Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801214-54351S1

Date of Document: 2002-03-05

با استقرار انضباط اجتماعي در جامعه منزلت معلمان نيزارتقا مي يابد راه هاي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان - بخش پاياني اشاره: ديروز (دوشنبه 13 اسفند) 1380 در صفحه علمي فرهنگي ( )بخش 27 اول چكيده پژوهش آقايان احد نويدي و محمود برزگر درباره راه هاي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان كه به روش مصاحبه و گفت وگو با صاحبنظران تعليم و تربيت و نيز دريافت اطلاعات از معلمان انجام شده است، به چاپ رسيد و چهار شيوه عمده براي نيل به منزلت برتر اجتماعي در ميان معلمان اعلام گرديد. امروز در بخش پاياني اين مقاله، سه راهكار ديگر و نيز خلاصه يافته ها و پيشنهادها ارائه مي شود. - 5 ايجاد تشكل هاي صنفي براي دفاع از حقوق معلمان وحريم تعليم و تربيت نتايج پژوهش حاضر نشان مي دهد كه ايجاد تشكل هاي صنفي در ميان معلمان مي تواند منزلت اجتماعي معلم را ارتقا دهددرصد 840 معلمان مورد مطالعه و تقريباهمه مصاحبه شوندگان با اين نظر موافق هستند. در صورتي كه معلمان داراي تشكل هاي صنفي باشند، مي توان انتظار داشت كه اين تشكل هااز حريم شغل معلمي دفاع كنند. چنان كه نظام پزشكي مي تواند از شغل پزشكي دفاع كند. وجود تشكل هاي صنفي در ميان معلمان، نقش آنان را توسعه مي دهدواز حالت كارمندي و الزامات محدودكننده آن، خارج مي سازد و آنها به موجودات اثرگذار در سرنوشت خود تبديل مي شوند. مصاحبه شوندگان از اين كه معلمان ايران هنوز تشكل صنفي مناسبي ندارند، اظهار تاسف كرده اند. آنان تصريح كرده اند كه تقريباهمه صنوف براي دفاع از منافع صنفي خود، متشكل شده اند، ولي معلمان كه قاعدتا بايد تشكل پيشتازباشند، مناسبي ندارند و به صورت منفعل وگاهي با احساس ياس و درماندگي در انتظار سرنوشت نامعلوم خويش هستند و اين انفعال، جايگاه و شان اجتماعي آنان را تنزل داده است. در صورتي كه معلمان تشكل صنفي نداشته آن باشند، گاه هر كسي مي تواند بدون ضوابط علمي و حرفه اي، وارد شغل معلمي شود و ديگران مي توانند بدون توجه به نظر و راي معلمان برايشان تصميم بگيرند، تصميمي كه معلمان حق چون و چرا در آن ندارند. بديهي است كه در چنين شرايطي، آموزش و پرورش از افكار و انديشه هاي كاركنان خود محروم مي شود و روزبه روز از انديشه و تدبير تهي مي شود. در نتيجه جامعه از وجود آموزش و پرورش پيشرو پويا، و سازنده آينده محروم مي شود. با آن كه وجود تشكل هاي صنفي براي دفاع از حقوق معلمان و حريم تعليم و تربيت ضروري به نظر مي رسد ووجود اين تشكل ها مي تواند منزلت اجتماعي معلم و تعليم و تربيت را ارتقادهد، با اين حال، لازم است تصريح شود كه ايجاد تشكل هاي صنفي، مستلزم فراهم كردن مقدماتي ابتدا است بايد دانست كه تشكل هاي صنفي، يك تشكل سياسي نيست. اين امر به آن معني نيست كه تشكل صنفي حق ندارد هيچ ارتباطي با حوزه سياست برقرار نمايد. بلكه به آن معني است كه چون فعاليت هر تشكل صنفي مطالبه خواسته ها و حقوق افراد يك صنف ارتباط است، آن با حوزه هاي ديگر جامعه از