Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801214-54350S4

Date of Document: 2002-03-05

پيوند با خانواده; هنر توانبخشي پوياست خانواده اولين و مهمترين كانون شكل گيري و رشد شخصيت كودك محسوب مي شود، اين قاعده اي است كه در هيچ فرهنگ و آئيني قابل تحريف و انكار نيست. فرشته معصومي كه ذات پاكش همچون لوح سفيدي در اختيار والدين قرار مي گيرد، آماده است تا خوبيها و بديها را آنچنان كه به او ارائه مي شود بي هيچ كم و كاستي بپذيرد و در مواجهه با آينده اي مملو از مجهولات از آموخته هاي خود بهره گيرد. اگر به وي محبت كنيم، به خواسته هايش احترام بگذاريم و او را همراهي نمائيم، احساس امنيت و اتكا به نفس همچون مشعلي تابنده، مسيرهاي نيل به موفقيت را در نظر وي روشن خواهد ساخت، اما چنانچه به هر دليل نتوانيم فرزند دلبندمان را بپذيريم و به او عشق بورزيم، عشق ورزيدن، اعتماد كردن، كسب استقلال را نخواهد آموخت. كودكان معلول با شرايطي دست به گريبانند كه با انتظارات پدر و مادر، خواهر و برادر و به طور كلي اجتماع پيرامون آنها مغاير است. اما به هر جهت محصول ارزنده خلقت را نمي توان محو بايد نمود او را پذيرفت و به او فرصت داد تا خود را به اثبات برساند چرا كه او نيز انسانيست برخوردار از حق زيستن و انتخاب جامعه پذيري كردن افراد معلول در وهله نخست در گرو آگاه سازي خانواده هاست. از پدر و مادري كه بواسطه داشتن فرزند معلول، در مهلكه ياس و افسردگي دست و پا مي زنند، نمي توان انتظار داشت تا با كسب شناخت صحيح نسبت به معلوليت كودك او را در جهت درك قابليتهاي خويش ياري دهند. ضعف و رخوت رواني والدين زماني افزايش مي يابد كه ساير فرزندان نيز در پذيرش محدوديتهاي عضو معلول خانواده با دشواري مواجه باشند. رنج مضاعف ناشي از اين ناآگاهي نيز به ويژه بر دوش فرزند معلول خواهد بود. بسياري از اين دسته خانواده ها حتي از ثبت نام اين كودكان در مدارس استثنايي و مراكز توانبخشي اجتناب مي ورزند، چرا كه اساسا به قابليتهاي فكري و اجتماعي آنان هيچ گونه اعتمادي ندارند. فقدان انگيزه كافي در اكثريت والدين دانش آموزان معلول جهت پيگيري مشكلات در مدارس نيز ناشي از همين است. اينجاست كه توانبخشي پويا هنر خويش را نمايان مي سازد. هنگامي كه خانواده را با رنجها و آلامش تنها نمي گذارد، انجام مشاوره روانشناختي با خانواده هاي داراي فرزندان معلول در مراكز تحت پوشش سازمان بهزيستي و آموزش و پرورش استثنايي تا به حال تنها منحصر به آن دسته از والديني بوده است كه با درك اهميت كسب آگاهي در خصوص ويژگي هاي رواني و عاطفي فرزندان خويش به طور خودانگيخته در اين راه قدم برداشته و با مراجعه مستمر به مراكز آموزشي و توانبخشي مسائل و مشكلات خويش را با مربيان در ميان نهاده و در جريان فعاليت هاي تربيتي و بازپروري قرار اما گرفته اند واقع امر اين است كه اين عده تنها درصد اندكي از خانواده هاي داراي فرزندان معلول را تشكيل با مي دهند اين وصف نتايج تلاشهاي مربيان آموزش و پرورش و توانبخشي افراد داراي معلوليتهاي مختلف صرفا در مراكز آموزشي و در ساعات درس نمود خواهد داشت، حال آنكه اثر بخشي كار معلمان و متخصصان اين حوزه از تعليم و تربيت منوط به آن است كه كودكان معلول بتوانند در سايه برخورداري از مهر و محبت و همياري والدين آگاه به تكامل آموخته هاي خود در محيط خانواده مبادرت بحث ورزند و گفت وگو، ارتباط مداوم مربيان و مشاوران شاغل به كار در مراكز آموزشي و توانبخشي معلولان با والدين و آشنا ساختن آنان با قابليتها و ويژگي هاي شخصيتي اين دسته از كودكان و نوجوانان، معرفي الگوهاي موفق معلولان به خانواده ها و دعوت از آنها جهت سخنراني و گفت وگو در جمع اولياء و مربيان، آشنا ساختن والدين با روند فعاليت هاي آموزشي و توانبخشي افراد معلول مي تواند به صورت حضور مستقيم آنان در كلاسهاي درس و در قالب تهيه فيلمهاي آموزشي صورت گيرد. حتي تشويق خانواده ها در ايفاي بخشي از اين مسئوليتها و عهده دار شدن پاره اي از مسئوليتهاي مربيان آموزشي همگي از جمله مهمترين اقداماتي به شمار مي روند كه مي توانند والدين و ساير اعضاي خانواده داراي فرزند معلول را عملا در مدار فعال و پوياي توانبخشي قرار دهند. فراموش نكنيم كه آگاه سازي خانواده ها وظيفه ماست و آنچه موجب پويايي و اثربخشي هرچه بيشتر فعاليتهاي بازپروري فكري و جسمي معلولان خواهد بود، اهتمام مربيان و مسئولان امر در جهت پيگيري نتايج اين تلاشها در محيط خانواده و ساير عرصه هايي است كه مناسبات فرد معلول در آنها شكل مي گيرند. علي خواجه حسيني / كارشناس ارشد روانشناسي