Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801217-54397S1

Date of Document: 2002-03-08

معاف از سانسور اصرار بر قضاوت صحيح و وفادار ماندن بر استانداردهاي قابل قبول در مورد خبر و جلوگيري از آلت دست قرار گرفتن هميشه به معني سانسور نيست ترجمه: عليرضا عبادتي 1942 24 فوريه صداي آمريكا مشهور به وي اواي براي اولين بار و به زبان آلماني در حين جنگ جهاني روي آنتن رفت. ماموريتش گزارش اخبار در زمينه جنگ با فاشيسم بود چه خوب و چه بد. شصت سال بعد، هنوز صداي آمريكا روي آنتن مي رود و اين بار حين يك جنگ ديگر، جنگ عليه يك شبكه تروريستي بين المللي كه به نوعي و از جهت خاصي يادآور نازي هاست. در اين جنگ نيز ماموريت صداي آمريكا مثل هميشه باقي مانده است يعني انتشار واقعيت ها در مورد آمريكا در صحنه بين المللي. براي انجام اين ماموريت مثل هميشه صداي آمريكا با اختلاف نظرهاي جنجالي روبه رو است. آخرين جنجالي كه صداي آمريكا با آن مواجه شد پوشش خبري بعد از يازده سپتامبر و به ويژه مصاحبه با ملامحمدعمر، رهبر طالبان بود. سوال اين بود كه چرا صداي آمريكا كه بودجه آن از طريق مالياتي كه از مردم اخذ مي شود، تامين مي گردد، دست به چنين مصاحبه اي زده است. در سر مقاله روزنامه ها به اين موضوع به طور مبسوط پرداخته شد. تعجبي هم ندارد كه اختلاف ميان تلاش براي كار رسانه اي شرافتمندانه - كه روح صداي آمريكاست - و پوشش خبري همه جانبه از يك سو و تلاش سياست گذاران دولت براي تامين منافع آمريكا در دوران جنگ از سوي ديگر موجب اين شده است كه دولتمردان آمريكا انتظار داشته باشند بتوانند محتويات خبري را سانسور كنند و صداي آمريكا بيشتر در جهت خواسته هاي دولت روي آنتن اين برود جنجال روز به روز هم دامنه وسيع تري پيدا كرد. هفته گذشته كه جورج بوش در جشن شصت سالگي صداي آمريكا شركت كرده بود، آريل فلشر سخنگوي كاخ سفيد باز هم در مورد مصاحبه با ملامحمد عمر و در مورد فلسفه جمع آوري اخبار و گزارش مستقل صداي آمريكا پرسش هايي كرد. اين گونه پرسش ها به اين موضوع اشاره دارد كه بارديگر جنبه روزنامه نگار خوب / دولت بد اين جنجال به پا شده ممكن است به يك اسطوره در آزادي مطبوعات تبديل شود. در واقع اين جنجال بر سر موضوع سانسور نبود. تمام حرف اين بود كه صداي آمريكا اجازه داده است كه تروريست ها و حاميانشان از آن بهره برداري كنند. شيكاگو تريبون در 6 فوريه بدون اينكه اسمي از صداي آمريكا و خبرنگارانش برده باشد نوشت: ... هماني كه مصاحبه جنجال برانگيز و منحصر به فرد سپتامبر را با ملامحمدعمر رهبر طالبان ترتيب داد.. در واقع اين مصاحبه نتيجه پيشنهادي بود كه از سوي خود طالبان مطرح شد. آنها مي خواستند بيانيه آنها از صداي آمريكا پخش شود اما مسئولين صداي آمريكا آن را رد كردند. و به فكرشان رسيد از اين فرصت استفاده كنند و مصاحبه اي از رهبر طالبان به عمل آورند. گرچه بعضي ها به شدت با آن مخالفت ورزيدند و آن را كار نابجايي دانستند. در هر صورت مصاحبه انجام شد اما بخش هاي محدودي از آن به صورت كوتاه حين يك خبر پخش شد. به اين معني كه مصاحبه را صداي آمريكا به صورت كامل روي آنتن نبرد. سخنگوي دولت سعي كرد در مورد اعتراض به پخش اين مصاحبه توضيح بدهد. به خصوص كه اين تصميم صداي آمريكا كه از پخش كامل آن خودداري كرد انتقادهاي شديدي را برانگيخت. اعتراض كنندگان به شدت به اين موضوع پرداختند كه نبايد سانسور صورت مي گرفت اما در شرايط اضطراري ناشي از حمله به مركز تجارت جهاني و پنتاگون - شرايطي كه جان بسياري از آمريكايي ها در وطن و در خارج به شدت در خطر بود - روي آنتن بردن مصاحبه ملامحمدعمر از نظر سياست سازان و نابهنگام حساس، روزنامه نگاران، و نادرست بود. چون از سويي در جهت آرمان هاي تروريست ها و دشمنان آمريكا و حاميانشان بود و از سويي به كساني پرستيژ مي داد كه شايسته آن نبودند. اما در عين حال احتمال تباني با چنين مردمي را نيز مطرح مي ساخت كه براي صداي آمريكا ضربه اي جدي بود. جالب اين كه در حالي كه صداي آمريكا با اين موضوع دست و پنجه نرم مي كرد، رسانه هاي تجاري آمريكا با ] نپرداختن به موضوع [ از آن سربلند بيرون آنها آمدند بي درنگ وظيفه و مسئوليت حرفه اي خود را باز شناختند و به موقع در مورد روي آنتن بردن نوار ويديويي تصميم گرفتند و براي حفظ خود با احتياط قابل ملاحظه اي به گزارش آن پرداختند و به گونه اي عمل كردند كه آلت دست القاعده قرار نگيرند و به تروريست ها كمك نكنند. البته مواردي وجود دارد كه خبرنگاران انتخاب مي كنند كه مورد بهره برداري قرار گيرند. وقتي بمبگذار ناشناس Unabomber از روزنامه كثيرالانتشار خواست كه بيانيه زيست محيطي اش را منتشر كنند آن روزنامه ها پذيرفتند، اما اين پا و آن پا كردند چون مي خواستند از عواقب آن اجتناب كنند. پخش مصاحبه عمر يك كار رسانه اي بد بود چون آسيب ناشي از آن در جهت يك آرمان برتر نبود در واقع هيچ هدف خبري را دنبال نمي كرد. براي مردم كه اهداف رسانه اي و ژورناليستي ندارند استفاده از رسانه هاي خبري به يك امر عادي تبديل شده است. و اين كه اين شرايط چگونه اداره مي شود بستگي به رويدادها دارد. اما مصاحبه با ملاعمر نكته اي را آشكار ساخت كه فقط مختص صداي آمريكا نيست و آن اين است: كساني هستند كه مي خواهند از انصاف و حس انتقاد و تشكيك يك سازمان خبري نسبت به حكومت سوءاستفاده كنند و اين موضوع به تماميت و حرفه اي بودن اين سازمان لطمه وارد مي كند. به همين دليل زماني فرا مي رسد - مانند آنچه در شصت سالگي براي صداي آمريكا اتفاق افتاد - كه خبرنگاران به خودشان يادآوري كنند كه بايد حرفه شان را عاقلانه و محتاطانه دنبال كنند به ويژه بايد در قضاوت كردن در مورد آنچه روي آنتن مي برند دقيق تر باشند. اصرار بر قضاوت صحيح و وفادار ماندن بر استانداردهاي قابل قبول در مورد خبر و جلوگيري از آلت دست قرار گرفتن هميشه به معني سانسور نيست.