Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801218-54416S1

Date of Document: 2002-03-09

درختان غير بومي بوم زيست تهران را تهديد مي كنند به مناسبت روز درختكاري طبق سنت ديرينه و باارزش ما ايرانيان، هر ساله در اواخر زمستان بسياري از مردم اقدام به كاشت درخت در باغچه ها، باغها، مراتع و... مي كنند. خوشبختانه طي سالهاي اخير اين امر رواج بيشتري يافته و با استقبال قشر جوان و تشكلهاي زيست محيطي ( NGO)هرسال مراسم، جشن درختكاري پرتعداد و باشكوه تر برگزار مي شود. متاسفانه در مراسم درختكاري كه در ارتفاعات شرق و شمال شرق تهران با هدف كاهش آلودگي هوا، كنترل آبهاي سطحي و زيرزميني، ايجاد فضاي سبز و.. برگزار مي گردد، مشاهده مي كنيم كه گونه هاي گياهي غيربومي و خارجي، آن هم بصورت يكنواخت كاشته مي شود. غالبا اين درختان از گروه گياهان بازدانه شامل سرو نقره اي و كاج از مي باشند ديد كارشناسي كاشت كاج و سرو در اين منطقه از ايران با اين اقليم عملي غلط تلقي گرديده و عواقب خطرناك و جبران ناپذيري در سالهاي آتي براي محيطزيست منطقه بر جاي خواهد گذاشت. اين موضوع از سه جنبه قابل بحث و تامل مي باشد كه ذيلا به آن اشاره مي شود: - 1 اين گياهان متعلق به زيستگاهي متفاوت مي باشند و مسلما اگر اين زيستگاه براي رشد و نمو آنها مناسب مي بود، ما شاهد جنگلهاي طبيعي كاج و سرو در اطراف تهران بوديم، اما نه تنها اكنون چنين نيست، بلكه در تاريخ نيز به چنين موردي برنمي خوريم. امروزه اثرات مثبت و منفي معرفي گونه هاي خارجي (خواه گياه باشد يا جانور ) بر يك زيستگاه جديد كاملا شناخته شده است و به جرات مي توان گفت كه در هيچ جاي دنيا مشابه چنين كاري كه ما انجام مي دهيم، صورت نمي پذيرد. وقتي شاخ و برگهاي كاج و سرو روي زمين مي ريزد، ميزان اسيديته خاك را بشدت تغيير مي دهد، به نحوي كه گياهان بومي اطراف درخت خشك شده و از بين مي روند. جالب است بدانيم گياهان بومي اين مناطق از لحاظ ژنتيكي، دارويي، حفاظتي، صنعتي و از همه مهمتر از بعد اكولوژيكي بسيار باارزش و حائز اهميت مي باشند. نكته ديگر اينكه اين نواحي بيشتر زيستگاه گياهان بوته اي و درختچه اي است كه كاشتن درختي مثل كاج با سايه انداختن روي اين گياهان، آنها را به مرور زمان از بين مي برد، با از بين رفتن گياهان بومي حيات وحش منطقه (شامل حشرات، خزندگان، پرندگان و پستانداران ) لطمات جبران ناپذيري را متحمل شده و تركيب شيميايي خاك به كلي تغيير مي كند. با اين تفاسير بعد از مدتي ما مي مانيم و مرتع از دست رفته، خاك اسيدي شده و بلامصرف، و از بين رفتن و يا كوچ كردن حيوانات بسياري منطقه از پرندگان وابستگي خاص به درختان پهن برگ دارند. آيا تاكنون ديده ايد بلبلي روي درخت سرو لانه كند، تقريبا همگي پرندگان گنجشك سان، درختي مثل كاج يا سرو را براي لانه گذاري انتخاب نمي كنند يا جوندگان كوچك كه در هوادهي خاك، تكثير گياهان و... نقش بااهميتي دارند توانايي استفاده غذايي از كاج و سرو را ندارند، هيچ پروانه اي از درخت كاج يا سرو نمي تواند تغذيه كند و هزاران مورد ديگر كه نشان دهنده مزاحم و نابجا بودن اين تيپ گياهي در مناطق دامنه مي باشد-، شايد گفته شود حالا اگر اين جانوران نباشند چه؟ مي شود در جواب اين سئوال بايد گفت كه حيات عرصه هاي جنگلي و مرتعي بطور مستقيم در گرو وجود و فعاليت اين موجودات مي باشد. همچنين با اين درختان بسياري قارچ و باكتري به طور هم زيست زندگي مي كنند كه براي خود كاج و سرو مفيد بوده اما براي گياهان بومي ما انگل مي باشند (در اين رابطه جستجو كنيد علت خشك شدن بسياري از درختان باارزش اقتصادي مثل راش و ممرز در جنگل هاي شمال در كنار مزارع جنگلهاي دست كاشت سرو و كاج ) جالب اينجاست كه واردات گونه جديد به زيستگاه و معضلات و مشكلات بعدي آن را بارها در كشور خود تجربه كرده ايم، و برخي چقدر تلخ و ناگوار بوده اند و باعث آوارگي هزاران نفر از افراد بومي آن مناطق شده اند. بطور مثال: با واردكردن يك گونه ماهي غيربومي (نوعي آمور ) به تالاب بين المللي هامون ارزش اكولوژيك آن را تقريبا نابود كرديم. به مجرد اين عمل پوشش گياهي اطراف تالاب از بين رفت، مردم محلي ديگر قادر به چراي دام هاي خود نبودند كه ناچار دامها را فروخته و آواره كلان شهرهايي مثل تهران شدند. مثال ديگر اينكه با واردكردن گياه آزولا (از خارج كشور ) به شاليزارها و سپس تالاب انزلي اين تالاب گرانبها را بسوي گندابشدن سوق داديم و بسياري موارد ديگر كه از حوصله اين بحث خارج است. اما به نظر مي آيد كه در اين رابطه هنوز درس نگرفته ايم و بايد مراتع ما نيز از اين آفت بهره مند گردند. - 2 نكته دوم بحث ساده كردن اكوسيستم است. در نظر بگيريد كه درختان سوزني برگ مورد استفاده در اين مراتع بسيار خوب و با صرفه اقتصادي يا زيست محيطي مي باشند، اما فراموش نكنيم كه هر قدر تنوع گونه اي در يك اكوسيستم كمتر شود، آسيبپذيري آن بالا مي رود. وقتي در منطقه اي فقط يك نوع درخت باشد، (در اينجا كاج يا سرو ) ورود يك انگل يا يك بيماري همه آنها را خشك خواهد كرد و در اندك زماني با تنه هاي خشك درختان روبرو خواهيم شد يادمان نرود در آن وقت، مدتي است كه خاك منطقه اسيدي و گياهان بومي از بين رفته اند. چند دهه پيش برخي كشورهاي اروپايي جنگلهاي پهن برگ خود را تراشيده و جاي آن درختان سوزني برگ شامل انواع سرو و كاج كاشتند به اين اميد كه از چوب آن استفاده اقتصادي اما كنند بعد از مدتي بر اثر بروز يك آفت كل جنگل از بين رفت و سالها طول كشيد تا خاك دوباره بتواند پذيراي گياهان بومي بشود. اين تجربه تلخ ضرر ( فرهنگي، اقتصادي، اكولوژيكي ) فراواني به دولتهاي اين كشورها وارد كرد. متاسفانه اكنون ما در كشور خود در حال تجربه مجدد اشتباهات ديگران هستيم. - 3 با يك بررسي ساده در منطقه مورد نظر (دامنه هاي جنوبي البرز - مشرف به شهر تهران ) و مطالعه نوع و وضعيت پوشش گياهي در گذشته، به فهرستي از گياهان برمي خوريم كه داراي چند جنبه ارزشي مي باشند. با وجود درختان و درختچه هايي مثل بنه (پسته وحشي )بادام،، كوهي بادام وحشي، سنجد، توت، گياهان خانواده گون، انواع گياهان مرتعي بومي كه داراي خصوصياتي مانند- 1 سازگاري با شرايط اقليمي منطقه - 2 مقاوم بودن نسبت به آفات گياهي - 3 مقاوم بودن نسبت به كم آبي - 4 بانك ژنتيكي - 5 قابليت براي مصارف دارويي و خوراكي - 6 در بعضي موارد عجين شدن با فرهنگ مردم ما- 7 ارزشهاي اكولوژيك و بيولوژيك فراوان ديگر، آيا باز هم لازم است كه تمام تلاش خود را معطوف به كاشت گياهان غيربومي؟ نماييم به اعتقاد نويسنده، اكنون كه توانسته ايم مشاركت و همياري قشر جوان را جلب نماييم چه خوب است كمي علمي تر و با نگاهي به آينده كار را ادامه دهيم، تا كودكانمان ما را به خاطر از بين بردن منابع طبيعي كشور سرزنش نكنند. پرويز بختياري كارشناس محيط زيست