Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801213-54342S7

Date of Document: 2002-03-04

مردم احزاب و گروههاي سياسي بايد توجه داشته باشند كه تا ابد نمي توانند نمايندگي همه طبقه هاي اجتماعي را در يك زمان واحد داشته باشند اشاره: انگيزه نوشتن اين مطلب هنگامي بيشتر شد كه سخنگوي يكي از احزاب سياسي براي چندمين بار خواست ها و سليقه هاي خود را از زبان مردم نقل كرد و روزنامه ها از آن تيتر اول ساختند. بررسي اخبار، گزارش ها، تفسيرها و تحليل هاي رسانه هاي گروهي در ايران به ويژه آن رسانه هايي كه جنبه حزبي بيشتري دارند نشان مي دهد كه يك ميل عمومي در ميان شخصيت هاي سياسي وجود دارد كه مردم را مترادف با حزب خود بدانند و اصرار عجيبي دارند كه داوري هاي خود را همان داوري هاي مردم بدانند. محمدصادق جنان صفت رقابت سياسي در داخل مرزهاي ايران زمين و ميان ساكنان اين مرز و بوم در شرايط حاضر ويژگي هايي دارد كه با توجه به موضوع اين نوشته، برخي از آنها را يادآور مي شويم: الف - رقابت سياسي در سرزمين ايران در شرايط حاضر ميان احزاب، جمعيت ها، گروهها و افراد سياسي صورت مي پذيرد كه قدرت كم يا زياد خود را در عرصه هاي مختلف از انقلاب اسلامي كسب كرده اند. پيكار براي كسب، حفظ و يا توسعه قدرت سياسي در شرايط ايران امروز، توسط احزابي انجام مي شود كه معتقد به نظام جمهوري اسلامي هستند و به قول موريس دوورژه نويسنده فرانسوي مبارزه آنها در چارچوب رژيم بررسي است حتي از سراشاره نشان مي دهد حتي سرسخت ترين افراد احزاب، جمعيت ها و گروههاي سياسي كه هنوز نتوانسته يا نخواسته و يا پذيرفته نشده اند كه به يكي از دو جناح پرقدرت سياسي در ايران ملحق شوند، همواره اعتراف كرده اند كه مبارزه آنها براي كسب قدرت درچارچوب رژيم موجود، قانون اساسي و الزامهاي برخاسته از اين قانون است. ب - پيكار سياسي در ايران، در قالب تشكل هاي سياسي شناخته شده - حزب، جمعيت و گروه - داراي شناسنامه و به رسميت شناخته شده توسط نهادهاي ذيربطعمري كوتاه دارد و به شكل تند آن تنها به يك دهه اخير برمي گردد. به طوري كه به جز جمعيت موتلفه اسلامي كه سابقه تاسيس آن به عنوان يك حزب سياسي پيش از انقلاب اسلامي صورت پذيرفته، بقيه گروهها و احزاب پس از 1357 تاسيس شده اند. جبهه مشاركت اسلامي به مثابه قدرتمندترين حزب حاكم كه در حال حاضر اكثريت مجلس قانونگذاري را در اختيار دارد و در هيات دولت نيز داراي نفوذ قابل توجه است تنها پس از 1376 تاسيس شده است. سازمان مجاهدين انقلاب كه از نظر انسجام تشكيلاتي درميان رهبران خود اشتهار دارد، به شكل فعلي آن در سالهاي پس از جنگ اعلام موجوديت كرده است. حزب كارگزاران سازندگي كه اعضاي اصلي آن بالاترين نفوذ را در دولت هاي پس از جنگ به ويژه تا 1376 داشتند تنها در سال هاي اخير توانسته است به شكل فعلي وارد مبارزه سياسي شود. جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، جامعه اسلامي مهندسين، حزب همبستگي، حزب اسلامي كار، جمعيت دفاع از دوم خرداد و احزاب و تشكل هاي كوچكتر نيز در سالهاي اخير متولد شده اند. ج - پيكار سياسي در ايران در حالي كه روي صحنه آن بسيار ساده نمايش داده مي شود، پشت پرده اي پيچيده و مبهم دارد. اين وضعيت را مي توان