Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801219-54439S2

Date of Document: 2002-03-10

كپي رايت وهراس ازاينترنت - (واپسين بخش ) بايددردفاع ازشركت هاي موسيقي خاطرنشان كردكه تعداد افرادي كه به طورجدي معتقدندهرگزازنپستربراي نسخه برداري غيرمجازاستفاده نمي شودبسياراندك است. پرسش هاي نسبتامتفاوتي دراين پرونده هامطرح است: چه مقدارنسخه برداري غيرمجازازروي فايل هاي موسيقي تحت چه مقدارازاين؟ حمايت حق انحصاري صورت مي گيرد نسخه برداري هاي غيرمجازرامي توان نقض حق انحصاري تلقي كردونمي توان آنهارادراستفاده شرافتمندانه يانوعي نسخه برداري مشخص ناميدكه براساس قانون فدرال مربوطبه شركت هاي موسيقي به؟ ضبطخانگي اصوات مجازشمرده شده است جاي درگيرشدن بانپستربراي حل مشكلات مربوطبه نقض حق براي واداشتن نپستربه كنارگذاشتن انحصاري اثر، ازمحاكم قضايي استفاده كرده اند قانون شكني ياتعطيلي.، ازآنجاكه باهيچ قانون سختي نمي توان نقض حق انحصاري اين انتخاباگردادگاه تصميم به رابه آساني مشخص كرد، درواقع ديگرانتخابمحسوبنمي شود تحميل آن بگيرد.، شركت نپسترممكن است ازاين پيگردقانوني نجات يابدو ممكن است ازآن خلاصي نيابد. يكي ازقضات دادگاه فدرال كاليفرنياحكمي مقدماتي صادركردكه براساس آن شركت مذكورملزم شدتاپايان دادرسي هافعاليت خودرابه حالت تعليق درآورد. امانهمين دادگاه استيناف اجراي حكم مذكور رابه تعويق انداخت واعلام كردكه پرونده مذكورموجب بروزمسائل قانوني جديدي مي شود. اماحتي اگرشركت نپستر براثراقدام قانوني تعطيل شودمشكلات ايجادشده از ابزارنپسترازميان نخواهدرفت. نسل بعدي ابزارهاي استفاده مشترك ازفايل نيوتلاوفرينت هم اكنون در -- حال گسترش دراينترنت است وهيچ كدام ازابزارهايي كه در دسترس عموم مردم هستندشركت هارابه نگهداري راهنماي فايل هاملزم نمي كندواين بدان معني است كه هيچ هدف مشترك مناسبي براي پيگردقانوني وجودندارد. بعضي ازناظران معتقدندكه مشكلات ايجادشده براثر صنعت استفاده مشترك ازفايل هاي توزيع شده بدون نام، موسيقي رابه اعمال نفوذدركنگره براي قانونگذاري در اين نوع مورداينترنت واخواهدداشت تابه اين ترتيب، كه بااستفاده از استفاده مشترك ازفايل هاي بي نام، ابزارهاي مذكورصورت مي گيردممنوع شود. اگركنگره در ساختاراينترنت بايد مقابل اين درخواست هاتسليم شود، به نحوي كه هم محدوده استفاده هريك اساساتغييركند، ازماازاينترنت وهم محدوده انتشاربين المللي اطلاعات بدون ترس ازسانسورمحدودشود. يابايددست ازحق انحصاري به عنوان يك جامعه، آياما، اثربكشيم وياامكان بالقوه آزادي بيان اينترنت رااز اميدواريم بتوانيم به شيوه اي خلاقانه تربا؟ دست بدهيم موضوع برخوردكنيم. زمان آن رسيده كه ازتلاش براي دست ازطريق شكايت، جداسازي جريان هاي اجتماعي مخالف، بكشيم وبه جاي آن راجع به راه حل هاي مربوطبه حق كه درعصرجديدرونق شبكه هاي توزيع جهاني انحصاري اثر، به گفت وگو ونسخه برداري آسان ديجيتالي مطرح است، بپردازيم. بايدمتفكران اصلي صنايع محتوايي رامتقاعدكنيم كه حتي باپيروزي در مشكلات مربوطبه حق انحصاري، قابل حل نيست دادخواهي ها.