Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801211-54326S9

Date of Document: 2002-03-02

روز موعود براي ديكتاتور در حاشيه محاكمه اسلوبودان ميلوسويچ مطبوعات * غربي همزمان با آغاز محاكمه ميلوسويچ نوشتند او خطرناك تر از بن لادن است * اظهارات شاهدان دادگاه نشان مي دهد، ميلوسويچ در برابر اخبار مربوط به قساوت سربازان صرب در جنگ واكنشي نشان نمي داده است نيلوفر قديري سرانجام زمان محاكمه قصاب بالكان و منفورترين رهبر اروپايي كه نام او سالها جنگ و خونريزي را به خاطر مي آوردفرا رسيد. محاكمه اسلوبودان ميلوسويچ در يك دادگاه بين المللي، تهديد هميشگي اروپايي ها براي بازداشتن او از ادامه جنگ و خونريزي، بالاخره عملي شد. بسياري در انتظار اين روز بودند، نه تنها در كرواسي و بوسني و كوزوو كه هنوز هم گروههاي تجسس به دنبال گورهاي جمعي و دست و پا و جمجمه زمين را زير و رو مي كنند، بلكه در بسياري از نقاط ديگر جهان در ميان كشورهاي مسلمان و غيرمسلمان. در اين دادگاه، متهمي وجود دارد كه سالها اراده و خواست او قانون نانوشته اي براي اداره بالكان بود. اراده اي كه جز جنگ نمي خواست. اظهارات شاهداني كه قرار است در اين دادگاه عليه او و در تاييد اتهامات دادستان هاي لاهه سخن بگويند، نشان مي دهد كه ميلوسويچ با شنيدن اخبار مربوط به قساوت سربازان صرب در بوسني هيچ واكنشي نشان نمي داده است. اين قساوت ها كه كارن دل پونته از آن به عنوان وحشيگري هاي قرون وسطي نام برد، در دوران معاصر زندگي بشر كم سابقه و برخي از آنها بي سابقه است. سوزاندن نوزادي در مقابل ديدگان پدر و مادرش و سپس تيرباران آنها، كشتار جمعي پسران و مردان دهكده ها در حضور خانواده هايشان، بي حرمتي به صدها دختر جوان و نوجوان و جناياتي از اين دست است كه عنوان قصاب بالكان را براي ميلوسويچ مناسب نموده است. ميلوسويچ همچنان خود را قهرمان ملي و قرباني آرمان صربها مي داند. او در چند جلسه اي كه از دادگاه مي گذرد، در پاسخ به اتهامات مطرح شده درباره خودش سخني نگفت و طوري دفاع مي كرد كه گويي اين اتهامات به كل صربستان وارد شده است. دادگاهي كه اين روزها ميلوسويچ در آن محاكمه مي شود در پي قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل و در سال 1993 تاسيس شد. در آن زمان دادستان ها با محاكمه مقامات كم اهميت تر شروع كردند و رفته رفته با كامل كردن حلقه هاي زنجير به دانه درشت ها رسيدند كه ميلوسويچ بزرگترين آنهاست. اتهامات وارد شده به ميلوسويچ در سه بخش بوسني، كرواسي و كوزوو دسته بندي شده است. اتهامات او در مورد بوسني به سالهاي 1992 تا 1995 مربوط مي شود. اين اتهامات شامل نسل كشي، جنايت عليه بشريت، نقض كنوانسيون ژنو و نقض قوانين و عرف جنگ است. بوسني تنها موردي از اتهامات ميلوسويچ است كه شامل نسل كشي، جدي ترين و پيچيده ترين جرم در قوانين بين المللي از نظر رسيدگي و اثبات است. در كيفرخواست دادگاه عليه او با اشاره به قتل عام 1995 در سربرنيتسا كه در آن مردان و پسران مسلمان