Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801214-54356S1

Date of Document: 2002-03-05

گريه ليلي به مناسبت چهلمين روز درگذشت زنده ياد اسدالله ملك سرانجام چند روز پيش استاد اسدالله ملك پس از يك دوره بيماري طولاني و طاقت فرسا به همراه ساز سحرآميز و مهربانش، با اين سراي خاكي و علاقه مندان به موسيقي سنتي وداع گفت وموسيقي ايران; شگفت نادره اي ديگر رااز دست داد و به ماتم نشست. گويي هواي صحبت ياران رفته داشت، حسين ملك، محمودي خوانساري، حبيبالله بديعي، عبادي، بهاري، افتتاح و... شايد به مصداق بيت دارم هواي صحبت ياران رفته /را ياري كن اي اجل كه به ياران رساني ام گوش زمين رامحرم دل و سازش گوش نديد زمين به ناله من نيست /آشنا من طاير شكسته پرآسماني ام. در درونش چه مي گذشت كه اينگونه اشعار را همنواي سازش مي نمود. بسان مرغ سحري بود كه بي خبري در راه معشوق را طلب كند; شايد در عالم بي خبري، تا خبرهاست شدم بي خبر از خويش خبرها /ديدم بي خبرشو كه خبرهاست در اين بي خبري ديوانه اي خريدار غم بود و مرگ را راحت مي من شمرد كي ام ديوانه اي كز جان خريداري /غمم مرگ را راحت شمارم از براي خويشتن. استاد اسدالله ملك به سال 1317 در تهران ديده به جهان گشود. از سنين كودكي به موسيقي ايراني علاقه مند گرديد. از پنج سالگي نواختن ويولون را آغاز كرد. در سال هاي نوجواني به جهت موهبت وجود برادر هنرمندش حسين مرحوم ملك كه در ساز سنتور تبحر داشت، از معلومات وي بهره مند شد و بواسطه برادر به استادان بزرگ آن زمان شادروانان ابوالحسن صبا و روح الله خالقي معرفي شد و در اين زمينه توشه ها اندوخت. به زودي جاي خود را در موسيقي ايراني به نحو ارزنده و شايسته اي باز كرد و در برنامه هاي وزين گلها به هنرنمايي پرداخت. در دو دهه 30 و 40 تا زمان پيروزي انقلاب آثار ارزشمندي خلق كرد كه به وسيله خوانندگان مشهور ومطرح آن زمان اجرا گرديد. ملك در نوازندگي شيوه اي خاص و منحصر به فرد سازش داشت سحرآميز بود و شور و جذبه اي در دل مشتاقان و علاقه مندان دلسوخته مي انداخت. به عقيده بسياري از هنرمندان موسيقي; ساز ويولون سازي سركش است، اما در دستان ملك گرم چون توسني رام و تربيت شده بود و به خواسته هاي پنجه گهربارش تن مي داد. چنين مي گفت كه ساز من هميشه دراختيار اراده من است و زمان و مكان را درمي نوردد و مي بايست به پرسش دل من پاسخ گويد. پيش از رهبري انقلاب، اركستر گلها را بر عهده داشت و پس از انقلاب نيز رهبري اركستر همنوازان صدا و سيما را عهده دار شد. به جهت استعداد و ذوق سرشارش به خلق آثار ارزشمندي پرداخت و اين آثار بيشتر در برنامه هاي گرانقدر گلهاي رنگارنگ گلهاي، تازه برگ، سبز موسيقي، ايراني و تكنوازان اجرا شد. ملك در كنار برنامه هاي نام برده به ابداع چند برنامه ديگر دست زد. از آن جمله يكي گلبرگ و ديگري نوايي از موسيقي ملي بود ايران كه با همكاري منوچهر مرحوم جهانبگلو و فرهنگ شريف با زيبايي خاصي اجرا مي شد. آواز اين برنامه ها را خوانندگان گلها ارجمند اجرا مي كردند و بيش از همه با صداي گرم، دلنشين و صميمي يار هميشگي و همدم ومونس هنري اش زنده ياد محمودي خوانساري اجرا مي شد. ملك بيش از همه به صداي محمودي موقر خوانساري عشق مي ورزيد و معتقد بود: دو يار و همدم هنري دارد يكي سازش وديگري آواز محمودي خوانساري است. در محفلي گفته بود: گويي من و محمودي همزاد و مترادفيم و آواي گرم و زيبايش تسكين دل مجروح من است. آواز هنرمند گلپايگاني گرامي را دوست مي داشت و معتقد گلپا بود آواز موسيقي سنتي را زنده صدايش كرد نرمي و لطافت دارد و صاحب ذوق و خلاقيت بي نظير است. ترانه سراي شهير و ارجمند معاصر اسماعيل استاد نوابصفا در خاطرات هنري قصه كتاب آورده شمع است: هنگامي منوهين كه به دعوت هنرهاي زيبا به ايران آمد با ملك دوستي پيدا كرد و او را براي فستيوال جهاني به اروپا برد و در برنامه اي مشتركا شركت نمودند... ملك اظهار مي دارد: منوهين به من گفت: تو سالها مطالعاتم را از بين