Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801225-54519S4

Date of Document: 2002-03-16

قائم مقام سازمان نظام پزشكي كشور: الگوي تعيين تعرفه خدمات پزشكي وجود مشخصي براي ندارد ظاهرا آن چه سبب شده تا پزشكان كشور هميشه از ميزان ويزيتي كه دريافت مي كنند و همچنين از سطح كلي تعرفه ها در كشور گله مند وجود باشند، تفاوت فاحش درآمدي ميان اعضاي جامعه پزشكي كشور است. پزشكان ايراني براي ويزيت از هر بيمار 2 تا 3 دلار حق ويزيت مطالبه مي كنند درحالي كه همين خدمت در بسياري از كشورهاي حوزه خليج فارس تا سقف 60 تا 65 دلار به فروش مي رسد. دست اندركاران جامعه پزشكي وجود چنين معضلي را در سطح دستمزدهاي خود عاملي مي دانند كه سبب شده تاعدالت اقتصادي در ميان اعضاي جامعه پزشكي وجود نداشته باشد و موجبات دور شدن استانداردهاي پزشكي كشور از معيارهاي جهاني فراهم شود. نشريه سازمان نظام پزشكي كشور در اين باره مي نويسد: تفاوت درآمد پزشكان ايراني بسته به سابقه و رشته تحصيلي آنان تا حدودي طبيعي است. همين اختلاف مي تواند مبناي تلاش و تكامل جامعه باشد اما دامنه اين تفاوت بايد نسبتي منطقي داشته باشد. نشريه فوق مي افزايد: عدم كنترل تعرفه هاي پزشكي و قانون مند كردن آن موجب شده تا به عنوان مثال اگر يك پزشك نتواند اميال طبيعي خود را در كسب منفعت كنترل نمايد، از صبح تا شب و حتي روزهاي تعطيل كار مي كند تا درآمدي تصاعدي داشته باشد. اين امر باعث شده تا درآمدطلبي بسياري از پزشكان ديگر در حد رفع نياز نباشد و تبديل به عادتي شود كه آنها را از ديگر فعاليت هاي اجتماعي و خانوادگي محروم در كند مقابل عده اي ديگر از پزشكان كم كارتر راه هاي ديگري را براي افزايش درآمد و امرارمعاش اختيار كرده اند. درحال حاضر اين سيكل معيوب فعاليت در ميان هر دو قشر پزشكان كشور با رشد چشمگيري مواجه است. نشريه سازمان نظام پزشكي، نظام اقتصاد درمان فعلي را ناسالم مي داند و در بخش ديگري از يادداشت خود مي نويسد: پورسانت، رشوه، اقدامات بدون انديكاسيون و پوشاندن عوارض و... محصول نظام ناسالم اقتصاد درمان كشور است كه غيرواقعي بودن تعرفه ها سهم زيادي در ايجاد چنين آسيبهايي دارد. دكتر بيطرف قائم مقام سازمان نظام پزشكي كشوردرباره علت غيرواقعي بودن تعرفه ها و ويزيت هاي دريافتي توسط پزشكان در گفت وگويي مي گويد: در كشورهاي ديگر دولت مشاركت خودش را به شكل كمك هاي اجتماعي عرضه يعني مي كند يارانه هاي دولت به شكل كمك هاي اجتماعي به اقشار خاصي پرداخت مي شود. بايد توجه داشت كه يارانه به معناي پايين نگه داشتن نرخ خدمات اما نيست در كشور ما به صورت فوق، عمل نمي شود. وي مي افزايد: كشورهايي كه به اقتصاد آزاد عمل مي كنند به هيچ خدمتي در داخل كشور سوبسيد پرداخت نمي كنند. اين امر باعث مي شود تا هر نوع خدمتي با نرخ واقعي ارائه شود. اما از سوي ديگر كساني كه درآمدي مناسب ندارند و يا به سبب معلوليت ها و صدمات اجتماعي توان جبران هزينه هاي درماني را ندارند تحت حمايت مستقيم دولت قرار مي گيرند. اين بدان