Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801214-54355S1

Date of Document: 2002-03-05

فاجعه مصرف گرايي و حقوق نسل هاي آينده بهره كشي جامعه مصرفي از منابع طبيعي موجب شده است تا جنگل، خاك، آب و هوا در معرض تهي شدن، مسموم شدن و يا تغيير برگشت ناپذير ماهيت قرار گيرند سريعترين و بنيادي ترين تحولي كه زندگي روزمره انسانها تاكنون با آن مواجه بوده است شيوه زندگي مصرفي و گرايش جوامع به مصرف منابع موجود بوده است. طنز گزنده اين گذار شتابنده در آن است كه به پاخاست اين جامعه مصرفي - به خصوص در يكي دو نسل اخير ما - علاوه بر فشارهاي خرد كننده و آسيبهاي كاري بر محيطزيست، رضايت خاطري هم براي آنها به ارمغان نياورده است. فريب مصرف گرايي كمبودهاي اجتماعي، روحي و رواني جامعه را جبران نمي كند، اما در عين حال روح بشر را آزرده تر و محيطزيست را ويران تر مي سازد، چرا كه سودجويان طمعكار با شيوه بريدن و سوختن، راه خود را به درون جنگل هاي پرباران مي گشايند، گله هاي خود را به مراتع فقير و حاشيه اي مي كوچانند و آن مناطق را به بيابان بدل مي كنند در چنين شرايطي كشاورزان خرده پا با كاشتن زمينهاي پرشيب آنها را در معرض قدرت فرساينده باران قرار مي دهند، صيادان درست در مواقعي كه نبايد صيد انجام دهند - مواقعي چون موسم زادو ولد و تخم ريزي ماهيان - اقدام به صيد مي كنند تا ذخاير آبي هر روز بيش از پيش تهي گردد و در نهايت شكارچيان هم با شكار بي رويه حيات وحش را به نابودي مي كشند تا شايد آبي برآتش طمع خويش بپاشند ولي افسوس كه... اگر در يك تقسيم بندي كلي اقشار مختلف يك جامعه را به سه دسته فقير، متوسط و ثروتمند تقسيم كنيم هركدام به تناسب، سهمي از آلودگي و تخريب منابع طبيعي را برعهده مي گيرند (هرچند مشكل است كه بتوان صدمه هاي بوم شناختي را در اين اقشار سه گانه مقايسه نمود ). به عنوان مثال، نادارها به طور معمول مسئوليت آزادسازي يك دهم تن كربن در سال توسط هر فرد را دارند، قشر متوسط نيم تن و قشر مصرف /3 5كننده تن كربن را به اتمسفر وارد اين مي كنند نحوه مصرف باعث شده است كه در جامعه امروزي شكاف عميقي دارا و ندار را از هم جدا كند. اين شكاف نيز اثرات خودش را برجهان طبيعي به وضوح نشان داده است. در هر جامعه خط اوج گيرنده مصرف كه نمايانگر پيشرفت آن جامعه است از ديدگاه ديگري شاخص اوج گرفتن صدمات زيست محيطي نيز هست. بهره كشي جامعه مصرفي از منابع طبيعي موجب شده است تا جنگل، خاك، آب و هوا در معرض تهي شدن، مسموم شدن و يا تغيير برگشت ناپذير ماهيت قرار گيرند. قرن 23 پيش از اين ارسطو در تقبيح مصرف گرايي گفته است: آزمندي بشر سيري ناپذير است و امروز بعد از گذشت 2300 سال از زمان اين گفته، اشتهاي روز افزون به چوب محرك مقاطعه كاران به كشيدن جاده در جنگلها شده است و با اين شيوه تعداد بي شماري از گونه ها را محكوم به انقراض نموده اند; از پوسته جامد زمين، كانيها را برداشته اند; از مزارع، غله و گوشت; از اقيانوسها، ماهي و از رودخانه ها، درياچه ها و آبخوانهاي زمين آب شيرين برداشت نموده اند تا منابع طبيعي ديگر تنها يك اسم را با خود داشته باشند و ديگر هيچ. اگر بخواهيم در يك مقايسه كوتاه اثرات و عواقب سهمگيني كه جامعه مصرفي به محيطزيست وارد آورده است را به