Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801219-54430S1

Date of Document: 2002-03-10

نوروزدرتاجيكستان تاجيك هاقومي ايراني اندكه اززمان صفويه به تدريج از تااين كه پيكره تاريخي ايران دورودورترافتادند، محدوده جغرافيايي شان نيزازايران جداشد. اماآنان همواره خودراايراني دانسته وهيچ چيزنتوانسته آنهارا ازبرپايي رسوم كهن ايراني وزبان مادري (فارسي دري دور ) به طوري كه امروزه همچنان به فارسي سخن مي گويند كند، وچون ديگرايرانيان به استقبال عيدنوروزمي روند. اهل قباديان ازكشور پروفسوررحيم مسلمانيان قبادياني، تاجيكستان است ودررشته ادبيات فارسي دردانشگاه دولتي تاجيكستان تادرجه دكتراتحصيل كرده است. اوهمچنين به مدت دوازده سال رياست كرسي ادبيات معاصر تاجيكي ونظريات ادبي رابه عهده داشت. پس ازفروپاشي شوروي سابق به ايران كه آن راسرزمين اصلي خودمي داند، مهاجرت كرده واكنون نيزدردانشنامه جهان اسلام و بنياددايره المعارف اسلامي مشغول به كاراست. وي درباره باهمان گويش تاجيكي خود برگزاري نوروزدرتاجيكستان، مي گويد: نوروزراتاجيكان ازنو درظرف پنجاه سال اخير، زنده كرده اند. آن راامروزدردوشنبه (پايتخت ختلان وبدخشان و سمرقندوبخارا، تاجيكستان وخجند)، ... جشن مي گيرند. البته كه شكوه وجلال اين جشن به حد امااميدهست كه برسد دلخواه هنوزنرسيده است. چراكه، بلكه ازذات خودوساخته و آن پرداخته بيگانه نبود، يافته خودش است. آفريدگاربه پسنديده ترين خلق خودتواني رامي بخشدكه جشن هاايجادكندونوروزازهمان گونه جشن هااست كه توان خلاقيت نژادايراني رادرجهان باآن مي شناسند. اوازخاطرات خوددرموردچگونگي برگزاري مراسم عيدنوروز درتاجيكستان مي افزايد: درعمركوتاهي كه به سربرده ام چندخاطره ازجشن نوروزباخوددارم. نقلي است كه نخست، خدابيامرزمادرم مي كردندومن آن رادرخيال خودشيرين وروشن وزنده تصورمي كردم وهنوزهم تصورمي كنم;; مي گفتند: مردم قباديان نوروزراباشادي تمام جشن هفته هاپيش ازنوروزبه پيشبازش مي رفتندو مي گرفتند، مراسم از خانه براري (خانه تكاني و ) خانه سفيدكردن آغازمي شد. خانه و هرچه درخانه بودبيرون آورده وحياط، كوچه راسفيدوپاكيزه مي كردند. آنان درروزچهارشنبه سال روان (سال جاري كه ) مراسم باشكوهي داشتندوهرچيز چهارشنبه آخران نام دارد، كهنه وكارآمدراجداوتميزكرده وناكارآمدرابه دور همين طورچيزشكسته را مي انداختند.همچنين مي كوشيدند، كه درآن روزچيزي نشكند. ازكوه خس مي آوردند (خسي كه پشمك نام دارد)پسته وبادام همچنين ازكوه هيزم،، مي آوردند. درميان عصروشام آتش افروخته وهمه يكايك ازبالاي آتش سه باري خيزمي زدندوهمگان زمزمه مي كردند: چشم خويش چشم هيش، همه درآتش تيزهمه درآتش تيز!! درآتش تيز درآتش تيز، گناهش ريزگناهش ريز!! ... سمنويكي ازسين هايي است كه ازروزگاران كهن برسر سفره هفت سين جاخوش كرده است. پروفسورقبادياني درمورد مراسم سمنوپختن دركشورش مي گويد: سمنك پختن و سمنك ماندن وهمچنين گندم تركردن ازلوازمات جشن نوروزبه شمارمي آيد. درظرفي گندم پاك وپرراكه حدوددوهفته قبل ازنوروز، قابل اعتمادباشدترمي كنند. روزانه درآفتابمي گذارند، شبدرون خانه ودرآستانه نوروزسمنك رامي پزند. اين مراسم به يادماندني ترين وجالبترين است. كودكان سال درازرادرانتظاراين ايام به سرمي برند. دختران وزنان جوان درآن حولي كه سمنك بايدپخته شودگردمي آيندگندم سبزيده رادركيلي; (هاون ) مي كوبند. شيره راجداوصاف كرده وآن رادرديگ بزرگي باآردمي جوشانند. آتش رااول بيگه (شبروشن مي كنندو ) تابامدادكنده مي سوزدوهنگام سپيده دم سمنك مي پزدوشبدرگردآتش وديگ وسمنك به بازي وخنده وسرودوافسانه و... مي گذرد. اماكارسمنك پزي شرطي هم داردوآن اين است كه در خانواده اي كه ازنوروزگذشته ماتم بوده است روانيست به اين خانه سمنك پخته رامي برند. وقتي بامدادسمنك پخت، اول به خانه عزادارمي برند. پس به خانه بيماران وبعد بزرگان محل و... هديه خواستگاري رفتن، وي همچنين، شمع روشن كردن برمزارگذشتگان و فرستادن براي نوعروس، قرآن خواندن براي رفتگان راازجمله كارهاي مهمي مي داند تاجيكان به انجام آن پايبندهستند كه درآستانه نوروز.، تاجيكان نيزچون ديگرايرانيان به سنت خانه تكاني پايبند بوده واين مراسم راتاكنون پاس داشته اندوي همچنين از مراسم خانه تكاني درميان مردم مرزوبوم خويش مي افزايد: هرچه هست آفتابداده و خانه راسالي چندباربرآورده، خانه راپاكيزه مي كردندواماخانه راسالي يك بار سفيدهم مي كردندواين بلكه باخاك بودباخاكي كه سفيدكردن باگچ نبود;، پاك باشد. ماخاك راازديوارمسجدمي آورديم ازخرابه مسجدجدم;، ملاعبدالجبارآخوندكه اكنون هم درحياطسلطان يادگارزاده باقي است. خاك راخردوغربال كرده وآن را محلول مي كرديم وباجاروببه ديوارخانه مي زديم. سطح بلكه جاروبرا ديواررابه تمام وسراسرسفيدنمي كرديم، طرزي مي زديم كه شكل گلدسته حاصل آيدازخطوگلدسته ها; معاني پديدمي آمدند. تاجيكان چون سايرايرانيان به انجام مراسمي همچون سبزه گذاشتن، خانه تكاني وچهارشنبه سوري پايبندبوده اند سمنوپختن.، اماآنان چندامرديگررانيزضروري مي دانستندكه كمتر دربين ايرانيان به انجام چنين مراسمي توجه شده است. ازجمله، بي بي شنگله مزاردرخت ،، خواجه قاضيان و > درويشانه كه پروفسورقبادياني درخاتمه به برگزاري اين مراسم اشاره مي كند: پيرزنان ده رادعوت رحمتي مادرم، مي كرد. خواهران بزرگم هم مي آمدند. سنبوسه مي پختندو حلوايي درست مي كردندكه نامش را بي بي مائده مي گفتند وازهمه اينهاتبركي به مامي دادند.