Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801210-54303S10

Date of Document: 2002-03-01

ايران و انگليس پيش از قرارداد روابط ايران و انگليس در جنگ جهاني اول نويسنده: ويليام جي. اولسون مترجم: حسن زنگنه ناشر: شيرازه قيمت تومان 3200 هنگامي كه در تابستان 1914 ميلادي ( هجري ) 1332 جنگ اول جهاني در اروپا آغاز شد، ايران از لحاظ سياسي كه از دشوارترين مراحل تاريخ معاصر خود را تجربه مي كرد; تحولات ناشي از تفاهم روس و انگليس براي تقسيم ايران به مناطق نفوذ علي حده كه در معاهده 1907 آن دو كشور صورتي رسمي و مسجل يافت، از استقلال ايران جز يك تصوير كمرنگ، نشان ديگري بر جاي نگذاشته بود و نوع حكمرايي اين دو قدرت در حوزه هاي نفوذشان - و به ويژه روس ها در شمال - نيز حتي دوام و استمرار اين تصور كمرنگ را زير سوال برده بود. در يك چنين شرايطي طبيعي بود كه بروز يك جنگ وسيع و گسترده بين قدرت هاي جهاني، كه در يك سوي آن بريتانيا و روسيه و كشورهاي متفق آن دو قرار داشتند و در سوي ديگر آنها نيز آلمان و عثماني و متحدانشان، ايران را به امكان از سرگيري سياستي اميدوار سازد كه بنابه مقتضيات جهاني مدت ها پيش از دور خارج شده بود; يعني به امكان بهره برداري از رقابت و رويارويي قدرت هاي جهاني براي پيشبرد منافع كشور. روابط ايران و انگليس در جنگ جهاني اول كه بررسي و تحقيقي است مبتني بر اسناد وزارت امور خارجه بريتانيا، ديوان هند، وزارت جنگ بريتانيا و خاطرات و پاره اي منابع فارسي، در عين حال كه گوشه هايي از اين سعي و تلاش را نشان مي دهد، مبين محدوديت عمل اين خط مشي نيز هست. طولي نكشيد كه سرسختي و مقاومت كم وبيش مستمر روس و انگليس در برابر اعطاي هر نوع امتياز به ايرانيان بسياري از اين اميدواري هاي اوليه را زايل كرد. دانش و آگاهي ما درباره تاريخ روابط خارجي ايران در جنگ جهاني اول بسيار محدود است و هر آنچه كه در اين زمينه مطرح شده، بيشتر جنبه پراكنده و مقطعي دارد; مثلا از انبوه تحولات و رويدادهاي اين دوره بيشتر در مورد دوره نخست اين بحران مي دانيم كه در پاييز 1334 هجري به پيشامد سفر مهاجرت، انحلال دوره سوم مجلس و پيشروي قواي روسيه به مناطق مركزي ايران منجر شد و در نهايت رشته تحولاتي كه در تابستان 1337 هجري يعني چهار سال بعد زمينه انعقاد قرارداد 1919 ايران و انگليس را فراهم ساخت. در بررسي هاي موجود از تحولات ايران در فاصله اين دو مقطع، بيشتر از يك رشته حوادث و رويدادهاي جانبي در اطراف و اكناف كشور سخن در ميان است تا تحولات سياسي مركز در اين فاصله; حوادثي چون سرگذشت دولت موقت نظام السلطنه در غرب كشور يا تاسيس و عمليات پليس جنوب در فارس و ديگر حوادث مشابه، رفع گوشه هايي از اين كاستي و توجه به تلاش هاي ديپلماتيك مقامات تهران در اين فاصله يكي از خصوصيات اصلي اين كتاب است. نويسنده كتاب در آغاز به بررسي ريشه هاي سياست خارجي انگلستان در ايران، همزمان با آغاز قرن بيستم ميلادي پرداخته و پس از اشاراتي چند به نقش قرارداد 1907 ميلادي روس و انگليس در ساخت و شكل گيري سياست نوين بريتانيا در ايران، به مراحل مختلف جنگ جهاني از آغاز تا پايان و بازتاب سياسي آن، در روابط دو كشور مي پردازد. در اين بررسي به نقش كليدي كمك هاي مالي انگلستان در ايران مفصلا پرداخته شده است. نقش پليس جنوب ايران در تحولات سياسي و نظامي جنوب و جنوب غربي ايران از ديگر مباحث ارزشمند كتاب است كه نويسنده در فصلي مستقل به آن پرداخته و در پايان، اوضاع جنوب ايران در سال هاي پس از جنگ را بررسي و تحليل نموده است.