Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801225-54524S3

Date of Document: 2002-03-16

نوروز، آئيني كهن از چهارشنبه سوري تا سيزده بدر يكي از آئين هاي كهن پيش از نوروز ياد كردن از رفتگان ( مردگان ) است. و از صورتهاي برجا مانده اين رسم در شهرها و روستاها به گورستان رفتن در پنج شنبه آخر سال است اشاره: برگزاري عيد نوروز به عنوان يكي از ويژگيهاي فرهنگي جامعه ما محسوب مي شود. از كهن ترين زمانها تا به امروز، يعني از زماني كه انسانها از نخستين سالهاي زندگي اجتماعي متوجه بازگشت و تكرار برخي از رويدادهاي طبيعي يعني تكرار فصل ها شدند و زمان سرما و يخبندانها و خواب زمستاني گياهان و موسم شكوفه ها و چهچه بلبلان و پرندگان را درك نمودند رفته رفته با گذشت زمان، شروع بهار و رويش دوباره طبيعت و آغاز سال را با نام عيد نوروز جشن گرفته اند. رسم ها و آئين هاي نوروزي كه از روزگاران كهن برگزاري آنها از نسلي به نسل ديگر به ارث رسيده، با دگرگوني شيوه هاي زندگي، تكنولوژي صنعتي و ماشيني و وسايل ارتباط جمعي بدون آن كه هويت خود را از دست بدهد تحول يافته است اما خوشبختانه همچنان پا برجا است. امروزه برگزاري مراسم نوروزي دست كم از چهارشنبه آخر سال (چهارشنبه سوري ) آغاز و در سيزده نوروز (سيزده بدر ) پايان مي پذيرد و از آداب و رسوم كهن پيش از نوروز مي توان از چهارشنبه سوري و خانه تكاني ياد كرد كه مردم با شروع خانه تكاني، در واقع به استقبال نوروز مي روند و خود را براي سال نو آماده مي كنند. چهارشنبه سوري: يكي از آئين هاي نوروزي مراسم چهارشنبه سوري است. برگزاري مراسم چهارشنبه سوري در شهرها و روستاهاي ايران بدين صورت است كه آخرين شب چهارشنبه سال يعني روز سه شنبه نزديك غروب آفتاب در فضايي مناسب آتش مي افروزند و اهل خانه از روي آتش مي پرند و با گفتن زردي من از تو، سرخي تو از من، بيماريها و ناراحتي ها و نگراني هاي سال كهنه را به آتش مي سپارند تا سال نو را با آسودگي آغاز كنند. تا زماني كه در خانه ها از ظروف سفالي مثل كاسه، بشقاب و كوزه استفاده مي شد پس از خانه تكاني، كوزه كهنه اي را نگه داشته و در مراسم چهارشنبه سوري در آن آب و چند سكه ريخته و از پشت بام خانه به كوچه مي انداختند تا غم و غصه ها را از خود دور و روشنايي و صفا را جايگزين آن كنند. اسفند دود كردن، آجيل خوردن، فال گرفتن و قاشق زني نيز از رسم هايي است كه هنوز به كلي فراموش نشده و اين رسم و باورها در شهرهاي مختلف با يكديگر متفاوت است. در برخي از شهرهاي آذربايجان مثل اروميه، اردبيل و زنجان همه چهارشنبه هاي ماه اسفند هر يك نقش و نام معيني دارند كه از جمله در منطقه زنجان بدين شرح است: - نخستين چهارشنبه را موله گويند كه به شستن و تميز كردن فرش هاي خانه اختصاص دارد. - دومين چهارشنبه را سوله گويند. در اين روز به خريد وسيله ها و نيازمنديهاي عيد مي روند. - سومين چهارشنبه را گوله گويند. كه اين روز به خيس كردن و كاشتن گندم و عدس و... براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. - چهارمين و آخرين چهارشنبه سال ( چهارشنبه سوري ) را كوله گويند كه كوله در تركي به معني كهنه و فرسوده است. به هر حال برگزاري مراسم چهارشنبه سوري در بردارنده رسم هايي از فرهنگ عامه است كه هنوز چهره نمادين خود را حفظ كرده و مردم با برگزاري اين مراسم به پيشواز نوروز مي روند. پنج شنبه آخر سال: يكي از آئين هاي كهن پيش از نوروز ياد كردن از رفتگان (مردگان ) است. و از صورتهاي برجا مانده اين رسم در شهرها و روستاها به گورستان رفتن در پنج شنبه آخر سال است. به ويژه، خانواده هايي كه در طول سال عضوي را از دست داده اند. البته رفتن به زيارتگاهها و زيارت اهل قبور در پنج شنبه آخر سال و نيز روز پيش از نوروز و بامداد نخستين روز سال رسمي عام است. در اين روز خانواده ها با تهيه حلوا و خرما بر مزار رفتگان و تازه گذشتگان شمع يا چراغ روشن مي كنند و نيز بسياري از افراد، در موقع تحويل سال به زيارت