Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801221-54464S1

Date of Document: 2002-03-12

تاملاتي درباره لايحه پيشنهادي نظام آموزش و پرورش اشاره; چندي پيش وزارت آموزش و پرورش با انتشار پيش نويس لايحه پيشنهادي نظام آموزش و پرورش كشور در مطبوعات، از عموم فرهنگيان و فرهيختگان كشور درخواست كرد مفاد اين لايحه را نقد و تجزيه و تحليل كنند. اين اقدام وزارت آموزش و پرورش، از آن جا كه متوليان تعليم و تربيت را به چالش فرا مي خواند، قابل توجه و شايسته سپاسگزاري بود. آن چه در پي مي آيد ديدگاه يكي از صاحبنظران تعليم و تربيت است كه پيش از اين از وي چندين كتاب در حوزه علوم رفتاري و روان شناسي و نيز علوم تربيتي به چاپ رسيده است. در پيش نويس لايحه نظام آموزش و پرورش كه از طريق مطبوعات به نظرخواهي عمومي گذاشته شده، متاسفانه از تحول اساسي و ساختاري مورد نظر و تاكيد رياست محترم جمهوري نشانه اي نمي بينيم و تغييرات جزيي ذكر شده به نظر نمي رسد كه ماشين فرسوده و غيرقابل اعتماد اين نهاد سرنوشت ساز را به حركتي سازنده و شايسته ميليون ها استعداد بالقوه ايراني عامل وادارد مهم نارسايي آموزش و پرورش طي دو دهه اخير، بي اعتنايي به علمي ديدن پرورش استعدادها و خلاقيت ها و تربيت نيروها و سرمايه هاي انساني و استفاده از تجربه هاي ثمربخش جهان علم بوده اتكا است به مديران و برنامه ها و طرح ها و سلايق و تجربه اندوزي از راه آزمايش و خطا نسبت به ميليون ها دانش آموز در سالهاي طولاني، آسيبهاي جدي به ساختار دروني آموزش و پرورش، اعتبار و اعتمادسازي و تربيت شدگان آن زده است، به گونه اي كه امروز از مقامات عالي رتبه گرفته تا معلم و دانش آموز و خانواده به آن اذعان دارند. دليل عمده اين همه خسارت كه حتي نتوانسته است فارغ التحصيلانش را در كشف استعدادها و به كاراندازي آن ياري رساند، چه رسد به پيشتازي در عرصه علوم و فنون و خلاقيت و توسعه همه جانبه كشور، همانا برخورد سليقه اي و غيرعلمي با مقوله تعليم و تربيت است. فقدان يك مغز بزرگ علمي متشكل از صاحبنظران درجه اول و متخصصان عالي رشته هاي ذيربط مثل روانشناسي تربيتي، رشد، جامعه شناسي و توسعه و ارتباطات نوين جهاني، كه بتواند پردازشگر قوي و دقيق سياست ها و برنامه ريزي ها و روش ها باشد عامل مهمي در بي ساماني نظام آموزش و پرورش و اسراف و تبذير استعدادها بوده است، به خصوص ادغام دو مقوله تخصصي برنامه ريزي و مديريت اجرايي كه هر دو مقوله طي ساليان طولاني در وجود مديران و سليقه و قدرت اجرايي آنان خلاصه شده است. آيا نبايد در انبوه مشكلات كنوني جوانان، برنامه ريزي غيرعلمي ديروز آموزش و پرورش را سهيم بدانيم و بي اعتمادي وسيع معلم و دانش آموز و خانواده را بخشي از تكرار اشتباهات اين نهاد؟ برشماريم آيا زمينه سازي بهره وري از ميليون ها استعدادي كه در تمام جوامع توسعه يافته يا رو به توسعه جهان، به دست زبده ترين مختصصان سپرده مي شود تا از اندك ترين قابليت ذهني فرزندان كشور، بالاترين بهره وري و استفاده در توليد و توسعه انجام پذيرد در جامعه ما هم ديده؟ مي شود براي 20 ميليون نفر و هدايت آنها، چند متخصص درجه اول مورد تاييد هيات هاي علمي دانشگاه ها وجود دارد و چه تاليفات معتبري و چه تحقيقات ثمربخشي توسط آنها انجام شده؟ است متاسفانه نگاهي به پيش نويس، برنگراني ها دامن مي زند، زيرا دو مقوله مهم مورد نظر مقام معظم رهبري و رياست محترم جمهور نيز كه بايد محور قرار مي گرفت، واقعا درك نشده است. رفع تن پروري ذهني توصيه چهار سال گذشته مقام معظم رهبري در اولين ديدار با وزير و مسئولان وقت بود كه متاسفانه بازتابي پيدا نكرد تا معرفي وزير جديد كه رياست محترم جمهوري وعده تحول اساسي و ساختاري را دادند و اخيرا در 15 بهمن ماه مجددا با تاكيد بر نارسايي هاي جدي ساختاري و روشي و برنامه اي آموزش و پرورش تاكيد كردند كه بايد به پرورش خلاقيت هاي ذهني پرداخت. (يعني در واقع همان درمان رفع تن پروري ذهني ) زيرا رشد شناختي و عقلي كه دربرگيرنده رشد تفكر، تخيل، استدلال، علت جويي و استنتاج و مقايسه و تجزيه و تحليل و خلاقيت و پرورش انواع استعدادها و مهارت انديشيدن خلاق و قدرت قضاوت است، مهم ترين برنامه براي رفع تن پروري ذهني است. در بررسي پيش نويس لايحه نظام آموزش و پرورش خواهيم ديد كه نگرش علمي چنان ضعيف بوده است كه اصول مهمي جا افتاده و فراموش شده است و مواردي مبهم، نامنظم و ناقص به عنوان مهم ترين نقشه و برنامه و سياست كلان هدايت و بهره وري از ميليون ها سرمايه كشور ارائه شده است. به طوري كه به نظر مي رسد جامعه ما به شدت از متخصص واقعي محروم؟ است اميد است بررسي پيشنهادها توسط هياتي جدا از تدوين كنندگاني كه به نظريات خود عادت نموده و با زحمت و ممارست آن را تهيه كرده اند، بررسي شود. زيرا بررسي پيشنهاد توسط همان تدوين كنندگان موجب عدم درك نكات بديع و مقاومت در برابر نقدها خواهد بود. آنچه در لايحه فراموش شده است - 1 مغز علمي بزرگ سياستگذار و برنامه ريز: مهم ترين نياز آموزش و پرورش، بسيج متخصصان درجه اول براي نجات از بحران كنوني و تدوين سياست و برنامه و روش منسجم علمي است بدون اعمال سليقه كلي و جزيي مديران ارشد. از اين رو عجله اي در ارائه لايحه نبايد داشت تا اصول لازم و كافي را دربر بگيرد. زيرا در گشودن مهم ترين جاده پيشرفت و سربلندي نسل آينده تاثير بسيار زيادي دارد. - 2 مقوله شايسته سالاري كه بيش از همه چيز تبليغ مي شد ضعيف ترين عامل در لايحه در است آموزش و پرورش حتي معيار كسب مديريت يك مدرسه، براي معلمان شفاف نيست چه رسد به مديريت هاي بالاتر. لذا همچنان در تقسيم مسئوليت ها، احتمال حضور شايستگان به دليل عدم معيار شفاف و اصولي كاهش مي يابد و از سوي ديگر مشاركت معلمان و اعتماد آنها نيز بالطبع كمتر خواهد شد. زيرا انگيزه ها برانگيخه نشده است و لايحه در اين زمينه نيز ضعف جدي دارد، در حالي كه مرتبا مشاركت معلمان را مي طلبد. مشاركت بر اساس كدام؟ انگيزه - 3 به مساله تامين بهداشت رواني كه از مهم ترين وظايف آموزش و پرورش در آموزش، كتب درسي، روش مديريتي و برخورد با دانش آموز و اعتلا و كسب هويت متعادل او است، حتي اشاره اي هم نشده است. البته به بهداشت فردي و حفظ محيطزيست اشاره شده است. ( بند 12 ماده ). 