Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801220-54457S8

Date of Document: 2002-03-11

راه ديگري نيست اصلاحات; چيرگي جامعه (بخش پاياني ) اشاره: در بخش نخست گفت وگوي همشهري با عباس عبدي راهكارهاي نظري و عملي پيش روي اصلاح طلبان براي كاستن از تندروي هاي سياسي بررسي شد. بخش دوم و پاياني كه ادامه همان بحث است امروز از نظر خوانندگان مي گذرد. تاكيد عبدي در بخش پاياني مصاحبه اش اين است كه اصلاح طلبان راهي ندارند مگر كوشش و اميد. * صراحتا بفرماييد دليل اصلي عدم همراهي با اين نظر شما چه؟ بود - خروج از حكومت در واقع آخر خط است واين موضوعي است كه بسياري از نيروها حاضر به فكر كردن به اين مرحله نبودند. البته بحث من به اين معنا نبود كه آنها از حكومت خارج شوند. بلكه نظرم اين بود كه چنين وضعيتي را قبول كنند. يعني به اين نتيجه برسند كه حاضرند در شرايطي مسئوليت هاي حكومتي را ترك كنند. اگر اين موضوع را قبول داشته باشند در آن شرايط رفتارهايشان را به گونه اي طراحي خواهند كرد كه وقتي به مسئله خروج از حكومت رسيدند، مسئله اي برايشان نباشد. * در طي اين مدت نحوه برخورد اصلاح طلبان درون حكومت با اين نظر شما تغيير كرده؟ است - تا آنجا كه من مي دانم بله. يعني آنها چنين تصور احتمالي را براي خود قايل شده اند. مثلا بحث باز دارندگي فعال بدون پذيرش احتمال خروج از حكومت ناقص است. چون آخر بازدارندگي فعال يا جنگ است ياخروج از حكومت. وقتي شما مي دانيد كه جنگيدن درست نيست و آن را نمي خواهيد پس بايد بپذيريد كه از حكومت خارج شويد. در اينجا اين نكته رابگويم كه به نظر من سياست خروج از حكومت عملا موجب نفي خودش مي شود. يعني باعث مي شود كه اصلاچنين اتفاقي نيفتد. مثلا كاري كه آقاي كروبي در مجلس كرد (اعتراض و ترك صحن علني مجلس )مصداق كوچكي از همين سياست است، علت آن هم ترس گروه مقابل نبود، بلكه آنها متوجه هزينه كارشان شدند. ببينيد! اگر مخالفان اصلاحات مي توانستند يك حكومت غير دموكراتيك درست كنند ولي نان و آب مردم را تامين كنند و مردم از آنها حمايت كنند، من هم حاضر بودم از حكومتشان دفاع كنم! چون در اين صورت دموكراتيك ترين حكومت مي شدند. اما مشكل آنها اين است كه مشروعيتشان عين كارآمدي آنهاست. يعني به ميزاني كه ناكارآمداند، مشروعيت هم ندارند. * آيا موضوع پذيرش خروج از حكومت به مثابه آخرين راه حل را، بخش قابل توجهي از اصلاح طلبان؟ پذيرفته اند - بله و اين به دليل شيوه رفتار طرف مقابل علت است اين كه بعضي ها فكر مي كنند اصلاح طلبهاهنوز اين موضوع را نپذيرفته اند بدان جهت است كه آنها بين بيان علني يك نظر و رفتارهاتفاوت قائل مي شوند. شما به عنوان يك فرد مي توانيد اعتقاد به اين نظر را بيان كنيد اما به عنوان يك بازيگرنبايد آن را بيان كنيد. وقتي آقاي لقمانيان از زندان آزاد شد، نمايندگان بر سر او گل ريختند. اين يعني همان پذيرش احتمال خروج از حكومت. * چرا به چنين نتيجه اي؟ رسيده ايد - حكومت ما فرماليست است. آقاي لقمانيان را به خاطر بيان جمله اي زنداني كردند كه شدت مخالفت آن جمله به نسبت رفتار نمايندگان در استقبال از او يك به هزار است. اقتدار يك حكومت بر اين است كه جامعه احكام محكوميت و مجازات هاي اعمال شده توسط آن را بپذيرد. هنگامي كه از درون يك حكومت اين مقبوليت صدور و اجراي احكام مورد سوال قرار يعني مي گيرد، اساس آن زير سوال است. * شما در اين مصاحبه گاه در قالب يك تحليلگراجتماعي و زماني در مقام يك فعال و بازيگرسياسي به سوالات پاسخ داديد. حال در مقام يك تحليلگر با توجه به برآيند نيروهاي اجتماعي و سياسي كشور، ساختار قدرت، موافقان و مخالفان و فشارهاي خارجي، آينده را چگونه؟ مي بينيد - نمي توانم به عنوان يك تحليلگرجواب اين سوال شما را بدهم. چون به هر حال من يك بازيگرم وحق ندارم حتي اگر آينده را تيره ديدم آن را بيان كنم. من هم نشانه هاي بسيار روشن مي بينم و هم بسيار تاريك. از طرف ديگر به عنوان يك كنشگرموظفيم به بخش اميدبخش آن توجه كنيم چون در اين صورت چيزي را از دست نمي دهيم. * زمان را از دست؟ نمي دهيد - خب اگر اين زمان را قرار باشد از دست ندهيم، آيا راه ديگري وجود؟ دارد