Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54510S3

Date of Document: 2002-03-15

كوششي نوين در فهم معناي قدرت سياسي گفتارهاي قدرت از هابز تا فوكو نويسنده باري هيندس مترجم: مصطفي يونسي ناشر: شيرازه قيمت تومان 1600 در دوره مدرن دو برداشت از قدرت بر انديشه سياسي غرب سيطره داشته يكي است از اين برداشت ها كه خصوصا در مباحث آكادميك معاصر برجستگي يافته، ايده قدرت به عنوان يك پديده صرفا كمي است. قدرت دراين معنا، چيزي بيش از توانايي كلي و عمومي براي كنش نيست. برداشت پيچيده تر دوم، قدرت را نه تنها شامل توانايي كنش بلكه داراي حق كنش نيز مي داند و چنين توانايي و حقي را متكي بر رضايت كساني مي داند كه قدرت بر آنها اعمال مي شود، برداشت دوم در بخش اعظم انديشه سياسي و اجتماعي غرب جايگاه محوري دارد، گرچه حضور آن اغلب ضمني است و نه صريح. هدف اصلي باري هيندس از نگارش كتاب گفتارهاي قدرت نشان دادن مفروضات اساسي اين دو برداشت است و نيز فهم تبعات بعدي شيوه اي است كه سوالات مربوط به اعمال قدرت و حكومت در چارچوب انديشه سياسي و اجتماعي معاصر غرب نوعا با آن بررسي و فهميده شده اند. هيندس اين كار را با ارجاعات متعدد به نوشته هاي هابز، لاك، روسو و ميلز انجام داده است و لوياتان هابز و دو رساله درباره حكومت و جستاري درباره فهم انساني لاك از كتابهايي هستند كه او بسيار از آنها بهره جسته است. هيندس معتقد است كه ساير مكاتبي كه تلاش كرده اند برداشت هاي ديگري را جز دو برداشت مذكور ارايه كنند، اگرچه جوانب مهمي از مسئله پيوند قدرت را با مقولاتي همچون اقتصاد و فرهنگ آشكار مي كنند، اما از نقطه نظر ارزيابي خود قدرت، ديدگاه تازه اي ارايه نداده و تمامي آنچه را كه توصيف مي كنند، در چارچوب يكي از همان دو برداشت فوق الذكر يافت مي شود. نويسنده براي اثبات اين ادعا به بررسي گفتار قدرت نزد نظريه پردازان مكتب فرانكفورت پرداخته و نشان مي دهد كه چگونه استدلال آنان درباره فراگير بودن قدرت كه براساس ارزيابي شان از ارتباط فرهنگ و ايدئولوژي نشات مي گيرد، در نهايت به تبيين نظريه گفتار راديكال قدرت منجر مي شود، گفتاري كه توسط افرادي مانند لوكس تبيين شده است. چنين تبييني كاملا در چارچوب برداشتي از قدرت به منزله كميت قرار مي گيرد. راي ديگري كه هيندس براي اثبات نظريه خود بررسي كرده، انديشه سياسي ميشل او فوكوست به اين نكته اشاره مي كند كه نزد فوكو، بحث تداركات اعمال قدرت همواره از بحث خود قدرت مهم تر بوده است. در عين حال او نشان مي دهد كه چگونه فوكو، با توصيف نهايي قدرت به منزله كميت صرف، اولا نتيجه اي متناسب با عقايد خويش استنتاج نمي كند و دوم اينكه در چارچوب يكي از همان دو برداشتي از قدرت كه بر انديشه سياسي غرب در دوران مدرن غالب بوده است باقي مي ماند. با عنايت به محدود ماندن مشهورترين گفتارهاي مطرح در باب قدرت در چارچوب دو برداشت فوق است كه نويسنده نتيجه نهايي پژوهش هاي خويش را آن مي داند كه مي توان به سنجش همه گفتارها در باب قدرت براساس تعلق به اين يا آن برداشت پرداخت.