Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801217-54399S5

Date of Document: 2002-03-08

مسئوليت هاي رها شده خيابان مولوي _ ظهر چهارشنبه 8 اسفند اين اولين باري نبود كه به خيابان مولوي مي رفتم و تقريبا اولين باري هم نبود كه شاهد فروش پرندگان مختلف در هر گوشه و كنار خيابان و يا مغازه ها ولي بودم آنچه كه تعجب مرا برانگيخت و مرا بر آن داشت تا اين بار در برابر اين نوع فروش پرنده واكنش نشان دهم، حضور يك جوجه عقاب بال و پرچيده شده اي بود كه در مقابل يكي از مغازه هاي پرده فروشي _ نه پرنده فروشي _ نظر مرا به خود جلب كرد. گويا پرنده متعلق به يكي از صاحبان همين صنف بود. تصميم گرفتم به قيمت آزادي اين پرنده بيچاره در طبيعت، مبلغي بپردازم و آن را خريداري كنم ولي از طرف ديگر برطبق تعهداتي كه به عنوان يكي از حاميان حيوانات به آن پايبند بودم، ريختن پول در كيسه سوداگران حيات وحش كار چندان پسنديده اي نبود. در همان حين متوجه حضور يك مامور نيروي انتظامي كه در حال گشت زني در آن محدوده بود، شدم كه بدون هيچ عكس العملي از كنار پرنده گذشت. البته چندان هم تعجب آور نبود چرا كه عملا برخورد قانوني با مواردي همچون خريد و فروش گونه هاي جانوري كمياب آن طور كه بايد و شايد در دستور كار مامورين نيروي انتظامي قرار ندارد به طوري كه 3 ماه قبل هم در ميدان ولي عصر وقتي شاهد فروش يك عقاب طلايي به قيمت 250 هزار تومان در گوشه خيابان بودم، موضوع را به يكي از همين مامورين كه در آن اطراف بود گفتم، ولي با تمسخر و طوري كه انگار اتفاق غيرمنتظره اي رخ نداده در پاسخ گفت: خب پرنده مي فروشد، مواد مخدر كه نيست، مگر خلاف؟ است مطابق معمول هميشگي كه دست آخر اين پرنده ها يا سر از كارگاه هاي تاكسيدرمي غير مجاز و يا سر از كشورهاي خليج نشين در مي آورند، اين بار سرنوشت دوم در انتظار اين پرنده بود، در همين لحظه به خاطرم رسيد كه چندي پيش وقتي در حضور رئيس دفتر نظارت و بازرسي سازمان محيط زيست در يك مصاحبه اشاره كردم كه موارد تخلف از سوي اين دفتر آن طور كه انتظار مي رود پيگيري ايشان نمي شود، با دادن شماره تلفن مستقيم در پاسخ گفتند كه اگر موارد تخلف را مستقيما به ايشان اطلاع دهم پيگيري مي شود. اما از آنجا كه مي دانستم اگر همان زمان هم اطلاع مي دادم، احتمالا كمبود نيرو و امكانات بهانه خوبي مي شد براي عدم پيگيري موضوع لذا ناگزير به مامورين كلانتري 116 مولوي متوسل شدم و خوشبختانه موضوع سريعا از سوي اين كلانتري پيگيري شد و ضمن تهيه پرونده براي فرد خاطي، پرنده مزبور در اختيار كلانتري قرار گرفت. به محض بازگشت از خيابان مولوي با دفتر نظارت و بازرسي تماس مي گيرم و قضيه را اطلاع مي دهم و خواهش مي كنم كه براي تحويل گرفتن پرونده سريعا اقدام شود و مخاطب گفت وگو قول مي دهد همان روز قضيه پيگيري شود. ولي در نهايت 2 ساعت بعد مطلع شدم كه هنوز كسي براي تحويل پرنده از سوي سازمان مراجعه نكرده و به ناچار براي تهيه غذاي پرنده بيچاره شخصا دست به كار شده و نزديكي هاي غروب بود كه با مقدار قابل توجهي گوشت به كلانتري رفتم. همان جا مجددا از من خواسته شد تا دوباره با سازمان تماس بگيرم و از آنجا كه گفته مي شد دفتر نظارت و بازرسي تا /7 30ساعت - در 7 دفتر حضور دارد مجددا تماس گرفتم ولي باز هم نتيجه مورد نظر حاصل نشد. بعد از غذا دادن به پرنده با اين اميد كه شايد فردا صبح اقدام مقتضي جهت تحويل پرنده انجام شود، محل را ترك