از ناشناخته بودن نسبي رفتارهاي سياسي احزاب، جمعيت ها و گروههاي سياسي حاكم كه در رقابت سياسي حضور دارند احساس كرد، به طوري كه پيش بيني رفتارهاي آتي پيكار كنندگان سياسي در ايران براي ناظران آگاه سياسي در سطوح مختلف دشوار است. د - پيكار سياسي در ايران امروز در شرايطي صورت مي پذيرد و جريان دارد كه هزينه هاي آن عموما بسيار گزاف و فايده هاي آن نامطمئن و پرمخاطره است. اين وضعيت موجب شده است تا ورود به اين ميدان براي بسياري از علاقه مندان به پيكار سياسي به سختي صورت پذيرد. هزينه هاي مادي و معنوي بالايي كه ورود به اين پيكارها دارد، موجب شده است جمعيت ها احزاب، و گروههاي سياسي كه سرمايه خود را از انقلاب اسلامي انباشت كرده اند در عرصه پيكار باقي بمانند و نوعي انحصار نيز ايجاد شده است. _ه - بيان هدف هاي كلي در مسير مبارزه سياسي و كسب قدرت در ايران ميان احزاب، گروهها و جمعيت هاي سياسي قدرتمند و حاكم يك اصل شده است. آرمانهايي چون دفاع از سرزمين، دفاع از كيان دين، حفظ و گسترش ارزشهاي اسلامي و انقلابي، مبارزه براي رفع فقر و مبارزه محروميت، براي آزادي و عدالت اجتماعي، پيكار براي توسعه اقتصادي، سياسي، ظلم ستيزي و مبارزه با قدرتمندان جهان، دفاع از مسلمين جهان، دفاع براي بسط آزادي بيان و آزادي هاي سياسي و... در ميان احزاب، گروهها و جمعيت هاي قدرتمند فعلي همواره وجود داشته اما است احزاب و افراد سياسي در كشور هنوز در تئوريزه كردن آرمانهاي خود و ملموس و كمي كردن آنها توفيق زيادي نداشته اند. اين وضعيت موجب نوعي گنگي و سردرگمي در ميان افكار عمومي شده است. فراطبقاتي كارشناسان و ناظران آگاه سياسي معتقدند فراطبقاتي نشان دادن خود از سوي احزاب، جمعيت ها و گروههاي سياسي قدرتمند و موجود برجسته ترين ويژگي آنها است. پيكارگران عرصه سياست در ايران امروز هرگز فاش نكرده اند كه نمايندگي كدام طبقه اجتماعي در ايران را برعهده دارند و ياران و همرزمان خودرا از ميان كدام اقشار برگزيده اند. بررسي بيانيه هاي رسمي، موضعگيريهاي مقطعي رهبران احزاب، گروهها و جمعيت هاي قدرتمند امروز هرگز نشانه هايي از اين معني را به افكار عمومي منتقل آيا نمي كند سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي به عنوان پرسابقه ترين و منسجم ترين تشكيلات سياسي منتسب به جناح سياسي چپ تاكنون به صورت آشكار بيان كرده است كه به طور مثال قصد دارد نمايندگي طبقه متوسط جامعه را برعهده؟ بگيرد آيا حزب مشاركت اسلامي به عنوان قويترين حزب كه در مجلس قانونگذاري كشور اكثريت را دارد، حاضر شده است در دو كنگره برگزار شده به صورت آشكار فاش سازد كه منافع طبقاتي كدام گروه را نمايندگي؟ مي كند آيا مجمع روحانيون مبارز به عنوان تشكيلاتي قدرتمند در جمع روحانيون حاكم حاضرند بيان كنند كه چرا خود را مهمترين تشكيلات جناح چپ مي دانند و اصولا چرا خود را در اين طيف طبقه بندي ؟ مي كنند آيا جمعيت موتلفه اسلامي كه مشهور است موسسان آن عموما از تجار سنتي بازار تهران هستند و خود را پرسابقه ترين حزب سياسي كشور مي دانند، حاضر به قبول و اعلام نمايندگي صاحبان سرمايه - دست كم تجار سنتي -؟ هستند جامعه اسلامي مهندسين كه تشكلي ازتكنوكرات هاي جاي گرفته در طيف سياسي راست هستند، چرا با صداي رسا نمي گويند كه نماينده تحصيل كردگان و تكنوكرات هاي جامعه؟ هستند حزب كارگزاران سازندگي كه روزگاري مشهور شده بود نمايندگي صاحبان سرمايه در بخش صنعت را بر عهده دارد و يك حزب مدعي ساماندهي طبقه متوسط بود نيز كمتر حاضر شده است اين را با صراحت اعلام كند. رويكرد به مردم چرا احزاب و گروههاي سياسي كه در ايران براي كسب، حفظ وتوسعه قدرت مبارزه مي كنند ناچار هستند خود را طرفدار مردم به صورت عام؟ بدانند واقعيت اين است كه قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي ايران - با وجود برخي نقاط مورد اختلاف و نسبتا ناروشن در اصول اقتصادي كه مورد توجه و پذيرش اكثريت پيكارگران سياسي ساكن در اين سرزمين است - از نظر رويكرد به مردم و اصالت دادن به راي آنها قاطع ومحكم است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، شكل و ماهيت مجلس قانونگذاري را ناشي از آراء مردم مي داند. كساني كه قصد ورود به مجلس قانونگذاري ايران را دارند، حتي با وجود برخي محدوديت هايي كه ايجاد شده است، ناچار هستند اعتماد مردم و آراء آنها را كسب كنند. رئيس قوه مجريه به عنوان بالاترين مقام سياسي كشور براي دستيابي به رياست جمهوري طبق قانون اساسي بايد با رقباي خود مبارزه كرده و در معرض داوري مردم قرار گيرد تا پس از كسب آراء بيشتر، بتواند به اين سمت برسد. اكنون و در شرايطي كه مشخص شده است شوراهاي شهر و روستا منشا قدرت و اعمال نفوذ هستند و منتخبان بايد راي مردم را به دست آورند، وضعيت تازه اي ايجاد شده است. به اين ترتيب پيكارگران عرصه قدرت سياسي در ايران كه پذيرش قانون اساسي را شرط اول براي ورود به اين صحنه پيدا كرده اند در شرايطي قرار گرفته اند كه -حتي شايد بر خلاف تفكر و فلسفه سياسي خود - به اصالت آراء مردم اعتراف كنند و تلاش كنند تاخود را نماينده مردم بدانند. مردم، مردم، مردم الزامهاي قانون اساسي و مشي و عملكرد بنيانگذار فقيد انقلاب اسلامي از سويي و شرايط جهاني و واقعيت هاي موجود در دنياي امروز به ويژه كشورهاي قدرتمند و مرفه از طرف ديگر موجب شده است، پيكاركنندگان سياسي در ايران كنوني، در بيانيه ها، صحبت ها و سخنراني ها و در موضعگيري هاي خود بر صفت مردمي بودن آنها تاكيد كنند. نگاهي حتي از سر اشاره به سخنراني هاي رهبران احزاب، جمعيت ها و گروههاي سياسي فعال در كشور نشان مي دهد كه آنها هرگز بدون اتكا به مردم چيزي نمي گويند: مردم ستون پنجم در كشور را مي شناسند، مردم مي دانند كه خائن ها وجاسوس ها چه كساني هستند، مردم اجازه نمي دهند طرفداران آمريكا فعال مايشاء باشند، مردم خواستار ستيز با ضد ارزشها هستند، مردم اصلاح طلبان واقعي را از اصلاح طلبان آمريكايي شناسايي مي كنند و... آنچه كه دربالا آمده، گوشه كوچكي از سخنان و داوري كساني است كه به خود اجازه مي دهند از زبان مردم سخن بگويند، بدون اينكه درباره آنها نظرسنجي صورت پذيرفته باشد. سخن گفتن از زبان مردم و به جاي مردم و به كام حزب و گروه خود در ايران امروز يك عمل شايع است. همه احزاب، گروهها و جمعيت هاي سياسي كشور به ويژه منتقدان كنوني دولت عادت كرده اند خواست ها و آرزوهاي خود را از زبان مردم جاري كنند. چنين وضعيتي در كمتر كشوري در دنيا وجود در دارد عرف