Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801217-54400S1

Date of Document: 2002-03-08

خريد پردردسر سينا قنبرپور نمايشگاه... دو نفر... حركت... نمايشگاه. صداي مرد فضاي ميدان را پركرده بود. اولين فكري كه به مغز خطور مي كند اين است مگه نمايشگاه شروع؟ شده مردم كنار ميدان به انتظار اما ايستاده اند تمام خودروهاي خطي كه تا ديروز مسيرهاي متفاوتي را سير مي كردند، امروز راهي نمايشگاه هستند. نمايشگاه كرايه اش چند اين را مسافري مي پرسد كه دستان دو دخترش را گرفته است. 300 نفري تومان اعتراض مسافران منتظر بلند مي شود. كرايه ها بي دليل افزوده شده است. اين قانون نمايشگاه هاي تهران است، كرايه هاي افزوده شده تاكسي ها اندك ارزاني نمايشگاه را جبران مي كند. همه ساله و اينكه پس از 12 سال نمايشگاهي ديگر از پوشاك بهاره جنب و جوش خارق العاده اي را در خيابان هاي شمالي تهران و بزرگراه هاي آن به راه انداخته است كه گويي چه اتفاق خاصي افتاده است و حتي اگر به قصد نمايشگاه پوشاك بهاره واقع در محل دائمي نمايشگاه هاي تهران بيرون نيامده باشي، ساعت ها در ترافيك حاصل از ازدحام جمعيت در آن نقطه گرفتار مي شوي. بايد براي يك بار هم كه شده بروي و از نزديك صداي اين طبل را بشنوي و بعد برسر توخالي يا توپر بودنش قضاوت كني. سيزدهمين نمايشگاه پوشاك بهاره در اسفند ماه 1380 و گذري در آن چشم اندازي از يك موقعيت از وضع مردم ما را روشن مي كند. به محض انتشار خبر راه افتادن نمايشگاه پوشاك بهاره از اصلي ترين ميادين شهر تاكسي خطي هاي ويژه اي به دو برابر قيمت معمول مسير، مسافران و شهرونداني را كه قصد خريد از آنجا را داشتند به نمايشگاه مي رساندند. از هر طرف كه به نمايشگاه مي رسيدي فرقي نمي كرد ازدحام و ترافيك ويژه اي در مسيرهاي منتهي به درهاي اصلي به استقبالت مي آمد. استقبالي به قيمت خريد اجناس آنها. بازار اول; نمايشگاه اول همين كه تاكسي يا ميني بوس را به قصد حركت به سوي نمايشگاه ترك مي كني خيل عظيم دستفروشان و بساطشان نمايشگاهي بدون پرداخت عوارض و ماليات به دولت را رقم زده است. جاي هر يك از دستفروشان سرقفلي خاصي داشت اين را مي شد از كنار هم قرار گرفتن بساطها و فضاهاي حاكم بر آن فهميد. دستان ناپيدايي كه اين نمايشگاه ها را رهبري مي كند; از لباس گرفته تا لوازم خانه، از ليوان هاي خانم فرامرزي تا تي شرت هاي خشايار و بهروز و حتي كتابهاي نو با نصف قيمت پشت جلد. غرفه داران نمايشگاه اول آن قدر برداشتن غرفه هاي خود آن هم در راهروي اصلي منتهي به در نمايشگاه سرودست مي شكافند كه حتي بعضي هاشان شانه به شانه هم فرياد مي زنند تا جنسشان را بفروشند. پياده رويي كه به در شمالي نمايشگاه منتهي مي شود راه رفتن ندارد چه برسد به جاي ايستادن و بساط پهن كردن. از سويي اگر بتوان از لابه لاي جمعيت سالم به جلو گام برداري كه ناگاه لابه لاي درختان و به موازات راهروي اصلي باز هم بساط غرفه داران دستفروش را مي تواني ببيني. گازهاي پيك نيكي مجهز به توري گازسوز كه معلوم بود غرفه داران را براي ساعات تاريكي هوا هم ياري مي كند حاكي از ساعات پركار غرفه داران نمايشگاه اول بود. روسري، حوله، كيف، موبايل ارزان قيمت، بلوز مردانه، سبدهاي سيمي و خلاصه ساندويچ ارزان و هر آنچه بشود در غرفه هاي آنجا روي زمين نگاهي بفروشي به دست حاضران در نمايشگاه، دقايقي بعد حكايت از فروش عالي نمايشگاه اول دارد. لااقل يك دست ليوان 6 تا هزار تومان! ده ها تنه و تصادف از نوع نزديك را بايد پشت سر بگذاري تا درهاي اصلي نمايشگاه به رويت گشوده شوند تازه اگر