Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801217-54402S4

Date of Document: 2002-03-08

بايد گام هاي موثري برداريم مواضع علي اكبر محتشمي پور در قبال طرح صلح امير عبدالله چنانچه اين مسئله در اين منطقه به صورت منطقي و اصولي حل وفصل بشود در آينده ما مي توانيم روي امنيت و صلح و رفاه را در كليه كشورهاي منطقه شاهد باشيم امير عبدالله وليعهد عربستان سعودي حدود 10 روز پيش در گفت وگو با خبرنگار ارشد هفته نامه نيوزويك خبر از طرح صلحي داد كه مي خواست آن را در اجلاس سران اتحاديه عرب در فروردين ماه 81 مطرح كند. مطابق كليات اين طرح اسراييل با عقبنشيني از مرزهاي سال 1967 كه در جنگ 60 ساعته اسراييل با اعراب غصب شد توسط كشورهاي عربي و از جمله عربستان سعودي به رسميت شناخته خواهد اين شد طرح از سوي عربستان در زماني مطرح شد كه اين كشور به همراه ايران از سوي صهيونيست ها متهم به پناه دادن و حمايت از اعضاي القاعده بودند، عربستان با اعلام اين طرح كه پيش از موعد درنظر گرفته شده اعلام شد درصدد به دست گيري ابتكار عمل در سياست خارجي و بازسازي وجهه بين المللي خود كرده است. ايران نيز روز پنجشنبه (روز گذشته ) با اعزام فرستاده ويژه اي به عربستان درصدد آگاهي از جزييات اين طرح برآمد تا با گذشت مدت زماني طولاني و هدر دادن فرصت اعلام موضع كند. در گفت وگو با علي اكبر محتشمي پور رئيس فراكسيون دوم خرداد مجلس و دبير كميته حمايت از انتفاضه فلسطين موضع احتمالي و دورنماي وضعيت ايران در طرح صلح اميرعبدالله به گفت وگو نشستيم. نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در حالي به سوالات همشهري جمعه پاسخ مي داد كه هرازگاهي تلويزيون روبه روي خود را روشن و تازه ترين خبرهاي شبكه الجزيره را دنبال مي كرد. فرشاد محمودي & ديدگاه شما نسبت به پيشنهاد امير عبدالله؟ چيست در هفته هاي گذشته از زمان طرح اين پيشنهاد هيچ موضع گيري رسمي از طرف حاكميت اتخاذ نشده است. البته در حال حاضر موضع گيري راجع به طرح پيشنهادي امير عبدالله به صورت جامع و كامل ممكن نيست براي اينكه هنوز جزئيات طرح عربستان سعودي مشخص نشده و چيزي اعلام نشده، اما در ارتباط با كليات اين طرح كه عبارت است از دو مسئله يكي عقبنشيني اسراييل از سرزمين هاي فلسطيني سال و 1967 نكته دوم به رسميت شناختن رژيم اسراييل از طرف عربستان سعودي و كشورهاي عربي. در رابطه با بند اول پيشنهاد كه عقبنشيني اسراييل است كسي مخالف نيست براي اينكه منطبق با قطعنامه هاي سازمان ملل است در سال 67 كه اشغال از طرف اسراييل صورت البته گرفته در بند اول به غير از عقبنشيني از سرزمين هاي سال 67 عقبنشيني از جولان و برخي مناطقي كه از كشورهاي ديگر عربي مثل لبنان كه مزارع شبعا باشد ذكر شده. اين بخش از كليات طرح مورد تاييد و موافقت همه است ولي در ارتباط با بند دوم طرح اميرعبدالله بايد عرض كنم كه اين عملي نيست و بنده شخصا معتقدم كه هيچ گروه و دسته اي نمي تواند از مناطق مختلف جهان بيايد يك سرزميني را اشغال كند و انتظار اين باشد كه ملت آن سرزمين از حقوق شان محروم شوند و يك رژيم اشغال گر به عنوان دولت و حكومت رسمي از طرف كشورهاي مختلف صرف نظر از هر مذهب و مسلك و ديني به رسميت شناخته شوند. اين مسئله صرفا مربوط به فلسطين نمي شود