قبر امامان ( ع ) و امامزادگان مي روند. خانه تكاني: خانه تكاني كه در بين تمامي خانواده ها قبل از شروع سال جديد انجام مي شود بيشتر به صورت شستن، تميز كردن، نو كردن، تعمير كردن ابزارها، فرش ها، لباس ها و كليه لوازم خانه است كه به مناسبت فرا رسيدن نوروز انجام در مي شود خانه تكاني كه سه تا چهار هفته طول مي كشد همه وسيله هايي كه در خانه است جابه جا، تميز و تعمير مي شود و دوباره در جاي خود قرار مي گيرد و برخي از وسيله هاي سنگين وزن فقط سالي يك بار، آن هم در خانه تكاني نوروزي جابه جا و تميز مي شوند. در برخي از شهرهاي آذربايجان نخستين چهارشنبه ماه اسفند را به شستن و تميز كردن فرش هاي خانه اختصاص مي دهند. كاشتن سبزه: ماه اسفند به عنوان آخرين ماه از فصل زمستان، هنگام كاشتن سبزه است. كاشتن سبزه عيد به شكل نمادين و شگون از روزگاران كهن در بين تمام خانواده ها و در همه خانه ها مرسوم بوده است. امروزه در همه خانه ها رسم است كه ده روز يا دو هفته پيش از نوروز، در ظرفهاي كوچك و بزرگ، بشقاب، كاسه، پشت كوزه و ظروف ديگري دانه هايي مثل گندم، عدس و ماش مي كارند و در موقع تحويل سال بر روي سفره هفت سين مي گذارند. در برخي از شهرهاي آذربايجان، سومين چهارشنبه به خيس كردن و كاشتن گندم و عدس براي سبزه هاي نوروزي اختصاص دارد. سبزه هاي كاشته شده تا روز سيزده نوروز در خانه ها نگهداري مي شوند و در اين روز زماني كه خانواده ها براي سيزده بدر از خانه بيرون مي روند اين سبزه ها را در آب روان مي اندازند. در ايران كهن، بيست و پنج روز پيش از نوروز، در ميدان شهر، دوازده ستون از خشت خام برپا مي شد. برستوني گندم، برستوني جو و به ترتيب برنج، باقلا، كاجيله، ارزن، ذرت، لوبيا، نخود، كنجد، عدس و ماش مي كاشتند و در ششمين روز فروردين با سرود و ترنم اين سبزه ها را مي كندند و براي فرخندگي به هر سو مي پراكندند. سفره هفت سين: هميشه رسم بر اين بوده است كه همه اعضاي خانواده در موقع تحويل سال در خانه در بين اعضاي خانواده و در كنار سفره هفت سين گرد آيند. در سفره سفيدرنگ هفت سين از جمله هفت روييدني خوراكي گذاشته مي شود كه با حرف سين آغاز مي شوند، ازجمله سيب، سبزه، سنجد، سماق، سير، سركه و سمنو مي گذارند و در كنار اينها آينه، قرآن، شمع، ظرفي شير، ظرفي آب كه نارنج در آن است، تخم مرغ رنگ كرده، تخم مرغي روي آيينه، ماهي قرمز، نان، سبزي، گلاب، گل سنبل و سكه نيز زينت بخش سفره هفت سين است. كارت تبريك عيد: تبريك گفتن عيد ونوروز در نامه هايي كه از شهري به شهر ديگر فرستاده مي شود رسمي كهن است. اما امروزه با رواج چاپ، فرستادن كارت تبريك عيدكه با مضمون ها و رنگهاي متنوع تهيه و در دسترس قرار گرفته، وارد فرهنگ ما شده و فرستادن كارت تبريك از رونق بيشتري برخوردار گشته است. هديه نوروزي (عيدي ):هديه و عيدي دادن به مناسبت نوروز رسمي كهن است و در كتابهاي تاريخي از پيشكش ها و بخشش هاي نوروزي در زمانهاي بسيار دور اشاره شده است و بيش از همه از هديه پادشاهان به شاعران سخن رفته كه اين هديه بنابر رسم، براي سرودن قصيده ها و مديحه هاي نوروزي داده مي شد. هديه به شاعران در جشن نوروز كه انگيزه و وسيله اي براي سرودن شعر و مديحه بود درواقع نوعي حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار مي رفت. امروزه رسم عيدي دادن در بين همه قشرها و خانواده ها و سازمانها پابرجاست و عيدي دادن به جوانان و كودكان در بين خانواده ها ديده مي شود. در گذشته هاي نه چندان دور در جامعه روستايي و عشايري پيشكش هاي نوروزي از فرآورده هاي محلي بود و بخشش ها، كالا و فرآورده غيرمحلي بود. البته اين باور وجود دارد كه گرفتن عيدي از دست افراد مورد احترام از نظر سني، منزلتي، خويشاوندي، علمي و نسبي، تبرك و داراي شگون است. سيزده بدر: پيشينه و انگيزه برگزاري سيزده بدر هرچه باشد، در همه شهرها و روستاها سيزدهمين روز فروردين به عنوان رسمي است كه بايستي از خانه بيرون آمد و به باغ و كشتزار روآورد و به