Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801216-54379S5

Date of Document: 2002-03-07

در يك نامه سرگشاده مطرح شد هشدار عليرضا داوودنژاد نسبت به وضع بحراني سينما در استقبال از اظهارات رئيس جمهوري كه يكشنبه گذشته در جمع هنرمندان عنوان شد و اشاره ايشان به پاسخگويي بعضي فيلم هابه تمنيات سطحي تماشاگران، عليرضا داوودنژاد، كارگردان سينما و سخنگوي اتحاديه تهيه كنندگان و توزيع فيلم ايران در نامه سرگشاده اي نسبت به وضعيت بحراني سينماي كشور هشدار داد. داوودنژاد در اين نامه سرگشاده كه نسخه اي از آن براي همشهري ارسال شده است مي نويسد: ريشه يابي بروز ابتذال در سينما و بازشناسي تدبيرهاي لازم براي مراقبت از جريان توليد فيلم در داخل، شايد يكي از اصلي ترين موضوعات سرنوشت ساز سينماي ماست. وي مي افزايد: اگر مفهوم مراقبت چيزي بيش از انكار و تنبيه باشد و باور داشته باشيم كه توقع ما از سينماگران بايد منطقي بوده و با شرايط و امكانات تناسب داشته باشد، در آن صورت ورود به گفتگو در اين موضوع مي تواند به اميد خداوند در شناسايي و رفع مشكلات موثر واقع شود. وي سپس با اشاره به روند به ابتذال كشيده شدن سينماي ايران در پيش از انقلاب، اعمال سانسور و بازگذاشتن مرزهاي كشور به روي واردات بي در و پيكر فيلم خارجي را اصلي ترين زمينه هاي بروز ابتذال در سينماي آن دوران دانسته است. وي با اشاره به منابع بالقوه الهام براي سينماگران، ممانعت رژيم گذشته از ورود سينما به مسائل عمقي و ريشه اي جامعه را باعث محروميت جريان توليد فيلم ايراني از زندگي ايراني به عنوان اصلي ترين منبع الهام دانسته است و مي افزايد: در چنين شرايطي آيا گرايش به تمنيات سطحي و اوليه تماشاگران، تنها راه پيش رو مانده براي سينماي ايران؟ نبود آيا در آن روزگار جز معدودي از منتقدان و فيلمسازان، كسان ديگري بودند كه دغدغه توجه غير سطحي سينما را به زندگي داشته داوودنژاد؟ باشند در اين نامه، سرنوشت ناگزير سينمايي را كه نمي توانست عميقا به آنچه در پيرامون او مي گذشت توجه نشان دهد را انفعال، تقليد و كپي برداري از محصولات مبتذل خارجي دانسته است و افزوده است كه در چنين شرايطي نه اقدامات محدود جريان هنرمندانه سينما و نه تسليم شدن به تمنيات سطحي تماشاگران هيچكدام نهايتا نتوانست سينماي ايران را از ورشكستگي و اضمحلال نجات دهد. وي در پايان مي نويسد: اكنون هم اگر قرار است سينماي ايران از گرايش به پاسخگويي به تمنيات سطحي تماشاگران پرهيز داده شود و با خودداري از انفعال و تقليد راه انهدام دوباره را طي نكند، چه چاره اي جز توجه به واقعيت هاي جاري جامعه و انعكاس هنرمندانه آن در قالبهاي جذاب داستاني و سينمايي باقي ؟ مي ماند آيا موفقيت فيلم زير پوست شهر در زمستان سال گذشته و همينطور فيلم سگ كشي در زمستان امسال حكايت از اين نمي كند كه مخاطبان ما نيز مشتري ابتذال نيستند و بيش از هر چيز خواهان سينمايي هستند كه تفكر انتقادي و تخيل خلاق را پشتوانه خود داشته؟ باشد امروز كه از يكسو بازار ويدئويي ما به تسخير فيلم خارجي و هاليوودي درآمده است و فرستنده هاي تلويزيوني ما در اختيار فيلمها و سريالهاي خارجي قرار مي گيرند و آنتنهاي خانگي ما در ميان امواج ماهواره اي غوطه مي خورند و از سوي ديگر سينماي ايران از لحاظ سرمايه گذاري، تناسب هزينه و درآمد، سالخوردگي ابزار و تجهيزات، پشتيباني رسانه اي و كاهش و فرسودگي و ويراني ظرفيتهاي نمايشي، با بحراني عميق روبروست، همه ما ناچاريم از برخورد سطحي با مشكلات سينما پرهيز كنيم و اگر واقعا از بازگشت استبداد و وابستگي به كشور نگران هستيم به چاره جوئيهاي جدي تر بپردازيم. شناخت تمايزات هنر و رسانه آشنايي، با رموز ارتباط اين دو حوزه با يكديگر، جبران خسارتها، برداشتن موانع و تامين امنيت از ديگر مسائلي هستند كه عدم رسيدگي فوري تر به آنها به تسليم آخرين سنگر مقاومت فضاي سمعي و بصري كشور در مقابل امواج محصولات وارداتي منجر خواهد شد! چه كساني از اين سرنوشت استقبال مي كنند!؟