بردي، زيرا هندي ها هر چه دارند از شما دارند... ملك سفرهاي متعددي به همراه استادان تهراني، عبادي و بهاري به كشورهاي مختلف از جمله هند، اسپانيا و انگليس داشت و جهت معرفي بيشتر و بهتر موسيقي ايراني به هنرنمايي پرداخت. آنچه ذكر آن اهميت دارد مهجوري ساز ويولون پس از پيروزي انقلاب بود كه حدود يك دهه در برنامه هاي موسيقي سنتي به صورت آشكارا و تكنوازي اجرا نمي شد. مجاهدت و تلاش اين استاد خستگي ناپذير در اثبات اين ساز ايراني و اجراي آن در برنامه هاي موسيقي سنتي پس از سالهاي 6970 ستودني است. ساز ملك با نام او پيوند خورده است. در كنار دوستان گرانمايه و هنرمند خود استادان علي تجويدي، پرويز ياحقي، حبيبالله بديعي و همايون خرم كه هر يك در نوازندگي اين ساز تبحر و شيوه اي منحصر به فرد داشته اند و دارند به اجراي قطعاتي ماندگار پرداخت. مرغ شباهنگ گريه، ليلي دعاي، دل لاله پرپر،، حكايت دل دلم، گرفته، رنج هستي افسانه ها،، آسمون و... يادگار اين استاد گرانمايه است. افسوس كه دنياي موسيقي و طالبان و علاقه مندان اين هنر; ملك را زود هنگام از دست دادند و دريغ و درد كه ساز او امروز تنهاست و در فراق همدم و همرازش مويه مي كند و مجنون وار گريه ليلي سر مي دهد. مرغ شباهنگ استاد ديگر نمي خواند و به عشق او حكايت دل بازگو نمي كند. به روانش درود مي فرستيم و جهت آمرزش آن عزيز سفر كرده از درگاه ايزد يكتا طلب مغفرت مي كنيم. در پايان اين وجيزه، جهت آگاهي بيشتر خوانندگان ارجمندبه ذكر برخي آثار استاد مي پردازيم: الف ) گلهاي رنگارنگ شماره هاي (در 516 اصفهان ) با غزلي از رهي معيري و آواز /گلپايگاني 529 و 529 ب (شوشتري منصوري ) با غزلي از پژمان بختياري و آواز محمودي خوانساري. ب ) برگ سبز شماره هاي ( 265 در همايون ) با آواز گلپايگاني و مطلع (دلم آشفته آن مايه ناز است /هنوز مرغ پر سوخته در پنجه باز است هنوز ) / 305 در شور با صداي گلپايگاني (دوست به كين است و آسمان به كمين /است خسته دل از آسمان و زمينم ) ج ) گلهاي تازه شماره هاي 10 ( سه گاه ) با نام (پيوند روح ) شعر سعدي و آواز /گلپايگاني 20 ( شور ) با نام (شب هجران ) شعر شهريار و آواز محمودي /خوانساري 24 (ابوعطا ) با نام (همراز عشق ) شعر حافظ و آواز /گلپايگاني 35 (چهارگاه ) با نام (جراحت جدايي ) شعر سعدي و آواز /گلپايگاني 39 ( دشتي ) آواز حسين خواجه اميري ( ايرج ) شعر /سعدي 43 (افشاري ) شعر سعدي و آواز /گلپايگاني 46 (شور ) با نام (در سايه گيسوي نگار ) شعر حافظ و آواز /ايرج 47 (مخالف سه گاه ) شعر يغماي جندقي و آواز محمودي /خوانساري (بيات 72 ترك ) با نام (مهتاب شبانگاه ) شعر دكتر شفيعي كدكني و آواز محمدرضا شجريان /(سه گاه ) 76 شعر فخرالدين عراقي و آواز محمودي /خوانساري 118 ( شور ) شعر غبار همداني و آواز محمودي /خوانساري 129 (بيات ترك ) با نام (ديوانه محبت ) شعر پژمان بختياري و آواز /ايرج 130 ( دشتي ) با نام (گريه ليلي ) شعر _ه. ا. سايه و آواز محمودي /خوانساري 148 ( افشاري ) و آواز محمودي /خوانساري 168 (ماهور ) شعر سعدي و آواز محمودي خوانساري. د ) برنامه هاي موسيقي ايراني و نوايي از موسيقي ملي ايران مانند: مرغ شباهنگ، دعاي دل، رنج هستي لاله پرپر، گل قاصد، آسمون ابراتو بردارو برو، حكايت دل كه بيشتر آنها با صداي زنده ياد محمودي خوانساري است. همچنين برنامه شماره گلبرگ يك و دو كه اثري ارزشمند و جاودانه است. _ه ) ديگر آثار استاد برنامه هاي تكنوازي بدون آواز است كه معمولا هر برنامه يك ربع ساعت است و گوشه هاي آوازها و دستگاه هاي موسيقي ايران با همنوازي سازهاي هنرمندان ديگر اجرا گرديده است. ملك اين برنامه را پس از انقلاب نيز با عنوان همنوازي و نواي آشنا به همراه هنرمندان ارزنده موسيقي كشور ادامه داد. و ) از ديگر آثار استاد پس از انقلاب لازم است به نوارهاي جان عاشق با صداي بهرام حصيري، تركم مكن با صداي اسدالله كثيري و چراغي از علي دارم با صداي مهدي بهزاد اشاره كرد. روانش شاد. علي عبدلي