Hamshahri corpus document

DOC ID : H-801209-54292S1

Date of Document: 2002-02-28

نوروز جاودانه نگاهي به ريشه هاي فرهنگي مراسم نوروز در تقويم و گاهشماري ايران باستان، جشن ها جايگاه ويژه اي را به خود اختصاص داده اند كه اين امر حاكي از انبساط مردم و شادماني آنها بوده است. اين مقاله، در آستانه فرارسيدن سال جديد شمسي به يكي از مهم ترين اعياد باستاني ايران يعني عيد نوروز، به اجمال نظري افكند، البته امسال چند روز پيش از شروع سال نو، ماه محرم آغاز مي شود كه بويژه براي ما ايرانيان شيعه، ماهي ديگر است و يادآور مظلوميت سالار شهيدان و دفاع از حق و ايمان. از اين رو انتظار مي رود كه همه هموطنان در آيين هاي فرا رسيدن سال نو به اين مهم توجه كنند و ضمن بجا آوردن صله رحم كه سنت زيباي اسلام است، از شادماني هاي بي مورد بپرهيزند و خاصه در چهارشنبه سوري از هيجانات كاذب و اعمالي چون ترقه بازي كه گاه پرخطر بوده و به آسيبهاي فراوان مي انجامد خودداري كرده و با انديشه بيشتر به سفارشهاي ديني و رسوم مذهب، آسايش خود، خانواده و هموطنانشان را در مخاطره قرار ندهند. با هم مي خوانيم. نوروز از جمله اعيادي است كه با وجود قدمت آن نه تنها، كم رنگ نشده است بلكه همچنان به عنوان عيد بزرگ ايراني قلمداد مي شود. نوروز مركب از دو جزء است نو - روز كه مفهوم روز نو از آن برمي خيزد و بر نخستين روز از نخستين ماه سال خورشيدي دلالت مي كند. از اين روز فصل بهار و روزنويي از سال جديد شروع مي شود. اصل پهلوي اين واژه نوگ روج NogRoc يا نوگ روز NogRoz بوده است. از نظر ايرانيان قديم، نوروزمبدايي است براي پايان آفرينش، به گونه اي كه حق تعالي عالم را در شش گاه آفريده و آخرين قسمت آن با خلقت انسان پايان يافته است. در آئين مزديسني اين شش روز يا شش هنگام آفرينش را شش جشن يا گاهان بار گويند كه در نخستين هنگام آسمان آفريده شد، در دومين هنگام آب، در سومين هنگام زمين، در چهارمين هنگام نباتات و در پنجمين هنگام جانداران و در ششمين هنگام كه روز 365 پس از نوروز است كه با پايان سال و آغاز سال نو همزمان است، انسان آفريده شده و كار خلقت پايان يافته است. اين جشن كه آخرين گاهنبار است، همس پت ميديم (maidyam Hamaspath) نام دارد كه آن را به اعتدال و برابر شدن شب و روز ترجمه كرده اند. بديهي است كه اين همه جشن هاي بزرگ براي پايان يافتن خلقت به ويژه احترام به آفريده شدن انسان برپا مي گردد. جشن نوروز در آئين زردشت، جشن مذهبي نيز هست. واژه جشن از ريشه يز به معناي نيايش و پرستش است و اعتقاد بر اين است كه خرداد روز، از اول فروردين ماه روز تولد و برگزيده شدن زردشت پيغمبر ايران باستان است. نوروز از ديدگاه شيعيان نيز از حرمت ويژه اي برخوردار است، زيرا گفته اند در چنين روزي حضرت علي ( ع )به جانشيني پيامبر اكرم (ص ) برگزيده شد و بر مسند خلافت نشست. چرا كه روز غدير خم سال هجري 10 كه حضرت محمد (ص ) حضرت علي (ع ) را به جانشيني خود معرفي كرد مطابق بود باحوت 29 روز چهارم از خمسه مسترقه و بنابراين اولين روز امامت آن حضرت برابر شد با روز اول فروردين. شايد بتوان علت ماندگاري عيد نوروز را بعداز اسلام در اين مساله جستجو كرد. از جمله مراسمي كه مقدمه عيد نوروز است، چهارشنبه سوري است. چهارشنبه سوري تركيبي است از چهارشنبه كه پنجمين روز هفته است و سوري كه در معني سور سخن بسيار است. برخي از زبانشناسان