نيمروزبه جماعت، پيامبر بر فراز منبر قرار مي گيرند و اميرالمومنين عليه السلام را فرا مي خوانند ودستور مي دهند بالاي منبر بيايد و در سمت راست ايشان يك پله پايين تر قرار گيرد و شروع به ايراد يك خطبه چهار ساعته مي نمايند. محور سخن در خطابه غدير محورسخن در سخنراني پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم ولايت دوازده امام عليه السلام و شئون امامت ايشان است، پيامبر مهربان در اين سخنراني از سه موضوع خارج نشدند: مواردي از خطبه صريحا درباره ولايت و امامت دوازده امام عليهم السلام است. مواردي ديگربه عنوان مقدمه چيني و تمهيد براي مساله ولايت است. مواردي هم در بيان شئون امامت وحد ولايت امامان و فضائل ايشان و برنامه هاي اجتماعي آنان و نيز درباره دشمنان ايشان و روساي ضلالت و انحراف است. آماري از مطالب خطبه: الف - موضوعاتي كه در خطبه مدنظر است: صفات خداوند تعالي مورد 110 مقام پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مورد 10 ولايت اميرالمومنين عليه السلام مورد 50 ولايت ائمه عليهم السلام مورد 20 حضرت مهدي عليه السلام مورد 20 شيعيان اهل بيت عليهم السلام و دشمنان ايشان مورد 25 بيعت با امامان عليهم السلام مورد 10 قرآن و تفسيرمورد 12 حلال و حرام مورد 20 ب -نام هاي مباركي كه در خطبه بدانها تصريح شده است: نام اميرالمومنين عليه السلام 40 بار به عنوان علي عليه السلام تصريح شده است. كلمه ائمه عليهم السلام بار 10 صريحاآمده است. نام امام زمان 4 عليه السلام بار به عنوان مهدي عليه السلام آمده است. البته اكثر خطبه، درباره اميرالمومنين وائمه عليهم السلام كه به صورت ضمير يا اشاره يا عطف آمده است، منظور از موارد فوق، تصريحهاي پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم به اين نام هاي مبارك است كه اهميت فوق العاده آن را مي رساند. ج - آيات قرآني كه در خطبه آمده است: آياتي كه در خطبه غدير به عنوان شاهد يا تفسير آمده 50 مورد است كه اهميت اين سند بزرگ اسلام را جلوه گر مي سازد. اينك، نگاهي به خطبه غدير: حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله وسلم خطبه را با حمد و ثناي الهي شروع مي نمايند و در اثناي سخن به عبارات والا و پرمعنايي در توحيد اشاره كرده و صفات قدرت وصفات رحمت حق تعالي را ذكرفرموده و بعد از آن شهادت به بندگي خود و اظهار خشوع و خضوع در مقابل ذات الهي را يادآور مي شوند ودرمجموع يك دوره صفات ثبوتي و سلبي پروردگار را متذكر مي گردند: حمد و سپاس خدايي را كه در يگانگي خود بلندمرتبه و در تنهايي و فرد بودن خود نزديك در است قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظيم است. علم او به همه چيز احاطه دارد در حالي كه در جاي خود است و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سيطره دارد... از باطن ها و سريره ها آگاه است و ضماير را مي داند و پنهان ها بر اومخفي نمي ماند و مخفي ها بر اومشتبه نمي شود... هيچكس به چگونگي او از سر و آشكار دست نمي يابدمگر به آن چه خود خداوند عز و جل راهنمايي كرده است... عادلي است كه ظلم نمي كند و كرم كننده اي كه كارها به سوي او بازمي گردد. شهادت مي دهم كه اوست خدايي كه همه چيز در مقابل عظمت اوتواضع كرده و همه چيز در مقابل عزت اوذليل شده وهمه چيز در برابر قدرت او سر تسليم فرود آورده و همه چيز در برابر هيبت او خاضع شده اند... براي او ضد و همراه، اومعارضي نبوده است. يكتا و بي نياز است، زاييده نمي شود و نمي زايد و براي اوهيچ همتايي نيست، خدايي يگانه و پروردگار با عظمت است. مي خواهد، پس به