Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801216-54379S4

Date of Document: 2002-03-07

گنجينه ماجرا لولي اي با پسر خود ماجرا مي كرد كه تو هيچ كاري نمي كني و عمر در بطالت به سر مي بري، چند با تو گويم كه معلق زدن بياموز، سگ ز چنبر جهانيدن و رسن بازي تعلم كن تا از عمر خود برخوردار شوي. اگر از من نمي شنوي به خدا تو را در مدرسه اندازم تا آن علم مرده ريگ ايشان بياموزي و دانشمند شوي و تا زنده باشي در مذلت و فلاكت واد بار بماني و يك جو از هيچ جا حاصل نتواني كرد. عبيد زاكاني