Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801213-54333S1

Date of Document: 2002-03-04

راه هاي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان اشاره; مطالبي كه پيش رو داريد حاصل پژوهشي است كه در سال 1380 با عنوان راه هاي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان انجام شده است. نظر به مباحث مطرح شده درباره معلمان در ماه هاي اخير، به نظر مي رسد كه مطالعه چكيده اين پژوهش براي خوانندگان همشهري مفيد باشد. با هم مي خوانيم. *** به نظر مي رسد كه براي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان يك راه اساسي و چندين راه فرعي وجود دارد. راه اصلي روي آوردن به منابع انساني و اولويت دادن به سرمايه گذاري در تعليم و تربيت است. بدون ترديد مي توان گفت در صورتي كه به منابع انساني اهميت داده شود و سرمايه گذاري در تعليم و تربيت در ميان ساير گزينه هاي سرمايه گذاري اولويت يابد، آن گاه سياست هاي كلان كشور تغيير مي يابد، نتايج كار معلمان براي جامعه توجيه مي شود، حساسيت نقش معلم در توسعه كشور و فناوري به درستي تبيين مي شود، فقر و محروميت از زندگي معلمان رفع مي شود، شيوه هاي جذب و تربيت معلم اصلاح مي شود، مديريت آموزش و پرورش بهبود مي يابد و در نتيجه، منزلت اجتماعي معلمان ارتقا مي يابد. - 1 ارتقاي جايگاه تعليم و تربيت از طريق تغيير سياست هاي كلان كشور همه مصاحبه شوندگان در اين پژوهش كه اكثريت آنان را صاحبنظران تعليم و تربيت ايران تشكيل مي دهند، تاكيد كرده اند كه براي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان، لازم است سياست هاي كلان كشور در جهت اهميت دادن به توسعه منابع انساني و اولويت دادن به سرمايه گذاري در تعليم و تربيت، تغيير يابد. حدود 90 درصد معلمان مورد مطالعه هم همين نظر را دارند و بر اين باورند كه بدون تغيير سياست هاي كلان كشور و اولويت دادن به سرمايه گذاري در آموزش و پرورش، منزلت اجتماعي معلمان ارتقا نمي يابد. با وجود اين شواهد و دلايل منطقي، ديگر ترديدي باقي نمي ماند كه راه اصلي ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان، ارتقاي جايگاه تعليم و تربيت در جامعه است، چرا كه بدون شناخت اهميت آموزش و پرورش، نقش حساس عامل اصلي آن (معلم ) به درستي درك نخواهد بديهي شد است كه ارتقاي جايگاه تعليم و تربيت صرفا از طريق تغيير سياست هاي كلان كشور امكان پذير است و براي تغيير سياست هاي كشور، ابتدا بايد سياست گذاران ما باور داشته باشند كه تعليم و تربيت كليد پيشرفت كشور است. اين سخن شعار صرف نيست و حداقل در چند كشور پيشرفته از جمله ژاپن، به واقعيت پيوسته است. وقتي كه اين باور قلبي به وجود آمد، آن گاه سياست هاي كلان كشور تغيير مي يابد، به منابع انساني اهميت داده مي شود، به تعليم و تربيت در ميان ساير گزينه هاي سرمايه گذاري اولويت داده مي شود، نتايج كارمعلمان براي جامعه توجيه مي شود و حساسيت نقش معلم در توسعه كشور و فناوري به درستي تبيين مي شود، نگرش و تصورات غلط مسئولان و مردم در خصوص نسبت دادن نقش مصرف كننده به آموزش و پرورش اصلاح مي شود و نقش توليدي نظام آموزشي به رسميت شناخته مي شود. در اين صورت، با تمام وجود درمي يابيم كه با ارزش ترين سرمايه هاي كشور در اختيار معلمان است و آينده كشور هم به ايفاي نقش اين گروه وابسته است. وقتي كه اهميت و حساسيت نقش معلم براي مسئولان سياسي و مردم آشكار شد و آنان به اين امر ايمان آوردند، آن گاه قدر و منزلت معلمان در جامعه بالا مي رود. - 2 تامين امكانات رفاهي و رفع فقر و محروميت از زندگي معلمان زماني كه منزلت اجتماعي معلمان مطرح مي شود، وضعيت معيشتي و حقوق و دستمزد آنان تداعي مي شود. مي