Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801220-54458S2

Date of Document: 2002-03-11

بينش عرفاني در ايران گفت وگو با عليرضا ذكاوتي قراگوزلو اشاره: عليرضا ذكاوتي قراگوزلو، نويسنده، پژوهشگر و مترجم در حوزه فرهنگ و تمدن ايراني - اسلامي است. حاصل كار چندين ساله او بويژه در زمينه عرفان، تصوف و فلسفه ايراني از اهميت بسياري برخوردار است. در اين حوزه مي توان از ترجمه تمدن كتاب اسلامي در قرن چهارم هجري از آدام متز و كتاب خيام وي كه توسط طرح نو به چاپ رسيده بود، نام برد. گفت وگوي كوتاهي داشتيم با وي در باب تفكر عرفاني درايران كه با هم مي خوانيم. * آقاي ذكاوتي! غالبا ميان تصوف و عرفان تفاوت مي گذارند. به نظر شما فرق ميان اين دو؟ چيست - اجمالا بايد گفت كه عرفان ناظر به جهات نظري بوده و تصوف ناظر به جهات عملي و سلوك. به تعبير ديگر مي توان گفت: تصوف بيش از عرفان جنبه فرقه اي دارد. * مهمترين شيوه هاي بياني عرفان در فرهنگ و ادب ايران چه بوده؟ است - عارفان و صوفيان سروكارشان از آغاز با عامه بود، لذا نوعا بيانشان در مجالس وموعظه ها، ساده وشيرين و پر از امثله و قصه ها بوده است. بعدها كه شكل جمعيت هاي خاص فرقه و به خود گرفتند، زبانشان هم موجز و اصطلاحي شد. در ادب فارسي نخست بر قصه هاي كوچك و نيز روايت هاي ديني تكيه داشتندوبعدا كه عرفان وارد شعر زبان شد، غزل و تغزل را برگزيدند و داستان هاي نمادين مثل منطق الطير را نيز پديد آوردند. اين پديده يعني فرارويش زبان عرفان به زبان غزل از ويژگيهاي زبان فارسي است و حتي شعر عرفاني عربي به نظرم در اين مورد متاثر از شعر عرفاني فارسي است. * مي دانيم كه در تاريخ فرهنگ ايران ميان گرايشها و بينشهاي عرفاني و فلسفي همواره ستيز و برخورد بوده و دكتر ديناني سرگذشت اين كشمكشهاو ستيزها را در كتاب خود به خوبي بازنموده عموما است نظر بر اين بوده كه بينش عرفاني با كشف و شهود ولي فلسفه با خرد و عقل حسابگر سروكار دارد. از اين رو به نظر مي رسد كه آميزش اين دو با هم ممكن نبوده است ولي چگونه فردي مثل ملاصدرا در سده دهم اين دو نگرش (عرفاني و فلسفي ) را در مجموعه واحدي به هم؟ مي رساند - فلسفه ما در وجه غالب خود التقاطي بود و هم از آغاز صبغه عرفاني داشته است. مي دانيد كه تاسوعات فلوطين را به نام ارسطو اثولوجياي ترجمه كردند و فارابي الجمع بين رايي الحكيمين را نوشت. بوعلي سينا در نمط نهم و دهم اشارات از عارفان تجليل كرد. غزالي كه فلسفه مشاء را كوبيد، عرفان را ارتقاء بخشيد. شيخ اشراق شهيد هم عارف بود و هم شارحان فيلسوف ابن عربي مباحث وجود را پرورده ساختند و اين ميراث يعني فلسفه هاي مشايي و فلسفه عرفاني اشراقي و عرفان نظري پيروان ابن عربي به ملاصدرا رسيد. ملاصدرا كارش اين نبود كه اينها را به هم آميزد بلكه او با توجه به تمام اينها فلسفه اسلامي را بازنوشت و حتي ترتيب مسائل را تغيير داد و پيداست كه سهم عرفان درفلسفه اش زيادتر از بوعلي بود. به گمانم ملاصدرا در سلوك معنوي خودش اصالتا عارف ولي بيان او فلسفي است. او خودش همين نكته را مي گويد كه من با اشراق و شهود به فلان نكته رسيده ام حالا برهاني اش مي كنم. اينها معتقد بودند تاآدم نتواند عالم مثل را دريابد و طي آن چهار سفر به حق اليقين نرسد، فيلسوف راستين نيست. جذابيت وروحانيت نظريه هاي ملاصدرا در همين جنبه عرفاني اوست. * آقاي ذكاوتي! گرايشهاي انبوه امروز جامعه ايران بويژه جوانان را به سمت انواع عرفانهاي برگرفته از خارج از حوزه فرهنگ ايراني در چه عاملي مي توان؟ جست - البته چنين گرايشهايي هست و اين را مي توان از روي عنوان كتابها و انتشارات ديگر فهميد، اما انبوه است يا ؟ نه نمي دانم. به هر حال اينكه جوانان ايراني به عرفان سرخپوستي يا ذن و يوگا روي بياورند عجيب به نظر مي رسدو يك مساله آسيبشناسي اجتماعي است كه بايد روي آن بررسي شود. * با اين حال آيا امروزه بينش عرفاني مي تواند به عنوان يكي از سرچشمه هاي تفكر مورد بازنگري و توجه قرار؟ گيرد ؟ چگونه - بله! ما بايد گذشته خودمان را به طرز علمي و عيني بشناسيم تا حال خود را بفهميم و آينده خود را بسازيم. از جمله شاخصهاي فرهنگ گذشته ما عرفان است و بايد به شيوه اي علمي و عيني شناسايي به شود نظر مي رسد كه عرفان امروزه مي تواند دراموري چون انساندوستي، گذشت، مهر و محبت، وسعت نظر، شكيبايي و شرح صدر و مدارا و... مورد توجه قرار گيرد اخلاص، صفا، آزادگي، وارستگي، ساده زيستي و بي ريايي مشخصات رفتاري يك عارف است كه هميشه براي ما در حكم ارزشهاي مثبت محسوب مي شده است و باز هم مي تواند باشد. حسن توجهي كه در سالهاي اخير نسبت به حافظ ومولوي پيدا شده، نمايانگر اين است كه روشنفكران به اين جنبه هاي عرفان توجه يافته اند. * وضعيت مطالعات و بررسيهاي عرفاني را در ايران كنوني چگونه؟ مي بينيد - اصولا تحقيق در ايران روبه پيشرفت است، اما اينكه پژوهشهاي عرفاني چه سمت و سويي بايد داشته باشند بديهي است كه روش علمي و عيني بايد در پيش گرفته شود و پژوهشهايي با اين ويژگيها ارزشمند است. * با سپاس از شما.