Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801210-54302S1

Date of Document: 2002-03-01

زنان براي چه به ميدان؟ آمده اند گذري بر علل فزوني حضور زنان در اجتماع وقتي زنان در مقام مبارزه براي احقاق حقوق خود برمي آيند، هزينه آن را هم كه كار و فعاليت همپاي مرد است بايد از بپذيرند اين روست كه فعاليت زنان در عرصه هاي اجتماعي روبه افزايش است حضور زنان در اجتماع و سهم آنان از نيروي كار روندي فزاينده پيش رو دارد. اين مهم را علاوه بر ابعاد جهاني اش در ايران نيز مي توان به وضوح شاهد بود. اهميت اين وضع وقتي برجسته تر مي شود كه بدانيم سهم زنان در نيروي كار مناطقي كه به لحاظ تاريخي نيز همواره ناچيز بوده است، آهنگي فزاينده داشته و اين در حالي است كه طي همين مدت ميزان فعاليت اقتصادي مردان در اكثر نقاط جهان با آهنگي آهسته كمتر از 5 درصد واحد تقليل يافته است. بررسي فزوني سهم زنان در نيروي كار و دستيابي به علت ارتقاء آنان تا سطوح مديريتي مشاغل در عين حال كه بر واقعيتي اجتماعي صحه مي گذارد به ثبات جايگاه زنان در اجتماع نيز كمك خواهد كرد. افزايش سازمان هاي غيردولتي زنان از 55 سازمان به 280 سازمان طي سال هاي 1375 تا 1380 تاكيدي بر اين مهم است. در همين حال به گفته زهرا شجاعي مشاور رييس جمهور در امور زنان رشد 320 درصدي فعاليت زنان طي پنج سال گذشته در قالب سازمان هاي غيردولتي با نرخ /2 6رشد درصدي فعاليت اقتصادي آنان در بخش دولتي قابل مقايسه نيست و اين اختلاف فاحش نشان مي دهد كه زنان جامعه ما درصدد احقاق حق خود هستند. زهرا شجاعي درباره حضور زنان در سطوح مديريتي طي 5 سال گذشته آماري ارايه داده كه بررسي آن حائز اهميت است. در طول سال هاي 75 تا 80 زنان در سطوح مديريت عالي 300 درصد در سطوح مديريت مياني 94 درصد و در سطوح مديريت پايه 54 درصد رشد داشته اند. با اين حال هنوز هم 88 درصد از كل زنان كشور غيرفعال اند و همان درصدي نيز كه به فعاليت مشغول اند درآمدي كمتر از مردان دارند. در اين خصوص سازمان ملل متحد در گزارشي به طور نمونه خبر از درآمدي تا 20 درصد كمتر از مردان در بخش توليد داده است. حال بايد ديد باوجود چنين تبعيض هايي چه عللي در افزايش حضور زنان در اجتماع و نيروي كار نقش داشته اند. شايد وجود تبعيض در برخورد با زن و مرد و فقدان حقوق برابر آن دو موجب حضور زنان در بازار فعاليت و انگيزه آنان بوده باشد. دكتر پيمان آزاد حقوق دان و پژوهشگر اجتماعي كه در خصوص روابط زن و مرد تحقيقات گسترده اي انجام داده كه به زودي در كتابي تحت عنوان آدم و حوا چاپ مي شود در اين خصوص تبعيض را به تنهايي علت اين حضور نمي داند و معتقد است زنان به ضرورت و در واكنش به تبعيض در كار وارد عرصه كار شده اند. وي كه در حوزه بررسي چگونگي تغيير و دگرگوني فردي و اجتماعي مطالعه مي كند معتقد است كه امروز تلقي زن از زندگي زناشويي عوض شده و يا دارد مي شود. در بخش بزرگي از جامعه زنان، گفتمان جامعه مدني مبتني بر برابري حقوق زن و مرد، شكل گرفته است. بنابراين زن ديگر خود را برده مرد نمي داند. مي خواهد ناامني اقتصادي خود را به شكلي جبران كند، اين است كه به بازار كار وارد مي شود كه تحول فرخنده اي است. بدين شكل بار مرد هم سبك تر مي شود. وقتي زن وارد بازار كار و فعاليت هاي مادي و مالي مي شود، تجربه بيشتري مي اندوزد كه درك بهتري از مرد را به دنبال دارد. مرد را بهتر مي فهمد و مشكلاتش را بهتر درك مي كند و اين ضامن يك تفاهم ديرپا مي شود. زندگي اجتماعي به صورت جامعه مدني بدون مشاركت و حضور زنان و مردان همپاي هم، شكل نمي گيرد و جواب نمي دهد. اما زهرا شجاعي نيز شرايط اقتصادي را علت حضور زنان براي تامين نيازهاي مادي زندگي نمي داند. وي تصريح مي كند: ديگر شرايط اقتصادي كشور به گونه اي نيست كه زنان به صرف كسب پرستيژ و تفنن به اشتغال و فعاليت اقتصادي روي آورند. آن هم در شرايط كاري كه به گفته دكتر طاهره سيدشاكري دبير همايش توانمندسازي زنان وضعيت اشتغال زنان در كشور پايين تر از سطح استانداردهاي جهاني است. يكي از عواملي كه مي توان از تاثيرش بر حضور زنان در اجتماع و سهيم شدن در نيروي كار نام برد كنترل بر بارداري است. زنان در كشور ما طي سال هاي اخير به كنترل بيشتري