نسبت ساير اقشار يك جامعه و يا ساير جوامع ديگر (كه مصرف متعادلتر دارند ) بسنجيم ابتدا بايد واژه مصرف را تعريف اقتصاددانان كنيم واژه مصرف را به معني استفاده از كالاهاي اقتصادي به كار مي برند، اما تعريف اين واژه در فرهنگ مختصر آكسفورد به نظر بوم شناسان مناسبتر مي آيد: به چنگ آوردن، گرفتن يا نابود كردن، تلف كردن يا هدر دادن، تمام كردن. به طور كلي و در يك نگاه اجمالي بايد گفت كه اقتصادهايي كه مسئوليت تامين جوامع مصرفي جهان را به عهده دارند بايد مسئوليت وارد آوردن سهم عمده آسيب بشر به منابع مشترك جهان را هم برعهده بگيرند. مثلا مصرف سوخت فسيلي در كشورهاي صنعتي علت انتشار دوسوم گاز كربنيك حاصل از اين سوختهاست (گاز كربنيك گاز اصلي گلخانه اي است ). سوختهاي مصرف شده در اين جوامع سه چهارم اكسيدهاي گوگرد و ازت به وجود آورنده بارانهاي اسيدي را آزاد مي كند. كارخانجات اين كشورها قسمت عمده زباله هاي شيميايي مضر جهان را به وجود تاسيسات مي آورند نظامي آنها 99 درصد كلاهكهاي اتمي دنيا را ساخته است. نيروگاههاي اتمي آنها درصد 96 ضايعات راديواكتيو جهان را ايجاد نموده است و كولرهاي گازي افشانها و كارخانجات آنها 96 درصد كلروفلوروكربن (CFC) منهدم كننده لايه محافظ ازون زمين را آزاد مي سازد. طبق يك برآورد هر شهروند متوسط كشورهاي صنعتي سه بار آب شيرين ده بار انرژي و 19 بار آلومينيوم بيشتر از هر شهروند متوسط كشورهاي در حال توسعه مصرف مي نمايد. حتي وقتي كه مردم يك جامعه بر اثر شرايطي به قشر بسيار مصرف كننده صعود مي كنند اثرات زيست محيطي آنها جهش ناگهاني مي يابد. مثلا اگر طبقه متوسط يك جامعه قسمت اعظم بودجه خود را محدود به خريد غذا و لباس نمايند (كه اثرات زيست محيطي آنها قابل توجه نيست ) پس، از اينكه اين طبقه به طبقه ثروتمند و مصرفي تبديل شدند درآمد خود را عمدتا در خانه سازي، برق، سوخت و حمل و نقل به كار مي برند كه همگي صدمات زيست محيطي بيشتري دارند. از سوي ديگر بي نوايي، به عنوان نقطه مقابل مصرف گرايي، نيز نه راه حل مشكلات زيست محيطي است و نه ساير مشكلات بشر را حل مي كند، بلكه اين مورد براي مردم بد و براي دنياي طبيعي نيز بدتر است. فقر، تهيدستي و نداري باعث هجوم گروه بزرگي از افراد بشر به سوي منابع طبيعي و برداشت بي رويه و تخريب آنها مي شود. حال اين سئوال پيش مي آيد كه اگر بي چيزي و يا ثروتمندي (هر دو ) باعث انهدام محيطزيست مي شود پس چه بايد؟ كرد پاسخ ساده است: اگر قرار است اكوسيستمهاي تامين كننده حيات اين كره براي نسلهاي آينده نيز باقي بمانند جامعه مصرفي به ناچار بايد از مصرف منابع خود به شدت بكاهد. اين كار تا حدودي از طريق تغيير وضع به سمت استفاده از كالاهاي بادوام كم مصالح و با كيفيت و تا حدودي نيز از طريق پيشرفتهاي علمي، قوانين بهتر، تجديد ساختار صنايع، پيمانهاي جديد كاري، مالياتهاي زيست محيطي و مبارزات گروههاي مردمي مي تواند صورت پذيرد. آقاي هرمن دالي اقتصاددان زيست محيطي اشاره مي كند كه اگر بخواهيم كه صرفا رشد ميزان آلودگي جهاني، تباهي بوم شناختي و تخريب زيستگاهها را متوقف كنيم (توقف رشد ميزان و نه كاهش خود ميزان آنها كه واقعا هم ضرورت دارد ) لازم است كه طي چهار دهه آينده در عملكرد زيست محيطي فناوري هاي جاري بيست بار