Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801224-54506S2

Date of Document: 2002-03-15

در اتاق كوچك مصاحبه گزينش استخدام سارا پارسا آنها كه در گزينش استخدامي ادارات دولتي شركت كردند، به هيچ وجه حاضر نيستند از گزينش حرف بزنند. چه آنها كه رد شده اند و چه آنها كه قبول شده اند. خيلي ها هم از ما انتظار دارند كه اين يك قلم را زيرسبيلي رد كنيم. ما هم اصراري نداريم كه اين سوژه از زير سبيلمان رد نشود. بااين حال همين رد شدن هم حرف هايي براي گفتن دارد. زماني كه صحبت از گزينش و امتحانات بدون ضابطه است، همه بيشتر دوست دارند كه از نفس اين روند گله اما كنند به راستي در گزينش ادارات مختلف چه اتفاقي مي افتد كه ما تا اين حد از گزينش؟ مي ترسيم حتي اين كه گزينش فقط براي استخدام شدن نيست و در بسياري جاها از آن استفاده از مي كنند انتخاب گروه سرود يك مدرسه راهنمايي گرفته تا انتخاب دانشجويان براي ادامه تحصيل در مقاطعي چون فوق ليسانس يا دكترا. دانشجويي را مي شناسم كه پنج سال پياپي در آزمون دكترا شركت كرد و هر بار به شكل ناباورانه اي در اين آزمون رد شد. اگر از خود بپرسيد كه او چرا رد شد، شايد پاسخ هاي بسياري را در ذهنتان پيدا كنيد، اما جالب است كه خود هيچ دليلي براي اين رد شدن پيدا نكرده است! او نيز نمي خواهد بگويد كه در اتاق مصاحبه چه اتفاقي مي افتد، با اين حال ما مي خواهيم از جزئيات اين اتفاق باخبر شويم. اتاق كوچك مصاحبه يكي از سوالات هميشگي گزينش ها، سوالاتي مذهبي است كه راجع به مسائل مختلف ديني مطرح مي شود. شايد همين قسمت از مهمترين مسائلي باشد كه در گزينش مطرح مي شود و گويا همه سوءتفاهمات نيز از همين جا شروع مي شود. يك خانم مهندس الكترونيك كه در آزمون استخدامي يك وزارتخانه بسيار بزرگ شركت كرده، از روز مصاحبه اش، اين گونه تعريف مي كند: يك اتاق بسيار كوچك كه چهار مرد روبه روي يك ميز نشسته بودند و مصاحبه شونده را روبه رويشان، روي يك صندلي كه يك پايه اش لق مي خورده نشانده بودند. به گفته اين خانم لق بودن پايه صندلي موجب مي شد تا در سكوت وهم انگيز اتاق سروصدايي اندك ايجاد شود. اما گويا همين سروصدا يكي از مصاحبه كنندگان را عصبي مي كرد و او مدام به خانم مهندس مي گفته كه اين قدر تكان تكان نخور! او معتقد است كه سوالات بسيار واضح بود و هيچ ابهامي در آنها ديده نمي شد. به گفته اين خانم مهندس، از خصوصي ترين اعتقادات مذهبي او نيز جويا شده اند. سوالاتي مثل اين سوال كه بين امام حسين ( ع ) و امام علي ( ع ) كدام را بيشتر دوست؟ دارد خود او مي گويد كه با شنيدن اين سوال شوكه شده و حتي از كوره دررفته به است گفته او، اين پرسشگران بيشتر به دنبال عصباني كردن مصاحبه شونده بودند تا او در عصبانيت، از اعتقادات واقعي قلبي اش حرف بزند! او مي گويد: آنها بنا را بر بد بودن همه گذاشته اند و شما بايد در آن اتاق خلافش را ثابت كنيد. راه دروغ گفتن اما يكي ديگر از شهروندان جوان كه در دانشگاه قبول نشده، از جزئيات سوالات آزمون استخدامي يكي از بانك ها، چندان متعجب نيست. او خود را براي هر سوالي آماده كرده بوده و با اعتماد به نفس به اتاق مصاحبه وارد شده، هرچند كه خودش مي گويد در ميانه مصاحبه اعتماد به نفس خود را از دست داده و در پايان مصاحبه: احساس مي كردم كه آن آخرها دروغ مي گويم. آن قدر سوالات زياد بود كه مرز بين راست و دروغ حرف هاي خودم را گم كردم. جالب است كه دختر خانمي ديگر نظري كاملا متفاوت دارد. او نيز در گزينش استخدامي يك بانك شركت كرده و هم اكنون كارمند آن بانك است. اين خانم جوان مي گويد كه در مصاحبه اي كه با او انجام شده، هيچ سوال مذهبي و اعتقادي پرسيده نشده است. او مي گويد: بيشتر مي خواستند مطمئن شوند كه من آدم خوش برخوردي هستم و مي توانم با مشتري خوب برخورد كنم يا نه. تنها سوالي كه در زمينه