Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801210-54302S6

Date of Document: 2002-03-01

امپراتوري در پياده رو گزارشي از انواع تفريحات سالم مهشيد شمس الدين عده اي سعي مي كنند هر مشكل كوچكي را به شكل بحراني بزرگ ببينند و عده اي هم اساسا بحران ها را نمي بينند. شايد كمي خنده آور به نظر برسد كه براي نسلي از جوانان يك كشور خيلي بزرگ كه شرق و غربش به اندازه دو ملت با هم تفاوت دارند، از بحراني به نام بحران تفريح و سرگرمي رنج ببرند! خوش گذراني شايد يك خواسته غيرمنطقي يا يك نياز ضروري باشد، اما هرچه هست مهم اين است كه دايره تفريحات جوانان (و حتي باقي گروه هاي سني ) در ايران كمي محدود به نظر مي رسد! قيد كمي هم از اين جهت در اين جمله به كار رفته است كه مبادا ما مغرضانه برخورد كرده باشيم و تفريحاتي سالم و اصولي مانند: اسكي روي برف، اسكيت، اسبسواري و ماشين بازي را نديده بگيريم. فراموش نكنيد كه در كشور ما همه چيز هست. فقط ما كمي در به دست آوردن اين همه چيز دست وپا چلفتي (!) هستيم. براي، تهيه اين گزارش به سبك گزارش نويس هاي قرون وسطايي به خيابان آمديم و از دم در روزنامه جوياي نوع تفريح جوانان شديم. اين موضوع هم از آنجا در ذهن ما مهم آمد كه خودمان در بعداز ظهر دل انگيز يك روز سرد زمستاني حوصله مان از نوشتن سررفت و تصميم گرفتيم كمي تفريح كنيم. براي همين هم چون كمي در به دست آوردن همان همه چيز مورد اشاره كمي دست وپا چلفتي هستيم هيچ چيز به ذهنمان نرسيد و به اين نتيجه رسيديم كه بهترين تفريح همين گزارش نويسي است! نشستن در شلوغي بي حدوحصر ميدان ونك، داروخانه اي هست كه بسياري از جوانان قرارهاي خود را آنجا مي گذارند. روبه روي اين داروخانه هميشه تعداد زيادي جوان بيكار به مردم نگاه مي كنند و مثل تماشاچيان مسابقه فوتبال منتظر يك لحظه هيجان انگيز هستند تا لحظه اي كه انتظار به پايان برسد و ملاقات با دوست عزيز صورت بگيرد. دو جوان كه سن زيادي ندارند، در جمع اين منتظران از بقيه هر بي تابترند دو عينك دودي به چشم زده اند و هر دو مدام به ساعتشان نگاه مي كنند. مهم ترين تفريح آنها رفتن به كافي شاپ خلوت و نوشيدن كاپوچينو است. آنها در مدت زمان نه چندان كوتاه كه در كافي شاپ مي نشينند با دوستانشان از هر دري حرف مي زنند. گاهي هم ساكت مي شوند و به چشم هاي همديگر زل در مي زنند اين لحظات معمولا هر كدامشان به يكي از مشكلاتشان فكر مي كنند مشكلاتي كه چه كوچك و چه بزرگ تمامي ندارد. خريد خدمت كارنامه، پايان ترم و خواستگاري عمده مشكلات آنها اما است كمي آن طرف تر از اين دو، دختر جواني ايستاده كه به هيچ وجه حاضر نيست به سوالات يك گزارشگر پاسخ دهد. او چپ چپ نگاه مي كند و مدام يادآور مي شود كه منتظر كسي است و بهتر است كسي مزاحم او نشود. اين دختر جوان در مقابل سماجت يك گزارشگر تفريح اصلي خود را نگاه كردن به برنامه هاي تلويزيون عنوان مي كند. اما باز هم حاضر نيست كه از نوع برنامه هايي كه مي بيند و نوع آنتن تلويزيون خانه شان چيزي بگويد. در ميانه غرغرهاي اين خانم جوان كسي كه او انتظار مي كشد از راه مي رسد و برعكس اين خانم با رويي گشاده به سوالات پاسخ مي دهد و حتي قبل از اين كه از او بپرسند خود را معرفي مي كند. كامران 24 ساله مهندس كامپيوتر، صاحب يك شركت كامپيوتري، مارك گوشي موبايل: نوكيا. او اصولا اهل تفريح است. كافي شاپ، كافي