Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801219-54439S1

Date of Document: 2002-03-10

جامعه مدني وانحصارطلبي حكومت ها اشاره: حبيبجنحاني ازانديشوران تونسي است كه به نحله فكري وفلسفي شمال آفريقاتعلق دارد. اين نحله كه با انديشمندان نام آوري هماننددكترمحمدعابدجابري، هشام جعيطومحمداركون مشخص مي شود، عبدالله عروي، جامعه مدني و پژوهش هاي اساسي فراواني پيرامون خردعربي، دموكراسي وديگرمقوله هاي فكري دركشورهاي خاوروباختر عربي انجام داده است. دراينجامقاله اي راكه حبيب جنحاني پيرامون جامعه مدني وآسيبهاي ناشي از انحصارطلبي حكومت هاي عربي درمجله الزمان الجديد منتشركرده است مي آوريم. مسائل اساسي زيررامطرح كنم درآغازمايلم: ، يكم پيدايش مفهوم جامعه مدني وتكامل آن ونيزبحث و; جدل نظري پيرامون اين مفهوم ازپايان سده هجدهم و تاجنبش به ويژه ازسده نوزدهم، همبستگي درلهستان و خيزش توده هاي مردم براي نابودي ديواربرلن درسال 1989 وجنبش نافرماني مدني كه به سرنگوني نظام فاشيستي نژادي بلگرادانجاميدونمادهاي آن رادربرابردادگاه هيچ يك براثرشكم بين المللي لاهه درقفس اتهام قرارداد، رخ سيري فكريانظريه پردازي براي مساله اي دورازواقع، بلكه اين بحث وجدل هاونظريه پردازي هابا نداده است، مبارزه اجتماعي همراه بوده كه به شكل انقلابهاو قيام هاي كوبنده توده اي نموديافته است. دوم جامعه مدني يك; مدنيست بلكه ضرورتي است كه همچون سدي سديددربرابرامواج بازگشت واپس گرايي ايستاده ودر برابرهركس كه خواهان انحصارحاكميت ورفتارمستبدانه در پايداري كرده مسائل ميهن وجامعه است.، ازاين رو، نيروهاي رهايي وپيشرفت درهمه جوامع وبه ويژه درجوامع توسعه يافته بايدبراي حمايت ازنيروهاي جامعه مدني و كوشش كنند صيانت ازاين مفهوم وارزش هاي آن.، سوم مفهوم جامعه مدني درجامعه غربودرشرايطسياسي و; اماامروزه همانند اجتماعي وفكري معيني پديدارشد، به يك مفهوم مدرنيسم وپيشرفت ودموكراسي وحقوق بشر، مفهوم جهاني بدل شده است. لذاهركس دراين مفهوم يا گمان روادارديابكوشدمحتواي تك كشوري ارزش هاي آن، بدان ببخشدياآن رادرخدمت نظام سياسي مشخصي قراردهد، دستاوردارزشمندي ازدستاوردهاي مبارزه جامعه بشري در راه آزادي وعدالت وهمبستگي رامنكرشده است. شايدبرخي ازخوانندگان همچنان پرسش هايي درباره معناي مفهوم جامعه مدني وارزش هاي آن به ويژه پس ازبحث هاي - پرباراخيردربرخي ازكشورهاي عربي داشته باشند -. پاسخ راباتوجه به عناصراساسي زير انسان مي تواند، خلاصه كند: شبكه گسترده وهمبسته اي ازانجمن هاو جامعه مدني، سازمان هاي غيردولتي است كه نشانگرفضاي سياسي واجتماعي درجهت مبارزه براي آزادي ودموكراسي وتحميل احترام به نهادهاوقوانين وافشاي دست هاي پنهان توسطرسانه هاي آزاداست. دراينجاست كه اهميت پيونداستوارميان جامعه مدني ورسانه هاي آزادمشخص مي شود. نيروهاي جامعه مدني دربرابرهرشخصي قرارمي گيرندكه مي كوشدحاكميت بالا رادرانحصاربگيردوشعار من دولت هستم يا دولت باغ شخصي من است رابالامي برد. اين رادربسياري از ما، جوامع درحال توسعه مي بينيم لذاجداكردن جامعه مدني; ازكشمكش سياسي يك جامعه وناديده گرفتن مصلحت عمومي آن اشتباه است جامعه.