Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801215-54367S5

Date of Document: 2002-03-06

گفت و گو با رهبر قنبري كارگردان فيلم پرنده باز كوچك من رويا مي سازم * انگيزه شما از ساخت پرنده باز كوچك به عنوان اولين فيلم بلندتان؟ چيست - انگيزه اگر واقعا انگيزه باشد كه بيان كردني نيست، بايد كه از احساس آدم احساس بجوشد من انگيزه من بود. * در فيلم هاي كوتاهي هم كه پيش از اين ساخته ايد علاقه به نوعي داستانگويي وجود دارد. اين اتفاقي است كه در اولين فيلم بلندتان هم روي داده، آيا انتخاب اين موضوع عمدي بوده است و اين روند ادامه خواهد؟ يافت - فعلا كه اين طور ولي است اين گونه نيست كه با يك هدفمندي از پيش تعيين شده باشد. من سعي مي كنم با روح و روانم صادقانه برخورد كنم. فعلا گرايش روحي ام اين طوري است. شايد فردا صبح به گونه اي ديگر باشد. اشاره كرديد به فيلم هاي كوتاه من. خوب در فيلم هاي كوتاه كه مشكلي نداريم يعني مي توانيم هر چيزي را تبديل به فيلم كنيم. * حالا آقاي قنبري ساخت فيلم كوتاه سخت تر است يا فيلم ؟ بلند - هر دوي آنها سخت است، يعني هر مديومي به قولي مشكلات خودش را دارد. سينما كار سختي است ولي سختي آن لذت بخش است. منظور شما شايد از سختي مشكلات در بخش هاي اجرايي ومديريت ها وهماهنگي ها باشد. خوب البته اينها يك مقدار مكافاتهايي دارد. به هر حال مثل تمام فيلم هاي سينمايي ما هم مشكلاتي داشتيم اما اين مشكلات را به جان خريديم. فيلم * شما روايتي لطيف است كه هر تماشاگري مي تواند نگاه خود را نسبت به آن داشته باشد. اگر كسي با ديدي نمادين به آن نگاه كند به نظر شما درست؟ است - نه من لزوما دوست ندارم كه مخاطبم را خيلي با پيچيدگي روبه رو سازم، چون فكر مي كنم مردمي كه با آنها زندگي مي كنم خسته اند و حوصله اين كارها را ندارند. من دوست دارم با يك روان يك آسوده، رويا را به آنها تقديم كنم. به نظر من اينكه سينما را يك سرگرمي تعريف كرده اند تعريف بدي نيست. البته سرگرمي بطالت نيست. گذراندن وقت در شرايطي فارغ از مشكلات روزمره براي انديشه بهتر، من اين را سرگرمي تعريف مي كنم. * شما در گفت وگويي، خود را مديون مولوي و حافظ دانستيد. در اين باره بيشتر توضيح بدهيد. - من به همه شاعران سرزمينم مديونم، اگر چه به مولانا كمي بيشتر، اما به هر حال حافظ را عجيب دوست دارم و از اشعار سپهري هم بسيار لذت مي برم. * فيلم هاي شما هم به نوعي يادآور شعرهاي سهرابسپهري است، آنجا كه با پرداختن به اجزاي طبيعت به نوعي به نور به محبت و عشق مي رسد. - اين لطف شماست. خيلي هم تعبير خوبي است ولي مال شماست. من ممنون هستم از شما كه درواقع داريد من را كمك مي كنيد. من درواقع دارم براي رويا زمينه سازي مي كنم. انسان مي تواند با رويا به هر جايي پرواز كند. * آقاي قنبري به عنوان سوال آخر فكر مي كنيد اگر اين روند را بعدها نيز ادامه دهيد با مشكل سرمايه گذار و تهيه كننده روبه رو نخواهيد؟ شد - من به زودي فيلم روئيدن در باد را خواهم ساخت كه تهيه كننده هم دارد مجوز ساخت فيلم را تهيه مي كند. به * عنوان حرف؟ آخر - از شما سپاسگزارم. از مردمي هم كه با آنها زندگي مي كنم و عميقا به آنها احترام مي گذارم تشكر مي كنم و دوست دارم به گنجينه هاي ادبي و درواقع به دارايي هاي فرهنگي خودشان توجه كنند.