Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54507S5

Date of Document: 2002-03-15

نوبليست ها الي مچنيكوف جانورشناس و سلول شناس روسي - فرانسوي ( - 1845 ) 1916 Metcnikov Elie فيزيولوژي يا پزشكي فاگوسيتوز 1908 مچنيكوف در ايوانوفكا Ivanovka واقع در نزديكي كاركوف kharkov (اكنون بخشي از اوكراين است ) متولد شد و در دانشگاه كاركوف به تحصيل پرداخت. پس از انتصاب در پست هاي زير نظر رادولف لئوكرت Leuckart.R و كارل سيبلد Siebold.K در گوتينگن، گيسن و مونيخ، در دانشگاه هاي اودسا و سن پترزبورگ به مطالعه جانورشناسي مشغول گشت. از 1882 1873 تا در اودسا استاد جانورشناسي و آناتومي مقايسه اي شد و از سال 1882 تا 1886 در دانشگاه مسينا واقع در ايتاليا، به بررسي لارو ستاره دريايي پرداخت و دريافت كه سلول هاي غيرهضمي ويژه اي در بدن اين لاروها وجود دارد كه عملكرد آنها در برگرفتن و بلعيدن ذرات بيگانه اي است كه وارد بدن لارو مي شوند. او اين سلول ها را فاگوسيت ناميد و مطالعات خود را در مورد آنها دنبال كرد. وي ثابت كرد كه اين پديده در بدن انسان نيز رخ مي دهد و گلبول هاي سفيد اين وظيفه را بر عهده دارند. گلبول هاي سفيد با احاطه كردن باكتري ها و ساير اجسام بيگانه اي كه وارد بدن شده اند، در سيستم دفاعي بدن بر عليه بيماري ها نقش بسيار مهمي را ايفا مي كنند. مچنيكوف يافته هاي خود را در سه مجلد مختصر با عناوين: هضم داخل سلولي ( ) 1882 آسيبشناسي مقايسه اي التهاب ( ) 1892 و ايمني در برابر بيماري هاي عفوني ( ) 1905 به چاپ رسانيد. او به خاطر مطالعاتش برروي فاگوسيتوز، در جايزه نوبل فيزيولوژي يا پزشكي 1908 با پل اريش Ehrich.P سهيم گشت. مچنيكوف در 1886 مديريت انيستيتو باكتري شناسي را در اودسا برعهده گرفت و دو سال پس از آن به انيستيتو پاستور در فرانسه منتقل شد. از 1895 به مدت 11 سال مديريت آنجا به وي محول شد. وي در سال 1903 در انتقال بيماري سفليس به انسان ريخت ها، به كمك اميل راكس Roux. Eموفق، شد. همچنين به بررسي بيماري وبا پرداخت. او بقيه سال هاي عمر خود را به طور گسترده به بررسي عامل پيري و افزايش طول عمر در انسان اختصاص داد و درباره اين موضوعات در كتابهايي باعنوان سرشت انسان ( ) 1904 و طولاني كردن زندگي انسان ( ) 1910 به بحث پرداخت. كارل فرديناند براون فيزيكدان آلمان ( - 1850 ) 1918 Braun ferdinand Karl فيزيك بي سيم 1909 براون در Fulda آلمان متولد شد و در دانشگاه ماربورگ به تحصيل پرداخت و در 1872 از دانشگاه برلين دكترا گرفت. وي در منصبهاي گوناگوني به تدريس پرداخت و در سال 1885 در دانشگاه توبينگن به مقام استادي فيزيك تجربي منصوب شد و در 1895 در دانشگاه استراسبورگ استاد فيزيك شد. وي در 1874 مشاهده كرد كه كريستال هاي نيمه رسانا را مي توان به عنوان يكسوكننده اي كه جريان متناوب را به جريان مستقيم تبديل مي كند، به كار گرفت وي در پايان قرن نوزدهم از اين اكتشاف در اختراع ديودهاي كريستالي استفاده كرد. اين اختراع نيز به ساخت راديوي كريستالي انجاميد. براون لوله پرتوكاتدي را به گونه اي طراحي كرد كه باريكه الكترون را از طريق تغيير ولتاژ منحرف مي ساخت. بدين ترتيب وي موفق به اختراع نوسان نما و تهيه اجزاء اصلي گيرنده هاي تلويزيوني شد. بيشتر شهرت براون به خاطر بهبود سيستم ارتباط بي سيم ماركوني است. به گونه اي كه در جايزه نوبل فيزيك سال 1909 با ماركوني Marconi سهيم گشت. در سيستم براون از مدارهاي مغناطيسي استفاده شده بود كه تا نيمه نخست قرن نوزدهم از اين مدارها در تهيه گيرنده هاي تلويزيوني استفاده مي شد. براون به خاطر ثبت اختراعش به آمريكا سفر كرد اما ايالات متحده در سال 1917 درگير جنگ جهاني اول شد و براون نيز به عنوان يك بيگانه دستگير و يك سال پس از آن در نيويورك درگذشت.