Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801215-54370S2

Date of Document: 2002-03-06

بي ثباتي زندگي دانشجويي عامل مشكلات رواني نتايج يك نظر سنجي كه در سومين دانشگاه آلمان صورت گرفت، با ناباوري در محافل علمي اين كشور روبه رو شده است. براساس اين نظرسنجي كه در دانشگاه مونستر انجام شد، عده زيادي از دانشجويان دچار مشكلات رواني مختلف هستند كه بر بازده آموزشي آنان تاثيرمنفي مي گذارد. به گزارش خبرگزاري آلمان از دانشجويي 3800ميان كه در نظرسنجي شركت كردند 22 درصد گفتند مشكلات رواني بر آموزش تاثيرمنفي دارد وحدود 50 درصد گفتند پيش از امتحانات دچار اضطرابمي شوند و كلا از افسردگي و عدم عزت نفس ابراز ناراحتي كردند. ده درصددانشجوياني كه دچاراين اعتراف مشكلات بودند، كردند به خودكشي فكر كرده اند. كارشناسان معتقدندنه گمنامي نسبي دانشگاه و 45 هزار دانشجوي آن و نه بارش بي وقفه باران در آن ناحيه هيچكدام باعث دلتنگي دانشجويان اين نيست ارقام در واقع مبين حالت روحي كل دانشجويان در اين كشور است. در سازمان 1997سال رفاه دانشجويان آلمان پژوهشي مشابه روي هزاردانشجو 12انجام داد كه نتايج آن كم وبيش شبيه يافته هاي جديد در بود آن زمان 27 درصد دانشجويان گفتند تحصيلشان دستخوش بحرانهاي رواني است و 10 درصد ديگر احساس مي كردند با مشكلات جدي دست به گريبان هستند. يك روانشناس در اين ارتباط گفت: اساسادانشجويان زندگي بي ثباتي دارند. در حالي كه همتايان آنان در عالم كار زندگي سامان يافته اي شامل خانواده و درآمدمنظم دارند، بيشتر دانشجويان فاقد وضعيت ثابت هستند. برخي ناچاربوده اند براي اولين بار درمحيطي كاملاغريبه قرار بگيرند ودر عين حال انتظارات اغلب بالاي آموزشي را برآورده كنند. اين قبيل مشكلات ورود آنان را به دوران بزرگسالي به تاخير مي اندازد و مي تواند به ايجاد تعارضهاي رواني بيانجامد. بسياري ازدانشجويان پس از خروج از محيط امن خانه پدري، با شرايط دشوار زندگي و ضرورت يافتن شغل و مسكن روبه رو مي شوند و دائما وضعيت خود راموقتي و بنابراين نامعلوم مي دانند. گاه اين شرايطممكن است بي نهايت نگران كننده باشد. با اين حال، كارشناسان يادآوري مي كنند تعارضهاي رواني در طول تحصيل مي تواند به رشد هويت در سالهاي بعد كمك كند. با اين با حال، بالا رفتن سن و طولاني شدن مدت تحصيل اين تعارضها بيشترمي شود. تحقيقات انجام شده نشان داد دانشجويان سالهاي بالاتردو برابر بيش ازدانشجويان سال اول از مشكلات رواني شكايت داشتند. در اين حالت ادامه يا ترك تحصيل هيچكدام سودمند دانشجو نيست به سختي مي تواند انتظارات تحصيلي را برآورده كند و فرد ترك تحصيل كرده به سختي مي تواندخود را با شرايطكار و زندگي تطبيق دهد. علاوه بر اين، نتايج تحقيقات ياد شده حاكي از آن است كه زنان بيشتراز مشكلات رواني آسيب مي بينند. مثلا در مونستر 26 درصد دانشجويان دختر به داشتن مشكلات رواني اعتراف اين كردند رقم در همشاگرديهاي پسر آنان 17 درصد بود. كارشناسان معتقدندعلت اين اختلاف آن است كه زنان بيشتر اوقات به مشكلاتشان اعتراف مي كنند. افزون بر اين، زنان معمولانسبت به تواناييهاي خود نامطمئن هستند. اين طور نيست كه زنان از لحاظعاطفي بي ثبات تر باشند. روانشناسان بر اين اعتقادند راه حل روشني براي اين مشكلات رواني وجود يك ندارد راه حل مهم افزايش تماس بين دانشجويان است.