Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54517S2

Date of Document: 2002-03-15

زاويه سركوب زنان افغانستان دوباره آغاز خواهد شد! سيد علي صالحي طي پنج سال حكومت رعبآور طالبان، ظلمي بر زنان افغانستان روا داشته شد كه در طول تاريخ كمتر نمونه آن را به ياد مي آوريم. دست درازي به حقوق نيمي از جامعه و فروكشيدن حيثيت انساني زن تا حد يك جاندار مضر، دستاورد شنيعي بود كه بيرق رسوايي آن را بيمار بي هويتي به نام ملاعمر بر دوش مي كشيد. ملاعمر در ايام فرمانفرمايي خود قريب به هفده فتواي رسمي عليه موجوديت زن صادر كرد كه بر اساس آن فرامين شبه عقيدتي، زنان بسياري به مسلخ آيين سركوب سپرده شدند. ملاعمر اعلام كرد: زنان، دست نشاندگان بي حقوق مردانند. ملاعمر فرمان گل گرفتن در مطب پزشكان زنان و مدارس دخترانه را صادر كرد. مهر و موم كردن درگاه حمام هاي زنانه و دانشگاه ها نيز از محصولات نبوغ اين مريض رواني بود كه از دردهاي مزمن عاطفي و جنسي رنج مي برد، چندان كه دستور داد تا حتي شرمگاه چهارپايان را در كيسه و حجاب نهان كنند. ملاعمر گفت: شنيدن صداي پاي زنان كفاره دارد، كتك زدن آنان از واجبات تاريخ مذكر است و نام زنان نبايد بر زبان رانده شود، حتي صدور شناسنامه براي زنان را از امور فحشا قلمداد كرد. ملاعمر به دوزخي فرهنگي دامن زد كه تبعات و عواقب وخيم آن ده ها سال ادامه خواهد ساده لوحي داشت است كه اگر گمان كنيم با رماندن يك نام مجعول از صحنه سياست، فرهنگ زن ستيزانه ملاعمريسم نيز محو خواهد شد. ملاعمر خود نيز برآمد و حتي قرباني همين سنت جاهلي بود، سنتي كه همچون شبح تعصب كور به پنهان ترين زواياي ضمير ناخودآگاه تاريخ مذكر نفوذ كرده است و به اين زودي ها نيز ماواي امن و تاريكخانه خود را نشان كسي نخواهد داد، اما در مقابل و در آينده نزديك، بعد از فروكش كردن بازي هاي سياسي در منطقه و در مجددا افغانستان، از دوره كمين به در خواهد آمد. آيا با رماندن ملاعمر از مسند مرگ، ميراث و آداب ملاعمريسم نيز از حيات و جامعه افغانستان رخت برخواهد؟ بست آنجا كه تعقل و تجربه به هم مي رسند، به چنين پرسشي، جواب منفي مي دهند. مخوف ترين زيان ها و عميق ترين ضربات در جامعه نوين افغانستان كه خود دستاورد برخورد سوغات مدرنيسم و سور و سات سنت است، تنها حيثيت و حقوق و هويت زن آن سامان را هدف قرار خواهد داد. مجددا سركوب و تحقير زنان در افغانستان آغاز خواهد شد، البته اين وهله نه از سوي حكومت، كه از جانب همان شبح تعصب، از جانب هزاران هزار حكومت كوچكتر، يعني توسط مرداني كه قيم بلامنازع خانوار خويش هستند و تحمل ورود زنان را به دوره تازه ندارند. تقابل ميان دستاورد نيروهاي غربي و نمادهاي رفتاري و فرهنگي شان در مقام شارحان مدرنيزم و هنجارهاي بومي و رسوم سنتي و رازهاي تربيتي در ميان ملت هاي افغانستان بزرگترين معضل آينده آن جامعه است كه در كشاكش آن تنها زنان (مجددا ) قرباني خواهند شد. اگر در دوره ملاعمر، فيزيك آنان، آشكارا سركوب مي شد، در اين دوره روح زنان در پستوي خانه، به خاكستر طعنه و تازيانه خودي خواهد نشست، چرا كه جاذبه شيطاني ملاعمريسم، ميراثي نيست كه آسمانش با شكستن چند ديوار صوتي به خود بلرزد. نشانه هاي روشن آن را به زودي خواهيم ديد، حتي آزادي نسبي زنان در چنان جامعه اي نمي تواند عاري از هزينه سنگين باشد، عدم تحمل كشف حجاب يا فعاليت هاي عملي و اجتماعي زنان و تعصبات تاريخ زنده مذكر، از ديگر علائم اين آزار بي رحمانه است. فرهنگ بلامنازع مردسالاري به شكوفايي روياهاي زنان فرصت نخواهد داد. گسستن زنجيرها از سوي زنان برابر با كشتار مخفي آنان در آينده خواهد بود. رهايي فنرهاي زنگ زده رسوم عهد جاهليت از سويي و بي بند و باري سربازان مجرد ملل ديگر با پشتوانه هاي فرهنگي خاص كه با هنجارهاي اجتماعي در افغانستان هيچ گونه انطباقي ندارند، تولد نسل جوانتر در فضايي تازه و نافرماني نسبت به تحكمات نسل برآمده در فرهنگ ملاعمريسم، مهارناپذيرترين بحران ها را دامن خواهد زد، كه مجموعه نتايج آن، اسارت دوباره زنان را رقم مي زند. نبايد اين هشدارها را دست كم گرفت. قرائن آشكاري هست كه نشان مي دهد ميراث ملاعمريسم نه اينكه ريشه كن نشده، بلكه در آينده، به اشكال گوناگون، رخسار رعبآور خود را نشان خواهد داد. ميراثي شيطاني كه به زن به عنوان يك دشمن نگاه خواهد كرد. به همين دليل افغانستان پيش و بيش از آنكه به نيروهاي صلح و سربازان بيگانه نيازمند باشد، به كار عميق، گسترده و اثرگذار فرهنگي محتاج است. دريغا زن كه همواره قرباني صف مقدم جهان ظلمت زده است!