جمله سياست مي بايد تامين كننده منافع و خواسته هاي افراد آن باشد. به عبارت ديگريك تشكل صنفي تا آنجاكه مي تواند در متن رويدادهاي مختلف يك جامعه قرار بگيرد و با جريانات سياسي مختلف همراه باشد كه اين ارتباط در درجه اول هيچ لطمه اي را متوجه افراد صنف مذكور نسازد و در درجه دوم تامين كننده برخي از مطالبات و خواسته هاي ايشان باشد. اين نكته درجوامعي كه سياست توسعه نيافته وگرفتار فضاي سياست زده اي شده اند، اهميت دو چندان مي يابد، چه آن كه در چنين جوامعي وارد شدن تشكل هاي صنفي به جريانات سياسي و همسويي وهمراهي تام با باعث ايشان، برخورد سليقه اي و گزينشي اهالي حوزه سياست باافرادآن صنف خاص شده و دستيابي شان به منافع مطالباتشان را به پيروزي ها و شكست هاي آن جريان سياسي ونيز ميزان برخورداري آن از قدرت و حاكميت، منوطخواهد ساخت (الياسي ). 1379 نكته ديگري كه لازم است درباره تشكل هاي صنفي تصريح شود اين است كه معلمان قبل از هر چيز بايد به آگاهي صنفي و سياسي دست يابند. قبل ازآن كه معلمان درباره مشكلات خودبا جامعه ومسئولان سخن بگويند و حقوق فراموش شده خود را از جامعه و نهادهاي مسئول مانند مجلس و دولت مطالبه كنند، بايد به شناخت وضع موجود آموزش و پرورش همت گمارند، مسائل آموزش و پرورش را اولويت بندي كنند و در ميان خود به نوعي اجماع نسبي برسند. درغير اين صورت گرفتار پراكنده گويي و جزيي نگري خواهند شد وهيچ كس حرفهاي آنها را جدي نخواهد گرفت. معلمان، ابتدا بايد با هم گفت وگو كنند و به سوالاتي درباره خودشان پاسخ بگويند. براي آيا مثال، ما درك معلمان، درستي از حقوق خود آيا؟ داريم ما تحليل جامعي از وضعيت كنوني آموزش و پرورش مي توانيم ارائه؟ دهيم آيا براي مسائل و مشكلات آموزش و پرورش راه حل هاي واقع بينانه و منطقي؟ داريم آيا مي دانيم تشكل هاي صنفي معلمان از نظر ماهيت و شكل چه مشخصاتي بايد داشته؟ باشند بديهي است تا زماني كه به اين سوالات پاسخ داده نشود و يك جريان فكري قوي در ميان معلمان ايجادنشود و بحث هاي گسترده اي درباره ماهيت و شكل مناسب تشكل هاي معلمي صورت نگيرد، مقدمات لازم براي ايجاد تشكل هاي صنفي فراهم نمي شود. - 6 استقرارانضباط اجتماعي و اقتصادي در جامعه از نظريه سيستمي آموخته ايم كه آموزش و پرورش به عنوان يك تحت نظام، تاثيرنظام هاي بزرگي است كه آن را احاطه كرده اند. منزلت اجتماعي افراد وگروه ها در مقايسه با افراد و گروه هاي ديگر معنا پيدا مي كند. به عبارت ديگر، منزلت اجتماعي افراد وگروه ها با يكديگر درحال رقابت است و پيروزي هر فرد ياگروه منزلت آن را بالاتر از گروه هاي ديگر قرار دهد. با اين توضيح روشن مي شود كه وقتي در جامعه اي بي نظمي هاي اقتصادي واجتماعي وجود داشته باشد، ممكن است جايگاه گروه ها و صاحبان مشاغل به طور غيرعادي تغيير يابد و بعضي از گروه ها يا افراد بدون داشتن استحقاق درجايگاه بالاتري قرار بگيرند. اين شرايطدركشور ما حاكم بوده و بعداز انقلاب اسلامي تا حدودي تشديد شده چنان است، كه افرادي توانسته اند به ثروت ها و قدرت هاي بادآورده اي دست يافته و در ميان مردم نفوذ پيداكنند. عظيمي ( )در 1380 مصاحبه تلويزيوني كه در ششم فروردين از سيماي جمهوري اسلامي پخش شد، اظهار داشت: متاسفانه درجامعه ما توزيع درآمدو ثروت نه برابر است و نه عادلانه. يك عده به رانت ها - پول هايي كه در اثر كاركردن به دست نيامده است - دسترسي دارند و عده اي ديگر ندارند. به طوري كه درصد 10 بالاي جامعه به اندازه 20 برابردرصد 10 پايين جامعه درآمد و مصرف دارند و اين مسئله موجب مي شود كه مردم احساس تبعيض و بي عدالتي كنند. نهاونديان ( ) 1380 نيز نظر مشابهي دارد. وي اظهار داشت كه در حال حاضر كار، خلاقيت و انديشه در جامعه ما امنيت ندارد و اين نشانه بيماري اقتصادي جامعه ما به است نظر مي رسد وجود بي نظمي هاي اقتصادي و اجتماعي و به همراه آن وجود ثروت ها و موقعيت هاي بادآورده، شان اجتماعي معلمان را تنزل داده است و گروه هاي بي هويت در جايگاه بالاتر از معلمان قرار گرفته اند. به عنوان مثال، شغل آزاد كه ماهيت چندان مشخصي هم ندارد، در جامعه ما اهميت و ارزش خاصي پيدا كرده است. گاهي ديده مي شود افراد با احساس افتخار و تبختر خاص اعلام مي كنند كه در شغل آزاد اشتغال دارند. در مقابل اين افراد، كارمندان دولت وقتي كه شغل خود را اعلام مي كنند، مفاهيمي به كار مي برند و حالتي به خود مي گيرند كه ظاهرا به نظر مي رسد احساس افتخارآميزي به آنان دست نمي دهد و حتي گاهي نوعي احساس شبيه به احساس حقارت در آنها پديدار مي گردد. معلمان هم از كارمندان دولت و حتي محروم ترين آنها محسوب مي شوند. بنابراين، از راه استقرار انضباط اجتماعي و اقتصادي مي توان منزلت اجتماعي معلمان را ارتقا داد. مصاحبه شونده ها و معلمان مورد مطالعه با اين نظر موافق هستند. حدود 98 درصد معلمان مورد مطالعه و همه صاحبنظران مورد مصاحبه اعتقاد دارند كه توزيع عادلانه درآمدها و فرصت ها مي تواند منزلت اجتماعي معلمان را ارتقا دهد. - 7 افزايش كارايي نظام آموزشي از طريق اصلاح مديريت نيروي انساني شواهد موجود نشان مي دهد كه مديريت نيروي انساني در وزارت آموزش و پرورش دچار مشكلات متعدد است. صاحبنظران مورد مصاحبه اعتقاد دارند كه در آموزش و پرورش، انتصابها براساس معيارهاي علمي و تخصصي انجام نمي شود، ملاك هاي ارزشيابي مناسب نيست و حتي التزام به رعايت ملاك هاي ارزشيابي وجود ندارد، نظام شايسته سالاري برقرار نيست. توزيع فرصت ها در ميان كاركنان آموزش و پرورش عادلانه نيست. حدود 94 درصد معلمان مورد مطالعه هم اعتقاد دارند كه مديريت نيروي انساني در آموزش و پرورش مطلوب نيست و اين امر موجب شده كه منزلت اجتماعي معلمان تنزل پيدا كند، چرا كه در اثر ضعف مديريت نيروي انساني، كارايي نظام آموزشي پايين آمده است و بديهي است كه مردم بدون دليل به عاملان نظامي كه كارآمد و اثربخش نيست، احترام نمي گذارند. اصولا نظام هاي بزرگ اداري، كارايي كمي دارند. نظام آموزش و پرورش ايران خيلي متمركز و خيلي بزرگ است و پراكندگي آن هم بسيار زياد است. بنابراين امكان مديريت مطلوب فراهم نيست و كارايي نظام همواره پايين است. طبيعي است كه در چنين شرايطي شغل معلمي آسيبپذير مي شود و ارزش خود را از دست مي دهد و حتي خود