شاپ و كافي شاپ تفريحاتي است كه كامران، هر روز با آن مشغول است. اگر وقت داشته باشد اينترنت بازي و چت روم هم از تفريحات اوست. كامران آدم سرزنده اي است و معتقد است كه تفريحات بسياري در تهران براي جوانان وجود دارد. تفريحاتي مانند نشستن در كافي شاپ، در كافي شاپ گپ زدن يا قهوه خوردن در كافي شاپ. فهرست بلند بالاي كامران در شمردن تفريحات تمامي ندارد. اما در پارك ملت، پاسخ هاي ديگري نيز به فهرست بلند بالاي ما اضافه مي شود. يكي از پسرهاي خوش تيپ روبه روي بازار صفويه از تفريح هيجان انگيزي به نام خوردن هات داگ حرف مي زند كه شايد كمي تازگي داشته باشد. خوردن هات داگ در كنار خوردن غذاهايي چون ژامبون با پنير قارچ يا پيتزاي سبزيجات از تفريحات هيجان انگيز اين آقا پسر تهراني است كه او معمولا به همراه رفقاي خود به آن مشغول است. ايستادن اما دايره تفريحات جوانان آن قدر هم محدود نيست. همين جوان تنهاي روبه روي بازار صفويه دومين تفريح اساسي خود و دوستانش را ايستادن روبه روي پاساژ صفويه يا روبه روي پارك ملت عنوان مي كند. ايستادن در جمع رفقا و گپ زدن و خنديدن. هر چند كه اين تفريح كمي مردانه به نظر مي رسد، اما روبه روي يك ساختمان بسيار بزرگ در شمال تهران قاعده اين تفريح از اين نظر نيز شكسته شده است. حد فاصل اين ساختمان و يك موزه مشهور مكاني است براي ايستادن جواناني كه از تفريح بسيار مفرح ايستادن و نگاه كردن به همديگر لذت مي برند. محوطه بزرگ روبه روي اين ساختمان شايد يكي از معتبرترين مكان هاي تهران براي ايستادن بي دليل باشد. يك جمع چهار نفري دخترهاي دبيرستاني كه برروي لبه باغچه محوطه ساختمان نشسته اند، درباره جزييات اين تفريح حرف هاي تازه اي مي زنند. گپ زدن مداوم و خنده هاي بي دليل مهم ترين ويژگي اين تفريح است و آقا پسرها و دختر خانم هاي جوان مي توانند به وسيله اين تفريح اوقات فراغت خود را پر كنند. كاشان و اشكان نيز دو برادرند كه هر روز چند ساعتي از وقت بيكاري خود را روبه روي اين ساختمان مي گذرانند. آنها كه دوستان خود در جمع روبه روي ساختمان را در يك كلوپ اينترنتي پيدا كرده اند توضيح مي دهند كه در ابتدا انگيزه انتخاب اين مكان براي ايستادن بازار بزرگ قطعات كامپيوتر بوده است و به مرور زمان اين محل براي ايستادن مناسب تشخيص داده شده است. پاتوق هاي ايستادن بي دليل نيز طبقه بندي هاي خاص خود را به عنوان دارد مثال روبه روي ساختمان مجلل تئاتر شهر در پارك دانشجو محلي مناسب براي ايستادن جوان هاي دانشجويي رشته هاي هنري (خصوصا ) نمايش اين است تفريح ضمن حفظ ويژگي هاي اصولي تفريح ايستادن وجهه خاصي نيز به دنبال دارد. عموما ژست ايستادن در چنين مكاني، بار جديت را نيز به دنبال دارد و جواناني كه اين گونه تفريح مي كنند، فرمول تكراري بحث هاي روشنفكري را نيز جا نمي اندازند. داشتن يك ته بليط قديمي تئاتر در دست به جذابتر شدن اين تفريح اضافه مي كند. جمال - ش در اين باره توضيح مي دهد كه تفريح ايستادن روبه روي تئاتر شهر ادامه تفريح نشستن در كافي شاپ و پرداختن به بحث هايي بسيار جدي مانند مفهوم اصالت بشر ساختارشكني، و ديكانستراكشن و هرمنوتيك است. اما زماني كه در ميدان انقلاب جوياي نوع تفريح جوانان بشويم، ازدحام عجيبي درمي گيرد و هر كس چيزي مي گويد. در اين ميان يك مرد ميانسال كه سعي مي كند قبل از اظهارنظر موهايش را درست كند صورت