و در هر جاي ديگر عالم از سوي هر دسته و طايفه اي چنين اتفاقي بيفتد به نظر من اين رژيم، رژيم غيرمشروع و غيرقانوني اي است. حالا بگذريم از اينكه سرزمين هاي سال 47 يك سرزمين اسلامي است كه اكثريت مردم اين سرزمين از اعراب و مسلمانان بودند و هستند و ما به عنوان كشورهاي اسلامي اجازه نمي دهيم كه بر اين سرزمين ها سلطه پيدا كند. از نظر من اين طرح هم از نظر ديني و اسلامي، هم از نظر انساني مردود است و هم از جنبه بين المللي و حقوق بشر مردود است چرا كه شناسايي رژيم اشغال گر اسراييل با الفباي حقوق بشر در تعارض است. چگونه است كه 4 ميليون نفر از فلسطينيان از سرزمين هاي سال 48 در گوشه و كنار عالم آواره و رانده شده از خانه شان باشند و حق تشكيل حكومت نداشته باشند در حالي كه يهوديان و صهيونيست ها از آمريكا، اروپا، روسيه و كشورهاي مختلف آفريقايي و آسيايي هجوم بياورند و اين سرزمين را با زور به تصرف درآورند و در آنجا حكومتي را تشكيل دهند. اين با اوليات حقوق بشر هم در تعارض است. & اما اميرعبدالله گفته كه به رايزني هايش ادامه مي دهد و جزئيات اين طرح رادر اجلاس سران عرب در فروردين ماه آينده اعلام مي كند. ضمن اينكه هم آمريكا و هم اتحاديه اروپا از اين طرح اعلام حمايت كرده اند و بعضي از كشورهاي عربي هم از آن حمايت ضمني كردند در اين شرايط فكر مي كنيد موضع ايران چه؟ باشد اصولا سرنوشت هر كشور و ملتي را مردم آن كشور و ملت بايد تعيين كنند. اين در هيچ منطقي قابل قبول نيست كه كشورهاي ديگر يك طرحي را به ملتي تحميل كنند. امروز مردم فلسطين براي ايفاي حقوق شان مبارزه مي كنند و حرف شان را هم با عمل شان مي زنند. بر اين اساس سران كشورهاي عربي نمي توانند براي خاطر منافع سياسي و غيرسياسي خودشان تحت فشار اسراييل و آمريكا طرحي را به مردم فلسطين تحميل كنند. تازه اين در صورتي است كه سران كشورهاي عربي طرح اميرعبدالله را بپذيرند در حالي كه بنده طبق اطلاعاتي كه دارم بخشي از سران كشورهاي عربي موافق اين طرح نيستند. حتي كشورهايي مثل سوريه، مصر، لبنان، يمن در اظهارات اوليه شان چه در جلسات خصوصي چه به صورت رسمي نسبت به اين طرح ابراز ترديد كردند و بقيه كشورها هم هنوز اظهارنظر رسمي نكرده اند. تازه در صورت اظهارنظر رسمي و موافقت، تنها در قسمت اول كه عقبنشيني اسراييل از سرزمين هاي سال 67 است منطبق با خواست مردم فلسطين است ولي در قسمت دوم اين يك تحميل ناروا و ضد حقوق بشري است. اين در حالي است كه در سرزمين هاي سال 48 حدود يك و نيم ميليون فلسطيني داريم كه آنجا زندگي مي كنند و چندين ميليون آواره در تونس و لبنان و سوريه در اردوگاه ها زندگي مي كنند. اين حق مردم است كه حكومت موردنظر خودشان را تشكيل بدهند و نه اسراييلي كه آن سرزمين را اشغال كرده است. چنانچه دولت هاي عربي اسراييل را در اين سرزمين به رسميت بشناسند خيانتي است به ملت و مردم فلسطين و خيانت به اسلام و مسلمين جهان. & حتي اگر مورد توافق خود فلسطيني ها هم قرار؟ بگيرد به هر حال هيچ فلسطيني اي راضي نخواهد شد كه كشورش به دست بيگانه اداره شود. & ولي اين طور كه از سابقه راه حل هاي پيشنهادي برمي آمد تنها راه حل صلح كه هر دو طرف راضي به انجام مذاكره بر سر آن باشند همين است. راه حل بسيار منطقي و معقول و راه حلي كه منطبق با تمام اصول و مقررات بين المللي هست و منطبق بر اصول و حقوق بشر هم هست وجود دارد و آن راه حلي است كه مقام معظم رهبري قبلا اعلام كردند و رييس جمهور هم در كنفرانس سران كشورهاي اسلامي اين طرح را پيشنهاد كردند و طرحي كه جمهوري اسلامي به وسيله رهبري و رييس جمهور اعلام كرده طرح همه پرسي و رفراندوم در كليه سرزمين هاي فلسطيني اعم از سال 67 و 48 و با حضور كليه فلسطينيان آواره و ساكنين اين مناطق اعم از يهودي، مسيحي و مسلمان است. طبيعتا سرنوشت هر كشوري را ملت اش بايد رقم بزند. اين طرح جامع و شامل است كه از سوي ما قبلا اعلام شده و من معتقدم اگر نظام جمهوري اسلامي روي آن طرح كار كند حقوق مسلمانان و حقوق ساير اقليت ها در فلسطين تامين خواهد شد و كساني كه تبعه ساير كشورها بودند و آمدند براي رقم خوردن سرنوشت يك كشور هيچ گونه حق دخالتي ندارند. اما از طرح ايران در مجامع بين المللي استقبال درخوري نشد من معتقدم اگر خيلي معقول و منطقي اين طرح در مجامع بين المللي مطرح شود همچون طرح گفت وگوي تمدن ها به استقبال كشورهاي مختلف جهان از جمله كشورهاي اسلامي عربي مواجه خواهد شد. & پس چطور تا به حال با گذشت 5 سال چنين طرحي آن هم در شرايط حساسي كه مي توانست چند امتياز مهم براي كشور ما به دست بياورد و ايران را از اتهام حمايت از تروريسم و اخلال در روند صلح مبرا كند مطرح نشده؟ است طرح ابتدا توسط رهبري مطرح شد و سپس رييس جمهور آن را در كنفرانس سران اعلام كرد و الان احتياج دارد به اينكه كار فشرده اي در مورد آن صورت بگيرد. & عربستان از اين طرح براي درخشان كردن وجهه بين المللي خود بيشترين بهره را برد. بعد از يازدهم سپتامبر ائتلاف ضدتروريسم تشكيل شد و ايران به طور تلويحي با آن ائتلاف همكاري كرد و به نوعي باعث كوتاه شدن ديوار بي اعتمادي بين تهران و واشنگتن شد، باعث ترس و اضطراب اسراييل و لابي آنها در ايالات متحده از نزديكي اين دو كشور شد چنانكه آنها از صحبت كوتاه بين وزيران خارجه ايران و آمريكا پس از 24 سال به شدت انتقاد و آن را در بهبود روابط بي اثر توصيف كردند. بعد از اين ماجراها بود كه مسئله كشتي كارين اي و پناه دادن ايران به سران و اعضاي القاعده را مطرح كردند. اين تخريب وجهه در مورد حكومت رياض هم صورت گرفت چنانكه اسراييل آل سعود را متهم كرد كه حسابهاي بانكي القاعده را مسدود نكردند و با اين واكنش ها سعي داشتند مانع نزديكي آمريكا به جهان اسلام شوند. اميرعبدالله با مطرح كردن طرح صلح خود هم واكنش ديپلماتيك و قدرتمندانه به اين توطئه نشان داد و هم در بازسازي چهره بين المللي خود همت كرد. ايران هم مي توانست با پيشنهاد صلح و برگزاري رفراندوم در اين شرايط بين المللي بازيگر قدرتمندي در عرصه جهاني باشد و بسياري از ابتكار عمل ها را به دست بگيرد. چطور اين فرصت از دست ما رفت و ما چون هميشه تاريخ معاصر ايران بايد باز هم افسوس تعلل و از كف دادن فرصت ها را؟ بخوريم به هر حال قطعا ايران براساس اصولي كه پذيرفته و منافع ملي اش، مواضع اش را تنظيم و اعلام مي كند و من تصور مي كنم جمهوري اسلامي در آينده نزديك مي تواند با فعال شدن در زمينه مسايل منطقه و سياست خارجي، نقش خودش را كه به نظر من نقش تاثيرگذاري هم هست ايفا كند و اين كار را قطعا خواهد كرد. & فكر نمي كنيد در اين شرايط كه به قول شما ما برگ برنده تري نسبت به عربستان داشتيم اين ضعف دستگاه ديپلماسي ما است كه آن را در سطح بين المللي مطرح؟ نكرديم شايد مسايل ديگري مورد توجه ديپلماسي خارجي ما بوده كه اولويت داشته از پرداختن به مسئله فلسطين و حل مشكل مردم اين كشور. ولي به نظر من اگر چنانچه به مسئله فلسطين در آينده اولويت بدهيم و ديپلماسي ما در زمينه فلسطين فعال بشود افكار عمومي جامعه به خصوص نسل جوان ما بيشتر حساس بشوند ما مي توانيم بسياري از مشكلات منطقه حتي مشكلات جمهوري اسلامي را در داخل كشور هم حل وفصل كنيم. طبيعي است كه من هم همچون شما پيشنهاد مي كنم به وزارت امور خارجه و دست اندركاران سياست خارجي كه موضوع فلسطين را در دستور كار جدي قرار بدهند و به آن اولويت بدهند. چنانچه اين مسئله در اين منطقه به صورت منطقي و اصولي حل وفصل بشود و آن كانون هاي بحران و تشنج و خشونت خشك شود در يك فرايند منطقي و منطقه اي و بين المللي ديگر بهانه اي به دست قدرت هاي بزرگ به خصوص آمريكا براي جنگ افروزي در كشورهاي مختلف منطقه نخواهد داد و در آينده ما مي توانيم روي امنيت و صلح و رفاه را در كليه كشورهاي منطقه شاهد باشيم والا چنانچه ما با مطرح كردن طرح هايي مشابه طرح اميرعبدالله وضعيت را به همان گونه كه هست و مورد خواست آمريكا و اسراييل است نگه داريم، اين استخوان لاي زخم است و موجب شكاف چركين و متعفن و مسمومي در منطقه خواهد بود كه همچون پنجاه سال گذشته، همواره جنگ و خونريزي و خشونت را در اين منطقه حكمفرما خواهد كرد. & بعضي ها در داخل خود ايران هم معتقدند كه مسئله فلسطين مسئله جهان اسلام است و هزينه هايي كه ايران براي اين موضوع مي دهد، بايد در ميان كل كشورهاي اسلامي سرشكن شود. از طرف ديگر مي گويند همراه نشدن ايران با طرح اميرعبدالله مي تواند فرصتي را كه ما براي صلح به دست آورديم و به سازش كاري هم متهم نمي شويم را از دست ما ببرد. تصور من اين است كه اين انديشه و تفكر از اينجا نشات مي گيرد كه طرح اميرعبدالله يك طرح پذيرفته شده اي است و اگر چنانچه ايران با اين طرح همراه نشود فرصت را از دست بنده مي دهد عرض مي كنم كه اين طرح، طرح پذيرفته شده نيست. نه از طرف اعراب به صورت كامل پذيرفته شده و نه فلسطيني ها اين طرح را قبول دارند و نه اسراييل كه طرف حساب است. در صورتي كه به فرض محال ما اين استدلال را بپذيريم در اين مورد مصداق ندارد و اين طرح طرحي است كه شكست آن در پيشاني اش نوشته شده و هيچ انسان عاقلي با يك لشكر شكست خورده همراه نمي شود. جمهوري اسلامي ايران اصولا چه كار مهم و اساسي راجع به فلسطين كرده كه مي گويند ما نبايد هزينه اش را بپردازيم. با توجه به شعارهاي اوليه انقلاب و خواست يكپارچه مردم در زمان حكومت رژيم شاه كه همواره از فلسطين حمايت مي كردند و معتقد هستند كه بدنه جامعه ما همچنان مدافع حقوق مردم فلسطين هستند مخالف اند با جنايتي كه صهيونيست ها و يهودي ها انجام مي دهند. جنايات جنگي و نسل كشي كه توسط صهيونيست ها انجام مي شود، برخوردها و اقدامات تبعيض نژادي و آپارتايدي كه تنها رژيم آپارتايد در دنيا است طبيعي است كه مردم ما از جنبه انساني و اسلامي نمي پذيرند كه رژيمي با اين ويژگي ها را به رسميت بشناسند و تاييد كنند. من معتقدم كه جمهوري