جذابيت جنس هاي دستفروشان و اين نمايشگاه برنامه ريزي نشده جيب شما را خالي نكرده باشد. بازار دوم: نمايشگاه اصلي با شركت 13 صنف از صنوف بازار تهران در 29 سالن از سالن هاي نمايشگاه بين المللي تهران از پوشاك گرفته تا آجيل، پذيراي حاضران اين بخش از بازار دوم است. اگر نقشه اين سالن ها و اجناس به نمايش گذاشته شده را نمي گرفتي و بدون آگاهي و برنامه وارد محوطه نمايشگاه مي شدي لحظاتي بيشتر نمي گذشت كه مغلوب بازار ديگري در اين بازار مي شدي. كنسرو ماهي، روغن مايع، سي دي هاي صوتي و تصويري، بستني و سيبزميني سرخ كرده به همراه نوشابه و ساندويچ و... به همراه چاي از محصولات جذاب اين بازار است. اين بخش دائمي هر نمايشگاهي است. غرفه داران نمايشگاه اصلي نمايشگاه پوشاك بهاره كه با ورود به سالن ها بايد نامش را به زمستانه تغيير مي دادي از 8 اسفندماه شروع شده بود و با توجه به اعلام روي آگهي هاي نمايشگاه تا 17 اسفند با ترافيك و بلاياي جانبي گريبانگير خواستاران و ديگر مردم شهر بود. گرچه روابط عمومي نمايشگاه پوشاك بهاره بدون معرفي هاي معتبر و... حاضر به دادن هيچ اطلاعاتي در خصوص اين عادت هر ساله نشدند ولي به گفته يكي از مديران سالن ها قلم 30 جنس مختلف توسط 13 صنف بازار تهران اعم از توليد كننده و توزيع كننده و فروشنده در نمايشگاه عرضه شده است. اين مدير سالن در ادامه سخنانش در خصوص مد لباس ها گفت: مبنا بر مد روز بودن است ولي در روزهاي پاياني جنس هاي استوك نيز به عنوان حراجي به فروش مي رود. نمايشگاه پوشاك بهاره با اولين نگاه هاي مشتريان رنگ مي بازد و نام زمستانه به خود مي گيرد. خريدي زمستانه براي بهاره مگر؟ مي شود پايان زمستان و خريدهاي زمستانه! نگاهي به لباس هاي عرضه شده، مانتوها و روپوش هاي زنانه، كفش و كيف و حتي لباس زير همه جنس زمستانه بودند. تعجب برانگيزترين نكته نمايشگاه شايد همين باشد كه برخلاف فرارسيدن نوروز و فصل بهار و يا در پيش بودن تابستان و گرمايش چرا اين خيل عظيم جمعيت باز هم لباس هاي گرم و زمستاني را حالا مي خرند آجيل و خوراكي ها مناسب عيد است لباس ها كه تا 9 ماه ديگر خاك مي خورد و غير قابل استفاده اند. يكي از مديران سالن هاي نمايشگاه علت اين ازدحام و خريد براي 9 ماه ديگر را به دو طرز فكر نسبت يكي مي دهد اين كه نمايشگاه است و اجناسش ارزانتر از بيرون و ديگر طرز فكري كه آمده است از ميان تنوع و تعدد اجناس انتخاب كند. طرز فكر اول را قشرهاي كم درآمد و طرز فكر دوم متعلق به قشر نسبتا متوسط و مرفه جامعه است. جالب است كه ما در مواجهه با پوشاك بهاره براي سال بعد خود برنامه ريزي مي كنيم. اين از نكات جالب توجه زندگي ايراني ها به شمار خواهد آمد چرا كه براي ارزان خريدن 9 ماه جلوتر به ميدان خريد و چانه زني با فروشنده آمدن كار آساني مخصوصا نيست اين كه عيد نوروز در پيش باشد خريد سال نو هم برقرار آخر باشد نمي شود، كه تو لباس زمستانه در بهار بپوشي! در هيچ غرفه اي لباس هاي بهاره نمي ديدي و همين بر اين ظن كه نمايشگاه محلي است براي فروش لباس هاي مانده از فصل سرما كه تا سال ديگر از مد خواهد افتاد، تاكيد داشت. به هر ترتيب اين موضوع را مي توان از گفته هاي غرفه داران و خريدارانشان نتيجه گرفت. خريداراني كه حتي فضايي براي وارسي خريد خود و امتحان كردن آن نداشتند. آخر در يك غرفه 15 متري كه روزي 30 هزار تومان اجاره آن باشد كه نمي شود فضاي خوبي براي پرو اختصاص داد. غرفه داران چه؟ مي گفتند يكي از غرفه داران بخش لباس هاي زنانه كه مانتوهاي ضخيم و پالتوهاي رنگارنگي براي فروش گذاشته بود در اين خصوص گفت: مسلم است كه با توجه به شرايط قيمت گذاري اصناف كه توسط كارشناسان آنها در ستاد مديريت نمايشگاه انجام مي گيرد قادر نيستيم جنس هاي روزمان را براي فروش به نمايشگاه بياوريم. قيمت گذاري ها موجب مي شود اجناس و توليداتمان را 25 تا 30 درصد زير قيمت بفروشيم و اگر بخواهيم چنين كاري كنيم يعني اجناس فصل جديد را به بازار بياوريم قطعا متضرر خواهيم شد. نمايشگاه و حضور ما در آن فقط به خاطر نقدينگي حاصل از فروش آن است و اين در حالي است كه با قيمت گذاري كارشناسان هم كه 25 تا 30 درصد زير قيمت است هنوز مردم قدرت خريد براي 9 ماهه بعد خود را ندارند و تقاضاي تخفيف دارند! نقدينگي مهمترين انگيزه حضور غرفه داران در نمايشگاه است و اين در حالي است كه آنان در غير اين صورت مجبورند تا 5 ماه منتظر نقد شدن چك هاي خريداران عمده خود باشند. آنها مي گويند گرچه كارشناسي اجناس به نسبت خوب است ولي فقط پول پارچه و مواد اوليه ما در مي آيد با اين حال بهتر است كه نقدينگي مان براي شروع سال بعد اين گونه تامين شود. غرفه داران حتي از مد افتادن اجناس را در نظر مردم بي اهميت دانستند وقتي كه آنها مي توانستند براي 9 ماه بعد زير قيمت لباسي را تهيه كنند معلوم است پول آن مهمتر از مدش است. بيشتر مراجعه كنندگان و مردمي كه به نمايشگاه مي آيند توجهي به مد ندارند و دنبال جنس ارزانند. اما خريداران هم معتقدند تفاوت چنداني در قيمت ها وجود ندارد. آنها در پاسخ به سوال خبرنگار ما گفتند: اينجا همه چيز را مي شد ديد همه اجناس در كنار هم و همين قضيه است كه مردم را به خريد وا مي دارد. يكي از هزاران خريداري كه به نمايشگاه آمده بود نكته جالب توجهي را عنوان گفت كرد گرچه به هدف خريد آمده بوديم ولي براي آن برنامه ريزي نكرده بوديم. بيشتر به خاطر همسرم و مادر او حاضر شدم يك روز كاري ام را به نمايشگاه اختصاص دهم. شباهت اين گفته با ديگر خريداراني كه از جنوبي ترين نقاط شهر آمده بودند معلوم بود نمايشگاه هم بهانه اي است براي حضور آنها در اجتماع و خريد براي سال نو و گرنه با آن همه هزينه كه نمي صرفد! به هر حال خريداران در حالي كه گاه در غرفه ها حتي فضاي كافي براي پروكردن لباس يا كفش هاي خود نداشتند با غروب خورشيد و پايان ساعت كاري نمايشگاه در حالي كه ديگر پاي ايستادن نداشتند راه خانه در پيش مي گرفتند. راهي كه اين بار با خستگي يك صبح تا غروب سرپا ايستادن از ميان غرفه داران نمايشگاه بيروني صعبالعبورتر مي نمود. مخصوصا اين كه حالا ديگر تاكسي، اتوبوس يا ميني بوس هم پيدا نمي شود و بزرگراه ها با آن حجم خودروها گويي مسدود شده اند و... اين حديث گذرايي برخريدي است پردردسر براي 9 ماه بعد. تازه پايان يك روز خريد از نمايشگاه اگر همراه با گريه كودكاني نباشد كه خواستار وسيله، لباس يا... بوده اند و جيب خالي والدين ديگر جواب آن را نداده است، با دردسر بازگشت به خانه همراه خواهد بود. گرچه همه خيابان هاي جنوبي نمايشگاه مي تواند جايگاهي براي اتوبوس براي بازگشت به خانه و جنوبي ترين نقاط شهر باشد، اما تنها سواري ها و ميني بوس هاي كم تعداد بزرگراه هاي منتهي به نمايشگاه به سمت جنوب در تكاپويند. اگر خريد قابل توجهي باشد كه دردسر دو چندان شده چرا كه هر ماشيني بخواهد شما را برساند، مجبور است صندوق عقب را باز كند و همين ممكن 2 3 است هزار توماني شما را بابت دربست كردن پياده هزينه كند آمدن، هزينه رفتن، هزينه خورد و خوراك يك روز نمايشگاه را اگر به خريد خود اضافه كني شايد نظرت عوض شود البته اگر آمده باشيد براي تفريح كه حكايت ديگري خواهيد داشت.