خود را روبه روي ضبط صوت خبرنگاري مي گيرد و مي گويد كه اينها فقط براي مزاحمت در مقابل سينماهاي ميدان انقلاب در مي ايستند اين ميدان كه نزديك به 10 سينما اطراف آن قرار دارد جوانان بسياري به تفريح ايستادن كنار پياده رو مشغولند. وقتي كه صحبت هاي اين مرد ميانسال با اعتراض شديد چند جوان مواجه مي شود كنترل وضعيت تا حد زيادي از دست گزارشگر خارج شده است. در اين ميان چند پيرمرد هم ترجيح مي دهند به جاي جوان ها به سوالات پاسخ در دهند شلوغي ايجاد شده اين جملات مفهومند: بيكاري بد درديه آقا... اينها همه علاف و معتادن اين جا نمونيم، چه كار؟ كنيم جريان؟ چيه سوالت؟ چيه من، زن و بچه هم دارم ولي از بيكاري ميام اينجا آقا، خبريه! چي حراج؟ كردين! چرا از ما مي پرسي؟ آقا! برو از اونا بپرس كه بالا شهرن و پولدارن و بازم مي رن علافي! آقا،؟ فيلم برداريه! راه رفتن يكي ديگر از تفريحاتي كه اتفاقا در بين جوانان تهراني و شهرستاني جايگاه ويژه اي دارد، راه رفتن است. تقريبا در تمامي شهرهاي ايران خياباني مخصوص اين قضيه وجود دارد كه همه آن خيابان را به خوبي مي شناسند. بلوار سجاد در مشهد، بلوار گلسار در رشت، سي و سه پل و خيابان هاي اطراف آن در اصفهان، و... خيابان هاي اسمي سراسر ايرانند كه گويا به همين منظور ساخته شده اند. تهران نيز به دليل وسعت ماليخوليايي اش و همين طور به دليل رفاه حال شهروندان جوان، چندين خيابان براي اين منظور دارد. در كوي گيشا، جواني كه از شنيدن لطيفه تازه اي ريسه مي رود در مقابل اين سوال كه اينجا چه كار ؟ مي كنيد اول به سرتاپاي پرسشگر نگاه مي كند و وقتي مطمئن شد كه خبري نيست، با جديت توضيح مي دهد كه آنها پياده تا بالاي خيابان مي روند بعد هم برمي گردند به پل نصر اين تفريح سراسر هيجان و طولاني، معمولا با خنده هاي بلندو شوخي هاي آبدار هيجان تر مي شود. خيابان نصر يكي از همين خيابان هاي معروف است كه در ميانه خود، ايستگاهي هم براي پرداختن به تفريح ايستادن دارد. اما شرايط انتهاي خيابان ستارخان (در نزديكي ميدان صادقيه ) با خيابان نصر كمي متفاوت است. دخترها و پسرهاي نصر اگر خيلي همت كنند مي توانند دو مرتبه خود را به تپه برسانند و برگردند، اما در اين خيابان، حدفاصل يك ميدان كوچك و ميدان صادقيه، راه زيادي نيست و دخترها و پسرها مدام بالا و پايين مي روند، سه پسر جوان كه به هنگام راه رفتن خيلي جدي و با عجله حركت مي كنند در تشريح انگيزه كار خود مفرح بودن چنين قدم زدني را مهم ترين دليل مي دانند. پياده روهاي خيابان ولي عصر، در فواصل مختلف ميزبان هميشگي كفش هاي متفاوت جوان هاي مختلف است. در نزديكي ميدان راه آهن معمولا كفش هايي از جنس وطن با مارك هايي چون كفش ملي يا كفش گام، پاي ثابت لگد كردن هر روز پياده روها هستند، اما بين ميدان ولي عصر تا اول خيابان فاطمي، كفش هايي با مارك هاي تقلبي خارجي، اما شيك تر ديده مي شوند. اگر كمي بالاتر بياييد، حد فاصل ضلع جنوبي تا ضلع شمال پارك ساعي قلمرو مارك هاي خارجي ارزان قيمت است و از پل پارك وي به بالا پياده روها ميزبان كفش هاي اصلي مارك هاي معروفي مانند, adidas, camedl , Timberland و Nike هستند. واقعيت، اين است كه هرچند كه جنس و مارك كفش ها تغيير مي كند، اما در ماهيت تفريح قدم زدن خستگي ناپذير هيچ تغييري ايجاد نمي شود و اين دور باطل غم انگيز، كار هر روزه جوان هاي بسياري است.