برروي بارداري خود دست يافته اند، كه همين امر عاملي براي گسترش دامنه فرصت هايشان جهت تحصيل و اشتغال تلقي مي شود. در همين حين توسعه اقتصادي و بسط بخش خدمات، كه استخدام شمار بيشتري از زنان را طلب مي كند، نيز از عوامل محوري در اين ارتباط در بسياري از مناطق و كشورهاست. با اين حال پايين ترين ميزان مربوط به كشورهاي عربي است كه عوامل فرهنگي و اجتماعي، اكراه زنان را براي كار كردن در خارج از خانه، سبب مي شود. دكتر پيمان آزاد با توجه به اين مطلب در خصوص فزوني فعاليت زنان در جامعه ما مي گويد: همه جوامع بشري جدا از ساختارهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ابتدايي خود، روبه مدرنيسم دارد. در واقع فرهنگي جهاني دارد خود را به همه شهروندان اين كره خاكي تحميل مي كند و اين فرهنگ، فرهنگ غربي است. مدرنيته نه، چون مدرنيته، خودجوش بوده است ولي مدرنيسم در حقيقت مدرنيته تقليدي است و اين موضوع اجتنابناپذير هم هست. در فرهنگ غرب نقش زن همپاي مرد قابل بررسي وقتي است زنان در مقام مبارزه براي احقاق حقوق خود برمي آيند، هزينه آن را هم كه كار و فعاليت همپاي مرد است بايد بپذيرند. از اين روست كه مي بينيد، فعاليت زنان در عرصه هاي اجتماعي روبه افزايش است. اين پژوهشگر اجتماعي كه آثار متعددي در زمينه پژوهش در مسايل خودشناسي، جامعه شناسي و زندگي اجتماعي به چاپ رسانده است با اشاره به ضرورت حضور زن در عرصه كار مي گويد: زن ايراني متوجه شده است كه تاريخ ما، تاريخ مذكر است. حقوق زنان نيز توسط مردان تعيين مي شده. اين نخستين بار است كه زنان با خودآگاهي كه پيدا كرده اند در مقام احقاق حق خويشند. پيمان آزاد با اشاره به كمك شرايط به افزايش حضور زنان در ادامه مي گويد: اين را شما از بدو انقلاب مي توانستيد ببينيد. مشاركت و حضور زنان در عرصه هاي اجتماعي نيز امري عرفي است. در واقع مانع مذهبي هم ندارد. امور امضايي نيست. امور عرفي در مذهب همپاي زمان جريان پيدا اعتماد مي كند به نفس زنان در سال هاي اخير چشمگير بوده است. زنان ما براي ورود به جامعه ديگر به جواز از طرف مردان مراجعه نمي كنند و متوجه شده اند كه مشاركت و حضور آنان به عزم و اراده خودشان بستگي دارد. بنابراين زنان به ضرورت و به عنوان يك واكنش در مقابل تبعيض در كار، وارد بازار كار مي شوند. اين ضرورت را در مناسبات روستايي در شمال كه نياز به نيروي كار بوده مي توانيد جست وجو كنيد. اين پژوهشگر اجتماعي در ادامه با اشاره به اين كه زنان به نوعي مورد سوءاستفاده مردان قرار مي گرفتند مي گويد: زن ايراني در مقام اتوريته مرد، از اهرم هايي براي خراب كردن زندگي خود استفاده مي كند. مثلا اجره المثل دوران زناشويي يا نفقه مويد نوعي رقابت پنهان بين زن و مرد دليل است آن به خاطر مبهم و نامشخص بودن حقوق زن و مرد در قانون است. زن احساس ناامني مي كند، از اين روست كه دست به كارهايي مي زند كه مصيبت زا هم مي تواند باشد. دكتر آزاد در پايان سخنان خود با اشاره به ثمره مثبت اين حضور بر اين نكته تاكيد مي كند كه بايد زنان حقوق فرديشان را تحصيل كنند تا زمينه براي خلط آن در زندگي زناشويي فراهم نشود. بنابراين هر دو در ايمني و سازگاري زندگي مي كنند. زن احساس غبن و خسران و اجحاف نداشته باشد. به همين دليل است كه اكنون زنان ما با نحوه فعاليت زنان ديگر كشورها آشنا شده اند و به تدريج وارد بازار كار مي شوند و در واقع مي خواهند استقلال مادي داشته باشند و اين حق زنان است. گرچه زنان در محيط كار برخلاف تصور موجود كه باوجود بچه داري و... بي نظم اند، منظم تر از مردان در كار ظاهر مي شوند و همين نكته اي در موفقيت آنان در كار محسوب مي شود. بايد دانست كه آگاهي زنان در حضورشان تاثير فراوان داشته است و اگر تقليدي ادامه نيابد و بنابه همان ضروريات به جلو گام بردارد روند احقاق حقوق فردي را پيگيري مي كنند و چه بسا به لطف شايسته سالاري بتوانند در رقابت با مردان در محيط كار پست هاي كليدي را نيز اكتساب كنند ولي اين مهم وقتي تحقق مي يابد كه همه آنان در اين راه پردردسر بدانند كه زن هستند و اين ويژگي چه خصوصياتي دارد و قرار نيست كه ثمره مبارزه آنان و حضور گسترده و روبه فزوني آنها منجربه مردانگي و خصوصيات آن در زندگيشان شود.