نظام تعليم و تربيت از توجه به عوامل خود ( معلمان ) غافل مي شود و اين غفلت شان معلم را باز هم تنزل مي دهد. مديريت نيروي انساني شامل جذب، آموزش و نگهداشت نيروي انساني است. درباره جذب (گزينش ) و تربيت معلم قبلا به طور مفصل بحث شد. در اينجا محور بحث ما نگهداشت نيروي انساني است. ياري ( ) 1375 مي گويد: افراد بايد در مقايسه پاداش هاي خود با ديگر افراد سازمان كه مساعي مشابهي از نظر شغلي دارند، احساس عدالت كنند. در غير اين صورت، افراد احساس نابرابري كرده و سازمان رابه عنوان مجموعه اي ترسيم مي كنند كه در آن بي عدالتي و حق كشي حاكم است. بنابراين بايد رابطه روشن بين رفتار و دريافت پاداش وجود داشته باشد و كارمند بايد آن رابطه را درك كند. ادراك بي عدالتي تاثير نامطلوبي بر كاركنان مي گذارد كه ممكن است سازمان را ترك كنند يا براي كاهش بي عدالتي به كاهش مشاركت، غيبت، كار ضعيف تر، كاهش خلاقيت، ترك محل كار و يا استعفا متوسل شوند (ياري ). 1375 براساس نتايج پژوهش حاضر و شواهد پژوهشي ديگر، مي توان گفت كه استفاده مناسب از منابع موجود در نظام تعليم و تربيت، اعمال انضباط شايسته و ايجاد رابطه روشن ميان پاداش ها و عملكرد، توزيع عادلانه فرصت ها و پرهيز از اعمال تبعيض در ميان معلمان و به طور كلي ارزشيابي دقيق، علمي و منصفانه از عملكرد معلمان و تقويت شايستگان موجب مي شود كارايي نظام آموزشي بيشتر شده و در اثر آن، شان و جايگاه عاملان اصلي اين نظام، يعني معلمان ارتقا يابد. خلاصه يافته ها و پيشنهادها پژوهش حاضر نشان مي دهد كه منزلت اجتماعي معلمان تهران نسبتا پايين است. معلمان مورد مطالعه منزلت خود را پايين ارزيابي كرده اند. اكثر مصاحبه شوندگان هم اعتقاد دارند كه معلمان به ويژه در تهران، از منزلت بالايي برخوردار نيستند. براساس مجموعه نظريات معلمان مورد مطالعه و صاحبنظران تعليم و تربيت و نيز به كمك يافته هاي ساير پژوهش هاي انجام شده، راه هايي براي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان مشخص شد. راه كارهاي عمده براي ارتقاي منزلت اجتماعي معلم را به شرح زير خلاصه كرده و به عنوان پيشنهادهاي اين پژوهش به مخاطبان مربوطه ارائه مي كنيم: - 1 ارتقاي جايگاه تعليم و تربيت از طريق تغيير سياستهاي كلان كشور در جهت اولويت دادن به سرمايه گذاري در تعليم و تربيت. - 2 تامين امكانات رفاهي و رفع فقر و محروميت از زندگي معلمان. - 3 اصلاح شيوه هاي گزينش و تربيت معلم و تلاش براي جذب و پرورش معلمان شايسته و با كفايت. - 4 اجراي سياست تمركززدايي و فراهم كردن زمينه مشاركت همه جانبه معلمان در آموزش و پرورش. - 5 ايجاد تشكل هاي صنفي براي دفاع از حقوق معلمان و حريم تعليم و تربيت. - 6 استقرار انضباط اجتماعي و اقتصادي و برقراري عدالت اجتماعي. - 7 افزايش كارايي نظام آموزشي از طريق اصلاح مديريت نيروي انساني و استقرار نظام شايسته سالاري. - 8 سخت كوشي و تلاش مسئولانه معلمان براي افزايش دانش تخصص، انگيزش، مناعت طبع و ساير صلاحيت هاي حرفه اي و در عين حال، پرهيز آنان از كم كاري، فرار از مسئوليت، مظلوم نمايي و تحريك حس ترحم ديگران.