انجام مي رسد و اراده مي كند، پس مقدر مي نمايد و مي داند، پس به شماره مي آورد، مي ميراند و زنده مي كند، فقير مي كند و غني مي نمايد، مي خنداند و مي گرياند... صاحب اختيار مومنين و پروردگار عالميان، خدايي كه از هر آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالي شكر و سپاس گويند. او را سپاس بسيار مي گويم و دائما شكر مي نمايم و... و سپس بعد از حمد و ثناي الهي، فرمان الهي را براي مطلبي مهم بيان مي نمايند و مي گويند: خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علي بر من نازل نموده ابلاغ نكنم، رسالت او را نرسانده ام و براي من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا كفايت كننده و كريم است. اي مردم، من در رساندن آنچه خداوند برمن نازل كرده كوتاهي نكرده ام و من سبب نزول آيه ابلاغ را براي شما بيان مي كنم (آن حضرت به طور كامل سه بار نزول پيام الهي را و تاخيرش را بيان مي نمايند كه در متن كامل خطبه آورده است ). رسول خدا در بخش سوم سخنان خود در خطبه غدير به اعلان رسمي ولايت و امامت دوازده امام ( ع ) مي پردازند و مي گويند: اي مردم، اين مطلب را درباره او بدانيد و بفهميد و بدانيد كه خداوند او را براي شما صاحب اختيار و امامي قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده بر مهاجرين و انصار و بر تابعين آنها به نيكي و بر روستايي و شهري، بر عجمي و عربي، بر آزاد و بنده، بر بزرگ و كوچك، بر سفيد و سياه، بر هر يكتاپرستي حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر كس با او مخالفت كند از درگاه رانده و هركس تابع او باشد و او را تصديق نمايد مورد رحمت الهي است. خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزيده است. اي مردم، اين آخرين باري است كه در چنين اجتماعي به پا مي ايستم و... بعد از من علي صاحب اختيار شما و امام شما به امر خداوند است و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزي كه خداوند و رسولش را ملاقات خواهيد كرد.. و آنچه پروردگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپردم... حضرت با كلامي شيوا فضائل و كرامت حضرت علي عليه السلام را بيان مي كنند: او را امام مبين به گواهي قرآن سوره يس و كل شي ء احصيناه في امام مبين مي نامند و او را جنب الله ناميده و مي گويند خدا در كتاب عزيزش درباره كسي كه با او مخالفت كند فرموده است: ان تقول نفس يا حسرتا علي ما فرطت في جنب الله: اي حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفريط و كوتاهي كردم! و مي فرمايند: او (علي ) اول كسي است كه به خدا و رسولش ايمان آورد و هيچكس در ايمان به من بر او سبقت نگرفت. اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكاري كرد. اوست كه با پيامبر خدابود در حالي كه هيچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمي كرداولين مردم در نمازگزاردن و اول كسي است كه با من خدا را عبادت كرد. از طرف خداوند به او امر كردم تا در خوابگاه من بخوابد، اوهم در حالي كه جانش را فداي من كرده بود در جاي من خوابيد. اي مردم، او رافضيلت دهيد كه خدا او را فضيلت داده است و او را قبول كنيد كه خداوند او را منصوب نموده است. اي مردم، او از طرف خداوند امام است و هر كس ولايت او را انكار كند خداوند هرگز توبه اش را نمي پذيرد و او را نمي بخشد، حتمي است بر خداوند كه با كسي كه با او مخالفت نمايد چنين كند و او را به عذابي شديد تا ابديت و تا آخر روزگار معذب نمايد. پس بپرهيزيد از اينكه با او مخالفت كنيد و گرفتار آتشي شويد كه آتشگيره آن مردم و