Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801222-54479S3

Date of Document: 2002-03-13

آتشي كه نميرد هميشه در دل ماست روز چهارشنبه سوري كه مي شود مي ترسي از خانه خارج شوي. صداهاي مهيب از دور و نزديك به گوش مي رسد و تو هيچ شباهتي بين آنچه بايد باشد و آنچه هست نمي بيني - 1 مشعلهاي برافروخته بر تپه اي كه قبرستان قلعه سر ( ) 1 بر آن قرار داشت، سرخي را بر تمام دشت مي پاشيد. وقتي شب سال نو مي شد، مادر آخرين مشعل را روشن مي كرد و آن را كنار ديوار خانه قرار مي داد به درون خانه مي آمد و بعداز نماز مغرب و عشاء براي آمرزش روح پدر و مادرش و همه مردگان نمازهاي مستحبي مي خواند. ما از روي آتشي كه در كوچه برافروخته بوديم مي پريديم و شادي مي كرديم و زردي خود را با سرخي آتش عوض مي كرديم و چه صفايي داشت آتش كه سمبل نور بود و روشنايي وحرارت عشق. در روزهاي آخر سال سرخي مهربان آتش را به سبزي طبيعت گره مي زديم و كرامت خداوند را شكر مي گزارديم براي درخت و سبزي و همه چيز. سوسوي مشعل هاي روشن فراز تپه مرگ و زندگي را به هم پيوند مي زد. مگر نه اينكه قرار بود كه طبيعت چند روز ديگر از خواب زمستاني بيدار شود و لطف و سخاوت خداوند را در شكل خوشه هاي گندم به دهقانان هديه دهد و... - 2 مهندس هوشنگ كبير مي گويد: ايرانيان قديم معتقد بودند كه در روز آخر سال ارواح مردگان به ديدن اقوامشان مي آيند تا از حال و روزشان با خبر شوند و خود در شادي جشن سال جديد شركت كنند. مردم نيز براي آنكه اين ارواح خانه هايشان را بشناسند روي، پشت بامها و در قبرستانها و آباديها آتش روشن مي كردند و با زدن بر تشت ها و طبل ها، مرده هايشان را صدا مي كردند. در كتاب فرهنگ مردم تاليف سيدعلي ميرنيا آمده است: اين آيين از آن جهت به غروب آخرين سه شنبه (شب چهارشنبه ) موكول شده است كه زردشت با رسيدگي حسابهاي گاه شماري به تنظيم و تدوين دقيق تقويم توفيق يافت و آن سالي بود كه تحويل سال با سه شنبه اي مصادف شد كه نيمه آن سه شنبه تا ظهر جزيي از سال كهنه و نيمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه شب همان روز مي دانستند، بنابراين فرداي آن سه شنبه را نوروز شناخته و شبش را مطابق معهود جشن گرفته و آتش افروخته و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند. به يك عقيده ديگر ايرانيان مراسم آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقيده اعراب تاسي كرده باشند كه روز چهارشنبه يا يوم الاربعا را شوم و نحس مي دانستند، در مورد وجه تسميه چهارشنبه سوري عقيده دارند، به مناسبت آتش افروزي در آن شب آن را سور سرخ ناميده اند. ( ) 2 روايت ديگري هم وجود دارد كه آن را مهندس هوشنگ كبير چنين نقل مي كند كه در يك سال كه روز آخر آن دوشنبه بود، ايرانيهاي بغداد روي پشت بامها آتش روشن كرده بودند. خليفه وقت - كه احتمالا متوكل عباسي بود - از علت آن مي پرسد و علت را به او مي گويند. خوشش مي آيد و شايق مي شود كه اين كار را همه انجام دهند. سال بعد آخرين روز سال سه شنبه بود و اين كار مجدد انجام مي شود و از آن پس سه شنبه هاي هر سال مردم آتش روشن مي كردند و به شور و شادي پرداختند. - 3 روز چهارشنبه سوري كه مي شود مي ترسي كه از خانه خارج شوي. صداهاي مهيب از دور و نزديك به گوش مي رسد و تو هيچ شباهتي بين آنچه بايد باشد و آنچه هست نمي بيني. سرخي مهربان آتش جاي خود را به صداي مهيب مواد منفجره اي مي دهد كه در ساخت آن كمترين اقدامات ايمني رعايت نشده است. مادران تا ديروقت نگران جگرگوشه هايشان هستند كه در جستجوي شادي به استقبال