Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801217-54405S2

Date of Document: 2002-03-08

زاويه زن از نگاه مرد ايراني بي ترديد از نگاه انسان شناسي زن با مرد برابر است و اين اصل بديهي نياز به چانه زني و اثبات ندارد و هر تلاشي در جهت اثبات و اقامه دليل براي آن، نفي اصل آن را تقويت مي نمايد. اما تفاوت پيكرشناسي ( آناتوميك ) موجود، در تعريف ماموريت اين دو جنس، هر يك به تناسب امر ديگري است و انكار آن در غرب، به ظاهر به جز فزوني مشكلات جامعه بشري نتيجه ديگري به بار نياورده است. به بهانه ورود زن به عرصه كار در جوامع پيشرفته و متعاقب آن در جوامع در حال پيشرفت، اعمال فشار مضاعف و شكننده بر شانه هاي ظريف زنان -استفاده ابزاري از زن براي فروش كالاها و جذب سرمايه هاي بيشتر - برهنه ساختن زن با شعار آزادي به منظور ارضاي نفساني مردان آن جوامع - محول ساختن امور نامتناسب با شرايط جسمي و روحي زن به زنان از قبيل حضور در عمليات نظامي و كشتار بي رحمانه كودكان و زنان ساير جوامع ورود به بازي هاي كلان سياسي، علي رغم عدم وجود دغدغه ها زمينه اي لازم به منظور نفوذ در اذهان عمومي و يا حتي استفاده از عشاق مصنوعي در امر جاسوسي بين دول رقيب و ده ها نمونه ديگر.. همه و همه خطراتي است كه سقوط در آن جنبش اصلاح طلبان ايران را كه خواهان احقاق حق قانوني زن و تحقق حقوق اوليه و ثانويه به حق وي مي باشند را تهديد مي كند. بنابراين مرد ايراني با اذعان به برخي حقوق پايمال شده تاريخي زن ايراني و دعوت به تلاش جهت احقاق آن، هشدارهاي لازم جهت جلوگيري از كشيده شدن زن ايراني به ورطه هلاكت زن غربي را ضروري مي داند و توصيه مي كند زن با شناخت دقيق فيزيولوژي خويش به طراحي ماموريت هاي متناسب با خود برخيزد و مسير آزموده زن غربي را بي چون و چرا طي ننمايد. جهت ابراز حسن نيت و ارايه چند شاخصه در اين خصوص پيشنهاداتي چند در اين زمينه مي تواند راه گشا باشد. - 1 حفظ مقام زن در طرح هرگونه ماموريت براي خويش مطابق با طبيعت زندگي. - 2 در نظر گرفتن بنيه عضلاني و جسمي زن و عدم پذيرش مسئوليت هايي كه به ظاهر با شعار برابري امور مردانه اي را به زنان محول مي كند، حتي در قالب زيباترين و اغفال كننده ترين عناوين مثل متخصص و جراح استخوان و مفاصل كه جهت روشن شدن منظور نگارنده مي توان از كيفيت زندگي خصوصي، احساس رضايت و طول عمر زناني كه در اين نسل چنين مشاغلي را به عهده گرفته اند در فضايي غيرمنطقي و غيرحساس جويا شد تا به حقيقت راه يافت. - 3 اجتناب از هرگونه عمل يا عملياتي كه استفاده از زن را مدنظر قرار داده و به صورت پيچيده اي زن را مقوله مناسبي براي كسب قدرت يا ثروت مي بيند و اين نگاه مرموزانه را اعمال مي كند. - 4 عدم ورود به حيطه فعاليت هايي كه به صورت فيزيولوژيك و طبيعي جزو انگيزه هاي دروني زن نمي باشد و بايد توجه داشت كه گاه گروه هاي ذي نفع با تحريك زنان به واسطه جملات اغواكننده يا برعكس تحقيركننده در نهايت استفاده خويش را برده و با هل دادن زنان بدان ورطه به مطامع خويش دست مي يابند. بديهي است تشخيص و تعريف چنين مياديني در اين مقال نمي گنجد و به پژوهش و تحقيق گسترده اي نياز دارد. - 5 گرچه قله كمال انسان كامل (اعم از زن و مرد ) برهم منطبق است، اما صعود و تعالي و به اصطلاح پلكان صعود چندان منطبق برهم نيست و هر يك به تناسب با كدهاي دروني و سرشتي و طبيعي تا حدودي تفاوت دارد. - 6 مسلم است بيان جملات فوق هرگز به مفهوم عدم ورود زن به حيطه قدرت طلبانه مردان در جامعه يا خانواده نيست و هيچ خط قرمزي براي فعاليت اجتماعي محسوب نمي شود، اما همان طور كه اشاره شد هشداري است براي تصميماتي كه زنان خود مي بايست در مورد آينده جامعه خويش اتخاذ كنند و به سبب شناخت بهتر خود با الگوبرداري از نقاط قوت غرب و شرق و گذشته و حال، به تجويز نسخه اي براي بهبود درد مزمن تبعيض بر مبناي جنسيت در كشور بپردازد و لاغير.