Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801220-54451S1

Date of Document: 2002-03-11

پژوهشي در اسماء قرآن كريم علما و دانشمندان علوم قرآني متذكر شده اند قرآن كريم حاوي اسامي وعناوين متعددي است و اما ميان اسماء و اوصاف قرآن تمايز قائل نشده اند و در شمار اين اسامي و اوصاف اختلاف نظرهايي ديده مي شود. الحرالي براي قرآن بيش از نود نام ( ) 1 ابوالفتح رازي چهل و سه نام ( ) 2 طبري چهار نام ( ) 3 طبرسي چهار نام ( ) 4 زركشي پنجاه و پنج اسم ( ) 5 صبحي صالح و آلوسي و طوسي چهار نام ( ) 6 نقل مي كنند. در اين ميان، آنچه مسلم است اين است كه همه اين عناوين، نام نيستند، زيرا در وصف بودن بسياري از آنها جاي ترديد نيست و بيشتر قرآن پژوهان بر روي پنج نام اتفاق نظر دارند، كه عبارتنداز قرآن، ذكر، كتاب، تنزيل فرقان، و از ميان آنها قرآن از همه معروف تر است به طوري كه ميان مسلمين تنها به همين نام شناخته مي شود و ساير واژه ها به نظر اكثر دانشوران علوم قرآني وصف مي باشند و ما در اين مقال اسماء قرآن ( قرآن، ذكر، كتاب، فرقان و تنزيل ) را مورد بررسي قرار مي دهيم. - 1 تعريف لغوي قرآن كتاب آسماني ما مسلمانان از صدر اسلام تاكنون به نامهايي خوانده مي شده كه از ميان آنها قرآن از همه معروفتر است. 58 و بار در قرآن به كار رفته است. دانشمندان درباره قرآن آراي مختلفي از دارند، نظر بعضي از آنها اين واژه مهموز و از نظر عده اي ديگر غيرمهموز است. ما در اين گفتار ديدگاه بعضي از قرآن پژوهان را درباره واژه قرآن بيان مي كنيم. شافعي مي گويد: قرآن از هيچ مبدايي گرفته نشده است بلكه ارتجالا و از آغاز براي كلام الهي وضع شده است ( ). زجاج 7 مي نويسد: قرآن مهموز و وصف است از ماده قرء به معناي جمع ( ) 8 ليحاني قرآن را از ماده قرء به معني تلا مي داند ( ) 9 فراء قرآن را مشتق از قرائن مي داند از اين جهت كه آيات قرآن مويد و مصدق يكديگرند ( ) 10 اشعري قرآن را از ريشه قرن به معني ضميمه كردن و پيوستن و نزديك ساختن چيزي به چيز ديگر مي داند ( )به 11 نظر مي رسد واژه قرآن مشتق و وصف باشد كه از قرء مهموز گرفته شده است و مصدري است بر وزن غفران و به معني مفعول و قرآن به معني مقروء است. معني اصطلاحي قرآن قرآن نام اختصاصي براي كتاب آسماني پيامبر (ص ) است كه براي هدايت مردم نازل شد و از اين هدايت به خروج ازتاريكي به سوي نور تعبير شده است و در عين حال معجزه خالده پيامبر اسلام به است نظر نگارنده، همان خواندن سبب تسميه اين كتاب عظيم به اين نام است چنانكه خود قرآن به خواندن آن كاملا اهميت مي دهد و رتل القرآن ترتيلا قرآن را بخوان به تامل خواندني، پس اسم قرآن براي مجموعه مثل علم شخصي گرديده است. بعضي از علما گفته اند: نامگذاري اين كتاب به نام قرآن به خاطر آن است كه جامع ثمرات كتب آسماني است. از آنچه درباره معني اصطلاحي قرآن گفته شد نتيجه گرفته مي شود كه قرآن نام اختصاصي قرآن است كه اشتراكي با كتب پيشين ندارد برخلاف كلماتي از قبيل كتاب، فرقان، كه مشترك ميان قرآن و ساير كتب آسماني است و براي اين كتاب عظيم الهي خاص گرديده است و اين نام را خود خداوند بر قرآن نهاده است. - 2 كتاب از اين تعبير چه به صورت معرف و غيرمعرف، مضاف و غيرمضاف در حدود دويست و پنج مورد در قرآن ديده مي شود كه در بسياري از موارد مراد از آن قرآن كريم است و در ساير موارد چيزهاي ديگري از قبيل: تورات و انجيل و نامه و نوشته به طور مطلق و لوح محفوظ و جز آنها در مدنظر مي باشند ( ). 