توان گفت كه ميزان حقوق و دستمزد فرد در هر سمتي، تا حدودي بيانگر ارزش و جايگاهي است كه جامعه براي آن شغل قايل است. از طريق مطالعه پيشينه موضوع درمي يابيم كه منزلت اجتماعي معلمان از وضعيت معيشتي، به ويژه حقوق و دستمزد آنان به شدت متاثر مي شود. نتايج پژوهش حاضر هم از اين نظر حمايت مي كند. واقعيت اين است كه معلمان از فقر و محروميت رنج مي برند. تنها 9 درصد معلمان مورد مطالعه - صرف نظر از اينكه سرپرست خانواده بودند يا نه - اعلام كرده اند كه حقوق و مزاياي دريافتي آنان براي تامين هزينه هاي زندگي كافي است. متوسط دريافتي ماهانه معلمان مورد مطالعه 75 هزار تومان است كه در شرايط كنوني دارندگان اين درآمد، زير خط فقر قرار دارند. حتي بعضي از معلمان، هر ماه بيش از 50 هزار تومان دريافت نمي كنند و اين در حالي است كه درصد 58 نمونه آماري اظهار كرده اند كه فاقد مسكن بوده و درصد 81 آنان هم وسيله نقليه شخصي ندارند. مصاحبه شوندگان هم بيان كرده اند كه وضع معيشتي معلمان مناسب نيست، آنان همواره درباره تامين امكانات زندگي نگراني و دغدغه دارند و برطرف نشدن نيازهاي اوليه و نداشتن امنيت آنان رواني، را از پرداختن به وظايف شغلي و پيگيري نيازهاي رشدبازمي دارد. تقريبا همه مصاحبه شوندگان اعتقاد دارند كه پايين بودن جايگاه اجتماعي معلمان، از محروميت آنان از امكانات رفاهي و تسهيلات زندگي ناشي مي شود 95 حدود درصد معلمان مورد مطالعه نيز اعتقاد دارند كه از راه تامين رفاه و رفع فقر و محروميت از زندگي معلمان مي توان منزلت اجتماعي آنان را ارتقا داد. علاوه بر نتايج پژوهش حاضر، شواهد ديگري نيز نشان مي دهد كه وضعيت معيشتي معلمان ايران رضايت بخش نيست. بهترين شاهد اين مدعا سند برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشور است. در فصل دهم اين سند، در بخش نقاط ضعف، تنگناها و مشكلات، اشاره شده كه به منزلت و معيشت معلمان توجه كافي نشده و در آنان انگيزه كافي براي خدمت وجود ندارد (سند برنامه سوم ص ). واقعيت 325 اين است كه بسياري از معلمان در زير خط فقر زندگي مي كنند. اكثر آنان يا بيشتر از يك نوبت كار مي كنند يا علاوه برساعات موظف، به تدريس در مدارس غيرانتفاعي، آموزشگاه ها و يا تدريس خصوصي مشغول مي شوند تا بتوانند امرار معاش كنند. فراوانند معلماني كه به كارهايي چون مسافركشي، فروشندگي، حسابداري، واسطه گري و ديگر مشاغلي كه دور از شان رفيع معلمي است مشغولند. (حضرتي ). 1379 در شرايط حاضر، وضعيت معيشتي و رفاهي فرهنگيان از دو جهت ضربات جبران ناپذيري بر آموزش و پرورش وارد مي سازد; اول آن كه انگيزه و حتي امكان فعاليت همه جانبه، متعهدانه و ايثارگرانه را از نيروهاي موجود آموزش و پرورش سلب مي كند و علاوه بر ايجاد نااميدي و دلسردي ممكن است، آنان را به فعاليت هاي ديگري وادار نمايد كه در نتيجه آنها، مشكلات ديگري چون تحقير يا فساد را نيز تجربه كنند. ضربه دوم كاهش و حتي از ميان رفتن انگيزه افراد مستعد و با كفايت در پيوستن به اين بخش زيربنايي و انسان ساز جامعه است (شاهد). بنابر 1379 اين تامين رفاه و رفع فقر و محروميت از زندگي معلمان ضرورت دارد. - 3 اصلاح شيوه هاي تامين و تربيت معلم (جذب و پرورش معلمان شايسته و با كفايت ) زيباترين طرح اصلاح و بازسازي نظام آموزشي در صورتي كه معلم به تعداد كافي و با كيفيت مطلوب در اختيار نباشد، با شكست روبه رو خواهد شد ( پياژه به نقل از صافي ). 1376 در نهايت كيفيت آموزش و پرورش به كيفيت معلمان آن بستگي دارد (امين ورزلي ). 