Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801222-54479S1

Date of Document: 2002-03-13

هديه گرفتن سخت است! عيد از راه رسيده است! هديه هاي رنگارنگ براي بچه ها تهيه شده اند. ما خوشحاليم كه براي كودكمان هديه اي خريده ايم و او به زودي آن را باز خواهد كرد. بله، ولي آيا اين هديه همان چيزي است كه او انتظار؟ داشت كوچولوي غرغروي ما در ميان كاغذها و روبان هاي رنگي قهر كرده است. چرا او هيچ وقت خوشحال؟ نيست گاهي اين ما هستيم كه فكر مي كنيم او خوشحال نيست... به هر حال، براي يك بچه كوچك هنوز مشكل است كه موقع هديه گرفتن از تك تك افراد ( بابا، مامان، مامان بزرگ و غيره ) به طرز مودبانه اي تشكر كند به خاطر هديه هايي كه به او داده ايم. ما بزرگترها! به خاطر تجربه و سن و سالي كه داريم، علامه دهر هستيم! و مي دانيم در موقعيت مناسب چگونه رفتار تشكرآميز توام باادب از خود نشان دهيم. مثل وقتي كه در مقابل قصاب محله ايستاده ايم و روي پيش بند او با حروف بزرگ نوشته شده رئيس من هستم! ولي بچه كوچولو هنوز هنر بيان حق شناسي را نياموخته است... علاوه بر اين، كودك هميشه ابراز بيان تشكر را ندارد: مثلا براي حمله بردن به طرف هديه ها و باز كردن بسته هاي متعدد نيرو لازم است، كه هميشه هم كودك تا اين حد قدرت و انرژي ندارد. البته بايد بدانيم كه بچه ها بيشتر وقتها غرق در انواع هديه ها هستند. به خصوص در ايام عيد (ولي نه فقط ايام عيد ).آقاي روانشناس ژاك آرن در اين مورد مي گويد: عيد مورد احترام است و بزرگترها آن را نشانه كودكي و زبيايي ها مي دانند به همين دليل در اين ايام زيبا، همه دوست داريم به همان اندازه كه خودمان تحت تاثير هستيم، از بازار اسباببازي ها، كه آنها نيز قابل ترديد هستند، براي كودكان هديه تهيه كنيم و در بقيه سال، چون احساس تقصير مي كنيم از اينكه به اندازه كافي وقت نداريم تا با كودكمان باشيم و براي جبران اين احساس تقصير، اطراف كودك را از نشانه هاي عشقمان پر مي كنيم. نشانه هاي عشق ما به شكل، عروسك، حيوانات ماشين، پارچه اي، فيلم ويدئويي و... هستند. ما و كودك بايد بتوانيم هوسهاي زودگذر را از خواست هاي واقعي تشخيص بدهيم اگر از عهده اين كار برنياييم، معمولا زياده روي مي كنيم و اين زياده روي براي كودكي كه خواسته هايش حد و مرزي ندارد، كمي ترس آور مي شود. البته عملي كردن خواسته هاي او بستگي كامل به ما دارد. آقاي روانشناس ژاك آرن ادامه مي دهد: ما پدر و مادرها فراموش مي كنيم كه اين مهم است كه خيلي زود، همه چيز را به دست نياوريم اگر كودك هرچه راخواست زود به دست نياورد، در اين صورت فرصت پيدا مي كند تا خواسته هايش را محدود كند و آرزوهاي مختلفش را فروبخورد. همين كه او فرصت داشته باشد مثلا فيلم كارتوني را كه در تلويزيون ديده و يا يك لباس زيبا براي عروسكش را از ما بخواهد، خود اين توقع زيادي است... هر روز به او چيزهاي بيشتر و بيشتري دادن اين خطر را براي كودك ايجاد مي كند كه او احساس كمبود كمبود كند و تحريك شود كه هر روز چيزهاي بيشتري بخواهد و بالاخره اين خيال در ذهنش پيدا شود كه تنها تضمين خوشبختي داشتن همه چيز است. عادتها و طرز مصرف خانواده مان را بازبيني كنيم خوب، ما در خانواده خود چه؟ مي كنيم آيا كودك را ملامت مي كنيم! ولي ما مي توانيم بدون اينكه از اين افراطكاري به افراطكاري بعدي بپردازيم، كاري كنيم كه عرضه و تقاضا با هم هماهنگ شود: مثلا به تمام خواسته هاي او جواب بله نگوييم و يا براي انجام خواسته هاي او پيش دستي نكنيم. البته اين به معني گوش نسپردن به حرفهاي كودك بلكه نيست، بايد به دقت به خواسته هاي او گوش دهيم و با او درباره آنها صحبت كنيم. مثلا به او بگوييم: من مي دانم كه تو خيلي دوست داري آن اسباببازي كه در تلويزيون ديده اي رابخري و همچنين مي دانم كه دلت مي خواهد يك روروك مثل روروك دوستت داشته؟ باشي تو مي تواني انتخاب كني. ببين كدام را بيشتر دوست؟ داري ما يكي از آنها را براي تو عيدي مي خريم يا هديه شب تولدت. در موقعي كه او مشغول مقايسه اسباببازي هاي دوستان خود است، از فرصت استفاده كنيم و همه چيز را در جاي خود قرار دهيم: پدر و مادر دوست تو اين طوري زندگي مي كنند ولي ما طور ديگري زندگي مي كنيم، يا، آنها در زندگي قوانين خودشان را دارند و ما قوانين خودمان را داريم. ولي به طور كلي، خود ما به عنوان بزرگترها، در زندگي چه طور رفتار آيا؟ مي كنيم تمايل نداريم بيش از حد مصرف آيا؟ كنيم به محض اينكه ديگر از چيزي خوشمان آن نمي آيد، را به بيرون پرت يا؟ نمي كنيم با حسرت به ماشين همسايه نگاه؟ نمي كنيم اينها سوالهاي خوبي هستند براي اينكه ما رفتار خود را بازبيني كنيم و بدانيم كه: هر فرد هنر زندگي با اشياء را از خانواده مي آموزد.. در مناسبت هاي ويژه مانند عيدها يا جشن هاي تولد مي توانيم تعداد هديه ها را كمتر كنيم تا كودك بتواند از هر يك از هديه ها واقعا لذت ببرد و كشفشان مي توان كند يك قلك اشتراكي تهيه كرد و هديه هاي كمتر ولي مطمئنا بهتر انتخاب شده اي به كودك تقديم اين كرد كار را يكي از مادرها انجام داد، آن هم پس از عيد كسالت آوري كه همراه با پسرش گذراندند چون پسرش بيشتر هديه هايي كه به او داده بودند را دوست نداشت... او مي گويد: من از دست خانواده ام ناراحت بودم كه همه با بغل پر از هديه به خانه ما مي آمدند، ولي از آن طرف، پسرم را درك مي كردم كه مي گفت: همه اين بسته ها به درد نخور هستند! كمك به كودك براي مشخص كردن خواسته اش و بهتر بيان كردن آن گاهي كودك تلاش مي كند اين را به پدر و مادر خود بفهماند: اين طور مرا غرق در اشياء مختلف نكنيد، اينها چيزهايي نيستند كه من مي خواهم! وقتي شما براي او چيزي خريده ايدو مي بينيد كه او از آن خوشش نمي آيد و قهر مي كند همان موقع از فرصت استفاده كنيد و از او بپرسيد: مثل اينكه خوشحال؟ نيستي از اين خوشت؟ نمي آيد دوست داشتي يك چيز ديگر برايت شايد؟ بخرم دوست داشتي به جاي آن تو را به سينما مي بردم و يك فيلم كارتوني؟ مي ديديم به اين طريق به كودك كمك مي كنيم تا خواسته خود را مشخص و بيان كند و ما نيز خود را با سن كودك و نيازهاي او وفق مي دهيم و آخرين توصيه آقاي ژاك آرن: كودك اغلب چيزي را تقاضا مي كند و سپس آن را دريافت مي كند، نگذاريم كه او در موقعيت تقاضا و دريافت زنداني بلكه كودك بماند، را تشويق كنيم كه او نيز بتواند به نوبه خود به ديگران هديه بدهد و لذت هديه دادن به ديگران را كشف كند. اگر كودك به ديگران هديه بدهد، ديگر زياد احساس وابستگي نمي كند و خود را اسير هديه هايي نمي داند كه دريافت داشته است ولي نمي تواند جبران كند. آموزش عمل متقابل موجب مي شود كه كودك خود را مفيد و توانا احساس كند و او را ياري مي كند كه بزرگ شود... يك نمايش كوچك و خنده دار خانوادگي سوزانا در ميان كاغذها و روبان هاي رنگي و چسب و قيچي، سخت مشغول كار است. او مي گويد: تو حق نداري نگاه كني، اين يك راز است.. چند روز ديگر عيد است. امسال سوزانا اين طوري تصميم گرفته است: به هر كس يك هديه مي دهم! موقع سال تحويل، تقسيم هديه ها شروع مي شود: اول خواهر كوچكش رزي. او در حالي كه صورتش سرخ شده به خواهر كوچكش مي گويد: بگير، اين هديه از طرف من، براي تو! دختر كوچولو كاغذ كادو را پاره مي كند و به شدت مايوس مي شود، وقتي يك كفشدوزك را مي بيند كه روي پشتش يك سوراخ دارد او مي گويد: اين قلك خودم است! سوزانا با خونسردي جلو مي رود. خواهر كوچولو كنجكاو به سوزانا چسبيده و پشت سرش راه مي رود. عموي سوزانا از توي بسته هديه اش يك بز پلاستيكي پيدا مي كند.. خواهر كوچولو با ناراحتي مي گويد: اين بز من است! مامان بزرگ يك اسب هديه مي گيرد و آن را توي هوا تكان مي دهد اين اسب هم جزو همان مجموعه اسباببازي هاي مينياتوري مزرعه است. بالاخره دهها هديه ديگر از جمله: جاكليدي، يك خوك قرمز پلاستيكي كوچولو، يك گردنبند باربي، يك بچه عروسك... جلو چشمان رزي، كه حالا رضايت داده باز است، مي شوند. سوزانا اسباببازي هاي او را غارت كرده است! فكر مي كنيد او از اين كار خود ناراضي؟ است اصلا! برعكس، او خيلي شاد است. عصباني نشويد: او به همه نشان داده است كه توانايي هديه دادن به ديگران را دارد، مثل يك آدم بزرگ... منبع: مجله آبريكو (موسسه پژوهشي كودكان دنيا ) ترجمه از فرانسه به فارسي: شادي جمشيدي