12 علماي لغت و تفسير برآنند كه مدلول اصلي و لغوي كتاب عبارت از جمع است، چون كلمات و حروف در قرآن جمع آمده است، قرآن را به اين جهت كتاب ناميده اند، يا به تعبير ديگر مراد از كتاب، وقتي به قرآن اطلاق مي شود همان مجموعه سور و آيات است كه بر پيامبر نازل شده و به شكل خطوط و نوشته ها در قرآن ظاهر گشته است ( ) 13 و چون قرآن كريم به طرز خاصي با رساترين بيان، جامع انواع آيات و احكام و قصص و اخبار و علوم مي باشد كلمه كتاب بر آن اطلاق شده است. از اينجا نتيجه مي گيريم كه قرآن و كتاب از لحاظ مدلول لغوي و مفهوم اصلي تا حدودي وقتي مشترك اند بر كتاب آسماني مسلمين اطلاق مي شوند داراي وجه مشتركي در اين اطلاق مي باشند با اين تفاوت كه در مورد كلمه قرآن از جامعيت كتاب آسماني مسلمين نسبت به حروف و كلمات وآيات و سوره ها و يا جامعيت آن نسبت به ثمرات كتب انبيا ء پيشين و يا جامعيت آن نسبت به علوم، سخن به ميان مي آوردند ( ).ولي 14 در مورد كتاب از جامعيت كتاب الهي نسبت به آيات و احكام و قصص و علوم ياد مي كنندو شايان ذكر است كه از قرآن مجيد در منابع فقهي اسلام به كتاب، ياد شده است. به علاوه، لفظ كتاب به تنهايي بر قرآن اطلاق نمي شود بلكه همراه با اسم جلاله آورده مي شود، مثلا كتاب الله چنان كه بر تورات و انجيل نيز كتاب مقدس، اطلاق مي شود. - 3 ذكر اكثر مفسرين و دانشمندان علوم قرآني ذكر را به عنوان يكي از اسامي قرآن كريم ياد كرده اند. كلمه ذكر و مشتقات آن مجموعا 292 مورد در آيات قرآن بكار رفته ذكراست 52 ذكري در بيست و سه مورد و تذكر در نه مورد استعمال شده اند و ذكري در چهار مورد در قرآن استعمال شده است. حقيقت لغوي ذكر اصحاب معاجم در كتب لغت معاني متعددي براي واژه ذكر آورده اند راغب ذكر را به معني يادآوري مي داند ( ) 15 صاحب مختار الصحاح ذكر را به معني ضد نسيان مي داند ( ) 16 ابن منظور ( ) 17 ذكر را به معني حفظ چيزي در خاطر شرف نماز... مي داند. آنچه هويدا است بعضي از اين مفاهيم متنوع مدلول اصلي و وضعي اين لغت نيستند بلكه مدلول اصلي آن عبارت از يادآوري و شرف است كه به تدريج اين واژه در استخدام مفاهيم ديگر قرار گرفته اند. حقيقت اصطلاحي ذكر آنچه به نظر مي رسد كلمه ذكر از اين نظر به قرآن اطلاق مي گردد كه قرآن انسانها را از خواب غفلت و نسيان كه بر اثر انس زياد با دنيا گريبانگيرشان شده، بيدار مي كند و آنها را به ياد قيامت و خدا مي اندازد و چون قرآن شرف جوامع انساني است و امت جدا از اين كانون شرف فاقد ارزش است از اين جهت ذكر به قرآن اطلاق مي شود، يا اينكه چون قرآن كريم يادآور فرائض و احكام از سوي خدا به بندگانش است ( ). 18 واژه ذكر علاوه بر قرآن در مصاديق ديگري همچون اهل البيت ( ) 19 شهادتين ( ) 20 كتب آسماني ( ) 21 گاهي به معني عام در اذكار و قرائت قرآن و دعا و تسبيح و تهليل و... استعمال گرديده است ( ). 