1379 بنابراين بسيار مهم است كه تواناترين و شايسته ترين افراد براي حرفه معلمي به كار گرفته شوند و به آنان فرصت داده شود، دانش و مهارت خود را طي دوران خدمت افزايش دهند. ژاپني ها عقيده دارند كه شايستگي هر نظام آموزشي به اندازه شايستگي معلمان آن است. در حقيقت هيچ كشوري نمي تواند از سطح معلمانش بالاتر رود. در كشور ژاپن كه به داشتن مدارس برتر جهان معروف است، گرايش جمعي و رقابت براي ورود به آموزش و پرورش بسيار جدي بوده و بهترين افراد جذب شغل معلمي مي شوند (حضرتي ).معلمان 1379 مدارس ژاپن برحسب يك سنت ديرينه از بين افراد با صلاحيت از نظر اخلاقي، شخصيت و دانش و تخصص انتخاب مي شوند. زيرا مسئولان بر اين باورند كه شخصيت دانش آموزان متاثر از ويژگي هاي رفتاري معلمان است. به همين جهت بايد در انتخاب وي دقت لازم به عمل آيد. جامعه ژاپن معلمان را مظهر تقوي، فضايل اخلاقي و كمالات انساني مي داند و از او تحت عنوان يعني Sencei فردي قابل احترام كه از نظر دانش و اخلاق از ديگران برتر است، نام مي برد (آقازاده ). 1373 در كشور ما به دلايل مختلف (افزايش جمعيت دانش آموزي، حاكميت مديريت غيرعلمي، كمبود منابع و... ) انتخاب و تربيت معلم با مشكل جدي مواجه بوده است. به قول كاردان ( ) 1354 وقتي قرار باشد ميليون ها كودك در مدارس نگهداري شوند، چاره اي جز اين نيست كه هركسي با هر كيفيتي به عنوان معلم به كار گمارده شود تا عجالتا بچه ها را نگاه دارد. نياز روزافزون به معلم سبب شده است كه ملاك هاي مناسب در انتخاب معلمان كمتر مورد توجه قرار گيرد (جواهر فروش زاده ) 1372 و غالبا افرادي كه در جاهاي ديگر با اقبال مواجه نمي شوند، به آموزش و پرورش روي مي آورند. در تربيت معلم هم آنچه تدريس مي شود معلمي نيست، بلكه تكرار دانسته ها و حداكثر مطالب قالبي و كليشه اي است كه در مدرسه كاربردي ندارد. از پژوهش، كارهاي ميداني، تحقيقات، كنفرانس ها و ميزگردهاي علمي خبري نيست ( حضرتي، ).به 1379 باور اكثر دست اندركاران مراكز كنوني تربيت معلم در تمامي زمينه ها (نحوه گزينش، سطح علمي و آموزشي اعضاي هيات علمي، امكانات آموزش و پژوهش و... ) به هيچ وجه سنخيتي با يك آموزش و پرورش مطلوب ندارد. به همين دليل، نه تنها در تربيت نيروي انساني كارآمد براي آموزش و پرورش موفق نبوده اند، بلكه انگيزه و رغبتي در افراد نخبه و مستعد جامعه براي ورود به اين مراكز ايجاد نكرده اند (شاهد). 1379 از آنچه بيان شد مي توان نتيجه گرفت كه وجود معلمان شايسته و با كفايت - معلماني كه از هر لحاظ صلاحيت هاي شخصي، اخلاقي، رواني، علمي و حرفه اي را داشته باشند - براي نظام تعليم و تربيت اهميت حياتي دارد. با وجود اين، شواهد علمي و پژوهشي موجود (براي مثال: مينو; 1372 حضرتي; 1379 شكاري; 1372 مختاري; 1372 صادق پور; 1372 كاردان; 1354 جواهرفروش زاده ) 1372 از وضعيت نامطلوب فرآيند جذب و تربيت معلم در كشور ما حكايت مي كند. در پژوهش حاضر نيز همين نتيجه به دست آمد. مصاحبه شوندگان اظهار داشته اند كه ضوابط و معيارهاي گزينش معلم، علمي افرادي نيست كه انتخاب مي شوند، از استعداد، دانش، تخصص و انگيزش كافي براي اشتغال معلمي برخوردار نيستند. در گزينش ها به جاي اين كه به ويژگي هاي مطلوب شخصيتي اعم از شناختي، عاطفي و رواني - حركتي و به طور كلي صلاحيت هاي مربوط به حرفه معلمي توجه شود، مسائل ظاهري و سطحي مورد توجه قرار مي گيرد. در نتيجه، افرادي كه وارد آموزش و پرورش مي شوند، غالبا ويژگي هاي ورودي مطلوب را ندارند. همچنين مصاحبه شوندگان تصريح كرده اند كه در مراكز تربيت معلم كيفيت برنامه ها براي پرورش معلمان مناسب نيست. سطح آموزش در مراكز تربيت معلم بسيار پايين است و محيط اين مراكز كسل كننده و سرد و بي روح است. مدرسان اين مراكز از نظر علمي در سطح پاييني قرار دارند، كتابهاي درسي قديمي است و اطلاعات موجود در منابع و كتابها به روز نيست. به همين دليل