Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801210-54303S7

Date of Document: 2002-03-01

با اهل قلم شطحيات نيچه درگفت وگو با حامد فولادوند گفت وگو: حميدرضا ابك مشهور است كه بستري شدن فردريش ويلهلم نيچه در ده سال واپسين عمر، به دليل ابتلايش به جنون بوده است. چه اين نظر در مورد او صائب باشد يا نباشد، اين دوره از عمر او مقارن با خاموشي يا سكوت معنوي اوست، نيچه در طي اين سال ها هيچ اثري پديد نياورد و اصولا شرايط روحي و رواني او، انجام بسياري از كارهاي متعارف زندگاني را هم برايش دشوار كرده بود. يان گوك، نيچه شناس پرآوازه هلندي، مجموعه اي را جمع آوري و منتشر كرده است كه شامل دست نوشته هاي معدود نيچه طي اين ده سال است. حامد فولادوند اين مجموعه را ترجمه كرده است و انتشارات جامي آن را تحت عنوان واپسين شطحيات نيچه منتشر خواهد كرد. & آقاي فولادوند! با خبر شده ايم كه آخرين دست نوشته هاي نيچه را ترجمه كرده ايد و براي چاپ به ناشر سپرده ايد. گرچه همه كتابهاي مربوط به اين فيلسوف، از اهميت ويژه اي برخوردارند، اما گويا اين كتاب شاني مستقل و جدا از همه آثار او دارد. براي ما از واپسين شطحيات نيچه بگوييد. اين كتاب درواقع يادداشت هاي نيچه پس از دوران بستري شدن اوست. مي دانيد كه مشهور است نيچه پس از سال 1889 به دليل حاد شدن بيماري اي كه پزشكان جنونش تشخيص داده بودند، بستري اين شد نوشته ها به همان دوران مربوط مي شود. گرچه نمي توان دقيقا مشخص كرد كه اين نوشته ها مربوط به چه زماني است. برخي از اين نوشته ها در بيمارستان رواني و بخش ديگري از آن احتمالا در منزل او نوشته شده است. & آيا اين نوشته ها در مقايسه با ساير آثار نيچه از ويژگي خاصي؟ برخوردارند درواقع اين نوشته ها، تنها آثاري هستند كه از دوران سكوت يا به تعبير من كسوف معنوي نيچه برجاي مانده است. چون من شخصا به ديوانه بودن نيچه قائل نيستم و معتقدم كه حتي مقداري از اين سكوت به اختيار خود نيچه بوده است و دليل آن هم زجر و آزاري بوده كه نيچه در آن سال ها با آن مواجه بوده است. نوشته هاي دوران سلامتي نيچه هم به دليل سحر ايجازشان در بسياري از موارد سرشار از ايهامند و به راحتي قابل درك نيستند. اما گويا اين جملات دوران سكوت، با همان نكته بيني ها و قصارگويي هاي نيچه هم تفاوتي اساسي دارند. اين نوشته ها بسيار عجيبند. خيلي از آنها قابل فهمند و در برخي موارد عميق و پرمحتوا. در حالي كه بسياري از آنها هم به هذيان شبيهند و در برخي موارد هم همراه با ناسزاهاي ركيكند. به همين خاطر نمي توان آنها را مانند باقي آثار نيچه به صورت يك اثر مستقل در نظر آورد. اينها تنها مجموعه اي از جملاتند كه در كنار هم آمده اند. & آيا اين نوشته ها ما را در درك بهتر زندگي و فلسفه او كمك؟ مي كنند اين نوشته ها از سه جهت اهميت دارند. اول اينكه برخي از جملات ارزش تئوريك دارند و برخي از آنها هم حكيمانه و پرمغزند. او در جايي مي گويد كه من هرگز درباره سلامتي جهان دروغ نگفته ام. و يا در جمله اي كه در سال 1892 گفته است درباره سال 1900 گفته كه دو صفر نشانه انحطاط است. جالب اينكه خود نيچه هم در 1900 مرده است. برخي فرازهاي اين كتاب هم ارزش تاريخي دارند. مثلا معروف است كه نيچه چند بار در زندگي اش به يك روسپي خانه رفته است. تعدادي از جملات اين كتاب، بازگو كردن خاطرات مربوط به همان روسپي يا خانه اند اينكه با شنيدن خبرمرگ شوهر خواهرش، كه تمايلات فاشيستي و ضد سامي داشته، مي گويد كه: مرگ او، سياست رايش را پيش بيني مي كند. كه اين نكته البته به كار كساني مي آيد كه قصد بررسي نسبت ميان تفكر نيچه و آنچه بعدها فاشيسم خوانده شد را دارند. سومين جنبه پر اهميت اين كتاب هم به طنزها و مطايبه هاي موجود در آن برمي گردد. & آيا شما ترجمه تان را از كتابي مستقل و تحت همين عنوان ترجمه كرده ايد. كتاب با عنوان مرده ام براي اينكه خرم به صورت مستقل چاپ شده است و من همان كتاب را ترجمه كرده ام. اين كتاب در مجموعه آثار نيچه نبوده است و يان گوك نيچه شناس مشهور هلندي آن را جمع آوري و منتشر كرده است و در مقدمه هم درباره چگونگي دست يافتن به اين نوشته ها توضيح داده است. اما من نام كتاب را واپسين شطحيات نيچه گذاشته ام. شطح به معناي گفتارهاي زيرورو كننده و يا حاصل دگرگوني افراد است. به همين دليل است كه اين جملات ماهيتي پارادوكسيكال دارند و از اين روست كه ما را هرچه بيشتر با تفكر نيچه آشنا مي كنند. گرچه اهميت اين اثر به هيچ وجه قابل مقايسه با آثاري چون ولادت تراژدي نيست; اين كتاب، يادداشت هاي نيچه است; در دوران طولاني سكوتش. نوشته هاي كتاب هم در بسياري موارد هذيان گونه و غيرقابل شرحند. مثل اين جمله كه مرده ام، براي اينكه خرم به همين دليل هم خواننده براي فهم متن، در بسياري موارد با مشكل مواجه مي شود. & شما براي اينكه خواننده فارسي زبان، متن را بهتر بفهمد چه؟ كرده ايد البته من در برخي موارد كوشيده ام با پانوشت هايي كه به مطالب كتاب افزوده ام، تا آنجا كه مي شده است به فهم هر چه بهتر متن كمك اين كنم توضيحات هم تاريخي اند و هم فلسفي. گرچه در برخي موارد، باز هم متن به صورت همان شطحيات بدون تفسير باقي مانده است.