Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801222-54483S2

Date of Document: 2002-03-13

بي توجه به مراد نويسنده نگاهي به نمايش خانه به برناردوآلبا كارگرداني روبرتو چولي روبرتو چولي كارگردان نمايش هاي باغ آلبالو، سفيدبرفي، پينوكيوفاوست، كاسپار و آنتيگونه در سه دوره جشنواره تئاتر فجر حضور داشت و در بيستمين جشنواره نيز با نمايش خانه برناردوآلبا و همراهي بازيگران ايراني حضور يافت. وي با حضور در چند دوره از جشنواره تئاتر فجر توانست با سلايق و عقايد تماشاگران ايراني آشنا شود و اطلاعاتي از فرهنگ، امكانات تئاتر كشورمان و البته مديريت تئاتر آن به دست آورد. تماشاگران ايراني نيز با نمايش هايي كه از اين كارگردان آلماني ديدند، ويژگي هاي آثار او را شناختند. حضور بازيگران ايراني در چولي كنار توجه رسانه هاي جمعي را از مدت ها قبل معطوف خود اما ساخت به رغم اين جنجال ها چولي نتوانست انتظار تماشاگران ايراني را برآورده سازد. چرا كه تماشاگران ايراني انتظار اجراي محكم و جذاب از نمايشنامه يوركا را داشتند كه اين امر محقق نشد كه از مهم ترين دلايل آن مي توان به موارد ذيل اشاره كرد. - 1 خانه برناردو عاري از حضور مردان است. تمام زن ها و دخترهاي خانه تنها زندگي مي كنند و هر كدام بنا به شخصيتي كه در نمايشنامه برايشان طراحي شده است نيازمند حضور مردان هستند. اما متاسفانه برناردو دختران در اجرا شبيه يكديگرند و هيچ تفاوتي آنها را از هم جدا نمي كند. چرا كه كارگردان نياز اين اشخاص را در نمايشنامه يك نياز صرفا جنسي تلقي نموده حال است آن كه اشخاص اين نمايش از روي جبر نيازمند يك مرد به نيستند عنوان مثال، آدلا دختر كوچك خانواده آنچنان په په عاشق است كه در پايان خودش را در غم از دست دادن معشوقه اش مي كشد. نكته ظريفي كه در آثار لوركا و اين نمايشنامه وجود دارد و متاسفانه كارگردان به راحتي از آن عبور كرده است. مرگ آن هم براي عشق يكي از خصيصه هاي اصلي آثار لوركا محسوب در مي شود عروسي خون (نمايشنامه ديگر لوركا ) عشق قدم به قدم از ابتدا تا انتهاي نمايش مرگ را تعقيب مي كند. مرگ و عشق در لوركا آثار مكمل يكديگرند و نمي توان يكي را بدون ديگري اما سنجيد در اجراي خانه برناردو آلبا توسط چولي جنبه هاي جنسيتي و مادي شخصيت ها فراتر از عشق سوزان و سركش آنان تصوير شده است وهمين امر موجب شده است نيازهاي عاشقانه دختران برناردو تبديل به نيازهاي مادي و جنسي آنان شود. كمبودهايي غير از احتياج هاي مادي در خانه برناردو وجود دارد. مثل همان چيزي كه در ست آدلا درون و يا مادر بزرگ خانه از آن صحبت مي كند. عدم اطلاعات كافي كارگردان از تعاريفي كه از اين مقوله در ميان ايرانيان وجود دارد و نگرش شرقي نسبت به مقوله عشق مي تواند سخن روشني براي چنين نگرشي در اين نمايش باشد. عشق لوركا و مرگ را در كنار يكديگر قرار مي دهد تا ارزش و اندازه آن را بسنجد و با وجود چنين امر واضح و روشني نمي توان پذيرفت كه اين نيازها، يك نياز مادي است و اگر چنين فرضي را از انديشه نويسنده حذف كنيم، مرگ و عشق آدلا په په به را انكار كرده ايم، كه اين دو مورد نقطه اوج و فرود نمايش محسوب مي شوند. - 2 بازيگران اگرچه نمايش بازيگراني كارآمد و پرقدرت هستند اما نتوانستند به طور شايسته اي روي صحنه بدرخشند. چولي اگرچه با روهر گروه نشان داد كه مي تواند بازي هاي درخشاني را روي صحنه خلق كند، اما عدم آشنايي وي با توانايي هاي بازيگران ايراني و محدوديت هاي زماني و مكاني اجازه يك اجراي درخور توجه را از بازيگران سلب كرده است. به نظر مي رسد انتخاب بازيگران هم چندان مناسب نيست و حتي اگر چولي اين بازيگران را انتخاب كرده باشد، باز هم نمي توان از چولي به عنوان فردي مطلع در تئاتر ايران ياد كرد. - 3 طراحي لباس و صحنه از ديگر مواردي است كه در اين اجرا چندان مورد توجه قرار نگرفت. اين مساله كه دخترهاي خانه، شبيه كارگرهاي برناردو باشند در اجرا چندان شكل مطلوبي نيافت. شايد به اين دليل كه طراحي لباس به همراه تركيب بصري صحنه، رنگ ها را خنثي مي كرد. درخت و ديوار عظيم فلزي كه در انتهاي صحنه قرار دارد، تنها جنبه زيباشناسي صحنه را تقويت مي كند و تاكيدي بر علاقه وافر چولي به تصويرسازي در اجرا هستند. طراحي صحنه و لباس اجازه حضور به ديگري را نمي دهند و هر كدام ديگري را خنثي مي كنند ونوعي دافعه را جاي جاذبه ايجاد مي كنند. مواردي كه اشاره شد، بخشي از ضعف هاي اين نمايش محسوب مي شوند كه توجه به آنها مي توانست بر ساحت اجرا تاثيرزيادي بگذارد. اما نبايد فراموش كرد كه حضور يك كارگردان آلماني در كنار بازيگران ايراني در زمان كوتاه و فشرده نمي تواند انتظار تماشاگران ايراني را برآورده سازد. با اين حال اين حركت مي تواند منشا ارتباط و دادودهش با تئاتر سرزمين هاي ديگر شود كه البته امري نيكوست. شايسته است كه مديريت تئاتر كشور با توجه به حساسيت هاي موجود و هدايت اين رخدادها، موجب پيدايش نسلي جديد در تئاتر كشورمان شود. نسلي كه همگام با دانش روز تئاتر جهان حركت مي كند. عباس حبيبي