Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54509S1

Date of Document: 2002-03-15

توفيق رفتن به خانه خدا با غيرقابل باورترين روش استيو مك كاري عليرضا عبادتي با آن چشمان سبزش 17 سال پيش عكس جلد نشنال جئوگرافيك شد. استيو مك كاري سال ها دنبال سوژه اي كه از آن عكس تهيه كرده بود مي گشت، سرانجام اين هفته موفق به پيدا كردن آن دختر شد. آخرين باري كه او را ديده بود در اردوگاهي در پيشاور پاكستان در بود اين سال هاي اخير براي پروژه هاي ساختمان سازي اين اردوگاه ها را محدودتر كرده اند. مك كاري براي آخرين بار شانس خود را امتحان كرد و عكس او را به ريش سفيدان اردوگاه نشان آن داد عكس دست به دست گشت از هركسي كه راهنمايي مي گرفت درست از آب در نمي آمد تا اين كه مردي به آنان مراجعه كرد و گفت ده سال پيش در همسايگي آن ها زندگي مي كرد و بعد از چند روز برادر اين دختر با همان رنگ چشم را نزد مك كاري برد. مك كاري اجازه ديدن آن دختر را كه 17 سال پيش 13 ساله بود از شوهرش گرفت. فناوري هاي بسيار پيچيده قرنيه و چهره پليس فدرال آمريكا تاييد كرد كه اين شخص صاحب عكسي است كه 17 سال پيش عكس روي جلد مجله نشنال جئوگرافيك شده بود. مك كاري به محض ديدن وي گفته بود كه متقاعد شده است اين زن همان دختر است و نيازي به آزمايش هاي اف بي آي نيست. با وجودي كه سرگرداني هاي بسياري كشيده بود و اغلب با راهنمايي هاي اشتباه با دختران بي شماري برخورد كرده بود، مك كاري در اولين نگاه او را بازشناخت. همان لكه اي كه در 13 سالگي روي بيني داشت در سي سالگي هم قابل تشخيص بود. نام او شربت گلااست و اكنون مادر سه دختر است و در نواحي دورافتاده اي در مناطق پشتون نشين افغانستان زندگي مي كند. نشنال جئوگرافيك محل دقيق آن را براي حفظ حريم خصوصي زندگي اش به دقت مشخص نكرده است. مك كاري به شربت قول داد در آموزش دخترانش هر چه در توان داشته باشد به آن خانواده كمك كند و آرزوي شربت را كه زيارت خانه خداست برآورده سازد. نشنال جئوگرافيك گزارش كامل ماجرا را در شماره آوريل خود به چاپ مي رساند. و در اين گزارش به مصيبت هاي آوارگان افغاني پرداخته مي شود. مك كاري مي گويد وقتي او را دوباره ديد همان احساسي را در مورد چشمان سبز و نافذ شربت داشت كه در اولين برخورد به وي دست داده بود. به نظر مك كاري اين عكس تمامي رنج ها و زخم هايي را به تصوير مي كشد كه يك زن هنگام آوارگي و فرار از موطن و پناه بردن به اردوگاه هايي كه صدها كيلومتر با محل زندگي اصلي فاصله دارد، تحمل مي كند. مك كاري براي يافتن شربت دست كم ده بار به افغانستان سفر كرد در حالي كه او نمي دانست تصويرش بر روي نشنال جئوگرافيك بازتابهاي جدي داشته است. شربت از اينكه در تصويري كه از او منتشر شده بود روسري اش بسيار مندرس بود ابراز شرمساري كرد. اما آن چه نگاه بينندگان نشنال جئوگرافيك را به خود خيره كرد روسري مندرس او نبود بلكه رنج و دردي بود كه محنت آوارگان را به تصوير كشيده بود. در طول عمر 114 ساله نشنال جئوگرافيك تصوير شربت از شناخته شده ترين تصاوير روي جلد اين مجله معتبر جهاني است. مك كاري مي گويد در زمان انتشار آن تصوير در 17 سال پيش انواع و اقسام واكنش ها و بازتابها را به دنبال داشت. نامه هايي كه نشنال جئوگرافيك دريافت كرده بود و حاكي از آن بود كه بسياري از آمريكايي ها تصميم گرفتند به افغانستان و پاكستان سفر كنند. مك كاري دليل موفقيت اين عكس را در اين مي داند كه او به جاي تصويربرداري از مرداني كه كلاشينكوف به دست بودند تصميم گرفت به آن بخش تاريك جنگ يعني وضع زنان و كودكان بپردازد اما مشكلي كه مك كاري با آن مواجه بود در واقع سنت مردم افغانستان و غيرتشان بود كه اجازه نمي دادند از زنان و دخترانشان عكس گرفته اما شود چون شربت پدر و مادرش را از دست داده بود مك كاري به اين نتيجه رسيد كه بهتر است از معلم او در اردوگاه اجازه بگيرد و معلمش چند پذيرفت سالي از گرفتن عكس نگذشته بود كه مك كاري ذهنش با اين پرسش روبه رو شد كه بر سر آن دختر افغاني چه آمده است. مك كاري فقط 15 دقيقه آن دختر را ديده بود و با اجازه