Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801213-54344S1

Date of Document: 2002-03-04

به سبكي خاص مقيد نيستم گفت وگو با تاجبخش فناييان نويسنده و كارگردان نمايش كمپيرك جادو سبك نمايش كمپيرك جادو متكي بر مضامين كلي است و اجزاء در دل كليت ديده مي شوند و بخودي خود مورد تجزيه و تحليل و كالبدشكافي قرار نمي گيرند. زبان اين نوع از نمايش، شاعرانه است، پس ريتم و موسيقي برگويش و حركات و تمامي عناصر آن غالب است * شما در مصاحبه اي گفته ايد، سبك نمايش كمپيرك جادو در استمرار نمايش دژهوش ربا است، كه چهارسال پيش اجرا كرده ايد. ممكن است در اين خصوص توضيح بيشتري؟ بدهيد - بايد سعي كنم در اين باره توضيح فشرده و گويايي ارائه كنم، زيرا سبك اين دو نمايش و نمايش هايي كه احتمالا بعدها كار خواهد شد، متكي بر پشتوانه اي تئوريك است كه خلاصه اش در بروشور نمايش دژهوش ربا آمده است، اصل اين تئوري را در قالب مقاله اي در همايش بين المللي هنر ايران زمين كه در دانشگاه استراسبورگ فرانسه برگزار شد قرائت كردم كه مورد توجه اهل نظر هم قرار گرفت. بطور فشرده اين سبك متكي بر مضامين كلي است و اجزاء در دل كليت ديده مي شوند و بخودي خود مورد تجزيه و تحليل و كالبد شكافي قرار نمي گيرند. زبان اين نوع از نمايش، شاعرانه است، پس ريتم و موسيقي برگويش و حركات و تمامي عناصر آن غالب است. صحنه و دكور، انتزاعي است، لباس فضايي افسانه اي را تداعي مي كند و متعلق به زمان و مكان خاصي نيست. اشخاص نمايش از ويژگيهاي شخصيت در نمايش هاي رئاليستي دور هستند، بدين معني كه بجاي نقاط افتراق، نقاط اشتراك شخص با ديگران مدنظر است. زبان، رفتار و اشياء، همگي بياني استعاري - تمثيلي و نمادين دارند. حكايت و قصه شالوده اين نوع از نمايش است و قواعد ارسطويي از قبيل مقدمه، گره افكني، تعليق، كشمكش، گره گشايي و نتيجه برآن حاكم است. بنابراين نمايش هايي كه تحت عنوان نمايش هاي ايراني و ملي، تنها به موسيقي و رقص مي پردازند و فاقد قصه و ساختار دراماتيك هستند، بيشتر جلب تماشاگر خاص و تامين گيشه را مدنظر دارند و قواعد نمايش ايراني را بطور كامل رعايت نمي كنند. * آيا قصد داريد پس از اين در همين سبك و قالب كار؟ كنيد - سبكها تابع مضامينند، من هم هرگز نخواسته و نمي خواهم، افكار و احساسات خود را در محدوده مضاميني خاص زنداني كنم، پس در محدوده سبكي خاص هم گرفتار نخواهم شد. به عنوان مثال موضوع نمايشنامه نصف شب است ديگر دكتر شوايتزر كه دو سال پيش از اين اجرا كردم، سخت مرا مجذوب خود كرد، اين نمايش كاملا رئاليستي است: اشخاص، فضا، واژگان و... موضوع نمايش هم واقعي است و همه از آن اطلاع دارند. اين نمايش را نمي توان براساس سبكهاي نمايش شرق يا هنر ايران - كه مبتني بر ديدگاه هاي خاص عرفاني است - اجرا كرد، يا نمايشنامه هاي ليرشاه تاجر، ونيزي كه ساختار كلاسيك دارند، قاعدتا در اجراي آنها هم مي بايستي اصول و قواعد كلاسيسم را رعايت كرد. از اين پس هم ممكن است نمايشي با موضوعي ديگر و سبكي ديگر نظر مرا جلب كند، من خود را مقيد به سبكي خاص نمي كنم، اما سعي دارم قواعد سبكهاي گوناگون را بشناسم تا بسته به مضامين متفاوت، بتوانم اجراي مناسبي داشته باشم. * آيا از كيفيت پشتيباني در جشنواره تئاتر فجر راضي ؟ بوديد - جشنواره تئاتر فجر، برنامه هاي گسترده اي دارد و امكاناتي نسبتا اندك. از نظر سالن نمايش، تمام موجودي شهر تهران كه بكارگرفته شود باز تعداد سالن هاي نمايش از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي كند. اما در همين سالن هاي معدود صدها نمايش از تهران، شهرستانها و اخيرا از اقصي نقاط جهان! قرار است اجرا شود. كاركنان كارگاههاي دكور و لباس و آكساسوار، شبانه روز هم كه كار كنند، ملزومات هر نمايشي را حداكثر در دقايق آخر، به گروه تحويل مي دهند، بويژه اگر نمايش پرجمعيت هم باشد مشكل مضاعف خواهد بود. سالن اجرا، همان روز نمايش يعني فقط چند ساعت در اختيار شماست، نه حتي يكروز پيش از آن. در اين چند ساعت شما فرصت داريد تا دكور را نصب نور كنيد، را طراحي و تنظيم كنيد، ميزانسن ها را با صفحه نمايش منطبق كنيد، موسيقي را حداقل تست كنيد، لباس را در تن بازيگران پرو كنيد و... نمي رسيد حتي براي يكبار نمايش را روي صحنه موردنظر تمرين كنيد. من خودم گاهي پس از اجراي نمايش با اين جمله برخورد كرده ام كه: از تو انتظار بيشتري مي رفت. اين انتظار بيشتر از كجا بوجود آمده؟ است از كيفيت نمايش در اجراهاي عمومي، كه در اثناي آن، وقت كافي براي آداپته كردن مجموعه عناصر با صحنه نمايش وجود داشته است. اجراي نمايش كمپيرك جادو در جشنواره هم از اين قاعده مستثني نيست. * نمايش كمپيرك جادو چه مشكلي از مشكلات امروز را حل ؟ مي كند - تئاتر در پي حل مشكلات روزمره نيست. طرح و حل مشكلات روزمره كار روزنامه هاست و مراكزي كه به امور روزمره مردم رسيدگي مي كنند، اصولا تئاتري كه مضمونش محدود به زبان و مكان خاصي مي شود و از پوسته ظاهري خود خارج نمي شود و مفهومي عميق و ماندگارتر را تداعي نمي كند، تئاتري تاريخ مصرف دار توقف است در محدوده كار هنرمند نيست. ظاهر آنچه پيرامون ما مي گذرد، در نظر هيچ كس پوشيده نيست. اصولا كار هنرمند پرداختن به مضامين است كه دربطن روابط و خصايل انسانها، حضوري تعيين كننده و هميشگي دارد. راز ماندگاري حكايات مثنوي معنوي نيز در همين است. اين حكايات رازي را فاش مي سازند كه مي تواند ديدگاه انسان را نسبت به خود، همنوعان خود، جهان و هستي تغيير دهد، به نظر رسالت من، هنر در ايجاد چنين تغييراتي است. * آيا زمان و مكان اجراي عمومي نمايش كمپيرك جادو مشخص شده؟ است - مكان اجرا، همان تالار وحدت است. در خصوص زمان نمايش، با مسئولين مركز هنرهاي نمايشي توافق كرده ايم كه اواخر ارديبهشت ماه اجراي عمومي آن آغاز شود. اميدوارم همين طور هم بشود.