ناظران صنعت، براي مثال، موسيقي وكامپيوترخاطرنشان كرده اندكه پيروزي شركت موسيقي درپرونده هاي مربوطبه نپستراحتمال استفاده از سيستم هاي توزيع كننده وسيع وبي دقتي همچون نيوتلاو فرنيت رادرشبكه افزايش مي دهد. اگرجامعه برنامه نويسان جداازبيهودگي پيروزي حقوقي، كامپيوتري احساس كنندكه اين نوع دادخواهي هابازدارنده ممكن است صاحبان صنايع محتوايي راباخطرانتقاد است، اجتماعي مواجه كنند. ممكن است اين برنامه نويسان باطراحي موسسه پيروز فناوري هاي مصون ازاين نوع دادخواهي ها، درروندقانوني رابه دام بيندازند. پاسخ اين؟ چگونه است: باغيرممكن كردن شناسايي متهم احتمالي ياباگسترش دادن گروه متهمان بالقوه به نحوي كه عموم كاربران كامپيوترراشامل شود. شركت هاي خلاصه كلام اينكه، محتوايي ممكن است درجايگاه برنده تمام نبردهاي قانوني قرارگيرندامادرواقع بازنده جنگ هستند. چندخبرخوبومفيدهم براي بعدازدادن اين خبرهاي بد، رهبران فكري صنايع محتوايي داريم. اين تلقي نادرست نخست، است كه وقتي عموم مردم محتوايي رابه صورت آزاددر اختيارداشته باشندديگرپولي براي آن نخواهندپرداخت. داده هاي موجودازجمله بازارنمايش فيلم هاو - سرگرمي هاي زنده نشان مي دهدكه عموم مردم مايلنددر - مقابل موسيقي وفيلمي كه قيمت آن مناسبباشدپول بپردازند. شركت هاي محتوايي ممكن است ناچار بااين همه، به تجديدنظردرموردروش هاي قيمت گذاري وتوزيع خود شوند. از مي توانيم به آنهابگوييم كه عموم مردم، به علاوه، معتقدندكه جمله برنامه نويسان وسايرمتخصصان فناوري، كاري پاداش دادن به خالقان وناشران به ازاي اثرشان، مطلوبوشرافتمندانه است وتمام اين گروههامايلندبا شركت هاي محتوايي همكاري كنندتااين شركت هابتوانند طرح هايي رابراي كسبدرآمدازآثارتحت حمايت كپي رايت به اجرادرآورند. تركيبي ازشيوه هاي فكرمي كنم راه حل مفيد؟پاسخ چيست، فني وقانوني باشد. يقيناچيزي كه بايدايجادشود، الگوي جديدتوزيع محتواست كه مثلامي تواندطرح ريزپرداخت ازطريق اينترنت باشد. شايدبه اصلاح قانون كپي رايت نيزنيازپيداكنيم تامنعكس كننده اتفاق نظري باشدكه حاصل گفت وگوست. پرسش ديگري كه مطرح مي شوداين حضورچه كساني درپشت ميز است كه براي حصول توافق جديد، آشكاراست كه شركت هاي محتوايي و؟ مذاكره لازم است متخصصان فناوري بايددراين مذاكرات حضوريابند. امابه زيرا وجودمردم عادي نيزبه عنوان نماينده نيازاست، آنهابيشترين سهم رادرايجادچهارچوبمفيداجتماعي درسده جديددارند براي حق انحصاري.، مابه طرحي احتياج داريم كه تعادلي صحيح بين نياز خالقان اثروناشران به دريافت پاداش ونيازعموم مردم به دسترسي آسان به محتواي كامل براي - استفاده يااستفاده هاي ديگربرقراركند شرافتمندانه. سرانجام، درنظرگرفتن هدف قانوني حق انحصاري اثر آخرين نياز، است. زمان آن گذشته است كه عموم مردم راگروهي تلقي كنيم كه حق انحصاري آثاررانقض مي كنندوتنهابادام هاي قانوني وفني مي توان آنهاراازنسخه برداري بي حدو حصرازآثارخلاقانه بازداشت. بايدعموم مردم درمقابل، رادرايجادسياست جديدمرتبطباكپي رايت شريك دانست وبايدبه آنهااعتمادكردونظارت برپرداخت شايسته حق خالقان آثاررابه آنهاسپرد. نوشته: مايك گاودين ترجمه /:ليداكاوسي