معلمش از او فقط يك عكس گرفته بود. از آن موقع به بعد هر بار كه به افغانستان سفر مي كرد عكس او را به مردم افغاني نشان مي داد و از او نشان مي گرفت بدون آن كه هيچ نام و نشاني از او داشته باشد، هر بار ناموفق باز مي گشت. جنگ عليه آن چه آمريكا تروريسم مي خواند بار ديگر مك كاري را به افغانستان كشاند اما اين بار جست وجوهايش نتيجه داد. به اين ترتيب دوبار از چهره زن افغاني در جلد نشنال جئوگرافيك استفاده شد يك بار زماني كه از جنگ عليه اتحاد جماهير شوروي سابق جان سالم به در برد گرچه پدر و مادرش را از دست داد و اين بار رنج هايي ناشي از رژيم طالبان و جنگ آمريكا عليه افغانستان را پشت سرگذاشت و هر بار چهره اش حاكي از اندوه هايي است كه دشواري هاي زندگي در افغانستان به آن تحميل كرده است. همچنين شبكه تلويزيوني نشنال جئوگرافيك يك مستند از زندگي شربت را در روز دوشنبه همين هفته به نمايش خواهد گذاشت. و در آن براي جمع آوري اعانه براي زنان افغاني به تبليغ خواهد پرداخت. نكته اي كه باعث تعجب تيم مك كاري شده بود اظهارنظر شربت در مورد برقع بود. در حالي كه به نظر اين تيم و شايد به نظر همه غربي ها اين چشمان سبز نافذ نبايد پشت پوشش بماند شربت مي گويد برقع را بخش زيبايي از وجود و زندگي اش مي داند و از آن جدا نمي شود. حتي او معتقد است كه طالبان بعد از جنگ با اتحاد جماهير شوروي سابق به افغانستاني كه در آن بي قانوني فراگير بود صلح و آرامش آورده است. در گفت وگويش با تيم مك كاري، شربت از بمباران افغانستان توسط آمريكايي ها ابراز انزجار كرد. با اين حال اين ميل دروني را كه دوست دارد از آمريكا ديدن كند كتمان نكرد و گفت بايد آمريكا جاي زيبايي باشد. نكته جالب ديگر اين است كه شربت روحش خبر نداشت كه تصويرش روي جلد يكي از معروف ترين و معتبرترين مجله هاي جهاني به چاپ رسيده است و از آن جالبتر اين كه روحش خبر نداشت كه همين تصوير روي جلد براي دخترانش تحصيل و براي خودش مشرف شدن به خانه خدا به ارمغان مي آورد. مك كاري كه تاكنون جوايز عكاسي بسياري را نصيب خود كرده مي گويد تمام دغدغه اش اين بوده است زماني كه دوباره با او روبه رو مي شود چگونه مي تواند شوهر يا مردان نزديك او را متقاعد سازد تا از او دوباره براي عكس روي جلد مجله عكس بگيرد و در واقع شربت از شوهرش اجازه خواست تا براي دومين بار در زندگي اش از او عكس گرفته شود و از او خواست در حضور غريبه برقع اش را بالا بزند. به نظر مك كاري در چشمان شربت در سي سالگي رنج از دست رفتن پدر و مادر و يك فرزند، تحمل گرسنگي، فقر و آوارگي كاملا مشهود است. مك كاري ادعا مي كند در اين 17 سال روزي نبوده است كه نامه يا ايميل دريافت نكرده باشد و يا به وي تلفن نشده باشد و هر بار از وي از سرنوشت آن دختر با چشمان سبز و نافذ پرسيده اند و هر كدامشان كمك به افغاني ها را پيشنهاد كرده اند. ويليام آلن سردبير مجله نشنال جئوگرافيك كه ده ميليون تيراژ دارد مي گويد: اين عكس به ياد ماندني ترين تصويري است كه ما به چاپ رسانديم صدها بار از من پرسيده اند كه بر سر آن دختر با چشمان سبز چه آمده است. اين تصوير اهميتي در حد ساير عكس هاي مهم قرن بيست پيدا كرد. تصاويري نظير آووجيما Jima Iwo كه در جنگ جهاني دوم در حال بالا بردن پرچم آمريكا بود و توسط جو روزنتال گرفته شده بود، يا عكس از ترور كندي كه لي هاروي اوسولد شكار كرده بود، همين طور عكس يوجن اسميت كه از يك كودك ناقص الخلقه ژاپني كه توسط مادرش استحمام مي شد. و حالا اين عكس با آنها مقايسه مي شود. ديويد شونور سردبير مجله آمريكن فوتو مي گويد: گرچه اين عكس اهميتش را از اين جهت به دست آورده است كه رنج هاي يك دختر آواره افغاني را به تصوير مي كشد اما آنچه اين عكس را منحصر به فرد مي كند، چهره غيرقابل توصيف آن دختر است. شونور مي گويد: مانند موناليزا است نمي داني به چه فكر مي كند، آيا ترسيده؟ است خشمگين؟ است سرگردان و حيران ؟ است مردد؟ است به زيبايي خود مطمئن؟ است هر بار كه به آن نگاه كنيد احساس متفاوتي خواهيد اگر داشت تصويري بخواهد بماند بايد همه اين خصوصيات را با هم داشته باشد.