Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801214-54356S3

Date of Document: 2002-03-05

اركستر سمفونيك - اركستر ملي پاسخي به يك نوشته با احترام، در ويژه نامه جشنواره هنري دهه فجر به تاريخ بهمن 21 در كنار عكس جالبي از لوريس چكناواريان درحال رهبري اركستر، مطلبي با امضاي مهسا شمسي چاپ شده بود كه توجه شما را به چند نكته در اين مقاله جلب مي كنم. اول اينكه با تماس هاي تلفني با دفتر مجله معلوم شد كه اين نام مستعار است و معلوم نيست نويسنده به چه منظوري مطلبي نوشته كه حاضر نيست امضاي حقيقي اش را پاي آن بگذارد. دوم، همه كس مي داند كه اركستر سمفونيك ايران، به همان دليلي كه خود نويسنده ذكر كرده در كشوري كه دوازده سال دانشكده موسيقي اش تعطيل باشد، چه انتظار ديگري مي توان داشت و دلايل ديگر، فعلا با كمبود نوازنده هاي باتجربه روبه روست، ولي اين دليل نمي شود كه به نوازندگان و كساني كه به هرحال و به هر زحمتي كه هست مانع تعطيل شدن اين اركستر مي شوند و با تلاش فراوان سعي دارند روي پاي خود بايستند، اين چنين جفا شود كه خانمي كه معلوم نيست چقدر اطلاعات موسيقي دارد آنها را ارزش گزاري كرده، درجه ده به آنها بدهد و آنها را نوازنده درجه ده بنامد. گذشته از اين، دعوت از تعدادي نوازنده خارجي در همه دنيا و همه اركسترها معمول است و هيچ دليلي بر ناتواني اركستر نيست. در هركدام از اركسترهاي بزرگ دنيا نوازندگاني از مليت هاي مختلف نشسته اند و با زبان مشتركي كه موسيقي است با هم ارتباط و همكاري دارند. آقاي چكنا واريان هم احتمالا براي تقويت اركستر و ارتباط بيشتر اعضاي آن با دنياي موسيقي امروز و شايد در راستاي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها، ترتيب دعوت عده اي نوازنده مهمان را داده است كه نه كار غيرمعمولي است و نه آسيبي به اركستر وارد مي كند، برعكس اين تبادلات به سود اركستر مي باشد. ان شاءالله به تدريج با تلاش تعدادي هنرمند از خود گذشته به زودي اركستر بتواند به موفقيت هاي بيشتري دست يابد. هم اكنون هم برخلاف نظر خانم شمسي كارهاي اين اركستر غيرقابل شنيدن! نيست. سوم، خانم شمسي با همه ادعاهاي خود تاكنون فرق اركستر سمفونيك و اركستر موسيقي ملي را ندانسته و گمان مي برد هر دو يكي هستند كه مي نويسد: هر سال براي اجراي مراسم جشن انقلاب ملي مان، تعدادي نوازنده خارجي مي آوريم تا برنامه اجرا كند و بعد هم پزش را مي دهيم كه اركستر ملي داريم. آيا تاكنون اركستر ملي نوازنده خارجي آورده؟ است تازه اگر چنين اقدامي هم بكند براي تنوع و تبادل فرهنگي هيچ ايرادي ندارد. همان طور كه اين اركستر در ژنو با اركستر فيلارمونيك ژنو ادغام شده و آثاري از بتهوون و راول و همين طور آثاري از آهنگسازان ايراني حشمت سنجري، دكتر سرير و فرهاد فخرالديني اجرا كردند و نوازندگان هر دو اركستر به خوبي از عهده هر دو نوع كار برآمدند و شبطلايي درخشان زيبايي را در ويكتورياهال ژنو پديد آوردند، كه ايرانياني كه در آن كنسرت حضور داشتند، همگي اظهار مي كردند كه عزت و آبرويي كه آن شب اركستر ملي ايران كسب كرد، باعث افتخار و سربلندي آنها شد، متاسفانه در مطبوعات ايران اين افتخار اركستر موسيقي ملي ايران خيلي دست و پا شكسته منعكس شد و هم ميهنان ما به درستي از رويداد هنري بزرگي كه براي ما افتخارآفرين بود، اطلاع زيادي پيدا نكردند. آن وقت خانم شمسي پيشنهاد مي كنند كه چطور است يك تعدادي نوازنده درجه يك استخدام كنيم (از كشورهاي اروپايي ) كه بيايند و اركستر ملي مان! را برايمان اجرا كنند عين جمله ايشان است. آيا اين صحبت ها به هذيان شبيه؟ نيست ناگفته نماند كه اين جانب نه موسيقيدان هستم و نه اديب و نويسنده، فقط يك عاشق موسيقي و پايبند به احترام فراوان به هنر و هنرمندان. آزرم لاري شرقي