بر اين باورند كه سوري، فارسي و از صفت پهلوي سوريك گرفته شده است كه سور به معني سرخ است. گل سوري به معني گل سرخ را از همين ريشه مي دانند كه البته واژه سور را به صورت تركيبي نيز مي توان نام برد. سرنا كه سازي است و تركيبي از +سور ناي به معني ساز جشن است و همچنين سوردادن نيز به معني ميهماني دادن هم به كار رفته است. به احتمال قوي، اين جشن از زمانهاي باستاني وجود داشته است و روشن كردن آتش به علت تقدس و احترام آن معمول بوده است وليكن استفاده از واژه چهارشنبه در ايران باستان معمول نبوده است. چرا كه در تقويم و روزشماري ايرانيان، شنبه، چهارشنبه و جمعه وجود نداشته و هر سال دوازده ماه و هر ماه بي كم و كاست روز 30 بوده است و هر روز نيز به نامي خوانده مي شد. به عنوان مثال روز اول ماه را اورمزد يا هرمزد (نام خداوند - هستي بخش دانا ) و يا روز دوم ماه را بهمن (انديشه نيك ) روز سوم را ارديبهشت (بهترين راستي ) و... مي ناميدند. بدين ترتيب روزي به نام چهارشنبه در گاهشماري ايران باستان ديده نمي شود. به اين علت بايد گفت كه اين واژه و احيانا اين رسم، پس از اسلام رايج شده است. در مورد اين مطلب كه چرا چهارشنبه آتش افروزي مي كرده اند و جشن مي گرفته اند شايد بتوان گفت كه عربها روز چهارشنبه را روز نحسي مي دانستند. البته برخي نيز برآنند كه در چنين روزي مختار سردار معروف شيعي به خونخواهي امام حسين ( ع ) و يارانش قيام كرد و انتقام شهداي كربلا را گرفت و عمر سعد و شمر و... را به هلاكت رساند و دستور داد به يمن اين پيروزي بر پشت بامها آتش بيافروزند و سرور و شادماني كنند كه گفته اند اين قيام در آخرين چهارشنبه ماه صفر بوده است، به اين واسطه در برخي از مناطق در چنين روزي مراسم چهارشنبه سوري را برپا مي كنند. در حاشيه چهارشنبه سوري نيز مراسم و آئين هاي ويژه اي وجود دارد كه هم اكنون نيز در برخي از مناطق برپا مي شود. مانند: لرك يا آجيل مشكل گشا، فال گوش، فال كوزه، آتش افروزي، كوزه شكني، آش نذري بخت گشايي دختران، توپ آش مرواريد، بيمار و... بدين ترتيب مردم با مراسم چهارشنبه سوري كه در آخرين چهارشنبه سال برگزار مي شود به استقبال سال جديد و عيد نوروز از مي روند ديگر سنتهايي كه گهگاه به چشم مي خورد، سنت حاجي فيروز است كه لباسي سرخ به تن و كلاهي بلند برسر مي كند و با صورتي سياه و دايره اي به دست، نويد شادي و شعف و آمدن نوروز را مي دهد. مهرداد بهار سنت حاجي فيروز را بازمانده آئين سياوش مي داند و مي گويد: چهره سياه او، نماد بازگشت از جهان مردگان است و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد است و شادي او شادي زايش دوباره آنهاست كه رويش و بركت با خود مي آورند. از جمله مهمترين سنتهاي عيد نوروز، سفره يا خواني است كه گسترده مي شود و به هفت سين شهرت دارد. عدد هفت نزد ايرانيان باستان عدد مقدس و ناميراست و با هفت امشاسپندان و هفت جاودانه مقدس ارتباط دارد كه اينان در ده روز فروردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين ) به زمين مي آمدند و براي آنان، خوان گسترده مي شد. اين هفت امشاسپندان عبارتند از: اورمزد، بهمن، اتوهيت ( ارديبهشت )،، شهريور سپندارمز ( اسفند ) خرداد، و مرداد. بازتاب هفت امشاسپندان را اغلب در سنن و آداب مي توان يافت، عدد هفت در نجوم هم خانه آرزوهاست و رسيدن به اميدها را بايد در خانه هفتم جست وجو كرد و يا