اسلامي مي توانست و بايد گام هاي موثري را در حمايت از مردم فلسطين برمي داشت. اگر اقداماتي كه جمهوري اسلامي ايران براي آزادي افغانستان و كمك به ملت افغان كرد، پنجاه درصد آن حمايت را درباره فلسطين و آزادي بيت المقدس مي كرد، وضعيت فلسطين غير از اين بود كه الان هست. ما كوتاهي هاي زيادي داشتيم و صرفا در بعضي از مقاطع حمايت هاي سياسي از مردم فلسطين كرديم كاري كه حتي بسياري از كشورهاي غيرمسلمان و غربي هم كرده اند. غربي ها هم از حقوق مردم فلسطين حمايت كردند و حتي حمايت هاي آمريكا از رژيم اسراييل را هم نمي پذيرند و محكوم كردند. & لابي صهيونيست ها مي گويند ايران سد راه صلح خاورميانه است و از طرفي ايران طرح صلح اش را در مجامع بين المللي اعلام نمي كند و پيگيري مجدانه اي هم ندارد. اين مسئله نقش موثر ايران را نشان مي دهد. ايراني كه در جريان مسئله فلسطين يا به اصطلاح جريان صلح سكوت كرده سكوت اش اين قدر تاثير دارد، چه رسد اگر بيايد ابتكار عمل را براي حل مسئله فلسطين در حمايت از منافع و مصالح فلسطين به عهده بگيرد. توقع از جمهوري اسلامي ايران اين نيست كه حامي اشغالگران جنگي و كساني كه رژيم تبعيض نژادي را برخلاف تمام مقررات بين المللي بر پا باشد كرده اند، ما سكوت و عدم همراهي مان با جريان صلح تحميلي اين قدر در دنيا موثر است و حرفمان در دنيا خريدار دارد سياست خارجي ما بايد در جهت حل مسائل به نفع مردم فلسطين فعال باشد و از اين روزمرگي و بي تحركي بيرون بيايد. شايد علت اينكه آمريكايي ها و اسراييلي ها اين قدر بر ضد ما تبليغ مي كنند از ترس اين است كه روزي جمهوري اسلامي همراه با ملت ايران به طرفداري از ملت مظلوم فلسطين برخيزد و مسايل اساسي و قابل قبول ملت هاي دنيا را مطرح كند. آن وقت است كه قافله جامعه بشري همراه با اين انديشه و تفكر جمهوري اسلامي به حركت درمي آيد. اينها حركتي را آغاز كردند كه جمهوري اسلامي و دولت مردان را به ارعاب بكشانند كه به آن سو حركت نكنند من فكر نمي كنم كه آمريكايي ها اين انتظار را از ايران داشته باشند كه ما همراه قافله حمايت از اسراييل باشيم. & با اين توصيف شما، يعني تا حدودي هم موفق؟ بودند لااقل نسبت به بخشي از عناصر داخلي كه زود مرعوب مي شوند موفق بودند. & فرض محالي نيست كه طرح عربستان موفقيت هايي هم داشته باشد آيا در آن صورت ما هم به قافله اي كه اسراييل را به رسميت مي شناسد، خواهيم؟ پيوست اگر چنانچه ما به سوي رفراندوم حركت كنيم در فلسطين چيزي به نام اسراييل نخواهدماند. حكومت مردم فلسطين خواهد بود كه آن حكومت تابع راي اكثريت مردم است. طبيعي است كه چنين حكومت مردمي اگر بر تمام بخش هاي فلسطين تشكيل شود فلسطين يكپارچه اي را داشته باشيم در آن زمان آن هم مثل تمام كشورهايي مي شود كه ما با آن ها رابطه داريم. & ولي نظرسنجي دقيقي كه انجام نشده، آمديم رفراندوم برگزار شد و حتي بخش كوچكي از اسراييل هم باقي ماند در آن صورت موضع ما چه؟ مي شود طرحي كه رهبري مطرح كردند شامل كليه مناطق فلسطين خواهد شد. اگر بنا به همه پرسي باشد در كل فلسطين با است وجود متجاوز از 8 ميليون فلسطيني كه اينها شامل يهوديان و مسيحيان و مسلمانان است، يك حكومت يكپارچه فلسطيني در آن سرزمين خواهيم داشت و حكم آن كشور مثل تمام كشورهاي ديگر است.