، ازبارزترين اهداف پاك جامعه مدني، مهاركردن حاكميت است كه مي كوشدازمرزهاي خودفراتر رودومصلحت عمومي جامعه راناديده بگيرد. جامعه مدني مبارزه براي دفاع ازحق وقانون ونهادهارا جايگزين كشمكش اصحابمنافع وجناح هاي قدرتمندحاكميت مي كند. به نظرمن جداكردن مبارزه نيروهاي جامعه مدني ازنبرد طبقاتي آن گونه كه برخي ازكارگزاران عرصه فعاليت هاي - غيردولتي كشورهاي عربي بدان تمايل دارندخطاست -. زيرا مبارزه براي حاكميت انحصاري ودستيابي به امتيازهاي آن، نمودآشكاري ازمبارزه طبقاتي است. ممكن است شرايطعيني درجامعه اي اقتضاكندكه نيروهاو لايه هاي گوناگون جامعه مدني به رغم اختلاف منافع روي -- هدف هاي معيني توافق كنند. همين امردرلهستان به رهبري جنبش همبستگي واخيرادرصربستان رخ داد. يادر اوضاع به قدري بدوبحراني روزگارسوهارتودراندونزي، شدكه همه نيروهاي ميهني راواداركردتاپيرامون يك هدف يعني سرنگوني نظام موجودموافقت كنند. اين گونه اتحاداستراتژيك تاكتيكي هنگامي رخ مي دهدكه - نيروهاي جامعه مدني به حداقلي ازوفاق دست مي يابندودر برابرخطري كه همگان راتهديدمي كندازمصالح ثانوي مي گذرند. استراتژي نبردطبقاتي درشرايطتاريخي معيني به اين نوع اتحاداجازه بروزداداماهمين استراتژي - البته اجازه نمي دهدتاستمگروستمديده وسركوبگرو - سركوبشده ومهاركننده ومهارشونده دريك كشتي به دريانوردي بروند. چهارم نخبگان روشنفكرديروزوامروزركن استوارنيروهاي; جامعه مدني هستند. اساسادرتعميق زيرارسالت آنان، غرس روحيه فعاليت سياسي وتوجه به مسائل آگاهي مدني، عمومي بروزمي يابد. روشنفكران درجوامع ليبرال توانستند به واسطه رسانه هاي آزاداين كارراانجام دهنداما دركشورهايي كه زيرسلطه نظام هاي تماميت خواه واستبدادي اعلاميه هاوشبنامه هاوگروه هاي مخفي آگاهي هستند، جايگزين اطلاع رساني آزادمي شوند بخش. ابزارهاي نوين، نيروهاي جامعه مدني راقادر ارتباطي وبه ويژه اينترنت، ساخت تارسالت خودرابه شكل سودمندي به پيش ببرندو چهره نيروهاي خصم خودراآشكاركنند. به راستي كه استفاده ازهرگونه گفتمان رسمي درموردجامعه مدني در دروغ اطلاع رساني آزادرامهارمي كند، كشوري كه حاكميت، وبهتاني بيش نيست. بايداشاره كردكه هم درگذشته وهم اكنون وهم درشرق ياغرب روشنفكراني پيداشدندكه جامعه مدني رابدنام ودرتضعيف آن مشاركت كردندونيروهايش رابه حاشيه راندند. اماهنگامي كه درمعرض شك وترديدقرارگرفتند، مصداقيت خودراازدست دادندوسقوطكردندزيرادرركاب حاكمان ستمگرگام نهادندوبه كارشناساني بدل شدندكه به صفت مشروعيت بخشيدند حاكميت نامشروع. اينان در، تصميم گيري هاي سياسي وحتي فرهنگي مشاركت ندارندبلكه نقش آنان محدودبه توجيه وتبليغ براي آنهاوپركردن خلائي است كه روشنفكران ساكت يامخالف بااين گونه حاكميت هابرجاي مي گذارند. پژوهش هاي جديدمولفاني كه توانستندبراسناددستگاه هاي امنيتي روزگارحاكميت نازي هاياحاكمان پيشين اروپاي شرقي دست يابندنشانگرزشتي هاي اين گروه از روشنفكران وخيانت آنان به ملت هايشان ومشاركتشان درتاخيردر پيشرفت جامعه مدني است. اماهنگامي كه پژوهشگران اجازه يابندبه اسناددستگاه هاي امنيتي كشورهاي عربي دست تراژدي تلخ تروجالبترخواهدبود يابند.، پنجم جامعه مدني ضرورتانقيض حكومت يادشمن آن نيست; اماپرسشي كه دراينجامطرح مي شوداين است كه صبغه اين اگرحكومت دموكراتيك مبني براصل شفافيت؟ حكومت چيست، ميان اين احترام قانون ونهادهاي قانون اساسي باشد، همكاري ويكپارچگي صورت حكومت ونيروهاي جامعه مدني، نيروهاي جامعه خواهدگرفت امااگرحكومت سركوبگرباشد، ضرورتابه نيروهاي اپوزيسيون بدل خواهندشد مدني.، ششم نيروهاي دشمن باجامعه مدني ادعامي كنندكه مديريت; كاراصلاحات راانجام مي دهديعني جانشين جامعه جامعه، مدني مي شود. اماهمه تجربه هاي نوين تاريخي بارهاثابت كرده است كه اصلاحات براثرتمايلات فردي رخ نخواهدداد بلكه بايدهمه لايه هاي جامعه درپيشبردروندآن مشاركت جويند. اين امرمستلزم ازميان برداشتن همه موانع سياسي، قانوني وامنيتي است كه مانع ازمشاركت اين جامعه در فرآينداصلاحات مي شود. ترجمه: يوسف عزيزي بني طرف ادامه دارد