Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54513S3

Date of Document: 2002-03-15

پيشنهاد كتاب نگاهي به كتاب فاصله نوشته ريموند كارور به اندازه ستاره ها رويا گلستاني فاصله نوشته: ريموند كارور ترجمه: مصطفي مستور نشر مركز چاپ اول _ 1380 مجموعه داستان فاصله كه از دوازده داستان كوتاه تشكيل شده نگاهي است موشكافانه به عمق روابط انساني. هر يك از داستان ها به فيلمي كوتاه مي ماند كه از لحظه هاي گذرا و صحنه هاي به ظاهر بي اهميت زندگي گرفته شده اند. همچون فيلمي كه خالي از حضور كارگردان و صداي اوست، ردپايي از نويسنده در هيچ كجاي داستان ها نيست و بنابراين تفسير داستان ها به عهده خود خواننده است. داستان ها به شدت رئاليستي، سياه و به طنزآلودند خط پايان هر داستان كه مي رسي به نقطه پايان روابط انساني، به آخر آخر دنيا مي رسي. آدم ها بي آن كه خود بدانند دچار بحراني هولناك اند و از آن رنج مي برند. بحراني كه در اعماق ضميرشان لانه كرده و با كوچك ترين بهانه اي، از صداي گوش خراش زنگ تلفن در نيمه شب گرفته تا گريه گاه و بي گاه طفلي. طغيان مي كند و آدم ها را در گرداب سياه خود غرق اما مي كند گاهي اين بحران ها به شفاف شدن روابط زوج ها، به تحولي دروني، به خودشناسي و به آغازي ديگر مي انجامد. اكثر داستان هاي اين مجموعه تصويري موجز و مختصر از روابط ميان زوج هاست. زوج هايي كه اغلب در بستر خواباند كه يا از بي خوابي رنج مي برند يا خوابهاي آشفته مي بينند و يا براي فرار از بي خوابي سيگار دود مي كنند و حرف هاي بي معني مي زنند و در نهايت از برقراري رابطه اي ساده ناتوان مي مانند و نااميد از يكديگر شب را به صبح مي رسانند و اين دور باطل را روزي از پي روزي ديگر ادامه مي دهند. در داستان دوچرخه ها، بازوها، سيگارها گم شدن دوچرخه اي بهانه اي مي شود تا بخشي از شخصيت گم شده پسري براي پدرش آشكار شود مردي كه زندگي از او موجودي خمود و سست و منفعل ساخته، ناگهان خشمي در او بيدار مي شود و در مقابل چشمان حيرت زده پسرش كه هميشه او را جور ديگري ديده، حريف را به زمين مي زند. خشم او را مي توان به هزاران دليل تفسير كرد; ناملايمات زندگي، روابط زناشويي ناموفق، فاصله نسل ها و... داستان همسر دانشجو داستان، زوجي است كه بيهوده تلاش مي كنند تا باهم ارتباط برقرار كنند، اما هر دو به خوبي از اين موضوع آگاهند كه روابطشان به نقطه پايان خود رسيده و هر تلاشي براي بهبود آن بي فايده است. شايد يكي از زيباترين تصاوير اين مجموعه، زماني است كه زن تلاش مي كند تا نفس هايش را با نفس هاي شوهرش يكي كند. داستان چاق كه بي شك يكي از داستان هاي طنز اين مجموعه است، داستان مرد خيلي چاقي است كه با وجود چاقي اش مرتب غذا سفارش مي دهد و با اشتها و لذت هم غذا مي خورد. درواقع او هويت خود را به عنوان آدمي چاق كاملا پذيرفته و هيچ تلاشي در جهت اصلاح خود نمي كند. زيبايي داستان، تاثيري است كه مرد چاق در راوي داستان مي گذارد. راوي با ديدن مرد چاق به نوعي به هويت گمشده و مستقل خود، هويتي جدا از شوهرش پي مي برد و در پايان داستان احساس مي كند كه زندگي اش دارد دستخوش تغيير مي شود. و داستان فاصله روايت ساده و صريح فاصله ما آدم هاست. فاصله اي كه به اندازه فاصله ستاره هاست. تنها گريه بي وقت نوزادي عمق بحران رابطه زوج جواني را كه تازه در آغاز راه هستند، نشان مي دهد. اما طنزترين و شايد حرفه اي ترين داستان اين مجموعه داستان كسي كه روي اين تخت مي خوابيده است. شخصيت هاي اصلي اين داستان هم مثل اغلب داستان هاي اين مجموعه، زن و شوهري اند كه به خاطر صداي مزاحم زنگ تلفني نيمه شب از خواب مي پرند و براي جبران بي خوابي شان سيگار مي كشند و از اين در و آن در حرف مي زنند و رازهاي نگفته را براي هم تعريف مي كنند. و در اين ميان موقعيت كاملا طنزي به وجود مي آيد. چرا كه تنها زنگ يك تلفن سبب مي شود كه نه تنها از اسرار نگفته اي كه چندان هم خوشايند نيستند، باخبر شوند كه پي به دردها و ترس ها و ناراحتي هاي فرضي هم مي برند و در نهايت به مرگ و چگونه مردن مي رسند. با خواندن داستان هاي اين مجموعه به اين فكر افتادم كه ما آدم ها مثل ماهي هايي هستيم كه هميشه زير آب غوطه مي خوريم و هرازگاهي به بهانه طعمه اي كه توي آب مي افتد سرمان را از زير آب بيرون اما مي آوريم ممكن است هيچ وقت هم روي آب نياييم و ناآگاهانه به زندگي در زير آب، در اعماق بحران ها، تنهايي ها و سياهي ها ادامه بدهيم.