شان معلمان در جامعه تنزل پيدا كرده است و براي ارتقاي جايگاه اجتماعي معلمان لازم است تحولي اساسي در معيارها و ضوابط گزينش معلم به وجود آيد و از معيارهايي استفاده شود كه صرفا به حرفه معلمي مربوط مي شود و با استفاده از آنها عملا مي توان افراد مناسب و مستعد و شايسته را وارد آموزش و پرورش كرد. برنامه هاي تربيت معلم هم بايد متحول شود. چنان كه محصول نهايي برنامه هاي تربيت معلم افرادي باشند كه از صلاحيت هاي حرفه اي و ويژگي هاي مطلوب شخصيتي برخوردار باشند. در چنين شرايطي مي توان انتظار داشت كه منزلت اجتماعي معلمان ارتقا يابد 85 حدود درصد معلمان مورد مطالعه هم ضرورت اصلاح شيوه هاي تامين و تربيت معلم را به منظور ارتقاي منزلت اجتماعي معلمان مورد تاكيد قرار داده اند. - 4 تمزكرزدايي و اعمال سياست مشاركت همه جانبه معلمان در آموزش و پرورش حدود 90 درصد معلمان مورد مطالعه اعتقاد دارند كه اعمال سياست مشاركت معلمان در آموزش و پرورش (مشاركت در تدوين برنامه هاي آموزشي و پرورشي، انتخاب مسئولان بالاتر توسط معلمان و پيروي از سياست مدرسه محوري ) مي تواند منزلت اجتماعي معلمان را ارتقا دهد. مصاحبه شوندگان هم اعتقاد دارند كه مشاركت دادن معلمان در برنامه ريزي ها و تصميم گيري ها مي تواند شان آنان را در جامعه ارتقا دهد. مشاركت معلمان در تصميم گيري هاي مربوط به آموزش و پرورش موجب خواهد شد كه آنان نسبت به هدف هاي نهايي تعليم و تربيت احساس تعهد كنند و براي تحقق آنها تلاش كنند. در چنين حالتي نظام آموزشي در رسيدن به اهداف خود توفيق پيدا كرده و كارآيي آن بيشتر خواهد شد. در نتيجه، مردم به مفيد بودن نظام آموزشي پي برده واز عاملان اين نظام كه معلمان هستند، قدرداني خواهند كرد. با وجود اين، به نظر مي رسد كه مشاركت دادن معلمان در تصميم گيري هاي اساسي، نيازمند تغيير تفكرات مديران سطوح عالي كشور و دستگاه تعليم و تربيت است. با توجه به مجموعه تكاليف و مسئوليت هايي كه جامعه از معلمان انتظار دارد، مي توان گفت كه مشاركت همه جانبه در آموزش و پرورش حق معلمان اما است اين حق، به طور كامل به رسميت شناخته نشده است و در حال حاضر انتظار مردم و مسئولان از معلمان بيشتر از اختياراتي است كه به آنان داده شده است. در توصيف نقش معلم، غالبا او مسئول همه نارسايي هاي تعليم و تربيت قلمداد مي شود، ولي عملا اجازه هيچ گونه دخالتي در برنامه ها وتصميم گيري هاي آموزش و پرورش به او داده به نمي شود نظر مي رسد كه نگاه مسئولان جامعه به معلم، نگاه از بالا به پايين است. به همين وقتي دليل، كه درباره معلم بحث مي كنند، بيشتر به تكاليف و مسئوليت هاي معلمان توجه مي كنند. ولي از حقوق و اختياراتي كه معلمان بايد داشته باشند، غفلت مي ورزند. البته نگاه از بالا به پايين درجامعه ما حاكميت دارد و منحصر به مسئولان آموزش و پرورش نيست. به قول پورنجاتي ( )رئيس 1379 كميسيون فرهنگي مجلس مساله اساسي كه جامعه ما با آن مواجه است، وجود دو نگاه متفاوت در اداره كشوراست. يكي نگاه عمودي يا نگاه از بالا به پايين، يعني نگاه اتوپيايي و اقتدارگرايانه، شعارگونه است كه دربهترين شكل خود، صرفااز موضع تشخيص وتعيين مصلحت جامعه است. لازمه اين نگاه، بهره گيري هر چه بيشتر از توده هاي مردم به عنوان ابزارحمايت است. در اين خواست نگاه، مردم به ميزاني كه در چارچوب تدابير اتخاذ شده قرار دارد، مباح و موجه است و بيش از آن كه مردم حق داشته باشند، تكليف دارند. در نگاه ديگر كه نگاه افقي به جامعه است، ازيك قاعده عقلاني در چارچوب ارزش هاي مورد احترام جامعه به مسائل نگريسته مي شود. در اين نگاه سه عنصر خواست، نياز جامعه ومصلحت مورد اعتنا قرار مي گيرد. احد نويدي - محمود برزگر ادامه دارد