Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54513S2

Date of Document: 2002-03-15

غريبه آشنا نگاهي به زندگي و آثار آليس مونرو نسخه زنانه كارور ترجمه: مريم. م. سرشت آليس مونرو (متولد) 1931 يكي از نويسندگان برجسته داستان كوتاه معاصر است - داستان هاي او را اغلب با داستان هاي ريموند كارور مقايسه مي كنند. كارور و مونرو هر يك به اقليتي خاص از مردم توجه دارند: كارور به آمريكايي هاي شهرنشيني كه از طبقه پايين جامعه هستند، مي پردازد و مونرو به روستايي هايي كه از طبقه متوسط كانادا هستند. با وجود اين هردو به فراسوي موضوع خود مي روند و حقايق خام و جهانشمول انساني را فاش مي كنند. سه مجموعه از مجموعه داستان هاي كوتاه اين نويسنده كانادايي رقص سايه هاي شاد ( ) 1968 فكر كردي كي؟ هستي ( ) 1978 نامزد ] جايزه [بوكر و تكامل عشق ( ) 1986 موفق به دريافت مهم ترين جايزه ادبي كانادا، جايزه گاورنر جنرال شده اند. از ديگر افتخارات اين نويسنده، دريافت جايزه سالانه كتاب جهاني كانون كتابفروشان كانادا، به خاطر رمان زندگي دختران و زنان ( ) 1971 و همچنين جايزه ادبي استراليا - كاناداست. در سال 1995 مجموعه داستان هاي اسرار بي پرده ( ) 1994 به عنوان بهترين كتابي كه در سال 1994 در سراسر بريتانيا به چاپ رسيد جايزه دبليو. اچ اسميت، را از آن خود كرد. موضوع داستان هاي مونرو هميشه زندگي دختران و زنان بوده است، زندگي كه شامل تحصيلات، احساسات و مشكلات آنهاست. داستان هاي او از بالا رفتن سن زنان، از آغاز و اغلب پايان ازدواج آنها مي گويد و البته مردان هم بخشي از اين زندگي هستند. اما تصويري كه از آنها مي بينيم تقريبا هميشه از نگاه زنان است. مرداني كه هميشه امكان خيانت، خشونت و بي تفاوتي از جانبشان وجود گرچه دارد علاقه مونرو به زندگي مردان بيش از علاقه كنراد به زنان نيست، اما نمي توان او را يك نويسنده فمينيست خواند، چرا كه داستان هاي او داراي ويژگي هاي خلاقانه اي هستند كه ما آنها را در دوجنسيتي ها سراغ داريم. همان ويژگي هايي كه ويرجينيا وولف در حسرت شان بود و يكي از داستان هاي خود اتاقي كه مال خود آدم است را مزين به اين صفات كرد. مونرو به عنوان يك زن مي نويسد، اما زني كه زن بودنش را فراموش كرده است. مسئله اصلي در داستان هاي مونرو جنسيت نيست و به همين خاطر كارهاي او متفاوت با نويسندگاني چون دوريس لسينگ يا آنجلا كارتر يا توني موريسون يا حتي وولف است. مي توان گفت كارهاي مونرو نزديك به آثار فلانري اوكانر استاد صاحب نام اوست و حتي گوي سبقت را از اين نويسنده مشهور ربوده است. داستان هاي مونرو برخلاف داستان هاي اوكانر كه پايان پرسروصدايي، مثل صداي شليك هفت تير دارند، به آرامي به انتها مي رسد، با صدايي مثل تيليك بسته شدن در عينك جيبي. و باز برخلاف اوكانر كه گرايش اش به مذهب كاتوليك را به شخصيت هايش تحميل مي كرد، احساس مونرو در قبال شخصيت هايش، احساس خالصي است، به خالصي احساسات چخوف كه هيچ نظام فكري خارجي نمي تواند اين احساسات ناب را آلوده كند. جابه جايي زمان و تغيير زاويه ديد از ويژگي هاي داستان هاي مونروست - به خصوص در مجموعه داستان عشق يك زن خوب ( ). اين 1998 جابه جايي ها به زحمت ديده مي شوند و آن قدر طبيعي و غيرتصنعي اند كه وقتي به آخرين صفحات مي رسيم، درمي يابيم كه داستان در مسيري غير از مسير مشخص شده اوليه گام برداشته و به عبارتي موضوع ظاهري داستان، موضوع واقعي از نبوده ديگر ويژگي هاي شاخص كارهاي مونرو نگاه او براي گفتن جزييات است. جزيياتي كه در عين سادگي يادآور خاطرات اند و مونرو با استفاده از آنها مي تواند كل شخصيت ها و محيطها را در يك پاراگراف بگنجاند. جان آپدايك در نقد داستان هاي منتخب مونرو مي نويسد: داستان هاي مونرو كه حدود بيست سال پيش (يعني از سال ) 1976 در نيويوركر چاپ مي شدند از همان ابتدا داراي اين ويژگي ها بودند: پيچيدگي كه حاصل تعمق و تفكر بسيار است، تعدد پيرنگ، صراحت و شفافيت سبك بيان و تصاوير ذهني، كاوش هاي روان شناختي استثنايي و صداقت... و جويس كرول اوتس در نقدي بر مجموعه داستان تكامل عشق مي نويسد: آليس مونرو همچون نويسندگان مشابه و با استعداد عصر خود، كساني مثل پيتر تيلور، ويليام تروور، ادنا اوبرين و غيره داستان هاي كوتاهي مي نويسد كه داراي فشردگي اخلاقي، عاطفي و گاهي تاريخي يك رمان اند. داستان هاي مونرو و نويسندگان مثل او گرچه ممكن است در ژانر داستان هاي ميني ماليستي قرار بگيرد، اما اين نويسنده ها جدا از تكنيك ها و هدف هاي ميني ماليستي، دنياهاي خيالي را خلق مي كنند كه نمونه تقليدواري از دنياهاي كاملا واقعي اند. آنها به صداي مناطق زندگي شان صداي تازه اي مي دهند و ريتم طبيعي گفتار را از صافي گفتارهاي نوشتاري خالص تري (كه خودنمايانه نيستند ) عبور مي دهند. آنها به طرح ها و اشكال افسانه هاي محلي، قصه هاي بلند، حكايات و خاطرات فاميلي وفادارند. موضوعات آنها تقريبا هميشه رئاليستي است و رفتار شخصيت هايشان معمولا مثل آدم هاي واقعي است...