بهبود صورت بگيرد و لازمه اين كار آن است كه اولا كشورهاي صنعتي فورا رشد سرانه مصرف منابع خود را متوقف كنند و به كشورهاي در حال توسعه امكانات جبران عقبماندگيها را بدهند و ثانيا جمعيت جهان در طي اين دوره بيش از دو برابر نشود. به هرحال و با توجه به نكات گفته شده براي رسيدن به محيطزيستي كه بتواند نيازهاي اساسي زندگي بشر را در آينده تامين كند در نهايت بايد ارزش هاي خود را دگرگون كنيم و آنها را آينده نگر سازيم. در اقتصاد جهاني پيچيده كنوني كه يك روشن كردن ساده اتومبيل آب و هواي جهان را به طور غيرمحسوس تغيير مي دهد، فرمانهاي زندگي سالم بوم شناختي سر به صدها مي زند، اما در اين ميان قوانين و اصول ارزشي جامعه پايدار، يعني معادلهاي بوم شناختي، پايدارو ساده هستند. اين قوانين مي گويند كه هر نسل در تامين نيازهاي خود بكوشد بدون آنكه چشم انداز نسل آينده را در تامين نيازهايش به مخاطره افكند. و كلام آخر اين گفتار اين است كه فرسوده شدن بيش از حد سيستمهاي طبيعي تامين كننده نيازهاي جوامع ما نشان مي دهد كه اقتصاد جهاني براي اين زيست - كره بيش از حد بزرگ شده است و ما هم اكنون بايد بر نردبان مصرف همراه با تعادل حركت كنيم. اگر دوست داريم كه نوه هاي ما به جاي كره اي كه در اثر رفاه و ريخت و پاش ما فقير گشته است، اقليمش ظرف چند دهه به شدت دگرگون شده، هوا و آبش مسموم گشته، شمارگونه هاي موجودات زنده اش به شدت كاهش يافته و زيستگاههاي حيات وحش آن كوچك و پاره پاره شده است، كره اي را به عنوان مسكن به ارث ببرند كه زيبا و پرنعمت باشد (همانطور كه براي ما بوده و ازآن بهره برده ايم ) و امكان ديدن غروب خورشيد و گام زدن بركناره آب و ديدن آبشارها و گلستانها و مظاهر زيباي طبيعت هم براي آنها ميسر باشد، بايد در ميل مصرف تجديد نظر كنيم بدون آنكه ميل به پيشرفت و تكنولوژي تميز را رها كنيم. چه كسي يك قرن پيش فكر مي كرد كه ثروتمندترين تمدن تاريخ عبارت باشد از گسترشهاي وسيع آلودگي و انهدام منابع طبيعي، حال آنكه رضايت خاطر و سعادتمندي آنها را نيز فراهم نكرده است. دو جمله زيبا از دو دوستدار و دغدغه دار طبيعت كه هر كدام از آنها خود هزاران صفحه تفسير و تعبير دارد را عينا نقل مي كنم و از اطاله كلام مي پرهيزم. اميد كه كمي تامل در اين دو گفته مارا اندكي به انديشه و آينده نگري وا دارد. هنري دويد توريو در دفترچه يادداشت خود بركناره بركه والدن مي نويسد: ثروت انسان متناسب با آن چيزهايي است كه مي تواند به حال خودشان وا بگذارد. هيوايليتس كه شايد جمله اش زيباترين جمله اي باشد كه تاكنون در باب حفاظت از مواهب طبيعي شنيده باشم مي گويد: اگر كودكانمان را دوست داريم بايد كره زمينمان را دلسوزانه دوست بداريم و آن را متنوع و زيبا به آيندگان وانهيم تا در يك روز گرم بهاري در ده هزار سال ديگر آنها بتوانند در دريايي از علفها صلح را حس كنند، بتوانند ببينند كه زنبوري به ملاقات گلي مي آيد، بتوانند آواي يك پرنده را در آسمان بشنوند و بتوانند خوشي را در زنده بودن دريابند. محمد مكي آبادي منابع و ماخذ: * چقدر كافيست، ترجمه عبدالحسين وهاب زاده، انتشارات جهاد دانشگاهي مشهد 1374 * زيستن در محيطزيست، ترجمه دكتر مجيد مخدوم، انتشارات دانشگاه تهران 1377 * مقالات زيست محيطي روزنامه همشهري