حادثه رفته اند. بسياري فقط براي تماشا مي روند، اما معلوم نيست كه خطر در كمين سلامتشان هست يا نه. اكثرا هم نمي دانند دليل اوليه جشن چهارشنبه سوري چيست. اما آنچه جلبشان مي كند هيجان است و همچنين دست يازيدن به چيزي كه از آن منع مي شوند. جواني به نام مهدي جهانگردي مي گويد: فقط براي تماشا مي رود. از شور و شادي خوشش مي آيد و از ترقه و سرو صداي انفجار مانند خوشش نمي آيد و فكر مي كند كارهايي زايد است اما معلوم نيست كه خود در هيجان روز سه شنبه آخر سال قاطي جمع خطرساز شود. سارا گل محسن زاده هم از ترقه خوشش نمي آيد و بيشتر به شور و شادي علاقه مند است. چيزي كه بسياري اوقات جوانان از آن منع مي گويد شده اند هميشه تماشاچي بوده است و قصد دارد امسال هم مثل پارسال مراسم سنتي را در پارك نياوران ببيند. شروين اقبال از سنت هاي چهارشنبه سوري خوشش مي آيد و آرزو مي كند اين سنت ها دوباره زنده دوست شود دارد از روي آتش بپرد و بگويد سرخي تو از من، زردي من از تو. فرزاد جعفري دلش مي خواهد شادي كند و در كوچه دف بزند. خانم جواني مي گويد: شادي را دوست دارد اما در قيد و بند سنت ها نيست. منعش نمي كند اما معتقد است چون سي سالش شده ديگر از او گذشته است. اكثر جواناني كه مورد پرسش قرار مي گيرند در مورد سنت چهارشنبه سوري به جز آتش و پريدن از روي آن چيزي نمي دانند. فقط بعضي هستند كه چيزهايي مي دانند. مانند اين جوان كه مي گويد: اصل سنت چهارشنبه سوري متعلق به زردشتيان است چون آنها معتقد هستند كه در 5 روز آخر سال فروهر درگذشتگان به منزل اقوام و آشنايان بازمي گردند و چون زردشتيان شادي را از اصول مهم مي دانستند براي شادي فروهر در گذشتگان روي پشت بام ها آتش روشن مي كردند و به شادي و پايكوبي مشغول مي شدند. بعداز اسلام تا مدتها از اين سنت جلوگيري مي شد ولي بعدها يك روز را به آن اختصاص دادند و شب چهارشنبه را تعيين كردند و از آن به بعد به نام چهارشنبه سوري معروف شد و همان طور كه اشاره شد اصل اين مراسم جشن آن است ولي امروزه به دليل برخي محدوديت هاي ايجاد شده در مورد شادي، جوانان به وسايل قهرآميز مانند نارنجك و انواع وسايل منفجره ديگر روي آورده اند. - 4 جوان آخري حرف دل خيلي از جوانها را زده است. معلوم نيست چرا بعضي ها اصرار دارند كه در مقابل برخي سنت هايي كه جزء دلخوشي ها و بخشي از هويت مردم شده بايستند است.، مهندس هوشنگ كبير كه از جوانان ديروز است معتقد است به دو دليل، دليلي براي مقابله با اين مساله نيست: اولا آنكه هرچند ممكن است اين سنت در اصل مربوط به زردشتيان باشد ولي بعدا به صورت سنتي براي همه ايرانيان درآمد و هيچ مغايرتي با دين مبين اسلام ندارد. مدتها قبل از شب چهارشنبه سوري از آمار زخمي ها و آتش سوزي ها و حوادث اين روز گفته مي شود، غافل از آنكه اينها مانع از ايجاد هيجان در جوانان نمي شود. بايد دانست كه اين سنت قرنها توسط عامه مردم به رسميت شناخته شده است و در عمق باورهاي عامه ريشه دارد، آيا نمي توان با مطالعه دقيق جامعه شناسانه به تبيين باورهاي باستاني همت گماشت و از انحرافات آن جلوگيري آيا كرد در حالي كه سودجويان با سوءاستفاده از ماجراجويي جوانان، خطرناك ترين مواد محترقه و منفجره را به قيمت هاي گزاف در اختيار آنان قرار مي دهند، بهتر نيست با تهيه ترقه هاي استاندارد و فشفشه ها و مواد محترقه بي خطر، راه خطر را بر سلامتي جگرگوشه هايمان ببنديم آيا... آرش نصيري - 1 روستايي از توابع شهرستان نكا در مازندران - 2 همگي اين پاراگراف در كتاب فرهنگ مردم به فرهنگ عامه نوشته هوشنگ پوركريم ارجاع داده شده است.