جهت است كه اين كشورها نظام يارانه اي علمي و متشكلي را براي خود به وجود آورده اند. بيطرف يادآور مي شود: در كشور ما چون تعرفه هاي پزشكي واقعي نيست پزشكان درآمدهاي غيرواقعي بسيار بالايي دارند. وقتي درآمدها غيرشفاف باشد نمي توان از آن ماليات گرفت. در نتيجه بازار درمان تا به اين حد آشفته مي شود كه در نهايت مردم و دولت ضرر مي كنند اگر ويزيت پزشكان واقعي شود و به سمت اصلاح تعرفه ها حركت كنيم هيچ مشكلي در اين زمينه به وجود نمي آيد و قشر ضعيف جامعه هم كه توان درآمدي ندارد توسط دولت حمايت مي شود. بيطرف درمورد وجود تفاوت ميان درآمد پزشكان در بخش هاي مختلف مي گويد: معيار تعرفه اي كه در ايران اعمال مي شود از تعرفه آمريكا (تعرفه كاليفرنيا ) كپي برداري شده است. در كشور ما الگويي كه بتواند درآمد واقعي بخش هاي مختلف پزشكي را مشخص سازد وجود ندارد. در بخش درمان بازار عرضه و تقاضا وجود دارد. اين رابطه اقتصادي در بخش هاي خصوصي شكلي ديگر در دارد بخش خصوصي به عنوان نمونه تعرفه هاي جراحي 8 تا 10 برابر و تعرفه هاي داخلي 3 تا 5 برابر تعرفه هاي دولتي است. به همين خاطر تفاوت در بخش خصوصي بيشتر خودش را نشان مي دهد. به باور بسياري از صاحبنظران عرضه و تقاضاي موجود در بازار درمان در اختيار خود پزشكان قرار دارد و آنها نحوه شكل گيري و ميزان آن را مشخص مي سازند. اين امر سبب شده تا پزشكان بتوانند به راحتي طي روز بيماران بيشتري را ويزيت كنند. طبيعي است كه در چنين شرايطي هر پزشك با داشتن بيماران بيشتر درآمد بيشتري را نيز به دست خواهد آورد. در واقع چون تعرفه هاي پزشكي پايين است پزشكان براي داشتن درآمد بيشتر، مجبور مي شوند كه روزانه تعداد بيشتري از بيماران را ويزيت كنند. از سوي ديگر به سبب فقدان يك جريان نظارتي و نبود نظامي كه بتواند ماليات پزشكان را دريافت كند، آنان به راحتي مي توانند هرگونه كه مي خواهند عرضه و تقاضاي بازار درمان را شكل دهند. درحال حاضر بيمارسازي مهمترين معضلي است كه دست اندركاران جامعه پزشكي به شيوع آن معتقدند و تنها علت چنين امري را در غيرواقعي بودن تعرفه ها و بازار عرضه و تقاضاي درمان مي دانند. ادامه اين روند مي تواند در آينده اي نزديك از اعتماد مردم به جامعه پزشكي بكاهد و هر روز سوءدرمان ها و سطح كيفيت نامطلوب درمان افزايش يابد. يك كارشناس اقتصادي دراين باره مي گويد: نظام مالياتي را براي بخش درمان بايد به شكلي به وجود آورد كه هر پزشك با درمان بيماران بيشتر ماليات او نيز به صورت تصاعدي افزايش يابد. وجود ماليات تصاعدي سبب مي شود كه درمان بيماران بيشتر از تعدادي مشخص براي پزشكان مقرون به صرفه نباشد. البته نظام ماليات تصاعدي به تعرفه هاي علمي و واقعي نيز نياز دارد تا از اين طريق پزشكان با دريافت حق ويزيت از چند بيمارطي روز درآمد موردنظر خود را كسب كنند. زماني كه يك پزشك درآمد متناسبي داشته باشد، پديده بيمارسازي نيز به وجود نخواهد آمد و از سوي ديگر در منابع مالي كشور و تجهيزات پزشكي و همچنين مصرف دارو نيز صرفه جويي مي شود.