رفتارهاي مذهبي از او پرسيده شده در پايان مصاحبه بوده است: با خنده پرسيدند كه نماز جمعه مي روم يا نه! كه من هم گفتم تا حالا نرفته ام. اين جملات را خيلي ها باور نمي كنند، اما واقعيت آن است كه او هم اكنون كارمند يك بانك است. راستگوي هميشگي يكي از كساني كه حرف هاي اين كارمند جوان بانك را باور نمي كند جوان 28 ساله اي است كه فوق ليسانس ادبيات دارد. او مدعي است كه براي استخدام در گزينش هاي بسياري شركت كرده و علي رغم پاسخ دادن به همه سوالات اعتقادي در گزينش ها رد شده است. او كه متولد و بزرگ شده شهر مشهد است، مي گويد: من در تابستان هاي چهار سال دبيرستان به حوزه علميه مشهد مي رفتم و به همين دليل بسياري از جزئيات احكام مذهبي و.. را از خود پرسشگران بهتر مي دانم. او حتي در سابقه فعاليت هاي دوران دانشجويي اش نيز، كارنامه گزينش پسندي او دارد مكبر مسجد دانشگاه بوده و حتي در مسابقات قرائت قرآن، جوايزي نيز گرفته است. اين جوان كه هم اكنون به عنوان ويراستار با يكي از ناشران كار مي كند، درباره سوالاتي كه از او پرسيده اند، مي گويد: من در دو سال اخير كه مدام در اين مصاحبه ها شركت كردم، در پاسخ به هيچ سوالي دروغ نگفته ام و فكر مي كنم اين تنها علت عدم قبولي من باشد. به عنوان مثال يكي از سوالاتي كه او هيچ وقت در پاسخ به آن دروغ نگفته، رفتن به نماز جمعه است. او مي گويد: من ناراحتي قلبي دارم و نمي توانم در جاهايي كه خيلي شلوغ است، بيش از يك ربع بايستم. به همين دليل نه تنها به نماز جمعه نمي روم، بلكه در هيچ راهپيمايي هم شركت نكرده ام. البته به سمينارها يا سينماهايي كه شلوغ باشند هم نمي روم. رابطه روزنامه و گزينش يكي از سوالات عجيب كه در چند سال اخير در برخي از گزينش ها مطرح مي شود، نام روزنامه هايي است كه داوطلب استخدام مي خواند! معمولا كساني كه در مصاحبه هاي گزينش استخدام شركت مي كنند، در مقابل اين سوال گيج مي شوند و پاسخ درستي نمي دهند. يكي از جواناني كه در گزينش يك وزارتخانه در مقابل اين سوال قرار گرفته، مي گويد: براي يك لحظه جا آن خوردم موقع بحث روزنامه ها خيلي داغ بود و من ترسيدم كه نام روزنامه هايي كه مي خوانم را بگويم. او علت ترس خود را، عدم آشنايي با ذائقه پرسشگر عنوان مي كند: نمي دانستم كدام طرفي است. اگر نام روزنامه هاي هر طرف را مي گفتم، امكان داشت كه او آن طرفي باشد و من بدبخت شوم. اين جوان در مقابل اين سوال نام چند روزنامه ورزشي را به زبان آورده، ولي يكي ديگر از جوانان توصيه مي كند كه در مقابل اين سوال بگوييد كه اصلا روزنامه نمي خوانيد! او خود در تمامي گزينش هاي استخدامي كه شركت كرده همين پاسخ را هرچند داد كه او نيز هنوز در هيچ كدام از اين آزمون ها قبول نشده است! اما در عوض يكي از كارمندان جوان يك اداره كوچك در شرق تهران پاسخ به اين سوال را به شكلي زيركانه داده است. او مي گويد: من گفتم كه صبح امروز و كيهان مي خوانم. خود او معتقد است كه با اين ترفند توانسته خود را بي طرف نشان دهد و از شر گزينش رد شود. به شما ربطي؟ ندارد عصباني شدن در مصاحبه گزينش استخدام، به اين معني است كه شما قيد استخدام را زده ايد و ترجيح مي دهيد از اعتقادات خود دفاع كنيد. اين دقيقا همان چيزي است كه بسياري از مصاحبه كنندگان مي خواهند. معمولا در چنين لحظاتي، جوان جوياي كار احساس مي كند كه به اعتقاداتش توهين شده و سعي مي كند در پاسخ به مصاحبه كننده برايش توضيح بدهد كه هيچ گاه به خاطر حضور در اين مصاحبه، جزوه هاي رايج اطلاعات مذهبي و تاريخي را نخوانده، در عوض نمازش را سروقت مي خواند و در آخر نيز با اين جمله كه هيچ نيازي به اين كار ندارم، خدا به من كمك مي كند اتاق مصاحبه را ترك مي كند. اين حركت يعني اين كه بايد يك روزنامه اطلاعات جديد خريد و در بخش آگهي هاي استخدام دولتي به دنبال كار تازه اي بود!