3 در حالي كه اگر متخصصان در تدوين پيش نويس حضور مي داشتند، تاكيد مي كردند كه اضطرابها و ترس ناشي از تنبيه يا امتحانات از همان اوان كودكي، برخوردهاي تحقيرآميز تند، توهين آميز و عدم توجه به تفاوت هاي فردي و گستره استعدادها و تحميل نظريات و امثال آن، چگونه بهداشت رواني را تخريب مي كند و شخصيت نابهنجاري از فرد مي سازد كه هزينه هنگفت عواقب آن را مانند بسياري از كجروان امروز بايد جامعه پرداخت كند. توجه به بهداشت رواني در جنبه رشد عاطفي - هيجاني قرار دارد كه جنبه بسيار مهمي در كسب هويت متعادل است كه (بند 2 3 ماده ) به عامل شادي آن اشاره دارد. اعتياد بزهكاري افسردگي، فرار از مدرسه، عقده ها و زورگويي و مقررات شكني و ناسازگاري هاي جدي از عواقب عدم ايجاد تعادل است. رشد عاطفي هيجاني، رشد شناختي (عقلاني ) رشد، اجتماعي و رشد جسماني چهار جنبه مهم رشد است كه بايد در نظام آموزشي و تربيتي كودك و نوجوان از آغاز، تا پايان به آنها و ايجاد تعادل في مابين آنها توجه داشت و متاسفانه به طور علمي و اصولي در لايحه ديده نشده است. - 4 توجه به هنر: هيچ پژوهش معتبر ايراني و غير ايراني در تعليم و تربيت، به هنر و نقش مهم آن بي اعتنا نيست. هيچ نظام آموزشي در جهان توسعه يافته يا در حال توسعه، به هنر و نقش مهم آن در پرورش استعدادها بي توجه نيست. ايجاد توانايي، كشف قابليت ها توسط دانش آموز، احساس خودپنداره مثبت و اعتماد به نفس كه در كسب تعادل عاطفي هيجاني نيز بسيار موثر است، اعتلا و پالايش فرد در هنر، آشنايي و ايجاد انگيزه در شناخت بهتر و دقيق تر هستي و اشياي هستي و زيبايي شناسي و رشد تخيل مثبت از مزاياي جدي آموزش هنر است كه هيچ صاحب نظري منكر آن نيست و در تحقيقات جهاني از جمله تحقيقي در چهار كشور دنيا نشان مي دهد كه درصد بالايي از افراد علمي موفق، يك هنر را به طور جدي از كودكي تمرين كرده اند. براي تقويت بنيه فكري و خلاقه و افزايش قابليت هاي ذهني و قدرت تفكر بايد به هنر در لايحه نظام آموزشي توجهي والا و محوري بشود، توجهي در حد و همطراز پرورش خلاقيت (كه آن را نيز به كمرنگي بيان كرده ) در حالي كه ابدا به آن اشاره اي هم نشده است، نه به هنر، نه به ادبيات غني ايران و نه زبان و خط فارسي. - 5 كاهش حجم مطالب كتابهاي درسي كه گاه با ساعات آموزشي نيز مطابقت ندارد. حجم سنگيني كه بسياري از عقبماندگي ها و افت هاي تحصيلي زاييده آن است و اگر به طور علمي ارزشيابي شود، معلوم مي شود به دليل آن كه بيشتر به انباشت اطلاعات مي ماند تا ورزش و تجربه اندوزي مغز، نتيجه منفي آن بيشتر از نتيجه مثبت است. توجه به تفاوت مطالب در تغيير مقاطع از پنجم ابتدايي به اول راهنمايي و از سوم به اول دبيرستان كه ناگهان تعداد درس و حجم و روش تدريس چنان تغيير مي كند كه ترم اول به سازگاري دانش آموز، با وضع موجود مي گذرد و ميزان كاهش نمرات و افزايش بي علاقگي به درس بسيار زياد مي شود مساله مهم فراموش شده پيش نويس است، در حالي كه عامل فرسايش استعدادها و ضدبهره وري از استعدادهاست. حجم فراوان مطالب از سوي ديگر، باعث شده به جاي تفكر و انديشيدن به آنها و كشف و خلاقيت، تمام وقت به حفظ كردن صرف شود، حتي حفظ كردن مسير حل مساله بيشتر از مهارت حل مساله انجام مي شود، چرا كه مجال كافي براي تفهيم و تعقل و تفكر خلاق وجود ندارد. نتيجه مشهود اين روش توسعه نجومي كتب كمك درسي است و هدايت نسل فردا، خارج از مسير آموزش و پرورش رسمي و توسط بنگاه هاي سودجوي انتشاراتي و مكاتباتي و امثال آن و اخيرا هم مطبوعات و تلويزيون. - 6 امروزه حل مساله پرورش روش جستجوي راه حل چرخش آزاد فكر، رها شدن از چنبره تحميل نظر و حفظ مطالب، تفكر خلاق و ايجاد تمرين مهارت تفكر خلاق كه چرخش آزاد در مسيرهاي هدفمند كوشش است هدفمند براي رسيدن به جواب كه در مجموع عوامل مهمي در رفع تن پروري ذهني و (پرورش خلاقيت ) است اساس تعليم و تربيت به شمار مي رود. كاربرد مطالب، تغيير كاربري ها، توليد مساله، توليد كلمه و ساخت و تجسم و طراحي و ايده پردازي از اساسي ترين محورهاي آموزش و پرورش مترقي است تا بتواند در حين انتقال دانش به دانش آموزان، مغز آنان را نيز (به ويژه نيمكره راست مغز را ) همپاي منطق و دانش و حافظه رشد دهد تا هرچه بهتر، موثرتر و عالي تر بتواند از دانش اندوزي خود بهره وري خلاق نمايد. متاسفانه در پيش نويس لايحه به جز آخر بند 6 ماده 3 كه كلمه اي به نام توسعه خلاقيت نوشته شده است چيز ديگري وجود ندارد، در حالي كه چرخش آزاد فكر و تخيل خلاق تمريناتي به جز تعقل و روش تحقيق دارد. بر پرسشگري علمي و عادت كهنه (تدريس و اطاعت ) را به تدريس و پرورش و تفهيم تبديل كردن، تاكيد نشده است. تفكر خلاق مرحله مورد توجه در آموزش و پرورش است كه با خلاقيت فاصله اي دارد، ولي از تفكر خلاق ذكري به ميان نيامده است، در حالي كه تفكر خلاق يكي از چهار تفكر ( هوشمند، علمي و منطقي، روزمره تفكر خلاق ) است كه در سال 1999 به عنوان اعجابآورترين توانايي مغز و اساسي ترين قابليت آن در كتابهايي كه نتايج تحقيقات را منتشر مي كنند، راز پيروزي بر مشكلات زندگي فردي و اجتماعي و كسب موفقيت در مدارج عالي تلقي شده است. بنابراين عدم اشاره به آن در پيش نويس لايحه، نشان مي دهد هيچ متخصص پرورش خلاقيت در هيات تدوين كنندگان وجود نداشته است و از اين نظر، پيش نويس حداقل پنجاه سال از دنياي امروز عقب است. به خصوص وقتي مي بينيم به سادگي مي نويسد پرورش روحيه تعليم و تعلم و خودآموزي مستمر 7 بند واقعا ماده 2 نگران مي شويم كه آيا براي دانش آموزان ابتدايي و راهنمايي و دبيرستاني كه دنبال كنكور هستند، آخرين سطح نياز و انگيزه آبراهام مازلو براي چه آورده شده است وواقعا چند نفر مي توانند در ميان دانشجويان به اين نوع پرورش كه چندان هم شفاف اعلام نشده، دست پيدا كنند. گرچه زحمت فراوان تدوين پيش نويس قابل انكار نيست، اما مسئوليت فوق العاده سنگين طلايه داري بهره وري استعدادها ضرورت پيدا مي كند، هرچه جدي تر و بدون تعارف، ضعف هاي اساسي را تاكيد كنيم، به ويژه آن كه همه تاكيد دارند خواهان تحول واقعي و اصلاح اساسي هستند. آيا بدون توجه به تجربه هاي جهاني و شناخت نوين عملكرد ذهن و روش هاي خلاق مي توان مدعي تحول بود آن هم بدون يك تفكر علمي و منسجم در تعليم و؟ تربيت مسرور نعمت اللهي ادامه دارد