كردم. شنبه بعد از ظهر 11 اسفند براي كسب اطلاع از جريان پرونده و وضعيت عقاب با كلانتري تماس مي گيرم، يكي از مامورين كلانتري ضمن گلايه از اينكه هنوز مامورين سازمان براي بردن پرنده اقدامي صورت نداده اند از 48 ساعت گرسنگي پرنده خبر مي دهد گويا در اين مدت كمابيش پرنده بيچاره از سوي بعضي از ماموران تغذيه مي شده است. قول دادم سريعا يك نفر را از طرف انجمن حمايت از حيوانات براي غذادهي حيوان بفرستم و قضيه را مجددا پيگيري كنم. مجددا با دفتر نظارت و بازرسي تماس گرفتم و اين بار وقتي نسبت به پشت گوش انداختن قضيه گله مند شدم پاسخ شنيدم كه اين موضوع اصلا در حيطه كاري ما نيست و به اداره كل محيط زيست استان تهران مربوط مي شود و اين گزارش به آنها داده شده است. نااميدانه با اداره كل تماس مي گيرم و در نهايت موضوع از طريق آقاي خوش خو مسئول صدور پروانه هاي شكار و صيد اداره كل محيط زيست تهران حل شد و پرنده از كلانتري به مجموعه پرديسان منتقل شد اما نكته سوال برانگيز در اين گيرودار آن بود كه برطبق گفته اين مقام مسئول در اداره كل هيچ گزارشي در اين خصوص به آن اداره داده نشده بود! اينكه مامورين نيروي انتظامي به موقع موضوع را پيگيري و فرد خاطي را با پرونده به دادسرا ارجاع داده اند و علي رغم اينكه نگهداري اين حيوان در حيطه مسئوليتي آنها نبوده ولي باز هم به مدت 4 روز از آن نگهداري كرده اند بسيار جاي تقدير و تشكر دارد. اما جاي بسي تاسف است كه با وجود تمام انتظارات موجود و برخلاف ادعاهايي كه مبني بر پيگيري موارد تخلف و جرائم از سوي اين واحد عنوان مي شود، چنان بي تفاوت از كنار قضيه گذشتند كه پرنده بيچاره با وجود تمامي شرايط نامناسب 4 روز در كلانتري باقي ماند و هيچ كس نسبت به اين موضوع مسئوليتي برعهده نگرفت. اين چنين بي اعتنايي اي كه نسبت به بقاي يك گونه در خطر انقراض روا داشته شد هيچ توجيهي ندارد جز اينكه حفظ گونه هاي در خطر انقراض، نه تنها در بيرون از مجموعه محيط زيست كه حتي در داخل مجموعه محيط زيست هم عملا فاقد ارزش لازم است. شايد اين امر واقعيت داشته باشد كه همان شيوخ عرب كه حاضرند مبالغ هنگفتي بابت اين گونه پرندگان شكاري بپردازند بيشتر از ما كه صاحب اين چنين مجموعه اي غني از انواع وحوش هستيم، براي حيات اين جانداران ارزش و اهميت قائل اند. انجمن حمايت از حيوانات ضمن تشكر و قدرداني از اقدام پسنديده ناحيه انتظامي 116 تهران مبني بر برخورد با پديده منحوس خريد و فروش پرندگان شكاري كه ثروت هاي ملي و طبيعي اين مرزوبوم هستند به عنوان يك انجمن مردمي رسمي در كشور در خصوص همكاري با نيروهاي انتظامي در موارد مشابه اعلام آمادگي كرد ولي جاي بسي تاسف است كه در چنين مواردي كه معمولا مسئولين سازمان از كمبود نيروي انساني و امكانات گله مند هستند، باز هم حاضر نيستند از كمك و همكاري نيروهاي خودجوش و مردمي در قالب NGO بهره گيرند مرگ احتمالي يك حيوان بيچاره را بر دخالت به اصطلاح غيرقانوني ها NGO ترجيح مي دهند. به طور حتم اگر كمي به اين مسئله توجه مي شد و تنها تشكل زيست محيطي حامي حيوانات در كشور از لحاظ قانوني در مقام تحويل گرفتن و نگهداري اضطراري جانوران و وحوش بود نه تنها اين عمل به عنوان يك بازوي كمكي به سازمان محسوب مي شد بلكه لااقل در اين مورد پرنده بخت برگشته به جاي اينكه به خيل عظيم پرندگان محبوس در قفس پارك پرديسان بپيونددتا كسب آمادگي پرواز و بعد از مدتي رسيدگي، بلافاصله در طبيعت رها مي شد.