سياسي، هر حزب، جمعيت و گروه سياسي طرفداران مشخصي دارد كه تعداد آنها را مي توان بر اساس آخرين راي گيري مهم تخمين زد. احزاب و گروههاي سياسي بايد عادت كنندكه در صدور بيانيه ها، اعلام مواضع حزب، سخنراني ها تنها از زبان طرفداران خود سخن بگويند. انصاف، ادب و خرد سياسي حكم مي كند كه رهبران احزاب وگروههاي سياسي هر آنچه را كه مطابق سليقه خود است را خواست و سليقه مردم تلقي نكرده و در چارچوب ميزان آرايي كه دارد سخن بگويد. آن دسته از رهبران احزاب وگروههاي سياسي كه عادت كرده اند سليقه هاي سياسي و خواستهاي خود را همواره از جانب و از زبان مردم بيان كنند به مرور دچار خطايي پنهان مي شوند كه در مقاطع خاص ممكن است آنها را گمراه كند. ديده شده است كه در چند سال اخير برخي احزاب و گروههاي سياسي كه با استفاده از تريبون هاي عمومي كه به آساني به دست آورده اند گونه اي سخن گفته اند كه خودشان نيز باورشان شده است و زماني پي برده اند كه به خطا رفته اند كه در يك انتخابات مهم آراء مردم را همراه خود نديده اند. مشخص و آشكار مردم يك مفهوم كلي است و مردم ايران نيز همين گونه است. مردم ايران ساكنان اين كشور هستند كه در منافع ملي اشتراك دارند. حفظ ميهن، حفظ آب و خاك، دفاع از فرهنگ و تمدن، تلاش جمعي براي عقب نماندن از ساير ملل، دفاع از ارزشهاي ديني و ميهني و... منافع مشترك مردم ايران است. اما مردم ايران علاوه بر منافع ملي مشترك، به گروهها و طبقات قومي، اقتصادي، اجتماعي نيز تقسيم بندي شده اند و از اين واقعيت نمي توان فرار كرد. هر گروه و طبقه اجتماعي و اقتصادي مردم ايران منافع خاص خود را نيز دارند كه لزوما با برخي منافع گروههاي ديگر اجتماعي سازگار نيست. تلاش براي كاهش ناسازگاري ها و حل عقلايي مشكلات برخاسته از منافع ناسازگار ممكن است، اما برطرف كردن كلي آن ناممكن است. به طور مثال منافع كارگران كارخانه هاي صنعتي گاه با منافع صاحبان كارخانه ها ناسازگار است. كارگران در هر جامعه اي مي خواهند دستمزدهاي بالاتري كسب كنند و كارفرمايان با محدوديت پرداخت مواجه هستند. منافع برنجكاران تهيدست ساكن در استان هاي گيلان و مازندران در همه موارد با منافع بازرگانان برنج سازگار نيست. حتي منافع گندمكاران خرده پاي ساكن سيستان و بلوچستان با منافع تهيدستان شهري سازگار نيست. به اين ترتيب بايد اين واقعيت را جدي گرفت. در چنين شرايطي است كه احزاب و گروههاي سياسي بايد توجه داشته باشند كه تا ابد نمي توانند نمايندگي همه طبقه هاي اجتماعي را در يك زمان واحد داشته باشند. تصور اينكه يك حزب سياسي در يك زمان واحد بتواند به صورت واقعي منافع كارگران و كارفرمايان را مورد توجه قرار دهد يك تصور واهي است. به همين دليل پيكار كنندگان عرصه سياست در ايران نمي توانند تا ابد به جاي نشان دادن رفتار سياسي معطوف به عقلانيت و منطق بازي سياسي منطبق بر هيجان و احساس را در دستور كار قرار دهند. جامعه ايراني به دليل ويژگي تركيب سني كه دارد جامعه اي بالنده است و با توجه به تعدد و گوناگوني وسايل ارتباط جمعي حتما دامنه و ژرفاي آگاهي هاي خود را در عرصه هاي مختلف از جمله مسائل سياسي افزايش مي دهد و نمي پذيرد كه با مفهوم كلي مردم در خدمت اهداف احزاب و گروههاي سياسي قرار گيرد.