سنگها هستند و براي كافران آماده شده است... هر كس در چيزي از اين گفتار من شك كند در همه آنچه بر من نازل شده شك كرده است و هر كس در يكي از امامان شك كند در همه آنان شك كرده است و شك كننده درباره ما در آتش است... اي مردم، علي را فضيلت دهيد كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامي كه خداوند روزي را نازل مي كند و خلق باقي هستند ملعون است، ملعون است، مورد غضب است، مورد غضب است كسي كه اين گفتار مرا رد كند و با آن موافق نباشد بدانيد كه جبرئيل از جانب خداوند اين خبر را براي من آورده است و مي گويد: هر كس با علي دشمني كند و ولايت او را نپذيرد لعنت و غضب من بر او باد... مولاه و هو علي بن ابي طالب اخي و وصيي. و موالاته من الله عز وجل انزلها علي. اي مردم، علي و پاكان از فرزندان از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر است، هر يك از اين دو از ديگري خبر مي دهد و با آن موافق است، آنها از يكديگر جدا نمي شوند تا بر سر حوض كوثر برمن وارد شوند. بدانيد كه آنان امين هاي خداوند بين مردم و حاكمان او در زمين هستند. بدانيد كه من ادا نمودم، بدانيد كه من ابلاغ كردم، بدانيد كه من شنوانيدم، بدانيد كه من روشن نمودم، بدانيد كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل مي گويم، بدانيد كه اميرالمومنين جز اين برادرم نيست، بدانيد كه اميرالمومنين بودن بعد از من براي احدي جز او حلال نيست. پيامبر در خطبه غديربه پيروان اهل بيت و دشمنان ايشان اشاره مي كند و مي فرمايند: اي مردم، من راه مستقيم خداوند هستم كه شما را به تابعيت آن امر نموده و سپس علي بعد از من و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدايتند، به حق هدايت مي كنند و به ياري حق به عدالت رفتار مي كنند. و سپس به اين نكته اشاره مي نمايند كه: سوره حمد درباره ايشان ( پيامبر ) و امامان نازل شده است... بدانيد كه دوستان ايشان (اهل بيت ) كساني اند كه خداوند عزوجل آنان را توصيف كرده و فرموده است: الذين آمنوا و لم يلبسوا ايمانهم يضلم اولئك بهم الامن و هم مهتدون كساني، كه ايمان آورده اند و ايمانشان را با ظلم نپوشانده اند، آنان اند كه برايشان امان است و آنان هدايت يافتگانند.. بدانيد كه دوستان ايشان كساني اند كه با سلامتي و در حال امن وارد بهشت مي شوند، ملائكه با سلام به ملاقات ايشان مي آيند و مي گويند: سلام بر شما، پاكيزه باشيد پس براي هميشه داخل بهشت شويد... و بدانيد كه دشمنان ايشان كساني هستند كه خداوند عزوجل مي فرمايند: كلما القي فيها فوج سالهم خزنتها الم يا تكم نذير، قالوا بلي قدجاء نانذير فلذ بنا و قلنا ما نزل الله من شي ان انتم الا في ضلال كبير.. الا قسحقا لاصحاب السعير هرگاه گروهي (از ايشان ) را در جهنم مي اندازند خزانه داران دوزخ از ايشان مي پرسند: آيا ترساننده اي براي شما؟ نيامد مي گويند، بلي، براي ما نذير و ترساننده آمد ولي ما او را تكذيب كرديم و گفتيم: خداوند هيچ چيز نازل نكرده است و شما در گمراهي بزرگ هستيد.. پس دور باشند اصحاب آتش. پيامبر بيعت را مطرح مي كنند: اي مردم، من برايتان روشن كردم و به شما فهمانيدم، و اين علي است كه بعد از من به شما مي فهماند... بدانيد كه من با خدا بيعت كرده ام و علي با من بيعت كرده است، و من از جانب خداوند براي او از شما بيعت مي گيرم... و پيامبر قبل از بيعت گرفتن رسمي به ذكر مسائل حلال و حرام. واجبات و محرمات پرداخته مي گويند: بدانيد كه حلال و حرام بيش از آن است كه من همه آنها را برشمارم و معرفي كنم و بتوانم در يك مجلس به همه حلالها دستور دهم و