22 - 4 فرقان اين واژه در هفت مورد از قرآن به كار رفته كه مراد از آن در دو مورد، كتاب موسي و معجزات دهگانه او و در دو مورد نيز قرآن است چنان كه گويد: تبارك الذي نزل الفرقان علي عبده ليكون للعالمين نذيرا ( ) 23 و درباره جنگ بدر نيز يوم الفرقان ( ) 24 آمده اين است كلمه از ريشه فرق و به معناي جدا كردن است در اين صورت مثل خسر و خسران مصدر است. به جاي اسم فاعل بر سبيل مبالغه چنان كه گويند: رجل عدل يعني مرد خيلي عادل. بنابراين، فرقان يعني بسيار فرق گذار. در وجه نامگذاري قرآن به فرقان، نظريه معروف اين است كه قرآن، فرق گذارنده حق از باطل است و آن دو را از هم مشخص مي سازد. ابن عباس همين وجه را پذيرفته است ( ). نظر 25 ديگر اين است كه قرآن، از آن جهت فرقان ناميده مي شود كه انسان را به ساحل نجات رهبري مي كند. دليل بر اين وجه آنكه خداوند مي فرمايد: ان تتقواالله يجعل لكم فرقانا ( ). بعضي 26 گفته اند: مراد از فرقان ادله اي در قرآن است كه حق را از باطل جدا مي سازد. بنابراين در همه آياتي كه كلمه فرقان به كار رفته سر از فرق و امتياز و تمييز و تشخيص حق از باطل است. - 5 تنزيل يكي از اسامي قرآن كريم تنزيل است. تنزيل، مصدر و به معني فروفرستادن است و به تعبير زركشي تنزيل مصدر نزلته ( ) 27 چون از پيشگاه خدا به زبان جبرائيل نزول يافت و حاكي از نزول اين كتاب از عالم ابديت و ساحت قدس ربوبي است. اين كلمه به عنوان تعبيري از قرآن كريم، بدون اضافه به كتاب در شش مورد و با اضافه به كتاب در پنج موردو به روي هم در يازده مورد در قرآن كريم ياد شده است. قرآن از اين جهت تنزيل گفته مي شود كه آيات آن از طريق وحي به تدريج بر رسول خدا نازل گرديد و واژه تنزيل غالبا از نزول تدريجي قرآن حكايت مي كند. اين عناوين پنجگانه را كم و بيش اكثر مفسران و دانشمندان علوم قرآني به عنوان اسامي كتاب آسماني مسلمين پذيرا هستند. علي نجار - مدرس دانشگاه پانوشتها: - 1 به نقل از البرهان زركشي ج 1 ص 272273 - 2 تفسير ابوالفتح ج 1 ص 4 - 3 تفسير طبري ج 1 ص 14 - 4 تفسير مجمع البيان ج 14 1 ص - 5 البرهان زركشي ج 1 ص 273 - 6 مباحث في علوم القرآن صبحي صالح ص و 21 آلوسي روح المعاني ج 1 ص تبيان 8 طوسي ج 1 ص 1817 - 7 تاريخ بغداد خطيب ج 2 ص 62 به نقل از پژوهشهايي درباره قرآن و وحي صبحي صالح ص 21 - 8 البرهان ج 1 ص - 277 اتقان ج 1 ص 87 - 9 مقدمه مجمع البيان ج 14 1 ص - 10 مباحث في علوم القرآن ص 17 و 18 - 11 سيوطي اتقان ج 1 ص 87 روح المعاني ج 1 ص 8 - 12 تبيان طوسي ج 1 ص 19 - 13 مفردات راغب ماده كتب - 14 البرهان زركشي ج 276 1 ص - 15 مفردات راغب ص و182 181 - 16 مختار الصحاح عبدالقادر رازي ص و223 222 - 17 لسان العرب ابن منظور ج 1071 1 ص و 1072 - 18 مقدمه مجمع البيان ج 14 1 ص - 19 مجمع البحرين طريحي ربع دوم ص في 95 قوله: فاسئلوا اهل الذكر - 20 همان: ربع دوم ص في 95 قوله: و رفعنا لك ذكرك - 21 همان: ربع دوم ص 95 في قوله: كتبنا في الزبور - 22 همان: ربع دوم ص 96 في قوله: واذكر ربك في نفسك - 23 سوره فرقان آيه 1 - 24 انفال آيه 41 - 25 مقدمتان في علوم القرآن ص مقدمه 238 مجمع البيان ج 1 ص 14 - 26 انفال آيه 29 - 27 البرهان زركشي ج 1 ص