مي گويند آسمان 7 طبقه است و 7 ملك موكل برآن قرار دارند و يا در هنگام تحويل سال 7 آيه خوانده شود و مواردي ديگر چون هفت شهر، هفت اورنگ، هفت خوان. شايد علت ديگر تقدس عدد هفت در بين ايرانيان هفتمين روز آفرينش باشد كه باري تعالي پس از شش روز كه جهان و انسان را آفريد، در روز هفتم فارغ از آفرينش شد و به اين علت لازم است كه جشن و سروري برپا شود. به هر ترتيب در خوان نوروزي هفت چيز را كه نامشان با سين شروع مي شود، مي چينند. اين كه سين آيا ارجحيت نسبت به حروف ديگر داشته است، چنين نيست چرا كه برخي براين عقيده اند كه سين شكل كوتاه شده سيني است. توضيح آن كه به ياد هفت امشاسپندان در جشن نوروز هفت سيني مي آراستند و بعدها سيني شكل كوتاه شده اي گرفت و به هفت سين شهرت يافت. البته هر كدام از اين اقلام نشانه سبزي، آباداني، فراواني و بركتي است كه خواهان آن در سال آينده هستيم. بعد از تحويل سال نيز اعتقاد براين است كه اولين فردي كه به خانه گام مي گذارد، بايد خوش قدم به باشد هر تقدير مي توان گفت نوروز با چهارشنبه سوري استقبال و با سيزده بدر كه آخرين جشن نوروزي است خاتمه مي يابد. در اين روز غم و رنج و خمودي حرام است و همه مي خواهند كه اين روز را در خارج از منزل بگذرانند. برخي براين عقيده اند كه هرگاه روز سيزدهم فروردين ماه بهاري با سيزدهم ماه قمري برابر افتد، آن روز نحس است و منجمان زماني را كه ماه و خورشيد روبه روي هم قرار بگيرند، نحس مي دانند و معتقدند بايد دست از كار كشيد و از خانه بيرون رفت. هم اكنون نيز در بيشتر مناطق و شهرهاي ايران عدد 13 را عدد نحسي مي دانند. از جمله سنتهايي كه در سيزده بدر انجام مي شود، سبزه گره زدن است كه دختران دم بخت اين كار را جهت رسيدن به آرزوهايشان انجام مي دهند و يا سبزه به آب انداختن كه اين مسئله هم در ايران و هم بين ملل ديگر كه وجوه فرهنگي مشتركي در آنها وجود داشته است، ديده مي شود. در جشن آدونيس از آداب و رسوم كهن روميان چنين اعمالي شايع بوده است كه از جمله آنها روياندن و سبز كردن گياهان بوده است. در اين مراسم كه طي هشت روز برگزار مي شد، ضمن آئين ها و رسوم سوگواري براي آدونيس سبزه ها را همراه با تنديس مرده آدونيس به كنار رود و يا دريا مي بردند و به آب مي انداخته اند و بدين وسيله طلب باران فراوان مي كردند. احتمالا آئين هاي آب پاشي نيز در جشن هاي سال نو به همين منظور انجام مي گرفته است. درباره عيد نوروز با توجه به نكاتي كه بيان شد ديدگاهي اسطوره اي نيز وجود دارد كه توسط شاعر پرآوازه ايراني فردوسي مطرح گرديده است كه كم لطفي دانسته شد تا بي اشارتي به آن، بگذريم. بدين جهت براي حسن ختام ابياتي از آن را در پايان مي آوريم كه محتاج توضيح نيست و خود گوياي مطلب است: همه كردنيها چو آمد پديد به گيتي جز از خويشتن كس نديد چو آن كارهاي وي آمد به جاي زجاي مهين برتر آورد پاي به فر كياني يكي تخت ساخت چه مايه بدو گوهراندرنشاخت كه چون خواستي، ديو برداشتي زهامون به گردون برافراشتي چو خورشيد تابان ميان هوا نشسته بر او شاه فرمانروا جهان انجمن شد بر تخت او فرومانده از فره بخت او به جمشيد برگوهر افشاندند مرآن روز را روز نو خواندند سرسال نو هرمز فرودين برآسوده از رنج تن، دل زكين بزرگان بشادي بياراستند مي و جام و رامشگران خواستند چنين روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان يادگار فرحناز علي نژاد