از همه حرامها نهي كنم. پس مامورم كه از شما بيعت بگيرم براينكه قبول كنيد آنچه از طرف خداوند عزوجل درباره اميرالمومنين علي و جانشينان بعد از او آورده ام كه آنان ازنسل من و اويند (و آن موضوع ) امانتي است كه فقط در آنها به پا خواهد بود و آخر ايشان مهدي است تا روزي كه خداي مدبر قضا و قدر را ملاقات كنيد. اي مردم، هر حلالي كه شما را بدان راهنمايي كردم و هر حرامي كه شما را از آن نهي نمودم، هرگز از آنها برنگشته ام و تغيير نداده ام. اين مطالب را به ياد داشته باشيد و آن را حفظ كنيد و به يكديگر سفارش كنيد و آن را تبديل نكنيد و تغيير ندهيد. اي مردم، قرآن به شما مي شناساند كه امامان بعد از علي فرزندان اويند و من هم به شما شناساندم كه آنان از نسل من و از نسل اويند. آنجا كه خداوند در كتابش مي فرمايد: و جعلنا كلمه باقيه في عقبه: آن (امامت ) را به عنوان كلمه باقي در نسل او قرار داد و من نيز به شما گفتم: اگر به آن دو (قرآن و اهل بيت ) تمسك كنيد هرگز گمراه نمي شويد... از آنجا كه بيعت گرفتن از آن جمعيت انبوه، از طرفي غيرممكن بود و از طرفي هم امكان داشت افرادي به بهانه هاي مختلف از بيعت شانه خالي كنند و حضور نيابند، لذا حضرت در اواخر سخنراني خود فرمودند: اي مردم، شما بيش از آن هستيد كه با يك دست و در يك زمان با من بيعت كنيد و پروردگارم مرا مامور كرده است كه از زبان شما اقرار بگيرم درباره آنچه منعقد نمودم براي علي اميرالمومنين و اماماني كه بعد از او مي آيند و از نسل من و اويند، چنانكه به شما فهماندم كه فرزندان من از صلب اويند. پس همگي چنين بگوييد: ما شنيديم و اطاعت مي كنيم و راضي هستيم و سر تسليم فرود مي آوريم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندي. درباره امر امامت اماممان علي اميرالمومنين و اماماني كه از تبار او به دنيا مي آيند. براين مطلب با قلبهايمان و باجانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بيعت مي كنيم... هركس توانست با دست بيعت مي نمايد وگرنه با زبانش اقرار مي كند. هرگز در پي تغيير اين عهد نيستيم و خداوند (در اين باره ) از نفسهايمان دگرگوني نبيند... با پايان يافتن مردم خطابه، به سوي پيامبر و اميرالمومنين هجوم آوردند و با ايشان به عنوان بيعت دست دادند و تبريك و تهنيت گفتند. پيامبر دستور دادند تا دو خيمه برپا شود، در يكي خود جلوس فرمودند و به اميرالمومنين عليه السلام دستور دادند تا در خيمه ديگر جلوس فرمايند. مردم دسته دسته در خيمه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم حضورمي يافتند و پس از بيعت و تبريك به خيمه اميرالمومنين عليه السلام مي رفتند و به عنوان امام و خليفه بعد از پيامبرشان با حضرتش بيعت مي كردند و به عنوان اميرالمومنين برآن حضرت سلام مي كردند و اين مقام والا را تبريك و تهنيت مي گفتند. برنامه بيعت و تهنيت سه روز ادامه يافت و حضرت در اين مدت در غدير اقامت داشتند. لازم به تذكر و توجه است كه اين خطبه و تمامي اين سخنان كه بيان شد از وجود مقدس و معصومي چون پيامبر نقل شده است. او كه به نص صريح قرآن: ما ينطق عن الهدي ان هو الا وحي يوحي: هرگز به هواي نفس سخن نمي گويد و سخن او هيچ غير وحي خدا نيست. او كه خداوند اشرف مخلوقات مي شماردش و فرمانش را مطاع مي داند و مي فرمايد: .. ما اناكم الرسول فخذوه و مانها كم عنه فانتهوا..: ... و شما آنچه را كه رسول حق دستور مي دهد بگيريد و هرچه نهي كند واگذاريد... *** معجزه اي الاهي و تاييد غدير واقعه عجيبي كه به عنوان يك معجزه الهي و تاييد غدير ثبت شده است جريان حارث بن نعمان قهري بود. در آخرين ساعات از روز سوم، او به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم آمد و گفت: اي محمد! سه سوال از تو دارم: آيا شهادت به يگانگي خداوند و پيامبري خودت را از جانب پروردگارت آورده اي يا از پيش خود؟ گفتي آيا نماز و زكات و حج و جهاد را از جانب پروردگار آورده اي يا از پيش خود؟ گفتي آيا اين علي بن ابي طالب كه گفتي من كنت مولاه فهذا علي مولاه.. از جانب پروردگار گفتي يا از پيش خود؟ گفتي حضرت در جواب هر سه سوال فرمودند: خداوند به من وحي كرده است و واسطه بين من و خدا جبرئيل است و من اعلان كننده پيام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبري را اعلان نمي كنم. حارث گفت: خدايا اگر آنچه محمد مي گويد حق واز جانب توست سنگي از آسمان برما ببار يا عذاب دردناكي برما بفرست. همين كه سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگي از آسمان بر او فرستاد كه بر سرش كوبيده شدو از پائينش به در رفت و همانجا او را هلاك كرد. بعد از اين جريان آيه: سال سائل بعذاب واقع، للكافرين ليس گه دافع... نازل شد. پيامبر به اصحابشان فرمودند: آيا ديديد؟ وشنيديد گفتند: آري. و بااين برهمگان معجزه، مسلم شد كه غدير از منبع وحي سرچشمه گرفته و يك فرمان الهي است. ولي افسوس كه پس از رحلت پيامبر خلافت تاريخ به گونه اي ديگر ورق خورد. جانشين راستين رسول خدا به خاطر حفظ مصالح اسلام بيست و پنج سال صبر فرمودند و خون دل خوردند و مي فرمودند: صبرت و في العين قذي وفي الحق شجا صبر كردم مانند كسي كه در چشم خار ودر گلو استخوان دارد. در عين حال اين بيست و پنج سال هرگاه مصلحت مسلمين ايجاب مي كرد ارشاد مي كرد و راه اصلاح پيش پاي مسلمين مي گذاشت. پس از بيست و پنج سال با كشته شدن عثمان مردم دور آن حضرت را گرفتند و با اصرار و ابرام زياد ازآن حضرت خواستند بيعتشان رابپذيرند وبا آن كه خود ايشان هيچ گونه دلبستگي به خلافت نداشت ولي براي انجام وظيفه و اقامه حق و عدالت و عمل به قانون الهي خلافت ظاهري را پذيرفت. ولي همان مردم دنياپرست چيزي نگذشت كه بناي مخالفت گذاشتند و در مدت كوتاه پنج ساله حكومت حضرت امير عليه السلام با آن حضرت مبارزه داخلي و خارجي را شروع كردند و سه جنگ مهم را به ترتيب برپا كردند. ابتداجنگ جمل به سركردگي عايشه و طلحه وزبير و سپس جنگ صفين با معاويه و پس از آن جنگ نهروان با خوارج وآنها نمي توانستند عدالت و دقت نظر مولاي متقيان را ببينند و هر روز به گونه اي كارشكني مي كردند. اين كارشكني ها نبود جز براي اينكه غدير به فراموشي سپرده شود. غدير فراموش شد. غدير فراموش شد كه سقيفه پا گرفت. غدير فراموش شد كه فرق علي شكافته شد. غدير فراموش شد كه يادگارهاي پيامبر تنها ماندند. غدير فراموش شد كه امام حسن عليه السلام مسموم و تيرباران شد. غدير فراموش شد كه كربلا برپا گشت. آري، غدير فراموش شد كه عاشورا تحقق يافت. اگر غدير فراموش نمي شد، آيا سنت پيامبر بدين صورت به دست ما؟ مي رسيد آيا بر عترت رسول خدا اينگونه ظلم ها؟ روامي گشت آيا امام حسين عليه السلام و اهل بيتش آنچنان در كربلا شهيد؟ مي شدند و خيمه هايشان به آتش كشيده؟ مي شد اگر غدير فراموش نمي شد، ديگر كدام علت و كدامين پايه، مبناي ظلم ها وانحرافات آينده را فراهم مي نمود. آري، غدير، بركه آبي بود كه پيامبر مي خواست آتش پيش بيني هاي آينده را با آن خاموش كند. و جحفه، جايي بود كه خدا مي خواست به مردم بفهماند كه دين، بي رهبري معصوم ناقص است، و اسلام بي ولايت علي عليه السلام اسلام نيست. و عاشورا نيز استمرار همين اصل است. ناهيد برومند