كه تعدادشان به هزاران نفر مي رسيد اعدام شدند، ميلوسويچ به دليل دست داشتن در اين واقعه به نسل كشي متهم شده است. در كرواسي او به دليل جنايات صورت گرفته در سالهاي 1991 و 1992 به جنايت عليه بشريت نقض كنوانسيون ژنو و نقض قوانين و عرف جنگ متهم شده است. او در كرواسي در قتل صدها نفر از غيرنظاميان و اخراج هزار 170 غيرصرب از خانه هايشان مسئول شناخته شده است. در كوزوو او و چهار تن از همقطارانش به جنايت عليه بشريت و نقض قوانين و عرف جنگ متهم شده اند. اخراج 800 هزار آلبانيايي تبار كوزوو و قتل 600 نفر از آنها از جمله اين اتهامات است. ميلوسويچ بايد دست كم تا يك سال ديگر بر روي صندلي مخصوص متهمين در اتاق دادگاه در كنار دو محافظ بنشيند و به اين اتهامات و اظهارات شاهدان پاسخ گويد. اين دادگاه از چند منظر اهميت بسيار دارد: قرار است به آخرين جنايات بزرگ قرن بيستم رسيدگي كند، اولين بار است كه رهبر يك كشور را محاكمه مي كند و آزموني براي دادگاههاي بين المللي است. ميلوسويچ دادگاه را به رسميت نمي شناسد و حتي از انتخاب وكيل مدافع هم سرباز زده است. او از گوشي مخصوص براي شنيدن جريان دادگاه و ترجمه سخنان گفته شده استفاده نمي كند و گاهي اصلا به سخنان قضات و دادستان ها و حتي شاهدان گوش نمي دهد. او اين دادگاه را يك كودك عقبافتاده هفت ساله مي خواند و آن را آلت دست ناتو مي داند. مطبوعات غربي يك هفته بعد از شروع به كار دادگاه نوشتند، ميلوسويچ خطرناك تر از اسامه بن لادن است. اتهامات ميلوسويچ از 21 سپتامبر 1991 وقتي شبه نظاميان صرب 11 غيرنظامي كروات را تيرباران كرده و اجساد آنها را در يك گور جمعي دفن كردند شروع شده و تا تابستان وقتي 1999 در جريان تخليه اجباري روستايي در كوزوو نيروهاي صرب هشت آلبانيايي تبار را كشتند، ادامه مي يابد. دادستان هاي لاهه و رهبر آنها كارن دل پونته سوئيسي قصد دارند در اين دادگاه ثابت كنند كه ديكتاتور پيشين يوگسلاوي به عنوان رهبر كشور مسئوليت حقوقي اين جنايات را به عهده دارد، حتي اگر شخصا دستي به خون آغشته نكرده باشد. دل پونته بايد نقش رهبري و اقتدار ميلوسويچ و اينكه او بر همه اقدامات صورت گرفته كنترل داشته را ثابت كند. كسي نمي داند كه دفاع ميلوسويچ در مقابل دادستان ها تا پايان دادگاه چگونه خواهد بود. از تابستان گذشته كه او از بلگراد به زندان سازمان ملل در لاهه منتقل شد، طوري رفتار كرده كه انگار دادگاهي در كار نيست. مقامات زندان مي گويند، او هر روز صبح كت و شلوار و كراوات مي پوشد و به ديدار ديگر زندانيان آن مجموعه مي رود و مي گويد: صبح بخير رفقا. آنها هم پاسخ مي دهند: صبح بخير آقاي رئيس جمهور. مشاوران حقوقي ميلوسويچ با او ديدار مي كنند و گاهي هم همسرش به ملاقاتش مي آيد. البته مريانا همسر او هر روز تلفني با شوهرش گفت وگو مي كند. ميلوسويچ در نخستين جلسه دادگاه گفت مي تواند تا ده روز درباره شروع اين دادگاه به عنوان نطق آغازين سخن بگويد و البته تقريبا تمام وقت سه جلسه اول دادگاه را او سخن گفت.