Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801214-54362S1

Date of Document: 2002-03-05

جشن هاي ايران زمين گفت وگو با استاد هاشم رضي اشاره: چندي پيش چاپ جديد كتاب جشن ها و گاهشماري ايران از سوي نشر بهجت به بازار كتاب درآمد. با پديد آورنده آن گفت وگوي كوتاهي داشتيم كه از پي مي خوانيد. گروه فرهنگ و انديشه * جناب رضي! جشن ها كتاب و گاهشماري ايران باستان چند روزي است كه باچاپ جديد و افزوده هاي فراوان به بازار نشر درآمده در است چاپ جديد آن چه مواد تازه اي بر چاپ گذشته؟ افزوده ايد - چاپ قبلي در سال 1371 به بازار نشر درآمد كه به دليل استقبال فراوان از آن به زودي ناياب شد، چرا كه نه در ايران و نه در ديگر جاها، كتابي به اين گستردگي در باب جشن هاي ايراني وجود نداشت. پس از آن تاريخ به موازات آن كه با مطلب جديدي درباره جشن ها روبه رو مي شدم، يادداشت برمي داشتم وپس از گذشت چندسال متوجه شدم كه اين يادداشت ها زياد شده اند و بنابراين تصميم گرفتم در چاپ جديد برآن اضافه كنم. بر اين پايه در چاپ جديد بسياري از جشنهابا مستندات و شاهدهاي بيشتري آورده شدند. حتي زمينه كار را گسترده تر كردم و پژوهش را به ديگر قلمروهاي تمدن اسلامي كه فرهنگ ايراني به آنجا نفوذ كرده، كشاندم. * پس در واقع شيوه كار شما، گونه اي پژوهش تطبيقي؟ است - بله! شما در اين كتاب با سه رويكرد جامعه شناسي ديني، پژوهش هاي مردم شناختي جشنها و ديگري آداب و رسوم و فرهنگ مردم نسبت به اين جشنها آشنا مي شويد. ولي همانگونه كه اشاره داشتيد، شيوه كار من تطبيقي است. در اين كتاب نه تنها به جشنهاي رايج در ايران زمين پرداخته ام بلكه به جشنهاي رايج در ديگر ملتها وكشورها نيز توجه داشته ام. براي مثال در باب جشنهاي بهاره ياجشنهاي آتش، كوشيده شده تا شواهد از فرهنگهاي مختلف در سنجش با فرهنگ ايران آورده شود. بنابراين، شما از جشنهاي مردمان آسياي جنوب شرقي تاجشنهاي سرخپوستان يا مردم آفريقا را كه مشابه جشنهاي ايراني بوده، درآن مي يابيد. بويژه نفوذ جشنهاي ايراني را در سده هاي نخستين اسلامي در سرزمينهاي زير نفوذ اسلام مي توان ديد، چرا كه ايرانيان از انتقال دهندگان فعال فرهنگي بودند و اين جشنها حتي تا امروز نيز رواج دارند. * مي توانيد نمونه اي؟ بياوريد - در شمال آفريقا، اسپانيا، مصر و بغداد و بويژه نيز از آغاز تا پايان دوران عباسيان، جشنهاي ايران به شكل باشكوه و با ريزه نگاريهاي فراوان انجام مي شد. مثلا در باب تبريك گفتن و نامه نگاري براي نوروز و ياتداخل جشن پايان سال كه جشن سوري يا چهارشنبه سوري، آتش بازي در زمان زياريان برگزار مي شد. در اين كتاب همه اين مسائل بامستندات آمده است. * استاد، كمي در باب واژه جشن و ريشه آن سخن؟ بگوييد - واژه جشن از ريشه اوستايي Yaz در معناي ستودن وستايش كردن آمده است چراكه هر جشن با مراسم ستايش و بزرگداشت خدا و نيروهاي قدسي انجام مي شد. مي توان گفت كه هر جشن در آغاز با ستايش و شادي و شادي آفريني آغاز مي شد و با شادماني نيز به پايان مي رسيد. * به نظر شما دلايل ماندگاري برخي از جشن ها تا به امروز و از سويي ديگر زوال برخي ديگر چه بوده؟ است - تا آنجايي كه مربوط به جشنهاي ايراني است، نمي توان گفت كه اين جشنهاكاملا از ميان رفته اند. درواقع ما با دگرگون شدن و تغيير آنها روبه روييم تا زوالشان. مثلا جشن آب پاشان امروزه تغيير كرده است و فكر مي كنم در سنت گلاب پاشان بتوان آن را سراغ گرفت. مي دانيم كه جشن آبپاشان در نوروز برگزار مي شد و امروزه در كشورهاي اسلامي مانند پاكستان آن را به صورت گلابپاشي در نوروز مي بينيم. يا در هند جشنهاي آب پاشان با كاربرد مواد رنگي درآب رايج حتي است دراندلس كه زماني زيرنفوذ فرهنگ اسلامي بود، اين جشن رواج داشت. نيز جشن سوري ياچهارشنبه سوري در زمان صفويان به صورت جشن شمع درآمده بود. * حالا فكر مي كنيد كه چرا نوروز از گستردگي بيشتري برخوردار شده و حالت ملي پيدا كرده؟ است - نوروز در واقع آميخته اي از دو جشن است: يكي جشن مردگان يا نزول ارواح درگذشتگان كه در پنجه آخر سال برگزار مي شد وديگري جشن بهاري نوروز، بنابراين ميان آخرين روز پنجه سال و اولين روز نوروز تداخل ايجاد مي شد. نيز از لحاظ سنتهاي اسلامي، آخرين روز سال، روز مردگان است و مردم در آخرين روز سال بر سر مزار درگذشتگانشان مي روندو بر سر قبر آنها شمع مي افروزند، سفره مي اندازند وگل مي گذارند. مي بينيم كه همه اينها با سفره هفت سين تداخل پيدا مي كند. بنابراين سفره هفت سيني كه در نوروز پهن مي شود، مشخصات هر دو جشن را دارد; يعني هم سفره اي است براي بازگشت روانهاي مردگان و هم سفره شادماني آمدن بهار است. در واقع اعتقاد بر اين است كه ارواح مردگان هنگام تحويل سال به زمين نزول مي كنند و از سفره هايي كه براي آنها پهن شده، مي خورند و بدين وسيله به آن بركت مي بخشند و آنگاه پس از تحويل سال مردگان از خوراكهاي سفره اي كه به وسيله ارواح مردگان بركت يافته، مي خورند. * به نظر شما چرا انسان به برگزاري جشنها از سپيده دم تاريخ تا به امروزه در دنياي صنعتي و ارتباطات نيازمند ؟ است - شكل عملي جشنها تغيير كرده ولي به شكل سنت باقي مانده اند وآن سنت بي شك برآورنده نياز امروز ماست; نيازهاي جامعه شناختي، روانشناختي و... فكر مي كنم احتياج به جشن در همه دورانها ريشه درفراموش كردن غمها و گرايش به شادي و شادماني دارد. امروزه مي بينيم كه انسان گرفتار در چنبره فشارهاي زندگاني، با برگزاري جشن، در واقع گريزگاهي از آن فشارها مي جويد. جشن گريزي است از قيدوبندهاي زندگاني اجتماعي. اگر مثلا به جشنهاي گاهنبار (شش جشن معروف سال ) كه در ايران باستان برگزار مي شد، توجه كنيد، مي بينيد كه هر جشن، پنج روز طول مي كشيد. اين جشنها يا كشاورزي و يا دامداري بودند. در چهار روزاول جشن، مردم با همياري به برداشت محصول يا كاشت آنها و پشم چيني و شيردوشي از دامها مي پرداختند. امروزه نمونه اين جشنها را در شمال كشور مي بينيم. در شمال خانواده ها دور هم جمع مي شوند و به نسبت سن در كاشت و برداشت محصول همياري مي كنند، در آخرين ساعتهاي هر روز به جشن و پايكوبي مي پردازند. در قديم نيز در جشن هاي گاهنبار، چهار روز را كار مي كردند و روز پنجم را به شادي و اطعام همگاني مي گذراندند.