اصطلاح نحسي روز سيزده را بدر كرد. خانواده هادر اين روز به صورت گروهي غذاي ظهر را آماده كرده و نيز آجيل ها و خوردني هاي سفره هفت سين را با خود برداشته و به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزه هفت سين را به آب روان مي اندازند. به دامن طبيعت رفتن، تفريح و بازي كردن، تابخوردن از سرگرمي ها و ويژگيهاي روز سيزده نوروز گره است زدن سبزه به نيت بازشدن گره دشواريها و برآورده شدن آرزوها ازجمله بيرون كردن نحسي است و اين باور، معروف است كه سبزه گره زدن دختران دم بخت شگوني براي ازدواج و همسريابي است و در فرهنگ اساطير براي رسم هاي سيزده بدر معني هاي تمثيلي آورده اند كه بدين قرار است: - شادي و خنده در اين روز به معني فروريختن انديشه هاي تيره و پليدي. - روبوسي نماد آشتي و به منزله تزكيه. - خوردن غذا در دشت، نشانه فديه گوسفند بريان. - به آب افكندن سبزه هاي تازه رسته، نشانه دادن هديه به ايزد آب و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت و تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسل هاو رسم مسابقه ها به ويژه اسبدواني، يادآور كشمكش ايزد باران و ديو خشكسالي است. به هر حال امروزه سيزده بدر در تمام شهرها و روستاها، رسمي خانوادگي، عام و به بياني ديگر به عنوان رسم و آئيني همه پسند محسوب مي شود و برگزاري اين گونه آئينها از زمانهاي گذشته تا كنون هميشه با سرور و شادماني همراه بوده است و نوروز كه به عنوان يكي از اعياد كهن ايرانيان محسوب مي شود هرچند با گذشت ساليان دراز شايد بعضي از آداب و رسومهاي گذشته با دگرگوني همراه بوده است اما هنوز برگزاري اين عيد برجاي مانده است و انجام بعضي از سنتها در نوروز به شكل همگاني ديده مي شود. مثلا پوشيدن لباس نو در نوروز به عنوان يكي از آئين هاي نوروزي و رسمي همگاني به حساب مي آيد. تهيه لباس نو در اين ايام فكر فقير و غني را به خود مشغول كرده است و توجه به تهيدستان و زيردستان براي تهيه لباس نوروزي به ويژه براي كودكان رسمي در حد الزام است و حتي در زمانهاي گذشته خلعت دادن پادشاهان و اميران در جشن نوروز براي نو پوشاندن كارگزاران و زيردستان امري لازم و ضروري به شمار مي رفت و مورخان و شاعران در نوشته هاي خود از خلعت بخشيدن هاي نوروزي، فراوان ياد كرده اند. در اين ايام ديده مي شود كه بعضي از افراد و بسياري از خانواده ها كه در سوگ يكي از نزديكان لباس سياه پوشيده اند به مناسب نوروز به ويژه هنگام تحويل سال نو، لباسي ديگر مي پوشند و كساني كه به هر علتي لباس نو ندارند مي كوشند هر قدر هم اندك، جوراب و يا پيراهن نو در هنگام تحويل سال بپوشند و اين باور كهن را در نوشته ها و توصيف هاي نوروزي همواره مي بينيم كه از طبيعت پيروي كنيم، از درختان يادبگيريم و با آمدن بهار لباس نو بپوشيم كه مايه شگون، شادماني و آرامش است. در هر حال با آمدن بهار و عيد نوروز كه فقط سالي يك بار براي چند روز برگزار مي شود انجام هرگونه آداب و رسومي كه مختص اين ايام است و با ديد و بازديدي كه با دست بوسي و روبوسي همراه است براي همه مردم بسيار شيرين و جزء بهترين روزهاي زندگي هر فردي محسوب مي شود كه از تنوع و ويژگي خاص برخوردار است و امروزه كساني را كه ما، در روزهاي آخر سال و با شروع سال نو با لباسهاي قرمز رنگ و صورت سياه شده در كوچه و گذر و خيابان مي بينيم كه با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم مي كنند بازمانده همان رسم و رسومات و شوخي هاي زمانهاي ديرين است كه فقط در روزهاي جشن نوروزي ديده مي شود نه در وقت و جشني ديگر و آنان خود در شعرهايي كه مي خوانند به عيد نوروز اشاره كرده و مي گويند: حاجي فيروزه، عيد نوروزه، سالي چند روزه. پس حالا كه فقط سالي چند روز عيد نوروز داريم آئينهاي آن را به دست فراموشي نسپاريم و هر ساله بر حلاوت آن بيفزائيم. مهرنوش رجائي منابع: آئين ها و جشن هاي كهن، محمود روح الاميني فرهنگ اساطير، دكتر محمد جعفر ياحقي نوروز، محمد حسين اميني سام