Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801220-54442S2

Date of Document: 2002-03-11

يك سال با شعر به مناسبت سالگرد انتشار صفحه شعر صفحه شعر، يكسال را پشت سرگذاشت. آنچه در اين مدت برآن تاكيد كرديم توجه دادن مردم و خوانندگان همشهري به شعر بود، شعري كه بتواند... گاه آدم مي ماند كه يك جمله را چگونه بايد ادامه داد.. به هرحال، شعري كه بتواند شعر باشد و بس. نه جوان بودن برايمان مهم بود، نه پير بودن و سابقه طولاني در سرودن شعر، اين خط و آن خط هم نكرديم و گريز داشتيم از آن كه شعر خوبي را به واسطه آن كه از حلقه دوستانه ما نيست، چاپ نكنيم. فقط به سراغ شعر رفتيم و آنچه را كه زير پا گذاشتيم، متن هايي بود كه بعضي شعر مي ناميدند و اصلا بوي شعر از آن نمي آمد و آنچه براي ما در اين يكسال ماند، مجموعه اي بود از ديدگاههاي استادان، شاعران و منتقدان شعر و نيز شعرهايي خوب و گاه نسبتا خوب. به قول يكي از دوستان اين صفحه، حلقه واسطي بود ميان همه آنهايي كه با فكرها و انديشه هاي مختلف و گوناگون، شعر مي سرايند باور كنيد هدف ما هم همين بود. اما همه اينها را مديون همه آنهايي هستيم كه دستمان را صميمانه فشردند. هروقت سراغ م. آزاد، عمران صلاحي، سيمين بهبهاني، عبدالجباركاكايي، عليرضا قزوه، منوچهر آتشي، ضيا موحد، عبدالعلي دستغيب، محمد حقوقي و... رفتيم با مهرباني ما را پذيرفتند، گرچه مشغله و كار همه، در برخي موارد به كند شدن كار مي انجاميد، اما همه به ما ياري رساندند و صفحه را متعلق به خودشان دانستند. بگذريم از يكي از پيشكسوتاني كه گفتند چون شعر من در كنار شعر جوان ها كار مي شود، شعر نمي دهم و اين همچنان خاري در دل ما باقي ماند. باري، از همه اين بزرگواران سپاسگزاريم، چرا كه نتيجه همه اينها آن شد كه چندين بار جواناني از شهرهاي دور و نزديك تلفن مي زدند و گريه شوق سر مي دادند كه چاپ شعرشان در اين صفحه و آنهم در كنار شعر بزرگان آنها را در ادامه كارتشويق كرده است. محمدهاشم اكبرياني (مهاب )